اندیشهشبهات

روشنفکری دینی – نگاهی از بیرون (۲)

محمد ملا زاده

 روشنفکر کیست؟

  برای شناخت معنی – یامعانی- واژه ی روشنفکر،وتحدید چهار چوبهای نظری آن لازم است ابتدا بدانیم که این واژه کی ؟ وکجا؟ وچگونه؟ سربرافراشته، وچطور به میان فرهنگ لغات راه پیدا کرده، ودر محافل علمی وفکری کاربرد یافته است. وبانیان وپدید آورندگان آن، چه معناهای از آن اراده کرده اند، ومعنای این کلمه ازمکانی به مکانی دیگر، واز فرهنگی به فرهنگ دیگر، دستخوش چه  تحولات وحوادثی گشته است،زیرا تا زمانی که همچون تحقیقی پیرامون آن انجام نگیرد امکان فهم دقیق آن برای ما میسّر نخواهد گشت .

روشنفکردرفرهنگ لغات:

(انتلکتوئلس) ،“intellectuals در کتاب فرهنگ اندیشه ی نو آمده : “روشنفکران

این واژه، در حالت اسمی، بیشتر در قرن نوزدهم ، ونخست در روسیه دهه ی ۱۸۶۰ ،  برای نامیدن آن بخش از جوانان دانشگاه دیده بکار می رفت که: “شخصیتهای با اندیشه های  انتقادی” (عبارت بیسارف) یا “نهیلیست ها”(اصطلاح تورگنف) نامیده می شدند، وبه نام عقل وترقی در تمامی ارزشهای سنتی شک روا می داشتند”. واژه ی “انتلکتوئل”به معنی خرد ورز وصاحب خرد است”….مارکس در بیانیۀ کمونیستی روشنفکران را بخشی از بورژوازی تعریف می کند که خودرا به طبقه ی کارگر وصل می کند،…                                                                                       

نگا:”فرهنگ اندیشه ی نو، اولیوراستُلی برس وآلن بولک”

 اساس وپایه های این تعریف را چهار چیز تشکیل می دهد.

۱-خاستگاه تئوریک نظری این اندیشه دنیای غرب است، یعنی روشنفکری مولود فرهنگ وتمدّن جدید غرب است.

۲-روشنفکران شخصیتهای دارای اندیشه ی انتقادی هستند، بدین معنی که حق خود می دانند همه چیزرا بی رحمانه نقد کنند.

۳-بنام عقلگرایی وترقی خواهی در تمامی ارزشهای سنتی شک وتردید روا می دارند.

۴- تنها مرجعیت عقل را قبول دارند وبرای هیچ مصدردیگری –جزدر پرتوعقل- ارزش واعتبار قایل نیستند.

  در تعریف دیگری که “مجمع اللغه العربیه”برای مصطلح “تنویر”ذکر کرده، آمده است 

تنویر(روشنفکر)یک حرکت فلسفی است که در قرن هجدهم سربرافراشت، این حرکت به استقلال عقل و رأی اهتمام می دهد، وبه اثرگذاری اخلاق ایمان دارد، و براندیشه ی تقدم (پیشرفت) ورهایی از سلطه وتقالید استوار است”. معرکه المصطلحات، محمد عماره، ص۵۴.

 حرکت روشنفکری در اروپا شعار”لاسلطان علی العقل الا للعقل”(جز خرد چیزی بر خرد قدرت ندارد) راسرداد که لازمه ی آن رهای از سلطۀ “تقالید” و”قدرت”بود.”پیشین،ص/۵۴″

  برخی از محققان عرب زبان- مانند دکتر محمد شامه- “واژه ی تنویررا معادل  رنسانس دانسته که در دوقرن ۱۶و۱۷دراروپا بعنوان تعبیری از اندیشه ی لیبرالیسم سرمایه داری، دارای گرایش انسانی، عقلی، علمی، تجربی ، ومتضمن ومبتنی بر گرایش مادی خالص،سر بر آورد، واندیشه ی لاهوتی (متافیزیکی)را کنار می نهاد و”طبیعت”و”عقل”را بجای غیبیات می نشاند”.  الموسوعه الاسلامیه العامه .ص۴۲۶

 از آنرو که روشنفکری مولود سکولاریسم، ودست آوردی از نهضت عقل گرای مغرب زمین است ارائه ی تعریفی از آن در اینجا خالی از لطف نیست.

سکولاریسم:

  درتعریف سکولاریسم آمده است، سکولاریسم: به معنای دنیوی..عالمی..واقعی کردن است – برگرفته ازدنیا،عالم وواقع- مقابل مقدس(= دینی،کهنوتی، نماینده ی آسمان، محتکر اقتدار آن، ومالک کلیدها، وخارق طبیعت وسنن آن)- است.  یعنی: اندیشه ی که دنیارا همچون دین مقدس می شمارد ومتغیرات علمی، قانونی واجتماعی آن را، همچون ثوابت دین ثابت می انگارد”. معرکه المصطلحات .ص۲۳.به نقل از معجم العلوم الاجتماعیه وغیره…

  دائره المعارف انگلستان تعریف شفافتر وواضحتری از سکولاریسم ارائه داده ومی گوید:”سکولاریسم یک حرکت اجتماعی است که توجه انسانهارا از اهتمام به آخرت مصروف می دارد وتنها به دنیا معطوف می کند”. نگا: محمد قطب، مذاهب فکریه معاصره، (ص/۴۴۵)…والعلمانیه د،سفر الحوالی،به نقل از دائره المعارف انگلستان. 

توجه به سکولاریسم، به مثابه ی یک حرکت ضد دین وضد مسیحیت  درطول تاریخ جدید رو به گسترش بوده است، قاموس جهان جدید نوشته ی لویستر، شرح ماد ی سکولاریسم می گوید:

۱-“روح دنیا گرا، گرایش به دنیا وامثال این، بویژه نظام (مبادی وتطبیقات)ی  که هرگونه شکلی از ایمان وعبادت را نفی وردّ می کند.

۲-اعتقاد به اینکه دین وشئون کلیسا هیچ دخالتی در شئون دولت بویژه تربیت نداشته باشند سکولاریسم نامیده می شود” نگا: أ،د، سفر الحوالی العلمانیه، (ص/۲۱-۲۲).

  سکولاریسم که دین را از زندگی انسانها به حاشیه می راند عقل را گوهرخود وبدیل بدون چون وچرای  دین معرفی می کند، عبدالکریم سروش می گوید :”راسیونالیسم (خرد گرایی) گوهرسکولاریسم است،..وانگهی عقلانیت را به نظری (=علمی وفلسفی ودانشها) وعملی (=منتهی به عمل) تقسیم می نماید” نقل به لفظ ازسروش.سنت وسکولاریسم (ص/۹۶).

 ازمجموع تعاریف فوق که برای روشنفکر وسکولاریسم ارائه شد بر می آید که:

۱-روشنفکری وسکولاریسم هردو فرزند ومولود نهضت رنسانس مغرب زمین هستند.

۲-هردو توجه انسان را از دین وآخرت باز می دارند وبه سوی دنیا وطبیعت سوق می دهند ومعطوف می کنند.

۳-هردو با افکار واندیشه های کلیسا (ودر نهایت دین) سخت دشمنی می ورزند.

۴-هردو داعیه ی عقل گرای وعلمی بودن را دارند واز دیگر حیثیت هیچکدام از این دو دیگری را در ادنی اشیاء نفی وردّ نمی کنند وابدا تباین وتعارضی میان مقولات ومبانی ومبادی این دو بچشم نمی خورد.

                      ******

   سکولاریسم وروشنفکری (انتلکتوئیلس) مؤمن وملحد: 

  علاوه بر آنچه ذکرش رفت، در مقام تقسیم وتوصیف؛ میان سکولاریسم وروشنفکری نقطه اشتراک اساسی ومهم دیگری وجود دارد که ذکر آن در این جا خالی از فایده نیست وآن اینکه: کما اینکه سکولاریسم به فلسفی (ملحد) وسیاسی (بی تفاوت به دین ومتافیزیک، یا مؤمن وعقیده مند) تقسیم گردیده است، جریان روشنفکری نیز چنین است، زیرا در میان جریان موسوم به روشنفکری هم، عناصری یافت می شوند که بطور کلی منکر دین نیستند بلکه خوانش وقرائت  ویژه ی خودرا از آن دارند ولزوما روشنفکر بودن معادل ملحد ولادین یا بی دین بودن نیست.

 اگر سکولارهای سیاسی شعار تفکیک دین از سیاست وعدم دخالت هر کدام در حوزه ی دیگری سر می دهند ودایره  ی عمل این دو را از هم تفکیک می نمایند، و”کار قیصررا به قیصر وکار کلیسا به کلیسا واگذارمی کنند”. سکولاریسم فلسفی ابدا چنین نمی اندیشد وتوجه انسانها را از دین وخدا وآخرت باز می دارد وبه سوی دنیا وزندگی دنیای سوق می دهد ودخالت مکتب سکولاریسم را به تمامی حوزه های زندگی تعمیم می دهد.

   بنا برآنچه گذشت  به جرئت می توان گفت: سکولاریسم وروشنفکری لازم وملزوم همدیگر ودرواقع دو روی یک سکه اند. واگرگفته شود با این وصف چه چیز باعث شد که روشنفکری در اروپا به الحاد گرایید؟

  دکتر سروش در پاسخ به این سوآل گوید:” به الحاد گرویدن روشنفکری در اروپا ، نه از سرتوطئه وشیطنت، بلکه بخاطر غیر قابل دفاع بودن آموزه های دینی کلیسا بود”.

                                                                         د-عبد الکریم سروش.روشنفکری ورازدانی. ص۲۷۷.   

  از سخن فوق چنین بر می آید که جریان مؤمن روشنفکری از رحم سکولاریسم پا به عرصه ی وجود نهاد، لیکن وجود انحرافات وخرافات وامورغیر قابل قبول وغیر قابل دفاع در دین کلیسا باعث گشت که روشنفکران بطور کلی دین را رها کنند وبرای همیشه با آن وداع گویند.

  امّا اشاره به یک نکته ی بسیار مهم خالی از فایده نیست، آنهم اینکه، نه دین مورد قبول سکولاریسم دین  خدا است ونه تدین روشنفکران مؤمن تدینی است خداپسندانه، به عبارتی روشنتر سکولاریسم وروشنفکری هردوگروه درجستجوی دین گرفتار گمراهی گشته اند، گروه اول در معرفت و پیدا کردن آن، وگروه دوم درتطبیق وعمل به آن.

 اسلام سکولار:

  برخی از اندیشمندان گمان برده اند که دین اسلام یک دین به تمام معنا سکولار است،هدف از طرح این ادعا مشروعیت بخشیدن به حاکم کردن سکولاریسم بعنوان یک دین پذیرفته شده در میان مسلمانان، ومشروعیت بخشیدن به اندیشه وعملکرد جریانات سکولار است. نصر حامد ابو زید می گوید:”سکولاریسم گریز از دین ونفی آن نیست، بلکه درگوهر خود تأ ویل حقیقی وفهم علمی آن است، همچنین الحاد نیست که دین را از جامعه وزندگی جدا کند چنانکه باطل گرایان برطبل آن می کوبندورواج می دهند، امّا گفتمان دینی به عمد وآگاهی خبیث وماکرانه میان جدای دین از کلیسا، یعنی جدای قدرت سیاسی ازدین، وجدای دین از جامعه وزندگی خلط بوجود می آورد ” نگا: نصر حامد ابو زید “نقد الخطاب الدینی”(ص/۶۴)ودر نسخه ی دیگری،ص/۳۱.

  ودرفراز دیگری به صراحت می گوید:”ما به لزوم وضرورت رهایی ازبنده گی قرائت نصی حرفی [متن دینی]فرا می خوانیم، وبه ضرورت تأویل تاریخمندی موضوعیانه ی نصوص در روشنایی آنچه که تکامل وتغییررا در زمانها ومکانها، واحوال وبرنامه ی فکری به وجود آورد، فرا می خوانیم”. پیشین،ص/۳۲.

 ودر فراز دیگری می گوید:”واقعه ی وحی در ذات خود یک واقعه ی تاریخمند است، نه یک واقعه ی جاویدان متافیزیکی، به دلیل اینکه متکلمان مسلمان درعلم کلام بر سرقدیم یا حادث بودن کلام الهی (قدیم یا مخلوق بودن قرآن) اختلاف کرده اند، واین اختلاف تأیید می کند که سیطره ی مفهوم “قدیم”، تفسیر آن را درتاریخ سیاسی اجتماعی به وجود آورده است” .نگا: پیشین،ص/۴۲و۴۳.

 ودر صفحۀ ۶۴ کتاب بار دیگر “جوهرسکولاریسم را تأویل حقیقی وفهم علمی دین معرفی می کند” پیشین،ص/۶۴.

 یکی دیگر ازاین متفکران(محمود امین العالم) پارا از این فرا تر نهاده ومی گوید: “سکولاریسم نقطه آغاز نیکوی برای تجدید دین، ومتناسب نمودن آن با مقتضیات عصر است، چون در سکولاریسم نگاه وبرنامه ی آن چنانی وجود دارد که چنین صلاحیتی به آن ببخشد”. نگا: “العلمانیون والقرآن الکریم” احمد ادریس الطعان،(ص/۲۵۷).به نقل از محمود العالم”الأصولیات الإسلامیهفی عصرنا الراهن، و…

   سوآل: آیا سکولاریسم که اساسا برای حذف دین از صحنه ی زندگی، وایجاد دنیای خالی از خدا ودین سر بر افراشته، می تواند گوهر دین ونقطه آغاز تجدید آن باشد!؟ کسانی که این سخن بر زبان می آورند از دو حال خارج نیستند. یا هیچیک از دین وسکولاریسم را نشناخته اند، یا آگاهانه وعامدانه کلامی برزبان می آورند که خودشان به خلاف واقع بودن آن واقف هستند. وگرنه چگونه ممکن است دین که انسان را به خدا پیوست می کند با سکولاریسم که خدارا اززندگی انسان حذف، ورابطه اش با خدارا قطع می کند یکی باشند!؟  امّا به یک معنا می توان دین(اسلام) را سکولارکرد،(نه اینکه سکولاریسم را آغاز نیکوی برای تجدید اسلام دانست) وآن اینکه: دین سکولار به این معنی است که آن را به خدمت دنیا در آوریم یعنی از راه آموزه ها وتعالیم دین به آبادانی دنیا بر خیزیم یعنی به هر اقدامی که برای آبادسازی دنیا دست می زنیم براساس ودر چهار چوب تعالیم دین باشد.

دکتر عبد الکریم سروش بیان جالبی دارد وی می گوید:” دیندار بودن دنیای آرامتر وموفقتری را در اختیار ما قرار می دهد، درجوامع دینی راستین دزدی وحق کشی وغصب اموال وجود ندارد، به علاوه دینداران برای تحمل شداید ومشکلات مبارزه صلابت وقدرت بیشتری نیز پیدا می کنند، اهل تعاون وزحمت کشی وخیر خواهی خواهند بود وآسان تسلیم وسوسه شهوت وقدرت وثروت نخواهند شد، بنا به دستور دین به آموختن علم، به نظافت فردی، به گرفتن سود عادلانه و….روی خواهند کرد، ودنیای ازهرحیث آباد وانسانی وخواستنی پدید خواهند آورد. اگرسخنان را خوب بشکافیم ازآن دینی درمی آید دنیوی، دینی که درواقع دنیا متبوع ومخدوم اوست واو خادم آن است، این چنین دینی را می گوییم دین”سکولار” یعنی دین دنیازده ودنیا گرا”.                                                                                             نگا: عبدالکریم سروش،مدارا ومدیریت(ص/۱۶۸) .

سکولارکردن دین به این معنا نه تنها بد نیست بلکه عین رسالت دین است وعین وظیفه ی آن است چون دین برای تنظیم امور دنیای انسانها -قبل از آخرت آنان-آمده است، ولی سکولار بودن آن به تعبیر نصرحامدابو زید و محمود امین العالم، تحریف رسالت، پیام ومحتوای آن است.

                                     ******* ادامه دارد

از طريق
محمد ملازاده
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

محمد ملا زاده

@نویسنده و مترجم @آذربایجان غربی - پیرانشهر @فعال دینی و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن