اصول

تعارض آیه و حدیث !

تعارض یک آیه با حدیث پیامبر

هل یتعارض قول الله تعالى: ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ) مع حدیث: ( لا احصی ثناء علیک)
آیا تناقضی در بین آیه ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ) من جن ها و انسان ها را فقط برای این آفریدم که تنها مرا بپرستند) و حدیث(لا احصی ثناء علیک)  پروردگارا هر اندازه تو را ستایش کنم باز نمی توانم حق ستایش تو را به جای بیاورم) وجود دارد؟
سؤال اول : آیا آیه کریمه: ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ) یعنى: ( من جن ها و انسان ها را فقط برای این آفریدم که تنها مرا بپرستند)الذاریات/۵۶ با دعای رسول الله صلی الله علیه وسلم که می فرماید: ( لا احصی ثناء علیک) یعنی: ( پروردگارا هر اندازه تو را ستایش کنم نمی توانم حق ستایش تو را به جا بیاورم)تناقض دارد؟

سوال دوم بدعت چیست؟ و آیا در دین ،‌بدعت خوب و بد وجود دارد؟
پاسخ:در پاسخ به پرسش شما از خداوند طلب توفیق کرده و می گویم:
آیه و حدیث مذکور هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند بلکه مورد نفی شده در حدیث “احصاء” می باشد که در اینجا به معنی احاطه است و این صحیح می باشد زیرا بنده هر اندازه که از کلمات جامع و قدرت بیان و شیوایی زبان برخوردار باشد بازهم نمی تواند حق ستایش خداوند را آنگونه که است به جا بیاورد.

امام مالک رحمه الله در شرح حدیث مذکور می فرماید: معنای حدیث این است که: من نمی توانم نعمت ها و الطافی که به من ارزانی داشته ای را بشمارم و هر اندازه در ستایش تو مبالغه کنم بازهم نمی توانم حق ستایش تو را به جا بیاورم؛ اما این نفی به معنای ناتوانی در اصل انجام ستایش نیست بلکه بیانگر نفی ادای حق ستایش در حد جزئیات آن است اما ستایش خداوند متعال به طور کلی برای هر انسان مومن امکان پذیر می باشد همانطور که عبارت های حمد و ستایش در احادیث متعددی از رسول الله صلى الله علیه وسلم ثابت و روایت شده است .
علت اینکه انسان قادر به ادای حق ستایش خداوند متعال نیست این است که ادای حق ستایش خداوند متعال مستلزم احاطه داشتن به همه نام ها وصفات خداوند متعال است که تحقق این امر برای هیچ یک از مخلوقات ممکن نمی باشد زیرا خداوند می فرماید: (وَلَا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْمًا)یعنى: ( و- مخلوقات- هیچگونه احاطه ای به علم او ندارد) طه/۱۱۰ بنابراین هر اندازه حمد و ستایش خداوند را بگوییم هرگز نمی توانیم حق ستایش او را به جا بیاوریم زیرا ما از همه نام ها و صفات خداوند او مطلع نیستیم و نیز می توان علت دیگری را مطرح نمود و آن این است که: نعمت های هایی که خداوند به بندگانش ارزانی کرده است بسیار زیاد می باشند و انواع و اقسام بیشماری دارند و لازمه هر نعمت این است که خداوند را در ازای آن حمد و ستایش نمود که این امر در توان و دانش بشر نمی گنجد طوریکه خداوند می فرماید: (وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا)یعنى: ( و اگر- بخواهید- نعمت های خدا را بشمارید- هرگز قادر به- شمارش آنها نخواهید بود) ابراهیم /٣۴
آری؛حمد و ستایش از آن الله است؛ ستایشى به گستردگی آسمانها و زمین و آنچه که در بین آن دو است و ستایشی به گستردگی چیزی که بعد از آنها می خواهد و چه راست گفته است سراینده این شعر:
إذا نحنُ أثنینا علیک بمدحهٍ ***فهیهاتَ یُحصى الرَّملُ أو یُحصى القَطْر
یعنی: -پروردگارا- اگر ما یک بار مدح و ستایش تو را بگوییم- حق آن را ادا نکرده ایم- زیرا قادر -به شمارش- شن ها و قطره های باران نیستیم – تا شکر آنها را هم به جای آوریم
ولکنَّنا نأتی بما نستطیعُه *** ومن بذل المجهودَ حقَّ له العُذر
اما ما به اندازه توان خویش- حمد و ستایش- تو را می گوییم و آنکه همه تلاش خود را به کار می بندد- قطعا در قصورش- مشمول استحقاق پذیرش عذر می باشد.
بدعت: هر چیز نوپیدا در دین را بدعت می گویند و همچنین به هرچیز نوظهوری که در دین به نام شریعت و با هدف دینداری رواج یابد را نیز بدعت می نامند.
بنابراین هر عبادت یا اعتقادی که بعد از رسول الله صلى الله علیه وسلم پدید آمده و امکان انجام آن در زمان رسول الله صلى الله علیه وسلم بوده و انجام نداده و یا به آن دستور نداده و یا آن را تایید نکرده است بدعت تلقی می شود و بدعتی که مد نظر رسول الله صلى الله علیه وسلم است همه جوانب دینی اعم از گفتار و عبادت ها و اعتقادات و أعمال را شامل می شود.
شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در الفتاوی (٢٢/٣٠۶) می فرماید: ( بدعت دو نوع است: نوع اول بدعت در گفتار و اعتقادات هستند و نوع دوم بدعت در أفعال و عبادت ها هستند که نوع دوم شامل نوع اول می شود همانگونه که نوع اول دعوت بسوی نوع دوم می دهد) بنابراین اجتناب ورزیدن از هر دو نوع مذکور برای ما واجب است زیرا بدعت با همه اشکال و انواع آن موجب زیان و خسارت صاحب آن می شود و علاوه بر آن شخص بدعت گر به طور ضمنی می گوید که شریعت ناقص بوده و رسول الله صلى الله علیه وسلم دین را بصورت کامل به ما نرسانده است.
شیخ دکتر/ خالد بن عبدالله المصلح
ترجمه: حامد مشکوه
١۴٣٧/۴/٢٨ هجری قمری

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن