تاریخ

توطئه های شوم بدخواهان علیه رسول الله (ص)

توطئه چیدن علیه پیامبردرزمان حیات وبعدازفوت ایشان “

پیامبراسلام کم کم شروع به دعوت وآشکار ساختن برنامه ی اسلام کرده بود،که قریشیان شروع کردند به کم بها نشان دادن ومانع درست کردن وتکذیب کردن دعوت ورسالت ایشان و هممچنین تحریک کردن یکد یگر وتوطئه چیدن علیه رسول اکرم(ص) وآن هنگام که پیروانش روزبه روزبیشترمی شدند، اذیت واشکنجه ی قریشیان نیزهمه روزه برپیامبرویارانش بیشترمی شد.

روزی اشراف قریش درنزدیکی ی مقام حجراسماعیل گردآمده بودند،درهمین موقع پیامبر(ص)درحالی که مشغول طواف بیت الله بود ازکنارآنان گذرکرد،اشراف قریش باکلمات زشتی به وی طعنه زدند،همگی به اتفاق هم برآن حضرت حمله بردند واورا احاطه نمودند یکی ازآنان اطراف لباس پیامبر(ص)را گرفته وبه قصد خفه کردن گلوی آن حضرت را محکم فشرد و درصدد آن بود که پیامبررا به قتل برساند

وقتی شکنجه ها وسختیها ازطرف قریشیان هرروزه بیشترمی شدوپیامبر(ص)ملاحظه می کردومی دیدکه نمی تواند جلوی آنها رابگیرد،به فرمان ودستورایشان بعضی ازآنان ،به صورت موقتی به حبشه هجرت کردند.

بعدازآنکه قریشیان ازهجرت کردن یاران پیامبر(ص)باخبرگشتند،با هم به مشورت نشستندوتصمیم گرفتند،که علیه بنی هاشم وپیروانشان باهم پیمان ببندند،پس مسلمانان را درمحاصره ی اقتصادی نهادند،تا اینکه این پیمان وتحریمات ومحاصره ی اقتصادی ظالمانه ، با شکستن آن ازطرف عده ای ازجوانمردان بعدازچندین سال به پایان رسیدولغوشد

چندنفرازانصاردرموسم حج به مکه آمدند،نزدیک عقبه نخست  با رسول اکرم(ص)ملاقات کرده وبا آن حضرت بیعت کردندومقدمات هجرت رسول الله و یارانش از مکه به مدینه را تا حدود زیادی فراهم نمودند

درسال بعد نفردیگر درکنار عقبه با رسول اکرم(ص)ملاقات کرده و بیعت نمود،اما قریشیان ازمسئله ی بیعت با خبرشدند، و توطئه ها علیه مسلمانان فزونی گرفت و یک باره عرصه بر آنان تنگ و تنگ تر شد وبه همین دلیل رسول اکرم(ص)به تمام مسلمانان مکه دستور دادند که گروه گروه وبه صورت متفرقه به مدینه هجرت نمایندوبه برادران انصارخود به پیوندند

اما هجرت مسلمانان ازمکه به مدینه کاری سهل وآسان نبود،طوری نبود که  قریش اگر خبردار شود چیزی نگوید و عکس العملی منفی و خشن از خود بروز ندهد،بلکه سعی می کردند سرراه مسلمانان موانع ایجادکنند وآنان را باانواع مشکلات دچارنمایند ومانع هجرت های فردی آنان شوند،هرچنداین تصمیم گران تمام می شد وسعی بسیارمی خواست

وقتی قریش دیدند که رسول اکرم(ص)درمدینه دارای اصحاب وانصارشده است وقریشیان تسلطی برآنان ندارند، بسیاراحساس وحشت نمودند وازهجرت رسول اکرم(ص)به مدینه بیمناک شدند، ودانستند که اگر این کار صورت گیرددیگر هیچ چاره ای برایشان باقی نمی ماند،وآنان مکه را ویران می نمایند،وراهای تجارت به شام را می بندند،لذا دارالندوه جلسه ای تشکیل دادند،نظریات متعددی عنوان گردید،آخرین نظری که مورد تصویب واقع شد،این بودکه از هریک ازقبیله های موجود یک جوان توانا به پا خیزد وهمگی یکباره بررسول اکرم(ص)تهاجم آورند و با یک ضربه کارش را تمام کنند،بدین طریق خون او دربین تمام قبایل تقسیم می شود ومی توانند آنان را  راضی نمایند، بنی هاشم هم که نمی تواند بدلیل قتل محمد باتمام اقوام بجنگد،برهمین رای جلسه پایان یافت،وهمگی برتصمیم خودقاطع بودند ؛ اما ازطرفی دیگر خداوندمتعال پیامبرش راازتوطئه ی شوم آنان با خبر ساخت،ودستورهجرت رابه ایشان دادند

وقتی قریش ازجریان هجرت پیامبر(ص)وابوبکر(رض)اطلاع یافتند،اعلام کردندکه هرکس پیامبر(ص)را به آنها برگرداند،یا راه آنان را نشانشان دهندصدشترجایزه خواهند داد.

جایزه ی نفیس یک صد، شترسراقه را برآن داشت که رسول اکرم(ص)وابوبکر(رض)راتعقیب نمایدوبه قریش تحویل دهد،لذاسواربراسب شده،رسول اکرم(ص)رادنبال کرد،اسبش لغزیدواورابه زمین انداخت،سراقه دوباره برخواست وهدفش رادنبال نمود،کمی نرفته بودکه دوباره اسبش لغزیدواورابه زمین انداخت،بارسوم سواراسب شدوبه راه افتاد،همین که آنا ن را دید اسبش لغزید و دستهایش درزمین فرورفت،سراقه پائین افتاد،ازآنجا دودی مانند گرد باد بلند شد،اینجا بودکه سراقه متوجه شدکه پیامبر(ص)درامان وپناه خدااوند قرار دارد، و حتما پیروز خواهدشد، پس سراقه فریاد برآورد وگفت:من سراقه بن جعشم هستم،به من مهلت بدهید تا با شما سخن بگویم؟؟ قسم به خداوند ازجانب من هیچ حرکت نامناسبی نخواهید دید

پیامبر(ص)به ابوبکر(رض) فرمود ازوی بپرس ازما چه می خواهی؟؟سراقه گفت می خواهم برایم نامه ای بنویسید، که بین من وشما نشانه ای باشد،ابوبکر(رض)نامه ای برروی کاغذ یا استخوان نوشته وبه اوتسلیم کرد وسراقه به طرف مکه و گمراه کردن جستجوگران آن دو حرکت کرد

وقتی انصارشنیدند که پیامبر(ص)ازمکه حرکت نموده است، هرروز بعد ازنماز فجر برای استقبال ازآن حضرت به بیرون مدینه رفته ومنتظرقدوم پیامبر(ص)می شدند.

وقتی رسول اکرم به مدینه تشریف آوردند،انصارهمگی به استقبال ایشان شتافتند،واستقبال بی نظیری ازایشان وحضرت ابوبکر(رض)کردند

پیامبر(ص)میان مهاجران وانصارپیوندبرادری برقرارنمود،پیمان نامه ای برای مهاجرین وانصارنوشت،وطی آن بایهودنیز براساسی بنیادین ومحکم معاهده نمود،وآنهارابردینشان باقی گذاشت وبرای طرفین شروطی مقررداشت،امایهودیهابه این سادگی ننشستند،بعدازگذشت مدتی که دربی طرفی وسکوت به سرمی بردند،بالاخره دشمنی خودرآغازکردند،وباانواع طریق وشیوه به هم کاری قریش پرداختند،به خاطراین، دشمنی وجنگ وعداوت به این صورت دربین یهودومسلمانان درگرفت،ودرنتیجه باشکست یهودیان وپیروزی مسلمانان پایان یافت،ودرتمام این مدت جنگ وجدال یهود بیشترازچنددفعه درصددبه قتل رساندن پیامبر(ص)بودند

*چند نمونه ازتوطئه هاونقشه های شوم یهود*

*توطئه ی سنگ بنی نضیر*

رسول اکرم(ص) به منظورکمک گرفتن درباره ی خون بهای دونفر مقتول ازبنی عامر نزد آنها رفتند،زیرا بنونضیروبنی عامر هم پیمان بودند،بنونضیرازیک طرف به نرمی سخن می گفت وقول مساعدت دادند،ولی ازطرف دیگر نقشه ی تروروخیانت به پیامبر(ص)راطراحی نمودند،ودردل خودپنهان نمودند،پیامبر(ص) درکناردیواری ازخانه هایشان نشسته بودند،درهمین حال بعضی مخفیانه باهم گفتند:درآیندهچنین فرصتی با این مرد نخواهیدیافت،آیاکسی هست که بالای خانه برودوسنگ بزرگی برروی او بیندازدوماراازدست وی رهایی دهد؟؟؟

پیامبر(ص)همراه یارانش نشسته بود،وابوبکروعمر وعلی (رض)نیز درمیان آنهابودند،دیری نگذشت که وحی آسمانی ازتوطئه ی شوم یهود پرده برداشت،پیامبر(ص)فورا برخواسته وبه مدینه آمدند،ودرآخریهود بنی نضیربه توطئه خوداعتراف نموده،ودرنتیجه پیامبر(ص)آنان رامجازات نمودندوآنهارا از مدینه بیرون نمودند.

*توطئه نافرجام (گوسفندمسموم)*

این باریهود اقدام به مسموم کردن پیامبر(ص)نمود، و برای انجام این کار زینب دخترحارث همسر سلام بن مشکم را انتخاب نمود، چون زینب با صفیه همسر پیامبر(ص)دوست بود ،این فرصت را غنیمت شمردند، و ازاودرخواست کردند که به خانه ی پیامبر(ص)برود،وبا صفیه درموردمطبوع ترین غذا نزد پیامبر(ص) که به مناسبه ازدواجشان به ایشان هدیه دهدصحبت نماید

زینب گوسفندی سم زده را بریان کرد،قبلا پرسیده بودکه پیامبر(ص)کدام قسمت گوشت را بیشتردوست دارد، که زینب گفته بود ماهیچه و بازوی گوسفندمطبوع ترین عضوبرای اوست،اودراین قسمت سم بیشتری داخل کرد،ودرفرصتی آن را تقدیم پیامبرکرد،وقتی پیامبر(ص)گوشت را به دهان برد،گوشت به وی خبرداد که مسموم است ،آن حضرت(ص) فورا لقمه رابیرون انداخت،اما بشرپسربراء(رض)که همراه پیامبر(ص)بود براثر خوردن آن گوشت وفات یافت، البته اثرآن سم تاهنگام فوتشان دربدن پیامبر(ص)ماند

بعد ازاین واقعه پیامبر(ص)یهود را جمع کرد و زینب را احضارنمود و فرمود: چرا این کارراکرده ای؟ وانگیزه ی شماازاین کارچه بود؟؟گفت: قصد ما این که اگرشما درغگوهستید،ازوجود شما آسوده خواهیم شد، واگرپیامبربرحق هستید به شما ضرری نمی رساند،زینب به کارخوداعتراف کرد،که چون خیلی کینه دردل، به نسبت پیامبر(ص)ومسلمانان داشته ،وعده ی کثیری ازاقوام وبستگانش درجنگ بامسلمانان گشته شده اند ومردمانشان خواروپست گشته بودند وشکوه وعظمتی برای شان نمانده است، اقدام به انجام این کارکرده است ،آن گاه پیامبر(ص)دستورفرمودکه آن زن را به قصاص بشرپسربراء(رض) – نه ریختن سم در غذای رسول الله و قصد جان او – بکشند.

*توطئه ی نا فرجام ابی سفیان*

ابی سفیان مردی ازمشرکین صحرانشین راا جیرکرد تا پیامبر(ص)را به قتل برساند،اما نقشه اش برملا می شود، وقتی پیامبرازغزوه ی ذات الرقاع بازمی گشتند،دروسط راه به قصداستراحت دروادی پردرخت فرودآمدند، هنگامی که پیامبر(ص)زیردرختی خوابیده بودوشمشیرخودرابردرخت آویزان کرده بود، مرد صحرانشین بربالای سرپیامبر(ص) رفت وشمشیرش را کشید، وبه ایشان گفت: چه کسی حالا تو را از دست من نجات می دهد؟؟؟پیامبر(ص)فرمود:الله ! باگفتن کلمه الله شمشیرازدستان مرد صحرانشین افتاد و پیامبرشمشیررا برداشته وایشان فرمود: حال چه کسی تو را نجات می دهد؟؟وبا اوبه حرف زدن مشغول شدندودرآخرمسلمان شد.

*پادشاه ایران(خسروپرویز)سر رسول الله را می خواست*

وقتی کسری پادشاه ایران نامه ی پیامبر(ص)را قرائت کرد،که درنامه درخواست شده بود که به الله ورسولش ایمان آورد،وگواهی دهدکه هیچ معبودی به حق غیرازالله نیست،ومحمدفرستاده ی الله به سوی کلیه ی مردم می باشد،عصبانی شد،ونامه را پاره کردونامه ای به کارگزارش دریمن نوشت ،ودرخواست کردکه با یک فرستنده نامه ای نزدمحمد ببردوبه اوبگوید،که شاه شاهان خسروپرویزبه بازان دستورداده است که کسی رانزدشمابفرستدوشما یا سرتان را به حضور کسری ببرد ،اینک من ماموریت دارم،که شمارانزداوببرم؟!!!

وقتی این عملکرد کسری به رسول الله(ص)گزارش داده شد،فرمود:خداوندسلطنت اوراپاره کند،وفرمود به اواطلاع دهیدکه خداوندمتعال برکسری پسرش {بشرویه }رامسلط می کند واوپدرش را به قتل می رساند(پیشگویی پیامبر(ص)درظرف هشت سال تحقق یافت)وبرای بازان دعاکردند که به اسلام مشرف شود،که سرانجام مسلمان شدند.

*توطئه ی ارناط شیطان(رونالد دو شاتیلون) *

قبل ازآزادکردن بیت المقدس به دست صلاح الدین ایوبی یک نفر صلیبی به نام ارناط فرنسی برآنجا حکومت می کرد،که به خاطرعدم وفاوتعهدش نسبت به پیمانهایش با صلاح الدین وحمله کردن ونابودی قافله ی حجاج واسیرکردن زنان ومردان ،مورخین غرب اوراشیطان نامزدکرده بودند،د رآن روزهادریای سرخ منطقه ای اسلامی و امنیت د اربود،اما ارناط به منظورحمله ونابودی صلاح الد ین دردریای سرخ ناوگانی بزرگ دریایی ساخت،که همه اجزای آنرا به طرف خلیج عقبه (فرع شرقی دریای سرخ وبه دلیل اینکه شهرعقبه درساحل شمالی دریای سرخ واقع شده به خلیج عقبه معروف گشته است)فرستاد،هنگام تمام شدن کارهاوبه کارافتادن ناوگان لشکرارناط به سوی مرزعمیذاب افریقی که نزد یک به مرز جده بود حرکت کرد،که حجاج وبازرگانان وکاروانیان مصری ومغربی ازاین مسیربه طرف جده عبورمی کردند،برآن منطقه تسلط یافت،وازآنجابه طرف منطقه ی ینبع حرکت کرد،وآن هنگام که ارناط به طرف ینبع درحرکت بود،سلطان صلاح الد ین ایوبی (سال ۱۱۳۸_۱۱۹۳)که درشام بود ازحمله ی ارناط وحیله ونقشه ی شوم او با خبرگشت،لذا صلاح الدین ایوبی برادرش الملک العادل را به هدف جلوگیری ونابودسازی نیروی دریایی ارناط به دریای سرخ فرستادوایشان با انتخاب لوءلوء که رهبروفرمانده ی ناوگان دریائی مصربود،توانست نیروی دریایی ارناط رانابودکرده ونقشهٔ خبیث اورا خنثی سازد.

هدف صلیبیان آن بودکه راه را به طرف مد ینه منوره ببرند ودرآنجا قبرپیامبر(ص)راباخاک یکسان وویران کنند،لذا ازمرزینبع به سوی مدینه شروع به حرکت کردند،اما درحالی که تنها چندروزی فاصله بامدینه داشتند،بالوءلوءفرمانده ی ناوگان دریای مصر روبه رو شدند،لشکرارناط متشکل ازچندصد اسب سواربرگزید ه ی خارجی بود،که هنگامی که احساس کردند که لوءلوءروبه رویشان است، توان مقابله نداشته وقدرت ونیروی خود را ازدست داده وبه طرف کوهها پا به فرارگذاشتندواکثرآنان تسلیم شدند ، اما ارناط توانست فرارنماید.

لوءلوءمصری به خاطرحفظ وپاسد اری از قبرمبارک پیامبر(ص) وحرم مسجدنبوی ومدینه ی منوره سربه سجد ه شکرنهاد. اما د رروزجنگ حطین ارناط اسیرشد،نیروی مسلمان حمله ی خودرابه سوی ارتش صلیبی‌ها آغاز کردند،درگیری میان دو لشکردردومایلی حطین رخ داد،تیراندازان مسلمان ارتش صلیبی را تیرباران کردند، سپس دو لشکربا شمشیرونیزه به نبردپرداختند،مسلمانان توانستند ارتش صلیبی را به دو قسمت تقسیم کرده وبه شدت به آن ضربه وارد کنند، نبرد حطین ۷ ساعت به طول انجامید،که به کشته وزخمی شدند هزاران صلیبی منجر گردید، پادشاه صلیبی بیت المقدس، «گای دو لوزینیان» و همچنین رونالد دو شاتیلون» (ارناط) و تعداد زیادی از فرماندهان و بارون‌ها به اسارت مسلمانان درآمدند، تنها تعداد کمی از صلیبیها توانستندبگریزند،نبرد حطین برای صلیبی‌ها شکستی فاجعه‌بار به شمارمی‌رفت، بخش زیادی ازلشکرصلیبی ها نابود شده بود و بیت المقدس و دیگرسرزمین‌های اشغالی نیز بدون دفاع در برابر صلاح الدین و سپاه وی قرار داشت،صلاح الدین اسرای لشکردشمن راگرامی داشت و دستورداد به آنان آب خنک نوشانده شود، اما برخورد وی با ارناط( رونالد دی شاتیلون) به گونه‌ای دیگر بود، وی اجازه نداد به او آب داده شود و گفت: «این ملعون بی اجازه ی من آب نوشیدوازجانب من امان ندارد» سپس جنایت‌های او را به او یادآوری کردو پس ازعرضه کردن اسلام بروی وعدم قبول اووی را گردن زد.

صلاح الدین سبب این رفتارراچنین توضیح داد: «من دوبارنذرکرده بودم که اگردستم به اوبرسد او رابکشم: یک بارهنگامی که قصد حمله به مکه و مدینه را نمود و باردوم هنگامی که پیمان را شکست و به قافلهٔ مسلمانان حمله بردوآن راغارت کرد.

 

*آزادکردن بیت المقدس دربرابرجسم وتن پیامبر(ص)*

درسال ۱۵۰۶بوکرک پرتغالی باسازمان دهی ناوگانی دریایی مشغول به برپا ساختن چند ین جنگ سخت د رشرق شد،که د راین مد ت توانست قسمتی ازهندوستان رابه تصرف خوددرآورد،وهندشرقی راازقسمت های د یگرجدا نماید، وازآنجا به طرف منطقه ی هرمزومسقط پیشروی کرد،تا بتواند بهتربرپرتغالیهاوتجارت وعملکرد آنان سیطره داشته باشد،د رآن مد ت که د رهندبود، فرستاد گانی ازجانب حبشه به سویش می آمدندوازاوحمایت می کردندودرخواست می کردند،که نیروهایی جنگی وکمک وتجهیزات زیاد ی به اوتقدیم می نما یند ،که شوکت وقد رت وهیبت سلطان صلاح الدین را درقاهره بشکندوشهرمکه را ویران وبا خاک یکسان کند، بوکرک پرتغالی با این کار حبشیان خیلی خوشحال وباانگیزه تر ازقبل شد ه بود،لذاشروع به کشیدن روش وبرنامه ای سریع برای حمله به مکه وازآنجا به مدینه،برای ربود ن تن مبرک پیامبر(ص)وویران کردن آن شهرها شد.واین نقشه ی شوم خودرا به مسلمانان عرضه کرد،که آزاد شد ن فلسطین وقدس دربرابرومقابل تن محمد امکان پذیراست،اما حبشیان ازفرستاد ن لشکر وتجهیزات جنگی منصرف گشته وبوکرک پرتغالی نا امیدوونقشه ی نا فرجامش شکست خوردوبعدازمدتی کم به مرضی گرفتارآمدوجان به جان تسلیم کرد.

*نقشه وتوطئه ی پرتغالی ها*

یکی ازحیله های پرتغالیها آن بودکه می خواستندازراه خلیج عقبه اماکن مقدس را درحجازویران وتخریب نمایند،کاروفعالیت پرتغالیهادرسال۹۴۸ه-۱۵۴۱م هنگامی بود که به طرف جده حمله بردند،به قصد اینکه ازآنجانیزبه مکه حمله وآن دیارومنطقه را ویران نمایند،اگرآنانازبیخ برکندنمی شدندونابودنمی گشتندآتش بسیارگرم وسوزان وشعله ور  و برپامیکردند،اما فقط توانستندکه با اسب هایشان پا به فرار بزارندوخودرا نجات دهند،این درحالی بودکه ناوگان دریائی آنان که از۸۵ قطعه وقسمت تشکیل شده بود باهمه ی ذخایرش ازآنان جا ماند.

*روسیه درفکرحمله ولشکر کشی به شهرهای حجازونابودکرد ن مقدسات*

بعد ازاینکه کاترین دوم امپراطورروسیه(درسال۱۷۲۹_۱۷۹۶) به حکومت رسید،یکی ازآرزوهای بزرگی که داشت توسعه ی فرمانروای خودتادریای مدیترانه بود،وسفیرانگلیس درترکیه این موضوع رااحساس کرده بود،وازنیت پلیداستعماری کاترین دردریای مدیترانه ودریای سرخ مطلع شده بود،درنتیجه گزارشی را برای حکومت قسطنطنیه(ترکیه ی امروز)نوشت ودرمورد حمله ی روسیه به مصرهشدارداد ،درحقیقت نقشه ی کاترین فرستادن هشت ناوگان جنگی ازطریق راه دریای جنوب آفریقاوازآنجا به دریای سرخ بود،ومی خواست ازاین طریق دوشهرجده وینبع راتصرف وویران وباخاک یکسان کند،ومصر رانیز موردتهدید قرارداد ه بود،هنگامی که نقشه طرح ریزی شده را خوب بررسی کردند،متوجه شدندکه اجرای این نقشه مشکلات فراونی خواهدداشت،باوجوداینکه برای هرمشکلی راه حلی می یافتند،امادرآخرروسیها جرات حمله واجرای نقشه ی خودرانداشتند.

نویسنده:مصطفی الشهابی

مترجم:محمدمحمودی

 

 

نمایش بیشتر

محمد محمودی

نویسنده و مترجم آذربایجان غربی- سردشت فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن