تاریخ

کافی است اراده کنی ….(داستان)

تصمیم قاطع و جدی انسان  کوه را از بیخ می کند!

داستان بسیار خواندنی و مؤثر
روزی یکی از دوستانم- که پزشک بود –  ایمیلی برایم فرستاد،بسیار خوشحال شدم ، با خود گفتم ای کاش شش سال پیش این پیام به دستم می رسید ؛ زیرا ایمیل مذکورانسان را تشویق می کند که  نباید دو روزش به مانند هم باشد ؛ بلکه باید همواره در حال پیشرفت باشد؛خوبی ها را خوبتر کند، پله های معلوماتش را بالا ببرد واز کمترین امکانات بیشترین استفاده را ببرد.
متن پیام و ایمیل
حفظ قرآن در سنین پیری!
مادر طه زنی هفتاد ساله بود که سواد خواندن و نوشتن نداشت اما امیدوار بود که یک روز قبل از اینکه بمیرد با دست خودش بتواند کلمه{الله}را بنویسد،وی پس از اینکه خواندن و نوشتن را یاد گرفت تصمیم گرفت که قرآن را حفظ کند.
بالاخره مادر طه موفق شد در مدت دو سال کل قرآن را حفظ کند و پیری و سستی مانع وی برای حفظ قرآن نشد ؛ زیرا هدف روشنی داشت؛ در حالی که ما در دوران جوانی بهانه گیری می کنیم که توانایی حفظ قرآن را نداریم! آیا واقعا توانایی نداریم یا اینکه خود را به ناتوانی می زنیم؟در واقع این کار حافظه ما را به تنبلی عادت می دهد.
در یکی از دانشگاه های کلمبیا یک دانشجویی که در رشته ریاضی مشغول به تحصیل بود در صف آخر کلاس نشسته وبه خاطر خستگی زیاد با خیال راحت می خوابد اما موقعی که بیدار می شود می بیند که استاد در حال ترک کلاس است و تنها دو مسئله را روی وایت برد نوشته است او هم سریعاً آنها را یادداشت می کند و به منزل بر می گردد وقتی در فکر حل این دو مسئله می افتد متوجه می‌شود که واقعاً جواب دادن به آنها بسیار مشکل است ؛ به همین خاطر به کتابخانه دانشگاه برمیگردد و منابع لازم را تهیه می کند، بعد از چهار روز تنها توانست به یکی از آن دو مسئله پاسخ دهد ؛ لذا در درون خودش خیلی از استاد ناراحت می شود که چرا این مسائل سخت و حل نشدنی را برای دانشجویان تکلیف نموده است؟!
وقتی به کلاس رفت متوجه شد که استاد از آن دو سؤال نمی پرسد ، بنابراین از استاد خیلی ناراحت می شود که چرا از تکالیف و سؤالات هفته گذشته – که او این همه برای حل آن زحمت کشیده – نمی پرسد؟!

 پیش استاد می رود و به ایشان می گوید : استاد با عرض معذرت بعد از چهار روز تلاش و تحقیق فقط توانستم به یکی از تکالیف هفته گذشته پاسخ دهم و جواب آن را در چهار صفحه تشریح نموده ام. استاد باپریشانی می گوید:من که این تمرینات را به شما نداده ام که آنها را جواب دهید ! بلکه من دو نمونه آوردم که برخی از مسائل قابل حل نیستند و تا بحال علم از جواب دادن به آنها عاجز مانده است!و جواب(نه)دانشمندان کاری کرده که اصلاً به فکر جواب دادن آنها هم نباشیم !
اگر این دانشجو نمی خوابید و حرفهای استاد را گوش می کرد هرگز به فکر پاسخ آنها نمی بود و به همین خاطر است که می گویند:بعضی از خوابها سودمند هستند ؛این است که الان پاسخ این سؤال با این چهار صفحه در دانشگاه بایگانی شده‌است!!
تا پنج سال پیش در بین ورزشکاران ، معروف بود که هیچ ورزشکاری نمی تواند در کمتر از چهار دقیقه مسافت دو کیلو متری را طی کند و اگر کسی هم این کار انجام دهد حتما سکته می کند؟ یکی از ورزشکاران پرسید آیا تا بحال کسی زحمت کشیده که این کار را انجام داده وسکته کرده باشد؟ جواب منفی بود.سپس خودش شروع به دویدن کرد تا رکورد را بشکند،اما مردم فکر می کردند که یا دیوانه شده ویا ساعتش به خوبی کار نمی کند! تا اینکه رکورد شکنی این ورزشکار را با چشمهای خود دیدند و پس از او بیش از یکصد ورزشکار توانستند این طلسم را بشکنند که قبلا فقط تلقین کردن به کلمه(نتوانستن)بود که آنها را از این امر وا داشته بود!
برادر و خواهر بزرگوارم
شما هم با همت والا و اراده راسخ می توانی بسیاری از کارهای نشدنی را انجام بدهی.
دوستان من ! در زندگی خود می توانیم خیلی از نتوانستن ها را به توانستن تبدیل کنیم و کلمه “سنگین است” و “نمی توانم” و” غیر ممکن است” را از ذهنمان بشوییم که در حقیقت این کلمات،کلمات سلبی منفی هستند و هیچ ارزشی ندارند.
در نتیجه انسان می تواند راحت این سختیها را طی کند و به قله امید برسد
.
ابراهیم احمدپور:ربط

 

نمایش بیشتر

ابراهیم احمدپور

@مترجم @ آذزبایجان غربی -ربط @ شغل : آزاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن