اصول

گسترش اسلام در جهان از طریق شمشیر یا …؟ (۱)

با این نگاه به اسلام باید نگریست ؛ دینی است که خداوند بلند مرتبه برای آشتی و دوستی و به هم پیوند دادن فرستاده است و این امر را با روشنگری و گشودن چشمان بندگان به حقایق و روشن ساختن دلها انجام می دهد .

–  به همین خاطر است که در طول ۱۳ سال دعوت پیامبر (ص) در مکه دین اسلام هیچ وقت دست به شمشیر نبرد و خود را به جنگ و آشوب نزدیک نکرد و با هیچ قوم و طایفه و یا فردی به مبارزه نپرداخت و همیشه مردم را به برابری و یکسان بودن تمام انسانها ،آزادی بندگان، ظلم نکردن نسبت به یکدیگر، نداشتن تنفر، از بین رفتن فاصله طبقاتی فرا می خواند ؛ علاوه بر اینکه همواره سفارشش این بود مبادا در میان شما گروهی سیر باشند و گروهی بی نیاز، دسته ای آنقدر مال و ثروت داشته باشند که ندانند با آن چکار کنند و گروهی دیگر نیازمند و محتاج باشند و در فقر زندگی کنند!!

– هدف اسلام اصلاح اجتماع و جامعه و ایجاد عدالت در بین تمام مردم است.

پیامبر اکرم (ص) در مدت این ۱۳ سال در مکه ، نهال دین پاک اسلام را با شعار برابری،آزادی، برادری و شادی و محبت در دل یاران خود می رویاند ؛ اسلام به این دلیل اسلام نامیده شده است چون سلامتی و سربلندی و عزت را برای پیروانش به همراه دارد.
– با گذشت زمان زیادی و پس از ۱۵ سال از آمدن وحی ، خداوند آیاتی را مبنی بر مشروع بودن دفاع مسلحانه از خود در برابر ستمگرانی که بی رحمانه به شکنجه و اخراج مسلمانان از خانه و می پردازند ، نازل کرد آنجا که می فرماید : (أُذنِ لِلّذین یُقاتَلونَ بِأَنَّهم ظُلِموا وَ إِنَّ الله علی نَصرِهِم لَقَدیر.)حج/۳۹= «به کسانی که مظلومانه مورد تهاجم قرار می‌گیرند، اجازه دفاع داده شده و خداوند بر یاری آنان تواناست»، «همانها که به ناحق از خانه و کاشانه خود رانده شدند، (و گناهی نداشتند) جز آنکه می‌گفتند: پروردگار ما خدای یکتاست. و اگر خداوند (ظلم و تجاوز) بعضی از مردم را به وسیله‌ی بعضی دیگر دفع نکند، صومعه‌ها و کنیسه‌ها و کلیسا‌ها و مساجدی که نام خداوند در آنها بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد و قطعاً خداوند کسی که (دین) او را یاری کند، یاری می‌دهد، زیرا خداوند نیرومند و شکست ناپذیر است»

به این نکته نیز باید توجه کنیم که فرمان و اجازه مبارزه بعد از آن همه ظلم و ستم مشرکان ستمگر قریش نسبت به مسلمانان نازل و صادرشد ؛ با این حال باز کافران بودند که جنگ را‌آغاز کردند !

 پس از اینکه ظلم و ستم مشرکان به اوج خود رسید و همچنین پس از فاش شدن طرح ترور پیامبر ، مسلمانان بدون اینکه کوچک ترین واکنشی از خود نشان داده و مقاومت کنند آواره مدینه شدند ؛ تازه پس از اینکه مشرکان قریش ، در مدینه نیز به آزار و تعقیب مسلمانان می پرداختند خداوند دستور صادر فرمود :(و قاتلُوا فی سبیلِ الله الذینَ یُقاتلونَکُم و لا تعتدوا إِنَّ الله لا یُحبُ المعتدین) بقره/۱۹۰ و در راه خدا با کسانی که با شما سر جنگ دارند کارزار بکنید اما تعدی روا مدارید که خدا متجاوزان را دوست نمی‏دارد

 و به این خاطر است که متهم کردن اسلام به اینکه با زور شمشیر در جهان و در میان مردم گسترش یافته است تهمت وبرچسبی ناحق و نارواست ؛ چرا که اسلام با هیچ چیز و با هیچ کس دشمنی ندارد  و برای دعوت کردن بندگان خدا که مسلمان شوند هرگز از زور و شمشیر استفاده نمی کند ؛ زیرا اسلامی که با زور و ترس از شمشیر حاصل شده باشد غیرقابل قبول است و در واقع زمانی اسلام آوردن شخصی نزد خداوند قابل پذیرش است که با قناعت عقلی و رغبت خود شخص و بدون هیچ زور و اجباری باشد.

خداوند بلند مرتبه در سوره بقره آیه ۲۵۶ می فرمایند : لا اِکراه فی الدینِ قَد تَبَیَّنَ الرُشد منَ الغَّی.

باید به این نکته توجه کنیم که در فتوحات اسلامی و گسترش دین اسلام در جهان  هرگز مردم را به زور مجبور به ایمان آوردن نمی کردند بلکه فلسفه و غایت فتوحات اسلامی این بود که مردم مظلوم از چنگال ستمگران حاکم رهایی یابند .
-همین بود که درزمان فتوحات ، مردم با دل و آغوشی باز از نمایندگان اسلام استقبال می کردند و اسلام را بدون هیچ ترس و تردید و دودلی می پذیرفتند و پس از قبول اسلام  ، برنامه های آن را در میان خانه و خانواده و جامعه خود پیاده می کردند.
-در این میان کسانی بودند که اسلام و حکومت آن را را قبول نمی نمودند ، بلکه بر دینی دیگر را که خود برگزیده بودند ، قبول داشتند ، واز آنجا که در سایه و تحت آن می زیستند و از تمام حقوق و مزایای شهروندی برخوردار بودند ، برابر قراردادی فیمابین آنان و دولت اسلامی حاکم ، مبلغی را تحت عنوان “جزیه” به دولت پرداخت می نمودند. آنان که “اهل ذمه” شناخته می شدند خود خواسته بودند که در سرزمین اسلامی زندگی کنند و حکومت اسلامی نیز با آنان پیمانی می بست به نام پیمان(قرارداد ذمه) ، که طبق این پیمان نامه ، آنان از نظر جانی ، مالی و خانوادگی  مورد محافظت دولتمردان قرار داشتند.
-پس اگر – آنگونه که یاوه گویان می گویند – اسلام با زور شمشیر در جهان گسترش پیدا نموده است، چگونه است که این پیمان مهم و تعهد بزرگ را با طرفداران ادیان دیگر منعقد می کند ؟!
اگر وادار کردن مردم به قبول کردن اسلام و عقیده و باورهای آن با زور شکل می گرفت ، در این صورت که نیازی به انعقاد چنین پیمانی که بیشتر مواد آن تکلیف و مسئولیت برای دولت اسلامی است ،‌ به نظر نمی رسد ! تازه آنچه آن بدخواهان ادعا می کنند از نظر اسلام غیرقابل  قبول می باشد !

آری ، اینگونه و در اوج آزادی و اختیار مردم تحت سلطه کشورهای گشوده شده به اسلام می گرویدند ؛ نه آنگونه که عده ای تیره بین و کوتاه فکر می گویند !

اسلام و مسلمانان هرگز برای گسترش این دین آسمانی به شمشیر و زور متوسل نمی شوند ؛ بلکه زمانی شمشیر به دست می گیرند که احساس کنند مشکل یا مانعی در مسیر دعوت به اسلام وجود داشته و از راه مذاکره و به شیوه مسالمت آمیز برداشته نمی شود ، مانعی که از انتخاب آگاهانه اسلام توسط مردم  جلوگیری می نماید.

یکی از مسئولیت هایی که مسلمانان با آن مواجه بودند عبارت بود از برداشتن و حذف قوانین کفر در جوامعی که به زور بر مردم آنجا مسلط گردانیده شده بود ، در این راستا اسلام بر کسانی عرضه می شد که در زیر ظلم و ستم طاغوت و طاغوتیان آه و ناله می کرده و از هر لحاظ از وضع موجود بیزار و گریزان بودند .
اصل و اساس اسلام بر این است که بندگان خدا از زیر ظلم و ستم و قانون ستمکاران نجات داده شوند ؛ آن هم با توسعه داد و عدل اسلامی در میان آنان .

دیگر پیام اسلام عبارت است از آزاد کردن بندگان خدا از بندگی کردن و سرخم کردن برای ستمکاران، و دعوت آنان به بندگی و تعظیم خدایی که صاحب این همه فضل و کرم می باشد.
از طرف دیگر باید به این نکته توجه نمود که دین اسلام برای راهنمایی کردن انسان ها آمده ؛ البته از این هم نباید غافل بود که بدخواهان و دشمنان اسلام همواره در صدد ممانعت از توسعه اسلام بوده و حضور آن در میان مردم را به ضرر خود می دانند .

با این توصیفات ، باید اسلام دارای یک برنامه منظم و سیستماتیک باشد که هم بتواند خود را بر مردم عرضه کند و هم در مقابل بد خواهانش ایستادگی کرده و سد راهشان شود .

و این خود نیازمند قدرت و نیرویی است که از دعوتگران به سوی دین اسلام حمایت کند، و اگر موانعی بر سر راهش بود آن را بر طرف نماید.

اگر اسلام را از دیدگاهی منطقی نگاه کنیم می بینیم که از سوی خدای متعال برای سعادت انسان ها آمده و هر چیزی که از سوی خداوند آمده باشد همه گیر و جهانی است ؛ نه تنها انسان بلکه جنّی ها هم باید به آن پای بند باشند همانطور که خدای متعال می فرماید : وَ مَن یَبتَغِ غَیر الإِسلام دیناً فَلَن یُقبَلُ مِنهُ وَ هُوَ الأَخِرَهِ مِنَ الخَسرین. بقره/۸۵(و کسی که غیر از آیین و شریعت) اسلام، آئینی دیگر برگزیند، از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زمره زیانکاران خواهد بود.
جدای از مطالبی که بیان شد خدای بزرگ اختیار و آزادی را به انسان داده است و او را در قبول و باور دین آزاد گذاشته است ؛ به گونه ای که آزادانه می تواند مسلمان شده و یا اینکه بر آیین کفر بماند.
-و اگر زمانی مسلمانان به جنگ با کافران می پردازند نه به این خاطر است که کافر هستند ؛ بلکه به دلیل ستم هایی است که نسبت به مسلمانان – و افراد تحت سلطه اشان – روا می دارند.

-نکته اینجاست که این ستمگران حاکم نه تنها خود ، اسلام را انتخاب نکرده و ایمان نمی آورند ؛ بلکه از پذیرش اسلام توسط دیگران نیز ممانعت می کنند و مانع اسلام آوردن آنان می شوند و مدام در حال تلاش و کوشش اند که دین اسلام را تخریب نموده و آن را بد جلوه دهند و به نوعی آن را از چشم مردم بیندازد؛ مساجد را تعطیل می کنند و کسانی که ریش دارند را وادار به تراشیدن آن می کنند، زنان و دختران را مجبور می کنند که حجاب و روسری هایشان را بردارند، همواره تلاش می کنند که مسلمانان خود منزل هایشان را بر سر خود خراب کنند و …

برطرف نمودن این ظلم و ستم ها باعث می شود که مسلمانان به چنین کشورهایی لشکرکشی نموده و علیه این کشوره وارد جنگ شوند . مطلب ادامه دارد….

نویسنده : هیمن عبدالعزیز
ترجمه : مژگان جواهری

نمایش بیشتر

مژگان جواهری

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ مدرس و فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن