علمی

کرونا و پیامدهایش برای جهان مدرنیته

کرونا و پیامدهایش برای جهان مدرنیته که در خواب رسیدن به جهان نوین در آینده می باشند

 کرونا، تحیر و سرسام شدن برای جامعه ی بشریت یعنی جهان کفر و اسلام؛ از اندیشمندان و محققان تا شبانان و گاو چرانان، از زمامداران امور تا فرمانبران مأمور، از ثروتمندان مهربان تا ثروتمندان جبون و سخیف، از ساکنانِ ویلا و تالارهای آسمان خراش تا سُکنا گزیدگان مخروبه ی کوچه های تگنای جهان.

چنانچه مستحضر و مستمع هستید همگی در تکاپوی نجات خویش هستند و تعجب برانگیزتر از این، همه می ترسند! ولی ازچی؟ ازهم! چرا؟ مگر تا دیروز باهم نبودند! به یاد این آیات افتادم: «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ» (عبس:۳۴-۳۷) یعنی: روزى که انسان از برادرش بگریزد و از مادر و پدرش و همسر و فرزندانش، در آن روز براى هر یک از آنان کار و گرفتارى است که او را (از پرداختن به کار دیگران) بازدارد.

مگر تا دیروز مشغول تقویت و تداوم حیات لبریز از شادی ها، خرم ها و صفاها نبودند و با هم در دریاها و رفتن به کره ی ماه و آسمان‌ها و تحقیق بر ستاره ها و کهکشان ها و در مرتفع ترین قله ها (اورست) تا عمیق ترین دریاها با هم بازی و شادی نمی کردند؟

و مگر در خرم ترین جنگل ها از آمازون تا مازندران و در گرم ترین نقطه ی زمین تا سردترین آن از آفریقای گرمسیر تا سیبری سردسیر باهم نبودند؟ و از قطب های منجمد تا قطب های معتدل مگر باهم نبودند؟ 

 چه شد؟ یهو از‌ دور هم پریدند، به فاصله ی چند متر و چند منزل از هم به دور دویدند، مگر این رئیس نبوده و آن مرئوس؟ مگر این امیر نبود و آن مأمور؟ مگر این استاد نبود و آن شاگرد؟ مگر این مؤذن نبود و آن مُسمِع؟ مگر این خطیب نبود و آن مخطوب؟ مگر این امام نبوده و آن مأموم؟ 

 چرا یهو این طور شد؟ انسان از مفهوم واقعی خود دور شد؟ که انسان در معنای واقعی: انس، محبت، الفت و مهربانی است. چرا این طور نامهربان گشته؟ به دورشدن از هم پیام ها انگاشته، مانند: یفر من کل انس حذراً من مرض لا ملموس وهو کرونا.

جواب: به اقتضای شعر مرحوم اقبال لاهور می اندیشیم تا بتوانیم پیامدهای ویروس کرونا و اندرزهایش را دریافت نماییم. چنانچه عارف بزرگ شرق می گویند:

خدا آن ملتی را سروری داد             که تقدیرش به دست خویش بنوشت 

 به آن ملت سروکاری ندارد            که دهقانش برای دیگری کشت                                                        

یا‌ چنانچه مرحوم استاد ماموستا محمد برده رشی سروده اند:  

ز تقدیر ازل که من مجبورم، یزدانم                     که من مختار دورانم به حکم عقل و وجدانم   

بگفتا در شگفتم من، شگفتم از شگفت تو                به آیتها نگاهی کن، اگر گویی مسلمانم  

بنابراین از این قرنطینه ی دیرینه ی غافل شدن و سرگرم شدن در دنیای فعلی طبق مفاد آیه: «کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَتَذَرُونَ الْآخِرَهَ» (قیامه:۲۰-۲۱) یعنی: نه چنین است (که شما درباره معاد می پندارید!) اصلاً شما دنیای گذرا را دوست می دارید و آخرت را رها می سازید.

‏که مدت مدیدی است در فراز و نشیب آن خود را مشغول و محدود و محصور نموده ایم و وظیفه ی اصلی خویش که تعبد بندگی (و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدان) خالصانه برای پروردگار متعال و تعمیر و آبادانی جهان وسیع کنونی طبق فرامین قرآنی بدون تبعیض و تفریق آیینی، نژادی و زبانی برای نسل بشریت که مفاد آیه های زیر می باشد: «هو أنشأکم مِنَ الأرضِ وَ استعمَرَکُم فِیها» (هود:۶۱) یعنی: اوست که شما را از زمین آفریده است و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است (و نیروی بهره وری و بهره برداری از آن را به شما عطا و در شما پدید آورده است).

پس از این قرنطینه ی دیرینه و علاقه مند شدن بیش از حد جهان خواهی و جهان خواری و دور شدن از خداخواهی و دلبند شدن به خودخواهی، اینقدر در این خودخواهی و بدخواهی صعود کردیم و از همه ی خوبی ها و نیکی ها به انسان ها گذر کردیم، در این هزاره ی مدرنیته مشغول سیر و سفر بودیم، یهو به ویروس مشهور کرونا رسیدیم و ما را از این همه آرزوها و سفرهای لذیذ و عزیز و نگه داشتن در یک اتاق کوچکِ مخروبه ی این جهان وسیع، محبوس و مخشوش کردند و ما را به خود و خدای خود سپردند، تا از خود پرس وجو کنیم و علت این آزمون الهی را بررسی کنیم و پیامدهای این ویروس کرونا را که حاوی درسها و پیامهای بی شماری برای انسان های هوشیار و به هوش آمده است را دریافت کنیم:

١: ویروس کرونا به عنوان سیلیِ مهربانی برای جامعه ی اسلامی و مسلمین؛ آنهایی که مشغول بندگی خالق دادارند و کسانی هم که از اطاعت پروردگار دور شده اند و دائماً سرمست، مغرور، خُمار، اهل قمار (پرانتو)، حرام احتکار، سودخوار، اهل فسق و فساد، ظلم و زور، جور و ستم و غرق در فساد اخلاقی اند و همچنین زنا: «وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَسَاء سَبِیلاً» (اسرا:۳۲) یعنی: «و (با انجام عوامل و انگیزه‌های زنا) به زنا نزدیک نشوید که زنا گناه بسیار زشت و بدترین راه و شیوه است» و سرقت اموال عام و خاص [عام، اموال بیت المال و خاص، یعنی اموال اشخاص] و تا رسد به قتل و قتول نابه حق از جانب خود فروخته های احمق، به عناوین مختلف برای دستیابی به مقام های نالایق و اخذ ثروت های ناشایسته؛ نه هر نام مُسلِم و مسلمان را عار کرده، بلکه خود و من تبعهای خود را نیز رسوا کرده‌ و برای نزول عذاب الهی خود را مهیا کرده اند و نزول آیه ذیل‏ را بر خود تطیبق کردند.
«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» ‏(الروم:۴۱)

یعنی: (همیشه چنین بوده است که) تباهی و خرابی در دریا و خشکی به خاطر کارهایی پدیدار گشته است که مردمان انجام می داده‌اند. بدین وسیله خدا سزای برخی از کارهایی را که انسان‌ها انجام می دهند، بدیشان می چشاند تا این که آنان (بیدار شوند و از دست یازیدن به معاصی) برگردند.

حالا ما مسلمانان پیام را دریافت نمودیم و در خلوت خانه هایی به نام “قرنطینه” برای رهایی جان خود از کرونا و بازیابی هویت اصیل خویش قرار گرفته ایم و به هرچی دل بسته ایم، خسته ایم و منتظر روزنه ی بازگشایی خالق توانمند دادار هستی نشسته ایم؛ چون بارها در کلامش (قرآن)، پیام و نورش را برای ما در خلال ۲۳ سال توسط نبی امی(صلی الله علیه و سلم) در میان جاهلان عرب و در قلب بت پرستها و قلب غارت گران و قلب قاتلان و بی عفتان و… را روشنایی بخشیده است و سایه دیرینه ی ظلمتی که بر جهان کشیده شده بود را برطرف نموده و قلوب تار شده آنها را روشن نموده و شافی امراض روانی همه گردیده و مبین قوانین فردی و اجتماعی تغییرناپذیر برای جامعه ی بشریت گردیده است و هرچه سریعتر شرق و غرب را فرا گرفته و منشا تمدن عالی و صنعت ها و هنرها گردیده است و برای مومنان نور است. «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» (ص:۲۹) یعنی: ‏(ای محمّد! این قرآن) کتاب پرخیر و برکتی است و آن را برای تو فرو فرستاده‌ایم تا درباره آیه‌هایش بیندیشند و خردمندان پند گیرند.

پس ما مومنان به خدا و کلامش که قرآن است، در این قرنطینه به خود و خدای خود و آزمونش، ویروس کرونا که آن را یک سیلی مهربانی تلقی می نماییم و با مقدر آزمون پیش رو به نام کرونا مواجه می گردیم و با انسان صفت فرشته ی واقعی یونس النبی علیه السلام  که در خلوت سه ظلمات متراکم بر هم قرار گرفته اند و از تمام اسباب ظاهری بریده بود و تنها چشم انتظار را به دریای لبریز کرَم پروردگار دوخته بود. فوراً به خود آمد و گذشته ی خویش را یادآور شد و از در رفتن از سنگر محراب دعوت الی الله پشیمان گشت و عمق دریا و شکم ماهی را به محراب مُحاربه با نفس تبدیل کرد و به حالت سجده درافتاده و خالصانه در این قرنطینه ی الهی مشغول راز و نیاز شده و ندای ربنا… ربنا ظلمنا انفسنا انفسنا را سرداده و به نافرمانی خویش اقرار نموده…

سرانجام پروردگارش، راز و نیازش را مستجاب کرده و از این غصه و اندوه نجاتش داده، چنانچه خداوند می فرماید:

«وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیا:۸۷)
یعنی: ‏(یاد کن داستان یونس ملقب به) ذوالنون را در آن هنگام که (بر قوم نافرمان خود خشم گرفت و ایشان را به عذاب خدا تهدید کرد و بدون دریافت پیام آسمانی، از میانشان) خشمناک بیرون رفت و گمان برد که (با زندانی کردن و دیگر چیزها) بر او سخت و تنگ نمی گیریم. (سوار کشتی شد و کشتی به تلاطم افتاد و به قید قرعه مسافران و کشتیبانان او را به دریا انداختند و نهنگی او را بلعید.) در میان تاریکی ها (ی سه‌گانه شب و دریا و شکم نهنگ) فریاد برآورد که (کریما و رحیما!) پروردگاری جز تو نیست و تو پاک و منزّهی (از هرگونه کم و کاستی و فراتر از هر آن چیزی هستی که نسبت به تو بر دلمان می گذرد و تصوّر می کنیم. خداوندا بر اثر مبادرت به کوچ بدون اجازه حضرت باری) من از جمله ستمکاران شده‌ام (مرا دریاب!)

«فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ» (انبیا:۸۸)
یعنی: دعای او را پذیرفتیم و وی را از غم رها کردیم و ما همین گونه مؤمنان را نجات می دهیم (و در برابر دعای خالصانه، آنان را از گرفتاریها می رهانیم).

حالا ما مؤمنان با اقتدا به یونس نبی علیه السلام در این قرنطینه و در این ایام که جهت نجات جان شیرین خویش، که به تایید پزشکان متخصص تنها راه علاج وپیش گیری را قرنطینه شدن برگزیده اند، خود را قرنطینه کرده ایم و از همه ی متعلقات خویش و از همه ی کسانی که با ما در ارتباط هستند، قطع مراوَدت نموده ایم.

در یک کلام معروض دارم از همه ی عزیزان و از هرچه لذیذ است و خلاصه تر گویم، در این قرنطینه و در این ایام که به تمام امیال دنیوی و زرق و برقش پشت پا زدیم و به خود و خدای خود مشغول گشته ایم، بدانیم که: در این خلوت روحانی [قرنطینه] باز هم فریب ترفندهای نفس اماره به سوء خویش را نخوریم و یونس آسا علیه السلام خود را به حالت سجده درآوریم و به تقدیر مُقدر پروردگار لا یزال – ویروس کرونا-  در این هزاره ٢١ عصر مدرنیته که جهان کفر و اسلام را سرسام کرده و تکان داده بیندیشیم و گذشته ی شرمساری و نافرمانی و کج روی خویش را یادآور شویم و طوری معذرت خواهی نماییم که تیغ تیز و برنده ی قهرِ پروردگار ما را نبرد و از این آزمون که تقدیر الهی برای نسل بشریت است، پیروزمندانه و سرفرازانه، یونس آسا علیه السلام بیرون آییم و به دیار و کاشانه ی خود و به میان قوم و خانواده ی خویش به سلامتی بازگشت نماییم و دعای قرآنی یونس النبی علیه السلام را تکرار و زمزمه نماییم.

٢- پیام دوم ویروس کرونا برای افرادی که همیار و هباز برای خدا قائل هستند، کسانی هستند که ایمان و عقیده به غیبگوها و ستاره شناس ها و فالگیرها و… دارند، همچون کسانی که در هندوستان خود را به خدایان دویتا می رسانند. حتی امروز در هند هستند که خود را فرزندان خورشید و ماه می دانند به نامهای: سورج، بنسی و جندربنسی 

٣- پیام سوم ویروس کرونا: سیلیِ قهر پروردگار به نیهلیستی و ماتریالیستی است که با تنفس های مصنوعی به حرکت درآورده شده اند. که طبق آن مکتب ها جز ماده و انرژی و جلوه های گوناگون آنها در جهان هستی چیز دیگری وجود ندارد. مثلاً خدا، روح و فرشتگان چون محسوس نیستند، وجود ندارند و نیز سیلی قهری است به مارکسیسم، لایک، فرویدیسم، دورکیسم، داریونیسم، امانیسم، فراماسونری و لیبرالیسم و… که همگی همچون قارچ های زهر انگیز سبز شده اند. مثلاً در مکتب مارکسیستی جز ماده و انرژی جلوه های گوناگون آنها و همه چیز نفی شده بود و موجود را مساوی محسوس به شمار می آورند.

نیز سیلی قهر پروردگار به امانیستی که تمام ارزش ها را جز ارزش انسان دوستی، آن هم تاحد انسان پرستی، نفی کرده است. یادآور شویم که در مکتب امانیسم، همه ی مسائل اجتماعی و مذهبی و اقتصادی و حقوقی براساس اصالت انسان بررسی می شود، انسان ها را نباید فدای تقدس کرد، بلکه هر تقدسی را باید فدای انسانها کرد؛ اگر خدایی را می پرستیم، آن خدا باید طوری باشد که هرگز به اصالت انسان  خدشه وارد نسازد و انسان نباید مثل پر کاهی در دست خدا باشد. پس انسان هم در برابر خدا و هم در برابر طبیعت، آقای خودش است. حالا بروز ویروس کرونا زنگ خطر و بیدارباشی برای تمام انسان ها و به خصوص برای نیهلیست ها و ماتریالیست ها و امانیسم ها و آتائیسم ها تلقی می گردد.

با این همه پیشرفت های امروزی در میادین مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، پزشکی، تکنولوزی و… باز هم همگی ناتوان و ضعیف و ترسو و ناامید از مقابله با آن هستند و با این همه قدرت ها و این چاخان پاخان ها که تا دیروز خود را مصدر تمام خیر و شرها می دانستند و با نیروهای متنوع از ابزارهای علمی، پزشکی و قدرت های هوایی، زمینی، دریایی و از عمق دریاها و از بلندترین کهکشان ها و ستاره ها و ماه و آسمان ها، رزمایش ها انجام می دادند و به رخ همدیگر می کشدند و انسانها را قلع و قمع می کردند و از ریختن خون به ناحق آنها، قدرت طلبی بیشتری می کردند و کاخ هایشان را مرتفع تر می کردند و فقط به فکر قدرت بهتر و ثروت بیشتر و دوام حیات نامبارکشان بودند. ولی بی خبر از آن برای آنهایی که در این جهان اینقدر شیفته ی خود شدند و به خود بالیدند و سر از این تفکرهای غلط از نهلیستی گرفته تا آتائیسمی درآوردند و خدا و قانونش را فراموش کردند و در عالم بی خبری زندگی ننگین و عار خویش را سپری کردند و خدا و قدرتش را فراموش کردند که می فرمایند: «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» (فتح:۱۰)
یعنی: دست خدا بالای دست آنان است.

اینکه خداوند یک سرباز کوچک به نام ویروس کرونا را از لشکرو جنود بیشمار خود به آنها نشان داد، همگی با این همه ادعاهای خویش، مانند ابزارهای جنگی، الکترونی، سایبری، ماهواره ای، بیولوژوکی، پهپادی، شیمیایی و هسته ای و…  همگی در مقابل این سرباز نامرئی به نام ویروس کرونا، عقب نشینی کردند و نه اینکه دفاعی نکردند، بلکه از هم نیز پراکنده شدند و در خانه ها، خود را غائب کردند و در و پنجره ی اتاقهایشان را محکم بستند و دوربین های مدار بسته را هم فعال کردند، از ترس اینکه سرباز نامرئیِ تقدیر الهی (ویروس کرونا) تعقیبشان کند و در خانه اسیر شان کند و از فرمانراوئی و قدرت طلبی برای همیشه از صفحه ی تاریخ حذف و نابودشان کند.

برای یادآوری سنت الهی در تاریخ و تذکر به آنان (انسانها به عموم) و به خصوص به نهلیست ها تا آتائیست ها، آیه ی ١١ تا ٢٠ سوری انبیا و پند و اندرز گرفتن از آن را یادآور می‌شویم:‏ 

«وَکَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْیَهٍ کَانَتْ ظَالِمَهً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْماً آخَرِینَ» (انبیا:۱۱)
یعنی: ‏بسیار بوده است که (اهالی) آبادیهای ستمگری را (به سبب کفرشان) نابود کرده‌ایم و پس از ایشان، گروههای دیگری را روی کار آورده‌ایم‌.

«فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا یَرْکُضُونَ‏» (انبیا:۱۲)
یعنی: ‏آنان هنگامی که عذاب ما را احساس کرده‌اند، ناگهان پای به فرار گذاشته‌اند (و برای نجات خویش همچون چهارپایان به این سو و آن سو گریخته‌اند).‏

«لَا تَرْکُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَمَسَاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْأَلُونَ» (انبیا:۱۳)
یعنی: ‏(امّا به عنوان تمسخر و استهزاء بدیشان گفته شده است:) نگریزید و باز گردید به سوی زندگانی پرناز و نعمتی که در آن بسر می بردید و به سوی کاخها و قصرهای پر زرق و برقتان! شاید (خدمتگزاران و اطرافیانتان به شما نیاز داشته باشند و) از شما (کمکی و چیزی) خواسته شود (و به رأی و نظرتان محتاج باشند).

«قَالُوا یَا وَیْلَنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ» (انبیا:۱۴)
یعنی: ‏می گویند: وای بر ما! ما ستمگر بوده‌ایم (و با کفر ورزیدن، بر خود ستم کرده‌ایم و هم اینک به آتش می سوزیم).

«فَمَا زَالَت تِّلْکَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِیداً خَامِدِینَ» (انبیا:۱۵)
یعنی: ‏پیوسته این، فریاد ایشان خواهد بود (و «وای بر ما» را تکرار می کنند) تا این که آنان را درویده و فرو افتاده می نمائیم (و ایشان را از پای می اندازیم و هلاکشان می سازیم).

‏«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ» (انبیا:۱۶)
یعنی: وما که آسمان و زمین و آنچه در میان آنها است برای بازی و شوخی نیافریده‌ایم (و بیهوده و بی هدف ساخته و پرداخته نساخته‌ایم).‏

‏«لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْواً لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن کُنَّا فَاعِلِینَ» (انبیا:۱۷)
یعنی: (به فرض محال) اگر می خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی مناسب خود انتخاب می کردیم (و لهو و لعب خدایانه‌ای برمی گزیدیم) ما چنین کاری را نمی کنیم.

‏«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ» (انبیا:۱۸)
یعنی: ‏بلکه (ما چنین نمی خواهیم و) حق را به جان باطل می اندازیم و حق مغز سر باطل را از هم می پاشد و باطل هرچه زودتر محو و نابود می شود. وای بر شما (ای کافران) به سبب توصیفی که می کنید (از بی هدفی جهان و از افترائی که بر خدا و فرستاده یزدان می بندید).

‏«وَلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُونَ» (انبیا:۱۹)
یعنی: ‏از آن او است هر که و هر چه در آسمانها و زمین است، (و لذا تنها شایسته پرستش او است) و کسانی که در پیشگاه وی هستند (و مقرّبان درگاه پروردگارند، یعنی فرشتگان) از پرستش او سر باز نمی زنند و خویشتن را بالاتر از عبادتش نمی دانند و (از بندگی شبانه‌روزی خود هرگز) خسته نمی گردند.

‏«یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ» (انبیا:۲۰)
یعنی: شب و روز (دائماً به تعظیم و تمجید خدا مشغولند و پیوسته) سرگرم تسبیح و تقدیسند و سستی به خود راه نمی دهند.

‏ 

و در پایان شفای عاجل برای تمامی مبتلایان به این ویروس و سلامتی برای همه ی انسان‌ها از این ویروس و دیگر مریضی ها را از درگاه خالق رحمان آرزومندم

یوسف عزیزپور-  – پیرانشهر- 
سوزی میحراب

برچسب ها
نمایش بیشتر

یوسف عزیزپور

@ استان آذربایجان غربی- پیرانشهر @@ نویسنده و مترجم @ فعال اجتماعی و دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن