اندیشه

دعوت به روش پیامبران

 

نایف بن محمد یحیی
ترجمه ابوبکر مامشی

با هم مروری داشته باشیم بر تزکیه و تقوای بزرگان پیشین امت در دعوت دینی.
در زمان سلسله بنی امیه هنگام حج یکی ندا در داد که : هیچ کس حق فتوا ندارد بجز عطاء (ابن ابی رباح) و همانطور که میمون بن مهران میگوید کسی مانند او بعد از وی پیدا نشده است .باوجود چنین جایگاهی هرگز بیزار و سست نشد و از کمی شاگردان گلایه نداشت که چرا باید فقط همین چند نفر نزد من آموزش ببینند .
امام اوزاعی می گوید : مردم بیشتر از هر کسی از عطاء رضایت داشتند، این در حالی است که در مجلس او تنها هفت یا هشت نفر حضور داشتند .
امام احمد تمام احادیث مسند را برسه نفر املا کرد، حنبل بن اسحاق میگوید ،تنها من و صالح و عبدالله به امام احمد گوش دادیم و برما دیکته کرد .و این مقدار احادیث را از بین 750 هزار حدیث تنقیح و انتخاب نمودیم .
نفس آدمی همیشه متاثر از تعداد زیاد شنوندگان است و خوشحال می شود و در کمبود آنها احساس بدی خواهد داشت و در این رابطه نیت و اهداف نقش اصلی و اساسی را ایفا می کند .
آنچه در این موضوع اهمیت فراوانی دارد، واکنش دعوتگران صادق و درستکار است و نباید کم بودن تعداد شرکت کنندگان در جلسه موعظه، خطبه و درسهایش، مانع ادامه راهش گردد و آنچه که باید فراراه خود قراردهد این آیه باشد که می‌فرماید: ( ان علیک الا البلاغ ) چیزی جز اعلام و تبلیغ بر تو نیست .
اگر در احوال بزرگان اندکی تامل کنیم می بینیم که ابتدا صبر و تحمل بسیاری کشیده اند که نهایت و نتیجه پر نفعی را به دست آورده اند .
بعضی‌ از بزرگان در جلسات خود افراد اندکی حضور داشته اند اما چون تحمل کرده و خالصانه ادامه داده اند، خداوند درهای رحمت خود را برآنان گشوده و موجب خیر و برکتی شده اند که به فکر هیچکسی نمی رسد .
شیخ عبدالکریم الخضیر به مدت 22 سال کلاس تفسیر داشته درباره تجربیاتش می گوید : درسهایمان را با تعدادی انگشت شمار شروع کردیم و گهگاهی جلسات هم برگزار نمی شد و کاملا طبیعی هم هست و اوایل کار انتظار بیشتری نباید داشت، حتی بعضی از طلاب به علت کمی تعداد نمی آمدند . و اولین فرد سودمند از تشکیل حلقات و جلسات خود مدرس کلاس است .
یک بار که با مدرسی برخورد داشتم گفتم : تو بیشتر از طالب نیازمند حضور او هستی، حتی اگر شده هزینه را هم پرداخت کنید . ما از سال 1395 تا سال 1400 ه.ق. در خدمت شیخ بن باز شاگردی کردیم و در این مدت تعداد طلاب از ده نفر تجاوز نکرد .
شیخ ابن جبرین هم در سال 1397 ه.ق. قبل از اینکه مردم در جلساتش حضور یابند، مدت زمان زیادی فقط یک شاگرد داشت او هم صعودی(عربستانی) نبود بلکه فردی خارجی در محضرشان استفاده می کرد .
لازم است که هر عالمی آزمایش پس دهد و اگر خداوند نیت و راستی را در او ببیند، رحمتش را بر او می گستراند و مردم هم گرداگرد او جمع می شوند .

شیخ بن عثیمین بیشتر اوقات تعداد شاگردانش از چهار نفر تجاوز نمی کردو بعضی وقتها از این تعداد هم قسمتی غایب بودند .
روزی که شیخ به محل درس آمد کسی را آنجا ندید به جز کتاب یکی از طلبه ها که بخاطر کاری او هم رفته بود به بیرون از مسجد، وقتی برگشت شیخ را دید که رو به محراب نشسته و کتاب را باز کرده و تدریس می کند، شاگرد مذکور اینقدر خجالت کشیده بود با عجله کتابش را برمی دارد و برای همیشه جلسه را ترک میکند .
عبدالرحمن بن مهدی می گوید : روز جمعه که می نشستم با جمعیت زیاد خوشحال می شدم و از کمی جمعیت هم ناراحت میشدم، این حالت را برای بشر بن منصور تعریف کردم او توصیه کرد که در آن مجلس حاضر نشوم و آنجا را خوب نمی بینم،از آنروز به بعد به آنجا نرفتم .

عجیب تر از احوال علما حال انبیا علیهم السلام است،پیامبر ( ص ) وقتی عمرو بن عبسه را به اسلام دعوت کرد گفت : پیروان تو چه کسانی هستند ؟ فرمود یک مرد آزاده و یک برده ( ابوبکر و بلال ) .
در مدینه هنگامی که به وقت خطبه رسول خدا کاروان برگشت جز دوازده نفر همه به بیرون رفتند ( وترکوک قائما) . تورا در حالیکه برای خطبه ایستاده بودی ترک گفتند .
اما پیامبر به خاطر کمی تعداد سخنرانیش را قطع نکرد و از خطبه باز نایستاد . تعلیق محمد بن عبدالوهاب بر حدیث ( امتها را بر من عرضه کردند،بعضی ازانبیا را می دیدم که فقط گروهی چند نفره دنبالشان بودند و بعضی هم می آمدند که تنها بوده ویک پیرو هم نداشته است )
تفسیرش چنین است : نتیجه و ثمره این علم، مغرور نشدن از کثرت مستمعین و مایوس نشدن از کم بودن آنها.
مقاله،کتاب یا سخنرانی ارائه شده آثار و فایده آن در کوتاه مدت آشکار نمیشود و مدت زمانی راکد می ماند و بعدها خداوند افرادی را می گمارد و انتشار پیدا می کند. شیخ عبدالله حکایتی دارد در این رابطه، جلسه ای سخنرانی در ریاض برایش ترتیب داده بودند اماوقتی به مکان جلسه رفت بجز دو نفر کسی آنجا حضور نداشت . او سخنرانی خود را بطور کامل و آنچنان که آماده کرده بود ارائه داد و ب
ا دستگاه ضبط کردند. بعداز گذشت مدتی نه چندان زیاد یکی از آن دو نفر به شیخ خبر داد که نزدیک به چهل هزار نسخه از آن نوار تکثیر و پخش کرده است.
یکی از دانشجویان تحقیقی روی سایتش قرار داده بود، میگفت که خیلی تلاش کرده و زحمت زیادی کشیده اما مدت زیادی گذشته و هیچ کسی آنرا مطالعه نکرده تا اینکه مناسبتی در رابطه با موضوع مقاله پیش آمده و هزاران نفر بحث را باز نموده و دانلود کرده اند .
ابن الجوزی در این رابطه سخن نغز ی دارد و می گوید : بعضی افراد خوشحال از کثرت افراد اند و فریب ابلیس می خورند و به حساب زکات علم می گذارند که خدمتی به علم است اما در حقیقت فقط می‌خواهند اطرافشان زیادی شلوغ باشد و نامشان دهان به دهان بگرددو مردم ذکرشان کنند و به سخنوری خود معجب شده اند . فریب خوردنش به دست ابلیس زمانی خوب آشکار می شود که افرادی از مستمعینش به جلسات علمای دیگری روند که از او بهتر و عالم تر هستند و سخت آزرده می شوند و بطور قطع این برخورد از صفات دعوتگران مخلص بدور است . مخلصان همچون گروهی از پزشکان هستند که بیماری را معالجه می کنند و این بیمار به دست هر کدام از پزشکان شفا یابد همه ی پزشکان خوشحال خواهند شد،
دومین سخن گرانبها از ابن عثیمین است که می گوید : علما وظیفه شان تبلیغ است و هدایت در دست خدا ، و بدیهی است بی توجهی به حق انسان را محزون و ناراحت می کند و هر کسی که چنین حالتی دارد دو گروه اند :
1 –
گروهی که از این ناراحت هستند چون آنها مورد قبول واقع نشده اند
2 –
و گروهی از عدم مقبولیت حق ناراحت اند .
قطعا گروه دومی کارشان برای خدا است و دسته اول برای کسب شهرت خویش دعوت می کنند .
دعوت تنها باید برای خدا باشد، چنانکه خداوند می فرماید: ( ادع الی سبیل ربک )
حالا دقت کنید ، فردی هست که چنین می گوید:
من اندوهناک م چون حرف من که حق بود قبول نکردند و اگر حرفم خلاف واقع بود آنرا ترک میکردم و حق را می پذیرفتم،آیا چنین نگرشی قابل ستایش است یا نه ؟
جواب حتما آری است چون جای ستایش می باشد اماتفاوت دارد با کسی که برای حق ناراحت است چه او گفته باشد یا دیگری .
از خداوند مسالت دارم که ما و بچه هایمان را صالح گرداند و رحمت و برکتش شامل حال ما شود

ترجمه: ابوبکر مامشی

 

نمایش بیشتر

ابوبکر مامشی

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : امام جماعت و خطیب و فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا