حدیثدل نوشته

گویی همەی ما داخل غاری محاصره شده ایم!

نویسنده : فاروق رحمت پور

ممکن نیست این صخره‌ی عظیم که ورودی غار حیات را بسته، تکانی بخورد و لغزشی داشته باشد، اگر هر یک از ما عمل نیکویی نداشته باشیم، تا همراه تضرع و دعا آن را تقدیم درگاه خدای رحمان کنیم. صخره غار معهود و معروفی که درحدیث شریف آمده، از جایش تکان نخورد، مگر با اعمال صالحه و مختلف، در چند مرحله مثبت و جدا از هم که هر یکی دیگری را کمال می بخشید.

معروف اخلاقی: عفّت و مروّت
معروف اقتصادی: تعامل حسنه مالی، انفاق و کمک به نیازمندان.
معروف اجتماعی: کمک و احسان به پدر و مادر و صله رحم

گویی روایت می خواهد ما را رهنمون کند به: ضرورت تکمیل مراحل و ادوار در رفع مصائب و بلایا و اگر این مراحل و ادوار امروز به کمال نرسند، این صخره جثیمی که بر سینه ما سنگینی می کند، تکان نمی خورد و فرو نمی ریزد.

هنگامی که در و منفذ غار بر آنان بکلّی بسته شد، فهمیدند که هیچ مخرج و رهیافتی از آن نیست، مگر از جانب الله جلّ جلاله. مٲیوس نشدند، بلکه تفکّر کردند و در پی ابتکار وسیله و دستاویزی همراه دعا و درخواست روان شدند.

کدام وسیله؟ وسیله آنان برای استجابت دعا چه بود؟ آری وسیله آنان عمل صالح بود.

اگر به دعای خشک و خالی کفایت کنیم و عمل صالح و نیکویی نداشته باشیم، تا قبل از دعا روانه شود، هرگز دعایمان مستجاب نمی شود. هرچند آرزوی عبث و افزونه خواهی کنیم. صد البتّه این کردار نیکو و تلاش فراوان است که به ما الهام، انگیزه و قوّت مضاعف می بخشد برای دعا، کاری کە سه شخص محصور در غار کردند.

آیا خداوند احتیاج به یادآوری کردار نیکو داشت تا آنها را نجات دهد؟

قطعاً نه، لیکن خداوند می خواست صدای آنها را بشنود هنگامی که در محضر او لب به دعا می گشایند،
می خواست بفهمند که اعمال صالحی که قبلاً انجام داده بودند، مانند غُبار در هوا ضایع نگشته، بلکه آنچه کاشته بودند، در این دنیا قبل از آخرت درو می کنند.

و در آخرت یقیناً محصول بهتری خواهند داشت و این چنین درس عبرتی برای ما شد، امروز همه مسئول تکان این صخره هستیم، با هر عمل صالح و نیکویی تکانی می خورد و با هر گناه و معصیتی مستحکم تر می گردد.

اید اگر روز اول احتکارگران و سودجویان چنین فضائحی به بار نمی آورند و چنین لکّه ننگی بر پیشانی بشریت حکّ نمی کردند و یا اگر استغفار بیشتری می کردیم “ویروس کرونا” تا این حدّ درنگ نمی کرد و وداع قبل از موعدی داشت. اگر آن روز یاران گیرکرده در غار، دستشان از دنیای خارج کوته بود و مجبور بودند از اندوخته های سابق خویش خرج و به اعمال گذشته توسّل کنند و اگر آن دم چیزی نمی یافتند، عاطل می ماندند.

خوشبختانه امروز ما در این غار پشت این صخره ذرّه بینی و نامرئی، ولی محکم و رعب آور اگر در بساط قدیمی توشه ای نداشته باشیم، خیالی نیست! برای ما هنوز دنیا به پایان نرسیده. سعادتمندانه، عملیات بانکی و انتقال وجه سریعتر از تصّور انجام می گیرد، مهّم نیست چقدر پس انداز داریم و چقدر می توانیم انفاق کنیم! شاخص ارقام نجومی نیست!

همین روز است که حدّ نصاب انفاق تا پائین ترین سطح تنزّل می کند. همین که دستمان به دهانمان می رسد، کافیه و مسئولیم. مهّم خلوص نیّت و جرٲتی است که در این روز “ذی مسغبه” از خود بروز می دهیم. تمام اعمال در سقف اخلاص بهم می رسند، معیار کم و زیاد، بزرگ و کوچک نیست!

مطمئناً تراکنُش ناقابلی، امروز فردای قیامت در دیار باقی روز عبوس و پیشانی درهم کشیده، به دیوار بلندی در برابر آتش دوزخ مبدّل خواهد گشت. قطعاً افراد قریب و بعیدی می شناسیم که امروز در خانه قرنطینه و چشم انتظار فرجی هستند. این مائیم که بیشتر امتحان می شویم، تا آنها.
این مائیم…

این مائیم که بر سر دو راهی قرار گرفته ایم، ببخشیم و پرواز کنیم و اوج بگیریم و یا خدای نکرده رو به زمین خلود کنیم و به تراب حقیر بچسپیم.

امروز پشت این صخره سرک کشیدن به دنیای بیرون خیلی آسان و سهل الوصول است. در باب عفّت و پاکدامنی با یک تماس تلفنی می توان به یک رابطه نامشروع برای همیشه پایان داد و استغفار کرد. خیلی کارها می توان کرد. در این غار پر امکانات امروزی با این همه زرق و برق می توان بهترین احسان و ایثارها را نثار والدین کرد.

بجُنبیم که همه ما مسئول برداشتن این صخره هستیم،
مهم نیست که دیگران مشارکت می کنند یا نه، مهم این است که من و تو در حدّ توان از سهم خویش تکانی به آن بدهیم.

فاروق رحمت پور
سۆزی میحڕاب

برچسب ها
نمایش بیشتر

فاروق رحمت پور

نویسنده و مترجم و دعوتگر دینی و فعال اجتماعی * آذربایجان غربی - پیرانشهر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن