اصولقرآن

توضیحاتی پیرامون «رحمان و رحیم»

توضیحاتی درباره «الرحمن الرحیم»:

در توضیحات واژه بسمله گفتیم: هر دو واژه از ریشه رحمت گرفته شده اند. «الرحمن» بر وزن فعلان، صفت مشبهه است و بیان می کند که موصوف، همه ی آن صفت را دارد؛ مانند: واژه ی جوعان که تمام معنای جوع را در بردارد و با واژە جائع متفاوت است؛ یا عطشان که همه ی معنای عطش را دارد و مانند اینها: ظمآن و ریان. همچنین «رحمان»، همه ی معنای رحمت را دارد.

«الرحیم» نیز صفت مشبهه است و زمانی به کار می رود که این وصف رخ داده و رحمت خداوند به آفریدگانش تعلق پیدا کرده است. البتە صفت مشبهه با اسم فاعل متفاوت است، هنگامی که گفته می شود راحم؛ یعنی رحمت ورزنده که تنها حالت انجام کاری را -در یک زمان مشخص- می رساند. ولی رحیم، رحمت ورزی را برای فاعل به وصفی ثابت تبدیل کرده است، بدین ترتیب رحیم به معنای رحمت ورزی است که مبین سرایت آن رحمت ها به مردم است.

ذکر دو اسم مذکور در اینجا تکراری نیست، بلکه هر دو صفت «رب» می باشند و آغاز توضیح تفصیلی معنای «رب» هستند. تسلط بر جلب همه منافع و دفع همه مضار (چون رحمت دو مظهر دارد: به دست آوردن سود و دور کردن زیان) بدون آنکه کسی در این کار دخالت و تأثیر و مالکیت داشته باشد. تصرف مطلق و بی قید و شرطی را برای خداوند رحمان و رحیم در امور بندگان و همه عالم آفرینش ثابت می کند که در قرآن از آن به مالک و ملک تعبیر شده است.

راغب اصفهانی نوشته است: رحمت رقتی است که مقتضی احسان به شخص است. واژه مرحوم گاهی فقط در رحمت و گاهی فقط در احسان به کار می رود مثل: «رحم الله فلانا»: و چون خدا با رحمت وصف شود، مراد از آن فقط احسان است، نه رقت قلب. به همین خاطر گفته شده: رحمت از خدا انعام و تفضل و از آدمیان رقت قلب است.

در تفسیر المیزان ذیل تفسیر بسمله آمده است: رحمت انفعال و تأثر خاصی است که در وقت دیدن محتاج عارض قلب می شود و شخص را به رفع احتیاج و نقیصه طرف وادار می کند، این معنی به حسب تحلیل به عطاء و فیض برمی گردد و به همین معنی خداوند با رحمت توصیف می شود، یعنی رحمت در رابطه با خدا به معنی عطاء و احسان است، نه تأثر و انفعال قلب، زیرا در ذات الله انفعالی نیست.

زمخشری در تفسیر بسمله نوشته است: اگر بگوئی معنی توصیف خدا با رحمت چیست، با آنکه رحمت به معنی عاطفه و مهربانی است؟ گویم: آن مجاز است از انعام خدا به بندگانش، چون فرمانروا آنگاه که به مردم مهربان باشد، به آنها احسان می کند.

کوتاه سخن آن که رحمت، به معنی رقت قلب است که از دیدن شخص محتاج عارض می شود و شخص را به احسان وامی دارد، ولی در خدا فقط به معنی احسان و نعمت است، چون خدا با رقت قلب و انفعال توصیف نمی شود. بنابر آنچه گذشت همه‌ی نعمت های، الله رحمت او هستند که بعضی از نعمت ها با کلمه رحمت توصیف شده اند که به بعضی از آنها اشاره می شود:

۱- بهشت: «و اما الذین ابیضت وجوههم فی رحمه الله» [آل عمران:۱۰۷] یعنی: «و اما سپید رویان در بهشت جاودانه در رحمت خدا خواهند بود».
۲- قرآن: «ولقد جئناهم بکتاب فضلناه علی علم هدی و رحمه لقوم یؤمنون» [اعراف:۵۲] یعنی: «برای آنان کتابی آوردیم که با آگاهی آن را به وضوح بیان کرده ایم که برای گروهی که ایمان می آورند، هدایت و رحمتی است».
۳- تورات: «…ومن قبله کتاب موسی اماما و رحمه» [هود:۱۷] یعنی: «قبل از آن هم کتاب موسی در حالی که پیشوا و رحمتی بود».
۴- نبوت: «یا قوم ارایتم ان کنت علی بینه من ربی و آتانی منه رحمه‌…» [هود:۶۳] یعنی: «حضرت صالح به قومش گفت: ای قوم من به نظر شما اگر نشانه روشنی از صاحب اختیارم داشته باشم و رحمتی از جانب خود به من داده باشد…»
۵- پیامبر اسلام: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» [انبیاء:۱۰۷] یعنی: «و تو را تنها به منظور رحمت به جهانیان فرستاده ایم».
۶- باران: «فانظر الی آثار رحمه الله كیف یحیی الارض بعد موتها» [روم:۵۰] یعنی: «به آثار رحمت الهی توجه‌كن كه چگونه زمین را پس از خزان و خشکی اش حیات می بخشد».

ناگفته نماند رحمت الله دو گونه است:

۱- رحمت عام که شامل تمام موجودات است و آن رحمت خلقت و رزق است، چنانکه فرموده: «ورحمتی وسعت کل شیء» [اعراف:۱٥٦] یعنی: «و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است‌».
۲- رحمت خاص که مخصوص اهل ایمان است و دیگران در آن سهیم نیستند، مثل: «اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه» [بقره:١۵۷] یعنی: «توجهات‌ و رحمت صاحب اختیارشان شامل حال آنان است». یا «والله یختص برحمته من یشاء» [بقره:۱۰۵] یعنی: «الله هر كه را بخواهد به رحمت خویش اختصاص می دهد». «وكان بالمؤمنین رحیماً» [احزاب:۴۳] یعنی: «الله نسبت به اهل ایمان همواره رحیم است».

لازم به ذكر است در قرآن هر جا کلمه رحمان آورده می شود، به جای آن می‌توان «الله» را آورد و بالعكس، بر خلاف بقیه صفات «الله» که چنین خصوصیتی ندارند. برای مثال به جای «لا اله الا هو الرحمن الرحیم» [بقره:۱۶۳] می شود گفت: «لا اله الا هو الله الرحیم». از طرف دیگر می شود به جای «الله» چنانکه آمده: «وقالوا اتخذ الله ولدا» [بقره:۱۱۶] می توان گفت: «وقالوا اتخذ الرحمن ولدا» [مریم:۸۸] که هریک به جای دیگری آمده است. «ان اتاکم عذاب الله» [انعام:۴۰ و ۴۷] «انی اخاف ان یمسک عذاب من الرحمن» [مریم:۴۵]
در این دو آیه نیز یکی به جای دیگری آمده و متعلق هر دو کلمه عذاب است و در آیه «قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن» [اسراء:۱۱۰] نیز هر دو مساوی آمده اند.

اما این مطلب که گفته شد در صفات دیگر عمومیت ندارد، برای مثال در: «و کان بالمؤمنین رحیماً» [احزاب:۴۳] نمی شود گفت: «وکان بالمؤمنین الله» همچنین در سایر صفاتی که دلالت بر معنای خاصی دارند. از طرف دیگر کلمه رحیم پیوسته در موارد رحمت به کار رفته است که مخصوص آخرت نیست، برای مثال: «فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم» [بقره:۱۷۳] و ده ها آیه دیگر.

ولی کلمه رحمان مثل الله در موارد رحمت و عذاب و سلطنت و غیره استعمال گردیده است. کلمه رحمان که صفت الله است، غیر الله با آن توصیف نمی شود. اما رحیم بر الله و غیر او هم اطلاق می شود. چنانکه درباره حضرت رسول آمده است: «لقد جاءكم رسول من انفسكم عزیز علیه ماعنتم حریص علیکم بالموءمنین روءف رحیم» [توبه:۱۸] یعنی: «رسولی از خود شما به سراغتان آمده كه رنجهای شما بر او گران می آید، بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است». در تمام قرآن فقط یک مورد کلمه ی «رحیم» صفت رسول قرار گرفته است و در موارد دیگر صفت الله جل جلاله واقع شده است.

طبق نوشته آقای قرشی در قاموس قرآن جلد۳ ص ۷۷ کلمه رحمن ۱٦۹ بار در قرآن آمده است، ۱۱۳ بار در اول سوره ها و ضمن بسمله و ٥٦ بار در اثناء آیات آمده است و کلمه رحیم ۲۲۷ بار در قرآن به كار رفته است ۱۱۳ بار در ضمن بسمله و ۱۱٤ بار در اثناء آیات قرآن آمده است.

نویسنده: عمر قادرپور – سیمینه بوکان
ویراستار: سوزی میحراب

نمایش بیشتر

عمر قادرپور

آذربایجان غربی - سیمینه - بوکان نویسنده و مترجم دعوتگر دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا