اندیشهشبهات

اسلام و همراهی با زمان

آیا اسلام پس از پایان خلافت، در همگامی با زمان، از نظر سیاسی، دچارشکست آمده است؟

آیا همانگونه که برخی ادعا می کنند، اسلام پس از پایان خلافت راشده از جهت سیاسی، با شکست مواجه شده و نقش اسلام در چند سال معدود و اندک، بسر آمد و به پایان رسید؟

چطورما مفاهیم اسلامی خود را (در زمینه سیاست و اقتصاد و …) عملا و نه بصورت تئوری، ارائه دهیم و تطبیق نماییم؟

همانا خلافت اسلامی ، به عنوان یک فلسفه، آن قانون و برنامه ای است که خلافت و جانشینی انسان بجای خدا را در عمارت و آبادانی زمین بر اساس منهجی که خداوند بر پیامبران (علیهم السلام) وحی نموده است، محقق می سازد.

واین خلافت، در سیستم و نظام سیاسی، قدرت و اقتداری است که از ملت ها و گروه های اسلامی جامعه ای را بنیاد می نهد که اهداف ذیل را محقق سازد:

  • ایجاد و برقراری شریعت اسلامی.
  • احیای تمدن اسلامی.
  • قرار دادن اسلام به عنوان دین و دولت.
  • و تکامل و یکپارچه سازی دار الاسلام.

و اگر اتحادیه اروپا آن سیستم و نظامی باشد که در سایه فلسفه موجود منافع و مصالح دنیوی مردم اروپا را برایشان محقق می سازد، خلافت اسلامی نیز آن سیستمی است که منافع مشروع و معتبر و سعادت اخروی را برای پیروان خویش محقق می گرداند.

بسر آمدن دوران خلافت راشده (همانطور که برخی ادعا می کنند) به معنی پایان نقش اسلام نیست بلکه دستاوردها و انباشت دانش و مهارتهایی که مشخصه تمدن اسلامی را شکل دادند پس از دوران خلافت راشده متبلور شد و به تکامل رسید.

یعنی آنچه به ” حکمرانی جبری” یا “خلافت ناقصه” موسوم شد همانی بود که در عصر و دوره آن، تمدنی اسلامی پایه ریزی شد که جهان از آن آموخت و ما هنوز هم در سایه آن زندگی می کنیم.

اینجا غفلتی پیش آمده و آن اینکه، معایب و انحرافاتی که پس از دوران خلافت راشده اتفاق افتاد، فقط در حد”دولت” متوقف گردید ( که اندازه آن و اندازه اقتدارش بسیار محدود بود)، در حالی که “امت ” بر منهج اسلامی ایمن بود و قوانین اسلامی را پیاده می نمود و در فقه اسلامی نو آوری می کرد و “قانون” را بالاتر از “دولت” قرار می داد و خدمات و وسایل آسایش جامعه را طبق قانون اداره می کرد و همه اینها را با نظام وقف (اوقاف) تأمین می نمود. و این چنین، تاریخ اسلامی با ویژگی و خصیصه “ارج نهادن ملت و محدود نمودن دولت” متمایز گردید ، بنابر این با پایان خلافت اسلامی محنتی به بار نمی آید و مصیبت فراگیر نخواهد شد.

بی شک ایجاد سردرگمی در مورد این واقعیت به دلیل تمرکز نوشته های تاریخی حول وحوش “دولت و سلطه و اقتدار” و غفلت تاریخ از ملت و طبقات آن ، و از واقع و برنامه هایش رخ داده است و این اشتباه است – در نوشتن تاریخ – که نیاز به بررسی و اصلاح دارد.

و سرنگونی خلافت اسلامی و دولت جهانی آن در سال ۱۹۲۴ میلادی به مثابه شکست نظام اسلامی نبود، بلکه – برای اولین بار – به مثابه موفقیت استعمار غرب در شکستن مجرای تکامل اسلامی و بهم ریختن رمز و نماد وحدت اسلامی قلمداد می گردد.

بی شک امت بر میل و اشتیاق خویش جهت نوسازی این چارچوب و این نظام و سیستم پافشاری می نمود، در حالی که استعمار – که مصیبت و محنتش سراسر جهان اسلام را فرا گرفته است – دولتهای منطقه ای و اقلیمی ، و ملی گرایی را به عنوان جایگزینی برای “جامعه اسلامی و اتحادیه امت اسلامی” قرار داد (که منطقه و ملیت را نیز در بر می گیرد و آندو را در ساختار کلی اسلامی به کار می برد ، همانطور که اسلام در ابتدای ظهور ش قبایل ، اقوام و زبانها را در چارچوب “امت واحده اسلامی “) گرد هم آورد.

و اکنون ، و پس از گذشت یک قرن از سرنگونی خلافت ، ما شاهد شکست فراگیر سیستم های محلی و ملی گرایی در احیا نمودن امت اسلامی هستیم، و به وفور شاهد تجزیه وتقسیم و تکه تکه شدن عالم اسلامی هستیم … در زمانی که ملت ها و مردمان غیرمسلمان را می بینیم که به همگرایی و اتحاد و انسجام، به روشی که اروپا خلق نموده است، روی می آورند.

موضوعی که باعث می شود ما به طور فزاینده ای به ضرورت احیای خلافت اسلامی (صرف نظر از نامی که برای آن انتخاب می کنیم) باور داشته باشیم.

به این شیوه که از جهان اسلام (که از “غنا” تا “فرغانه” و از قلمرو رودخانه “ولگا” تا جنوب خط “استوا” گسترش می یابد) جامعه و اتحادیه ی “فدرالی” یا “کنفدرالی” را بنا نهیم که برای امت ما جایگاه مناسبی در میان تمدن ها بوجود آورد.

ملت ما، که یک چهارم کل عالم است ، و صاحب بزرگترین میراث ، و غنی ترین آنها از جهت ثروت و دارایی ، ملتی که : (خصایصی چون) وحدت عقیده، وحدت شریعت، وحدت تمدن و یکپارچگی دار الاسلام، آن را به هم می پیوندد و گرد هم می آورد.
ومسابقه دهندگان باید برای بدست آوردن این چنین جامعه ای، با همدیگر مسابقه بدهند وبر یکدیگر پیشی بگیرند.

دکتر محمد عماره

ترجمه : سوزی محراب الف

از طريق
http://sozimihrab.org/
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن