اندیشه ،دعوت

هنر دعوت و دعوتگری !

خصوصیاتی که دعوتگر باید داشته باشد

در ابتدا لازم است یادی شود از مجالس پیامبر اکرم (ص) با یارانش که عموما مجالسی بودند سرشار از ذکر ویاد خداوند و تشویق به خوبی و پرهیز از شر ؛ این مجالس در اشکال گوناگونی صورت می پذیرفت ؛ گاهی در قالب تلاوت قرآن ، گاهی در قالب ارائه حکمت و مواعظ حسنه و گاهی هم بصورت عملی و آموزش تعالیمی سودمند و آن گونه که خداوند خود در کتابش بدان امر فرموده که بندگانش او را یاد کنند و با حکمت و موعظه حسنه دیگران را بسویش فرا خوانید.

پیامبر (ص) ، یارانش را چنان اندرز می داد که چشمانشان اشکبار و قلبهایشان نرم می گشت ؛ پس از آن حضرت ، اصحاب و بزرگان امت نیز بر این منوال مجالس ذکر وعظ را به پای می داشتند .

 آری مواعظ همچون تازیانه هایی هستند که بر قلب ها می تازند و تنها قلبی می تواند از این مواعظ بهره مند شود که سالم باشد و آن پندها را درک کند ؛ اما قلب ناسالم درد را احساس نمی کند چه برسد به آنکه متاثر شود! نیکان و بزرگان سلف نیز همیشه خود را محاسبه می کردند و چنانچه واعظی خلاف گفته هایش عمل می کرد او را از عاقبت کار برحذر می داشتند .

گویند روزی شخصی نزد ابن عباس رفت و گفت : می خواهم امر به نیکی و نهی از بدی کنم ؛  ابن عباس فرمود: اگر بیم رسوا شدن با این آیات را نداری این کار را بکن در غیر این صورت اول از خودت شروع کن ؛  سپس این آیات را تلاوت کرد :

اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون. بقره ۴۴٫ آیا مردم را به نیکوکاری فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید ؟ آیا نمی فهمید؟.

یا ایها الذین لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.  صف ۲و۳ . ای مومنان ! چرا سخنی به دیگران می گویید که خودتان برابر آن عمل نمی کنید؟ اگر سخنی بگویید و خودتان برابر آن عمل نکنید موجب کینه و خشم عظیم خدا می گردد.

 و در سوره هود به نقل از حضرت شعیب (ع) می فرماید : ما ارید ان اخالفکم الی ما انهاکم عنه.  هود ۸۸ . من نمی خواهم شما را از چیزی باز دارم و خودم مرتکب آن شوم. 

روایت شده که به مطرب گفته شد: چرا یارانت را نصیحت نمی کنی ؟گفت : دوست ندارم چیزی بگویم که خود بدان عمل نمی کنم!

 آنچه در عصر حاضر قابل تامل است این است که واعظان بسیارند ولی تاثیرشان بر مردم اندک است. برای این پدیده می توان دلایل فراوانی بیان کرد ؛ شاید یکی از علت ها این باشد که برخی از این مبلغان افرادی هستند که این مسئولیت را به عنوان شغل انتخاب کرده و می خواهند از این راه مخارج خود را تامین نمایند و هدفشان خالص نیست؛ حال اینکه موثرترین عامل ، اخلاص و جلب رضایت خداوند می باشد.

بر این مبنا به صراحت می توان گفت: هر فردی نمی تواند و چنین قابلیتی ندارد که وعظ و ارشاد نماید ، بلکه

کسی می تواند این مهم را انجام دهد که دارای اوصاف ذیل باشد:

داشتن خلوص نیت و جلب رضای خداوند در مواعظ .

برخی از بزرگان سلف فرموده اند : اگر عالم و واعظ در سخنانش خداوند را هدف قرار ندهد ، موعظه اش از دلها بیرون می رود همان گونه که قطره از کوزه می چکد ؛ پس لازم است واعظ هدفش فقط رضای خداوند باشد نه کسب مقام و جاه و شهرت دنیوی!

پند و اندرز از دل برخیزد .

برخی گفته اند :موعظه زمانی سودمند خواهد بود که از دل برخیزد تا بر دل بنشیند ، چون همانطور که از قدیم گفته اند : سخنی که فقط از دهان بیرون آید به گوشی وارد و از گوش دیگر خارج می گردد.

واعظ به آنچه می گوید عمل کند .

 روایت شده که جمعی خواستند مردم را به آزاد کردن برده ها تشویق نمایند پس صبر کردند تا توان خرید برده را پیدا کردند آنگاه عملاً حرف هایشان را به مردم ابلاغ نموده و فهماندند.

 در برخی از کتب قدیم آمده است : هرگاه خواستی مردم را پند و اندرز دهی از نفس خود آغاز کن اگر خودت پند گرفتی چه خوب و در غیر این صورت حیا کن و نصیحت دیگران را رها کن.

در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند : در قیامت کسی را می آورند و جلوی همه او را در دوزخ می اندازند ، دوزخیان دور او گرد می آیند و می گویند فلانی تو چرا ؟ مگر تو ما را به نیکی دعوت و از بدی نهی نمی کردی؟ در جواب می گوید: آری ؛ ولی بدانچه امر می کردم خود عمل نمی نمودم و از آنچه نهی می کردم خود انجام می دادم !

شاعر می گوید : مثل آن شخص بی پروایی که مردم را به خوبی دعوت می کند مثل آن طبیبی است که خود بیمار است و دیگران را درمان می کند!

دیگری می گوید : ای آنکه دیگران را تعلیم و آموزش می دهی اگر واقعا معلم هستی خودت را تعلیم بده ! ازنفس خود شروع کن و از گمراهی رهائیش ده ، اگر چنین کردی بدان که تو حکیمی ؛ آن وقت است که دیگران حرفت را می شنوند و از تو پیروی می کنند و آموزه هایت سودمند خواهد بود ؛ پس ، از کاری نهی مکن که خود آن را انجام می دهی که این کار عیبی بس بزرگ است.

البته شایان ذکر است که دعوتگر هر چند نتواند مطابق استانداردهای فوق رفتار نماید شایسته نیست  از امر به معروف و نهی از منکر دست بر دارد؛ چرا که اگر قرار بر این باشد فقط اشخاص معصوم این وظیفه را انجام دهند بعد از پیامبر اکرم (ص) که کسی دارای عصمت نیست و در نتیجه این وظیفه مهم تعطیل می ماند.

گویند به امام حسن بصری( رح) گفته شد فلانی پند و اندرز نمی دهد و می گوید: بیم آن دارم که به گفته هایم عمل نکنم! امام در جواب فرمود : مگر کدام یک از ما به همه آنچه می گوییم عمل می کنیم؟ این چیزی نیست جز وسوسه و نفوذ شیطان تا امر به معروف و نهی از منکر تعطیل گردد.

آری کیست که هیچ گاه خطایی از وی سرنزده باشد؟ و کیست که فقط خوبی داشته باشد و بس؟

 روزی عمر بن عبدالعزیز ( رح ) سخنرانی می کرد و در اثنای سخنانش چنین گفت : آنچه لازم می دانستم بیان کردم در حالی که آنطور که بر اعمال خود واقفم فکر نمی کنم کسی از من خطاکارتر باشد ولی من توبه و استغفار می نمایم !

ایشان اینگونه بودند و در نامه هایی که به والیانش در نقاط مختلف می نوشتند همواره می فرمود : من تو را به فلان کار اندرز و پند می دهم در حالی که خود خطا می کنم و بسیاری از کارهایم خوب نیستند!

اگر قرار بود کسی، کسی را  پند ندهد تا خود را کاملا اصلاح نکند آن وقت خیر و نیکی برچیده می شد و امر به معروف و نهی از منکر برای همیشه ضایع می گردید و حرمت ها شکسته می شد و واعظان و ناصحان کم می گشتند و این همان چیزیست که شیطان و یارانش می خواهند ! آنگاه اگر کسی امر به نیکی و نهی از بدی می کرد بر او خرده می گرفتند ، خواه آن عیب در فرد وجود داشته باشد یا  خیر!

نقل می کنند عالمی مشهور مجلس وعظ و نصیحت داشت ، روزی به خود و کسانی که پیرامونش بودند نظری افکند ؛ جمع زیادی را نزد خود یافت که همگی دل هایی صاف و چشمانی اشکبار داشتند  زیر لب با خود زمزمه کرد و خطاب به خود چنین گفت : چگونه خواهد بود گر اینان نجات یابند و تو ای نفس هلاک شوی ؟!  سپس آرام با خود گفت : بار الها اگر فردا ( روز قیامت ) بر من عذاب را مقرر نمودی خواهش می کنم اینان را خبر مده ، نه به خاطر خودم بلکه بخاطر حفظ حرمت خداوندی ات ، تا نگویند آن کس را که در دنیا بسویت دعوت می کرد عذابش دادی!!

همان گونه که به رسول خدا گفته شد «ابن ابی» را بکش که سرکرده منافقان است ، ولی آن حضرت در جواب فرمودند: دوست ندارم مردم بگویند: محمد یارانش را می کُشد! چون در ظاهر این اتهام به پیامبر نسبت داده می شد پس از آن صرف نظر نمود  و من نیز خدایا در هر حال اشتباهاتم به تو نسبت داده می شود !

در آخر از خداوند منان خواستارم که همه ما را در زمره عالمان عمل گرا قرار دهد و در امر به معروف و نهی از منکر موفق گرداند که او شنوا و بینا و نزدیک است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

ترجمه : محمد حکمتیار

برچسب ها

محمد حکمتیار

نویسنده و مترجم آذربایجان غربی- پیرانشهر فعال دینی و مدنی

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. سلام
    با تشکر
    لطفا دو نکته:

    بعد از پیامبر، ائمه علیهم السلام معصوم نیستند!! چرا در مطلب نوشته اید که ” چرا که اگر قرار بر این باشد فقط اشخاص معصوم این وظیفه را انجام دهند بعد از پیامبر اکرم (ص) که کسی دارای عصمت نیست و در نتیجه این وظیفه مهم تعطیل می ماند.”

    – لطفا منبع مطالب ذکر شود.
    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن