گفتگو

۱۵صفت ازصفات خوارج  (۲-۲)

۹-خوارج زمانی دست به کار می شوند که امت دچار تفرقه شده است که این هم نص حدیث پیامبر است در صحیح البخاری ( ٣۶١٠ ) امروزه نیز درست زمانی که در برخی کشورها اختلاف و کشمکش پیدا شد آنها نیز ظاهر شدند و همچون نیا کانشان که بعد از شهید شدن عثمان وایجاد اختلاف در میان صحابه رسول الله ظاهر شدند و باعث تنش بیشتر بین اصحاب شدند

 ۱۰-خوارج برای اهل علم وفضل هیچ گونه احترامی قایل نبودند بالاخص زمانی که با رائ و منهج خوارج مخالفت می کردند وبرای همین است که خوارج گمان می کنند که از علی بن أبی طالب وابن عباس وباقی اصحاب عالم تر وآگاه ترند برای همین بود که اصحاب را مورد اذیت و آزار قرار می دادند،وهمچنین با علما و دانشمندان تابعی هم مخالفت ودشمنی داشتند ..

به عنوان مثال ابن الاشعث یکی از فرماندهان خوارج از حسن بصری خواست که مردم را تشویق کند که به جنگ حجاج بن یوسف الثقفی بروند وچون حسن بصری خوارج را می شناخت جواب ابن الاشعث را نداد وچون خوارج ازپیش حسن بصری رفتند گفتند :آیا از این کافر بی دین تبعیت می کنید؟

درباره اومی گفتند که خدمتکار سلاطین وامراء است اما سرانجام خوارج این شد که همگی توسط حجاج قتل عام و تار و مارشدند!

 خوارج جدید نیز با عالمان هم عصر ما چنین کرده و می کنند … خوارج در باره آنان می گفتند که اینان عالمان سلاطین وحیض و نفاس ودر واقع اهل فقه وسازش وغیره هستند..

 تمام این همه تبلیغات از طرف خوارج سببش آن بود که علما خلاف رای خوارج ومنهج آنان عمل می کردند ؛ در حالی که عالمان معاصر در مقابل حاکمان ستمگراز روی حق وراستگویی ایستادگی می کنند.

 ۱۱-خوارج برای جنگ علیه مسلمانان به آیاتی استدلال می کنند که آن آیات در مورد قتال با کفار نازل شده است .همان گونه که عبدالله بن عمر فرموده است :به سوی آیاتی رفته اند که در مورد کفار نازل شده اند اما برای جنگ با مسلمین از آن آیات استفاده می کنند. (رواه بخاری باب قتل خوارج وملحدین بعداز اقامه حجه برانان)

 ۱۲ -خوارج کسانی را که با آنان هم نظرنباشند تکفیر وخونشان را حلال می دانستند.

سفارینی رحمه الله هنگام بحث ازنظرات نافع بن عبدالله ازرقی که یکی ازخوارج بود وفرقه ازارقه به اونسبت داده می شود ، می فرماید : ازجمله نظرات او این است که هرکس راکه با آنان هم رای نباشد تکفیر وخونش راحلال می دانند. لوامع الانوارالبهیه جلد۱ صفحه ۸۶.

ازجمله پیامد این دیدگاهشان ؛ داستان به قتل رساندن صحابی بزرگوار عبدالله بن خباب ( ر ض ) است، هنگامی که همسرش را بر الاغی سوارکرده بود و آنرا دنبال خود می کشید ، راه را براو بستند ، او را صدا کردند وتهدیدش نمودند وترساندند وبه اوگفتند : تو کیستی؟ او گفت : من عبدالله پسر خباب صحابی پیامر ( ص ) هستم. وقتی او را شناختند از او درخواست کردند درمورد پیامبر برای ایشان سخن بگوید… تا اینکه از او پرسیدند نظرت درمورد ابوبکر وعمر چیست؟ که او از آنان ( ابوبکروعمر) به نیکی یاد کرد، سپس گفتند: درمورد اول و آخر خلافت عثمان چه می گویی؟ فرمود ایشان ( عثمان ) در اول و آخر خلافتش برحق بود، سپس گفتند نظرت در مورد علی قبل از حکمیت و بعد از آن چیست ؟ فرمود : ایشان از شما به خداوند داناتر ودر دین خداوند با تقواتر و دارای بینش دقیقتر بود، گفتند : تو تابع هوی هستی ودوستی تو با اشخاص برمبنای نامشان است نه اعمال وافعالشان … سوگند به خداوند طوری تورا به قتل می رسانیم که تاکنون کسی را این گونه به قتل نرسانده باشیم، پس اورا گرفتند ودستانش را از پشت بستند و سپس او را روی زمین دراز کردند واو را سر بریدند ، وخونش در آب جاری شد سپس سراغ همسرش که حامله بود رفتند و او بسیار ترسید وفریاد زد : من زنی هستم و بس، آیا ازخداوند نمی ترسید؟ او را هم به قتل رساندند و شکمش را پاره کردند… خداوند هر آنچه را که مستحقش هستند برسر آنان ( خوارج ) بیاورد. ( خلاصه داستان برگرفته از تاریخ طبری ) .

۱۳ – آنان اختلافات زیادی با یکدیگر دارند به همین خاطر دارای فرقه های زیادی هستند وجنگ و کشتار بین آنان رخ می دهد، فرقه های: ازارقه، اباضیه، نجدات ودیگر گروه ها ازمیان آنان پیدا شدند ، وآنان مانند امروز باهم می جنگیدند وهمدیگر را تکفیر می کردند .

۱۴ – آنان ظاهراً امر به معروف و نهی از منکر می کنند ونصوص وارده در مورد امر به معروف و نهی از منکر را به مبارزه و جنگ با حکام و خروج بر آنان تفسیر می کردند،امروز نیز به بهانه امر به معروف و نهی از منکر برای تظاهرات واعتصاب و مخالفت علنی به خیابان ها می آیند، امام آجری می فرماید : (( سپس آنان – خوارج- درمناطق مختلف علیه اولیای امر قیام کردند و تجمع نمودند و وانمود کردند که امربه معروف و نهی ازمنکر می کنند، تا اینکه به مدینه رسیدند وعثمان بن عفان رضی الله عنه را به قتل رساندند )) ( کتاب الشریعه جلد۱ صفحه ۳۲۷ .

این برخی از صفات خوارج بود که توانستیم آن را جمع آوری کنیم و کاملا” بر خوارج عصرما منطبق است ، بنابراین هیچ انسان عاقلی در تطبیق صفات خوارج براینها وامثال آنان تردید نخواهد داشت

هرچند این ها لاف پیروی از سلف بزنند و خود را موحد و یاری دهندگان آن بدانند ، سوگند به خداوند دروغ می گویند گرچه خود احساس نکنند. امت اسلامی از زمان اصحاب تاکنون ندیده اند که  خوارج  یاری دهندگان توحید باشند، بلکه عملا جنگ آنان همیشه با اهل ایمان بوده، و به یاری دهندگان کفارو ملحدین منافقین تبدیل شده اند ، این است حقیقت خوارج ….

ومقاله را با کلام امام آجری خاتمه می دهم اجری فرموده: عالمان جدید و قدیم بر این متفقند که خوارج شرورترین انسانها هستند واز فرامین الهی ودستورات پیامبر دور شده اند هرچند نمازبخوانند روزه بگیرند ودرعبادت کوشا باشند این عبادت به آنها نفعی نمی رساند

این گروه به ظاهر امربه معروف ونهی ازمنکرهم می کنند اما این هم برای آنها سودی ندارد چون برای هرامری قران را به هوای خود تاویل می کنند ودر برابر مسلمانان حق را به باطل تبدیل می کنند

خداوند وپیامبر وحتی خلفا و اصحاب وتابعین همه به ماهشداردادند تا ازکارهای این گروه برحذرباشیم وفرموده اند که خوارج از شرور ترین انسانها هستند

ونسل بعد ازآنها هم که بر این مذهب هستند از قدیم و جدید وبا هر نام و اسمی ای روش آنان را ادامه می دهند واز امامان وعلمایان اهل سنت وجماعت فرمانبرداری نمی کنند بلکه برعلیه آنان اعلان جنگ می کنند وریختن خون مسلمانان راحلال می دانند مسلمانان رابه قتل میرسانند

در عصر پیامبرمردی بود به نام ذوالخویصره ، این مرد دید که  پیامبرغنیمت را بین مسلمانان تقسیم می کند ، گفت : ای محمد ازخدا بترس و غنایم را باعدالت تقسیم کن!

 پیامبرفرمود: وای برتو اگر من از خدا نترسم وباعدالت نباشم چه کسی عادل است؟ حضرت عمرخواست او را به قتل برساند اما پیامبرعمر را ازاین کارمنع کرد و فرمود: این مرد و یارانش را می بینی که بسیار نمازمی خوانند وروزه می گیرند تا حدی که شما نماز ورزه خود را در مقابل عبادت آنها ،ناچیز می بینید اما آنها خیلی زود از دین خارج می شوند …

بعد از آن در بسیاری ازممالک اسلامی ظهور کردند وبه بهانه امر به معروف ونهی ازمنکرمردم را علیه خلیفه تشویق می کردند تا اینکه وارد مدینه شدند وحضرت عثمان راشهید کردند سپس علیه علی شورش کردند وقول (لاحکم الالله )را براو خواندند حضرت علی فرمود: این سخن حقی است که هدف ازآن باطل است پس حضرت علی واصحاب با آنها جنگیدند وازآن زمان به بعد شمشیر علی رضی الله عنه برسر خوارج تاروز قیامت گشوده است..

تالیف : عبدالمجید بن خلف العَریفی

ترجمه : علی ملا زاده امام وخطیب روستای (مام کاوه ) سردشت

منبع : صیدالفوائد

برای مشاهده بخش نخست مقاله اینجا را کلیک کنید

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن