خانواده

زمانی که پیامبر(ص) سرزده مهمانم شد !!!!

پیامبر (صی الله علیه وسلم) مهمانم شد، درحالی که داشتم ماهواره را نگاه میکردم …….

مثل همیشه نماز عشاء را خواندم خیلی سریع خودم را به کنترل ماهواره رساندم

و تا توانستم کانال های ماهواره را یکی پس از دیگری رقص و آواز و. …تماشا کردم ، تا

آنکه خیلی خسته شدم و بدون آنکه ماهواره وتلویزیون را خاموش کنم خوابم برد دیگر

نفهمیدم چی رخ داد، ولی انگار درخواب هم تماشای کانال های رقص و موسیقی و پایکوبی. …..می کردم!!

الله اکبر ؛ یک دفعه صدای زدن درب حیا ط را شنیدم ، خیلی سریع رفتم گفتم کیست درب را می زند؟؟؟

الله الله ،’؛ چی دارم می شنوم ایشان می گوید ؛؛ من رسول الله ( صی الله علیه وسلم) هستم خیلی سریع وبا تنگی نفس وبا ضربان قلب شدید خودم را به کنترل ماهواره رساندم و کانال ها را عوض کردم ! و سپس خاموشش کردم که مبادا رسول خدا بفهمد که من داشتم چه کانال هایی را تماشا می کنم ؟!!

نمی دانم چرا آنقدر چهره ام دگرگون شده ، اما تا بخود آمدم نگاه کردم در و دیوار خانه ام  پراست از عکس خواننده های مشهور ؛ آن هم خواننده هایی که یک بار هم در باره رسول الله

صلى الله علیه وسلم سرود نخوانده اند!!

 برای همین سریع و با دست پاچگی شدید سعی کردم همه را از دیوار پایین بیاورم …..

ولی در همین راستا یک بار دیگر صدای زدن درب حیاط راشنیدم !!!

 ای خدایا کمکم کن ! که زودتر بتوانم این عکسهای لخت. ..را از دیوار جدا کنم.

آخ چقدر درد ناک بود وقتی که عکس های دیوار را می کندم …. چشمم به نوار و کاست ها و سی دی های روی میز کامپیوترم افتاد که هیچکدام از آنها به اندازه بال پشه ای ارزش نداشت .

ضربان قلبم تندتر شد وقتی برای بار سوم صدای زنگ درب منزل را شنیدم ؛ به هر شیوه ای که توانستم آنها را هم داخل جعبه ای گذاشتم ، و بالاخره رفتم درب را باز کردم .

دیدم که رسول الله صلى الله علیه وسلم آنجا تشریف ندارند و رفته اند و منتظر نمانده اند!! تمام اطراف را نگاه کردم ولی اثری از ایشان نبود ، به کوچه بغلی نگاهی انداختم دیدم هنوز زیاد دور نگشته است. بانهایت ادب فریاد زدم : یا رسول اللہ صی اللہ علیہ و سلم ! درگاه منزلم به رویت باز است، بفرمایید و منزلم را مزیین بفرما.!!
رسول الله صلى الله علیه وسلم برگشت و به منزلم تشریف آورد، مدتی از نشستن آن حضرت می گذشت که متأسفانه موبایلم زنگ خورد خیلی جای شرمنده گی بود ؛ چرا که آخرین موسیقی – مبتذلی –  که از انترنت گرفته بودم را برای صدای زنگ موبایلم گذاشته بودم! برای همین خیلی زود تماس را کنسل کردم و جوابش را ندادم چون می ترسیدم ازم بپرسه کی بود زنگ زد ؟! من هم که شهامت نداشتم راستش را به آن حضرت بگویم!! .
ای خدایا این بوی بد چیست که مهمان عزیزم را اذیت می کند؟؟ چرا زودتر متوجه نشدم سیگار و. …را جمع کنم و قایمش کنم و نگذارم متوجه شود؟! در این حال عرق از پیشانی ام جاری شد !!
دیری نگذشت پیامبر اکرم صی الله علیه و سلم فرمود ؛ فلانی بی زحمت قرآن جیبی ات را به من بده تا نگاهی به آن بیافکنم !
ازشدت ناراحتی نزدیک بود سکته کنم عرض کردم ای جانم قربان شما باد سرورم این پاکت سیگارم است نه قرآن !

@فرمود: چند سؤال ازت می پرسم؛ بگو ببینم آخرین باری که قرآن را خواندی کی بود؟؟
آخرین باری که نماز صبح را خواندی کی بود؟؟
چقدر به تلویزیون و ماهواره و …درمنزل نگاه می کنی؟
تا چه اندازه گوش بفرمان حرفای پدر ومادرت هستی؟ ؟
چقدر اهل صله رحم هستی؟؟

چقدر قرآن راحفظ کرده ای و به آن عمل نموده ای؟

ازم پرسید آیا میدانی تو همان پیام سنگین را تبلیغ می کنی که قبل ازتو پیامبران وشهیدان و صدیقان وصالحان آن را تبلیغ می نمودند؟

فرمود : حالا چگونه از من انتظار داری در روز قیامت شفاعت تو رابکنم ؟

حال چطور انتظار داری بادستان خودم از آب گوارای کوثر تو را سیراب کنم حال اینکه تو کاملاً به برنامه من پشت کرده ای ؟؟

باشرمندگی سرم را بلند کردم و به سیمای پر نور رسول اللہ صی الله علیه وسلم نگاه کردم آب دهانم خشک شده بود، اشک هایم مثل ابر بهاری بر گونه هایم جاری میشد و اشک جلوی چشمانم راگرفته بود نزدیک بود سکته کنم ولی روح درجای سختی قراردارد ازشدت ناره حتی مثل دیوانه ها بودم. ….

در همین لحظه از جا پریدیم ونگاه کردم هنوز هم ماهواره داره موسیقی…. را می گوید و رقص. ..نشان می دهد.

ای خدایا ، این منزل من چرا اینطوری شده است؟ ؟

وقتی کاملاً بیدار شدم سریع ماهواره راخاموش کردم و تمام عکس های دیوار راپاره کردم سی دی و…را ازبین بردم
یک لحظه به هوش آمدم که اگر همین لحظه فرشته مرگ سراغم بیاد چکارکنم وچه آینده ای در انتظارم خواهد بود ؟؟

برای همین تصمیم گرفتم دیگر وقت خویش را بیهوده صرف نکنم قدمی در راستای خوشبختی قیامت بردارم

به نظرم دوستان این حکایت حال بیشتر ما را در دنیای مجازی و واقعی که برما سایه انداخته، حکایت کند به گونه ای اغلب این کارها دور از برنامه های دینی ،و خلاف قرآن وسنت انجام می شوند.

به امید اینکه همه ما بر راه راست قدم برداریم ….

بارالها ! قلب ها ی ما را با نور قرآن کریم مزین بفرما
و در دنیا و قیامت ما را از رحمت خود محروم مگردان

آمین یا رب العالمین.

نویسنده : سردار شمامی
ترجمہ : عبداللہ علی پور

 

 

نمایش بیشتر

عبدالله علی پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - نقده @ شغل : دعوتگر دینی و فعال اجتماعی - مدیر کانال تلگرامی @sozimihrab

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن