اصول

زکات ؛ عاملی برای کاهش فقر در جهان اسلام

مقدمه”

زکات سومین رکن اسلام است که شخص را پس از اقرار به یگانگى خدا و به جا آوردن نماز در زمره امت اسلام قرار می دهد.

خداوند می فرماید:«پس اگر توبه کردند و نماز بجا آوردند و زکات دادند، برادران دینى شما هستند.(توبه/۱۱)

در کتاب هاى فقهى، بسیارى از احکام زکات آمده است; از جمله منابع زکات، مقدارى که باید پرداخت گردد ، موارد مصرف آن و غیره.

اقتصاددانان مسلمان به اهمیت اقتصادى و اجتماعى زکات در زندگى فقرا اولویت می دهند ؛ چنانکه پیامبر (ص) فرموده است: هدف اصلى فرمان به زکات، کاهش فقر در جامعه است.

زمانى که پیامبر اکرم(ص) معاذبن‏ جبل را به یمن فرستاد به وى فرمود: «به آنها بگو که خداوند صدقه را بر ثروت ایشان قرار داده است تا از ثروتمندانشان گرفته و به فقرایشان داده شود

خداوند این وظیفه را به عهده حاکمان مسلمان قرار داده است،چون توانایى بیشترى براى انجام آن دارند ؛ از این‏ رو نقش زکات در کاهش فقر را نمی توان کم ‏اهمیت دانست.

قبل از بحث درباره این که زکات چگونه فقر را کاهش می‏دهد، شایسته است ابتدا بدانیم نظر اسلام درباره فقر چیست؟

اسلام به فقر به عنوان یک مساله مذهبى و اجتماعى نگاه می‏کند که انسان را به ذلت، گناه، و جنایت می‏کشاند، به همین دلیل است که پیامبر اکرم‏(ص)از آن به خدا پناه میبرد:”خدایا از فقر، کمبود و پستى به تو پناه می ‏آورم”

فقر ممکن است ‏حتى به کشتن فرد بى گناه انجامد.”فرزندان خود را از بیم درویشى مکشید.ما هم شما را روزى می‏دهیم و هم ایشان را ؛کشتنشان خطاى بزرگى است.

پیامبر(ص)فقر را به کفر مربوط می‏سازد: “کاد الفقر ان یکون کفرا”*فقر تقریبا شبیه عدم اعتقاد به خداست*

بنابراین فقر نسبت‏ به عقاید و اخلاق بشر و نیز براى امنیت و ثبات جامعه یک تهدید به‏ شمار می‏رود ؛ بنابراین بر جامعه و حکومت لازم است ‏به منظور ایجاد کردن یک جامعه سالم با فقر به عنوان یک تهدید اجتماعى با استفاده از تمام امکانات موجود،مقابله کنند.

 

چاره‏ اى که اسلام براى مشکل فقر می ‏اندیشد، چیست؟ و زکات چه نقشى را ممکن است در کم کردن این مشکل ایفا کند؟

*چاره فقر در اسلام*

اسلام به فقر به عنوان یک مشکل اجتماعى خطرناک می‏نگرد که انسان را به امتحانى می‏کشاند که وى را از دین رویگردان می‏کند و هویت و ماهیت وى را به مخاطره می ‏اندازد.

فقر تهدیدى بالقوه براى صلح و ثبات جامعه است. مقاصد و اهداف شریعت در حفظ ایمان، روح بشرى، سلاله، اموال و فکر و اندیشه با فقر به انجام نمی‏رسد. این اهداف تامین نیازهاى مهم بشر همانند خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج را می‏طلبد به طورى که احتمال این که افراد به تجاوز از حدود مذهب و اخلاق کشانده شوند، وجود نداشته باشد.

اسلام به حکومت و جامعه دستور می دهد که در مسؤولیت‏ حذف فقر از جامعه سهیم شوند.

قرآن و سنت پیامبر(ص)در درون کلیت وحى که براى هر مکان و زمانى نازل شده، روش ها و وسایل انجام یافتن این مسؤولیت را تعیین کرده ‏اند.

هدف فلسفه اقتصادى اسلام قبل از هر چیز عبارت است از حذف فقر با برآوردن نیازهاى اساسى انسان، تنگ تر کردن شکاف بین فقرا و ثروتمندان و توسعه منابع خاکى براى رفاه انسان که هر چیزى در آسمان و زمین مسخر اوست.

اسلام در محدوده فلسفه اقتصادى خود راه هاى بسیارى براى حل مشکل فقر اندیشیده است. برخى از این راهها مربوط به حکومت، و برخى دیگر برعهده جامعه و برخى دیگر وظیفه مشترک حکومت و جامعه است.

 

*(الف ):نقش حکومت*

اسلام افراد را به امرار معاش با کار سفارش مى‏کند.

پیامبر اکرم(‏ص) می فرماید: «هیچ‏کس غذایى بهتر از غذایى که با دسترنج‏ خود تهیه کرده است نمی خورد ؛ داوود پیامبر(ص) عادت داشت از دسترنج‏ خویش بخورد.» بر حکومت لازم است که شهروندان خود را در پیدا کردن کارهایى که در آنها تخصص دارند کمک کند.

پیامبر(ص)به مردى از انصار مدینه که براى دریافت کمک گدایى می کرد دستور داد تا تبرى به دست آورد و هیزم بشکند و خرجى خانواده خود را درآورد.

از حکومت مدرن اسلامى انتظار می‏رود که فرصت کار را براى تمام افراد تواناى خود با بهبود بخشیدن به توسعه اقتصادى و تعلیم و تربیت افراد براى شغل هاى متعدد مورد نیاز در بازار کار فراهم آورد.

اسلام همچنین به حاکم توصیه می کند که درآمدهاى فعالیت هاى اقتصادى را به تساوى تقسیم کند تا ثروت ملت صرفا در میان طبقه ثروتمند جامعه در گردش نباشد.

قرآن می فرماید: «آن غنیمتى که خدا از مردم قریه ‏ها نصیب پیامبرش کرده است از آن خداست و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و مسافران در راه مانده، تا میان توانگرانتان دست ‏به دست نشود.»(حشر/۷)

از آنجا که آزادى فعالیت اقتصادى به سود ثروتمندان است، باید از طریق عدالت اجتماعى این امر متعادل شود. براى رسیدن به این هدف حکومت می تواند از طریق ‏اولویت دادن به فقرا در خط مشى ‏هاى اقتصادى و مالى خود و نیز از طریق سرمایه گذارى سنجیده در مناطق فقیرنشین فعالیت هاى اقتصادى خود را پیگیرى کند. جهان اسلام از توزیع بى‏ تناسب ثروت بین کشورها و در داخل کشورها رنج مى‏برد، اما اسلام براى کمک به بخش فقیرتر، دعوت به کم کردن این شکاف مى‏کند.

*اسلام همچنین به حکومت‏ سفارش می کند* تا تمام معامله‏ هاى غیر منصفانه و زیان‏بخش به حال جامعه، مثل وام هاى بهره‏ دار، فروش مواد الکلى و مخدر، احتکار نیازمندی هاى اساسى، حق انحصارى، فریب در معاملات و غیره را ممنوع کند.

حکومت ‏باید از حقوق اموال، اجراى قراردادها و توافقنامه ‏ها و قانونى بودن تمام معاملات حمایت کند.

باید هر کسى که حقوق دیگران را به هر بهانه‌ای ‏پایمال می کند، تنبیه کند. چنین حمایتى معمولا براى اعضاى ضعیف تر جامعه سودمند است.

از طرف دیگر حکومت مسؤول هر فرد زیردست ‏یا ناتوانى است که حامى ندارد و یا هر فرد نیازمندى است که کمکى دریافت نمی کند.

پیامبر اکرم(‏ص) در مورد شهادت جعفربن ابی طالب(در جنگ موته)که از خود کودکانى به جا گذاشته بود، فرمود: «من در این دنیا و آن دنیا محافظ آنها هستم؛ حاکم حافظ کسانى است که هیچ حامى ندارند.»

بخارى این حدیث را از پیامبر(ص)نقل مى ‏کند: «من نسبت ‏به انسان مؤمن از خود او مسؤول‏ترم به طورى که اگر مدیون فوت کند و هیچ مالى نداشته باشد که از آن مال دین وى پرداخت‏ شود، وظیفه من است تا دین او را بپردازم. »

از آنجا که هدف اسلام برآوردن نیازهاى اساسى افراد است، وظیفه حاکم است تا چنانچه زکات به تنهایى براى رسیدن به آن مقاصد خاص کافى نباشد، مالیات هاى بیشترى از ثروتمندان بگیرد.

امام ترمذى از پیامبر اکرم‏(ص)نقل مى ‏کند که فرمود: «همانا بر ثروت حقوقى غیر از زکات وجود دارد)سپس پیامبر(ص)این آیه را تلاوت فرمود: «نیکى آن نیست که روى خود به جانب مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد. و مال خود را، با آنکه آن را دوست دارد به خویشان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و دربند ماندگان ببخشد. و نماز گزارد و زکات بدهد و آنان که در بینوایى و بیمارى و به هنگام جنگ صبر میکنند»(بقره/۱۷۷)

ابن حزم، فقیه مشهور، این نکته را بیان مى‏کند: «وظیفه ثروتمندان تمام کشورهاست تا از فقرا مراقبت کنند. امام مجبور بود این وظیفه را در صورتى که زکات براى کمک به فقرا کافى نمى‏بود بر عهده ثروتمندان بگذارد.» امام جوینى می‏گوید:«اگر چنین اتفاق بیفتد که با تمام تلاش ممکن زکات نیاز فقرا را برطرف نکند، وظیفه امام است تا از باقیمانده نیازمندان به عنوان اولین اولویت‏ خود مراقبت کند، زیرا کل جهان نمیتواند ضررى را که متوجه یک فرد فقیر از جانب مسلمانان شده است، جبران کند.»

*ب – نقش جامعه*

اسلام در رفع فقر، بیشتر بر نقش جامعه تاکید دارد تا نقش حکومت، زیرا از جامعه می خواهد که پرداخت زکات یک عمل عبادى داوطلبانه باشد تا روابط برادرانه را بین مؤمنان استحکام بخشد و دلیل دیگر این که جامعه از حکومت ‏به نیازمندان نزدیک‏تر است.

اسلام با هدفى که در این‏باره دارد به مسلمان فرمان می دهد تا از خویشاوندان نزدیک خود مراقبت کند.

پیامبر(ص) می‏فرماید: «دست دهنده بالاترین دست است و از وابستگان خود شروع کنید; مادر، پدر، خواهران و برادرانتان و سپس نزدیکترین خویشانتان.»

امام ابوحنیفه بر مسلمانان فرض دانسته است تا از خویشاوندان نیازمند نزدیک خود حتى اگر کافرند حمایت کنند. به حاکم اجازه داده می‏شود تا پرداخت مقدار معینى پول را از سوى افرادى که از حمایت افراد نیازمند در میان خویشاوندان نزدیک خود امتناع می‏کنند، بخصوص والدین و برادران و خواهران صغیرش، مقرر دارد.

قوانین ارث وسیله‏ اى است‏ براى توزیع ثروت در میان دایره وسیعى از خویشاوندان.

اسلام توجه خاصى به خویشاوندان، همسایگان و افراد گرسنه دارد. پیامبر(ص) آن قدر کمک به همسایگان را توصیه میفرمود که صحابه گمان کردند که همسایه نیز سهمى از میراث همسایگان ثروتمند دارد. پیامبر(ص)همین‏طور در مورد گرسنگان هشدار می‏دهد که: «اگر شخصى گرسنه بخوابد، تمام مردم آن محل در این‏باره مسؤولند که عهد خداوند را رها کرده‏اند.»

اما روش مهمى که اسلام به وسیله آن تلاش می‏کند تا فقر را از جامعه بزداید، زکات است زیرا هدف آن در اولین مرحله فقر است و زکات از سوى بخش عظیمى از افراد که صاحب نصاب هستند پرداخت می‏شود. بعلاوه حکومت مسؤول برنامه ریزى براى جمع‏آورى و توزیع زکات است.

*نقش زکات در رویارویى با فقر*

زکات بر این فلسفه روشن اسلامى مبتنى است که مالک واقعى ثروت خداست و این که مالکیت صرفا به انسان ها سپرده شده است تا از آن ثروتى که به دست آورده ‏اند استفاده کنند.

قرآن می‌فرماید: «و از آن مال که به وراثت ‏به شما رسانده است، انفاق کنید.»(حدید/۷ )

اسلام براى افزایش ثروت افراد با توجه به رفاه کل جامعه مقررات خاصى تعیین کرده است. تمام مخلوقات آفریده ‏هاى خدایند و او روزى دهنده آنان است و این است علت آن که وى به مؤمنان دستور می دهد تا مراقب نیازمندان و فقرا باشند ؛ از این دیدگاه کلى زکات براى از بین بردن فقر واجب شده است.

 مسلمانان به دلیل ماهیت مذهبى زکات از زمان پیامبر‏(ص) تا کنون به پرداخت آن ادامه داده ‏اند ؛در جهان اسلام شش کشور وجود دارد که زکات را بر اساس قانون جمع ‏آورى می‏کنند: یمن، عربستان سعودى، لیبى، سودان، پاکستان و مالزى، در حالى که هفت کشور دیگر مؤسسات خاصى براى جمع‏ آورى زکات بصورت داوطلبانه ایجاد کرده ‏اند یعنى مصر، اردن، کویت، ایران، بنگلادش، بحرین و عراق.تقریبا در هر کشورى که در آن تعداد زیادى از مسلمانان وجود دارند، برخى مساجد یا سازمان ها یا افراد مسؤولیت جمع‏آورى و توزیع زکات را بر عهده دارند. خصوصیت دیگر زکات آن است که کاملا مشخص شده از چه کسى باید گرفته شود و به چه کسى باید داده شود. دولت وقت نمیتواند هر طور که می‏خواهد زکات را به مصرف برساند.

 *تعریف فقر*

فقها تعاریف متفاوتى براى دو گروه اشخاص تهیدست ارائه کرده ‏اند: فقرا و مساکین. این دو کلمه در ابتداى آیه هاىی از قرآن آمده ‏اند که افراد مستحق دریافت زکات را ذکر می کند:

«صدقات براى فقیران است و مسکینان و کارگزاران جمع‏آورى آن و نیز براى به دست آوردن دل مخالفان و آزاد کردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نیازمند، و آن فریضه ‏اى است از جانب خدا و خدا دانا و حکیم است.»(توبه/۶۰ )

ابویوسف شاگرد ابوحنیفه و ابن ‏القاسم رفیق مالک گفته‏ اند که معنى هر دو یکى است.

اکثریت علما گفته ‏اند که آنها دو اصطلاح براى یک طبقه هستند که طبقه نیازمندان است.امام طبرى می گوید: «فقیر شخص نیازمندى است که با در خواست کمک از مردم خود را خوار نمی کند و مسکین شخص نیازمندى است که از مردم درخواست کمک می‏کند.»

دکتر قرضاوى کسانى که مستحق زکاتند یعنى فقرا و مساکین را به سه دسته طبقه بندى مى‏کند:

۱- کسانى که اموالى ندارند و منبع درآمد نیز ندارند.

۲- آنها که اموال‏کمى دارند و درآمد هم دارند ولى درآمدشان کمتر از نیمى از نیازهایشان است.

۳- آنها که کمى مال و ثروت و درآمد دارند که نیم یا بیشتر از نیم نیازهایشان را برآورده می‏کند ولى تمام نیازهایشان را برآورده نمی کند.

مالکیه و حنبلیه درباره نیازهاى فقرا در دوره یک ساله، و شیعه در دوره کل زندگى شخص سخن می‏گویند.

از گفتار بالا می‏توان نتیجه گرفت که فقر نسبى است و بر اساس شرایط جوامع، متفاوت است. با این همه، افراد فقیر در سطوح مختلفى وجود دارند، یعنى افرادى که کمى دارایى دارند و آنهایى که هیچ دارایى ندارند. این نتیجه با نتیجه ‏اى که سازمانهاى بین ‏المللى به آن رسیده ‏اند متفاوت نیست، اما فقهاى مسلمان موارد زیر را جزو نیازهاى اشخاص فقیر قرار مى‏دهند: اثاثیه منزل، پوشاک، حیوانى اهلى براى حمل و نقل یک خدمتکار در صورتى که موقعیت اجتماعى اش اقتضا کند، کتاب و…

این بدان معناست که خط فقر در نظر علماى مسلمان بسیار بالاتر از حدى است که توسط بنگاههاى بین ‏المللى ارائه شده است.

*به فقیر چه چیزى باید داد؟*

نظر کلى در میان فقها آن است که به فقرا و مساکین باید چیزى داد که بدون محدودیت در اندازه، آنها را راضى کند. این نظر بر هدف شریعت‏ براى حذف فقر و علل گرسنگى و نیاز مبتنى است، چنان که قبلا شرح داده شد. عمر بن خطاب به کارگزاران خود در مورد زکات چنین دستور میدهد: «هنگام توزیع زکات براى فقرا به آنها به اندازه‏اى بدهید تا راضى شوند، پرداخت زکات به آنها را تکرار کنید، حتى اگر بخواهد یکصد شتر بگیرد.»  این است علت آن که برخى فقها میگویند به یک مرد فقیر باید تا اندازه‏اى که براى بقیه زندگی ‏اش راضى شود، زکات داده شود. امام نووى گفته است: «به فقیر و مسکین باید چیزى داده شود که آنها را از فقر بیرون آورد و به خودکفایى پایدار برساند و این است آنچه شافعى به آن حکم کرده است.»  بر اساس گفته نووى «خودکفایى‏» به معنى غذا، لباس، خانه و تمام چیزهایى است که براى شخص و خانواده‏اش آن‏گونه که در شان آنهاست‏بدون ولخرجى یا خست لازم است. ابن حزم نظرى مشابه دارد: «فقرا و مساکین باید غذا، لباس زمستانى و تابستانى، خانه‏اى که آنها را در مقابل باران، خورشید و نگاه هاى عابران نگاه دارد، دریافت کنند.»

نظر دیگر را مالکیه و اکثریت‏ حنبلیه داده‏ اند که گفته ‏اند به فقرا و مساکین چیزى را باید داد که براى آنها و خانواده ‏شان براى یک سال کامل کافى باشد، زیرا پیامبر اکرم‏(صلى الله علیه وآله) غذاى یک سال را براى خانواده‏ اش ذخیره می‏کرد.

*سهم فقرا از زکات*

قرآن کریم هزینه کردن زکات را براى هشت گروه از مردم تعیین کرده است. بنابراین سهم تهیدستان، یعنى فقرا و مساکین در بین کل این هشت گروه چیست؟ شیخ قرضاوى پس از ارائه نظریات فقهاى متقدم در این‏باره این‏طور نتیجه ‏گیرى می‏کند که پول زکات باید به تمام هشت گروه داده شود اگر چنانچه این پول زیاد است و درجه نیاز آنها مثل هم است. لازم نیست‏ سهم هاى برابر به گروههاى مختلف بدهیم، سهم هر گروه باید بر اساس تعداد و وضعیت نیازشان باشد. امام ابوعبید نظرى مشابه این دارد. از آن جا که تساوى این تقسیم ها ضرورى نیست، بیشترین سهم باید به فقرا داده شود، زیرا روشن است که تاکید قرآن و سنت پیامبر (ص)متوجه فقراست. برخى از فقهاى متقدم این امر را تشخیص داده ‏اند. ابن شهاب زهرى گفته است: «سزاوارترین این خانواده ‏ها براى دریافت زکات بزرگترین آنها در تعداد و نیازمندترین آنهایند.»  هدف زکات بر اساس گفته”محمد بن حسن شیبانى فقیه مشهور حنفى”برآوردن نیازهاى فقراست و اگر زکات از عهده این مهم برنیاید، امام باید از منابع دیگر خود برداشت کند، به طورى که بتواند هر شخص فقیر و خانواده‏اش را قانع کند.

اگر ما به هشت طبقه اشخاص که مستحق صدقه هستند آن چنان که در قرآن ذکر شده است نظرى بیندازیم، مب‏بینیم که حداقل پنج طبقه آنها می‏توانند فقیر قلمداد شوند، چه در واقع و چه به طور موقت که عبارتند از: فقرا، مساکین، بردگان، بدهکاران و در راه ماندگان نیازمند. حالت فقرى که در جهان اسلام حاکم است ایجاب میکند که در توزیع زکات اولویت ‏به فقرا داده شود تا این که فقر از جوامع مسلمان زدوده شود. تبعات جدى فقر امروزه براى ما از هر زمان دیگرى در گذشته روشن تر است. نگران کننده است‏ بدانیم که اغلب مؤسسات جمع‏ آورى زکات نظریه اولویت دادن به فقرا را می‏پذیرند.

درآمد زکات مستقیم با منابعى که زکات از آنها جمع‏ آورى می‏شود، مرتبط است. فقها در گذشته و حال درتعیین این منابع بین دو نظر اختلاف دارند. برخى دامنه وسیعى از منابع را برمى گزینند و برخى فقط منابع محدودى را مشمول پرداخت زکات می‏دانند.معتقدان به منابع محدود نظرشان مبتنى بر مثالى است که پیامبر(ص)در جمع ‏آورى زکات زده ‏اند حال آن که گروه دیگر نظرشان مبتنى بر موضاعات تصریح شده زکات و معناى کلى متون مذکور در قرآن و سنت است. مدافع نظریه محدود ابن حزم است که آن را منحصر به منابعى میکند که توسط پیامبر‏(ص)این گونه بیان شده است: طلا، نقره، گندم، جو، خرما، شتر و گوسفند.در سوى دیگر امام ابوحنیفه منابعى را که میتوان از آنها زکات برداشت‏ شامل تمام محصولات کشاورزى بعلاوه اسب و جواهر می‏داند.بسیارى از علماى معاصر مثل ابوزهره، عبدالوهاب خلاف، غزالى، قرضاوى و مصطفى زرقه طرفدار توسعه منابع زکات هستند و معتقدند با گذشت زمان بسیارى از منابع جدید درآمد و تولید ثروت از زمان پیامبر(ص)گسترش یافته ‏اند. شیخ زرقه می‏گوید که اغلب قوانین جزیى زکات چنان که توسط مکاتب فقهى تعیین شده است، اجتهاد مستقل این مکاتب است که مبتنى بر تفسیر شخصى آنها از متون می‏باشد. پیشرفت هایى که از زمان آنها در جهان شده است تغییر تفسیرى از متون را می طلبد و قوانین مناسبى را بر اساس اجتهاد جدید تدوین میکند. شیخ قرضاوى نظرات متفاوت فقهى را به تفصیل در کتاب ارزشمند خود یعنى زکات بحث کرده است و نتیجه گرفته است که مواردى که قابل اخذ زکات است‏باید بر اساس نیازهاى آن زمان توسعه یابد. وى حوزه گسترده‏اى از منابعى را ذکر میکند که قابل اخذ زکات هستند: تمام محصولات کشاورزى و دامدارى، ثروتهاى فلزى و دریایى، املاک درآمدزا مثل ساختمانها و کارخانه ‏ها، دستمزدها و درآمدهاى شغلى، سهام ها و اوراق قرضه به اضافه منابع دیگر. این نظریه براى نیازهاى عصر ما مناسب است و به حذف فقر در جهان اسلام کمک خواهد کرد.

*نکته آخر براى افراد شکاک این است که آن چه ما در مورد حمایت از زکات میگوییم مسؤولیت‏ حکومت را از انجام دیگر اقدامات اقتصادى و اجتماعى براى از بین بردن فقر، رفع نمیکند. جهان اسلام با توجه به نرخ رشد اقتصادى در این قلمروها و نرخ افزایش جمعیت قادر نخواهد بود بر مشکل فقر در چندین سال آینده غلبه پیدا کند. حداقل نظام زکوى به عنوان یک «شبکه مطمئن اجتماعى‏» براى تهیه آذوقه به نفع فقرایى که سازوکار بازار آنها را از خود رانده است،مورد نیاز است.

تلخیص مقاله ای از دکتر طیب زین‏ العابدین

توسط : ابراهیم مهرابیان

نمایش بیشتر

ابراهیم مهرابیان

مترجم. نویسنده. دعوتگر دینی آذربایجان غربی - پیرانشهر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن