اندیشهزن

زن در زندگی از منظر وحی

زن در زندگی از منظر وحی

مبحثی را که می خواهم به آن بپردازم با یک مقدمه ی کلی بیان می کنم:

دریک مقایسه ی کلی اگر بخواهیم وزین بودن قانون شریعت با دیگر قوانین بشری را مبرز کنیم درمی یابیم که قانون شریعت درعین اینکه به حقوق افراد توجه نموده، تکالیف را هم مورد کنکاش قرار داده و به‌آن‌پرداخته،
بنابراین حقوق زنان هم از این اصل مبرا نیست.از دیر باز حقوق زنان با دلایل متعدد در حوزه ی اجرایی مورد کم و کاستی هایی قرار گرفته که یکی از آن دلایل متعدد به نظر، برداشت -مردانه -به آن حقوق می باشد و ربطی به دین ندارد اما به نام دین و شریعت و به عنوان اصل در شریعت جای خود را گرفته، که این مهم نیازمند یک نیروی قوی از دلایل و فهم عمیق در شریعت می باشد که این برداشت بشری- مردانه – را تعدیل و حقوق حقیقی آنان را آشکار نماید.

این را هم تذکر دهم که نمی خواهم مرد سالاری مطلق را برداشته و به جای آن زن سالاری بی قید و شرط را جایگزین نمایم. در عین اینکه به تفاوت های طبیعی بین زن و مرد واقفیم و به آن اذعان داریم، همچنان که مساوات زنان با مردان در حقوق ومسئولیت ها از نظر اسلام و مسلمانان جای اختلاف نیست: زیرا اصول و مبانی اسلام در قرآن وسنت، پیرامون زن و مرد روشن و مبرهن است و هیچ فرقی باهم ندارند، مگر فرق و تفاوت هایی که مربوط به طبیعت و سرشت تکوینی جسمانی و استعدادها و قابلیت ها و قدرت ها و تکالیف و به تبع آن در مسیر زندگی است، که این تفاوت نیز ناشی از طبیعت ویژه ی این دو جنس است، چون هر یک ویژگی ها ی خاص خود را دارد و در واقع مکمل هم هستند و این تفاوت ها نباید منجر به تنقیص حقوق شود.

اگر بخواهیم جایگاه زن را بهتر بشناسیم باید به توصیف های قرآن از زن و نقش آنها در زندگی، به خصوص زندگی انبیاء و به طور عموم دعوتگران توجه داشته باشیم، همچنان که می دانیم زنان نصف جامعه ی انسانی را تشکیل می دهند، اگرچه زنان از حیث آماری نصف جامعه را تشکیل می دهند اما از حیث تأثیرگذاری نصف مهمتر جامعه اند: چون به حقیقت تأثیر مثبت و منفی آنان بر روی همسر، فرزندان و سایر افراد خانواده غیر قابل انکار است و نقش بسیار اساسی را به عهده دارند. یعنی زن مدرسه ای است که هرگاه آن را نیکو سازی و مهیا نمایی، یک ملت پاک نهاد را ساخته ای.به همین منظور عالمان، اندیشمندان، رهبران، مسئولان تربیتی جامعه، مسائل مربوط به زن را بسیار مورد اهمیّت قرار داده اند و جامعه را به عدالت، کرامت و رفع ستم نسبت به زنان توصیه نموده اند تا زنان بتوانند در مسائل آموزشی، تربیتی و شغل های متناسب با طبیعت، سرشت و شخصیت اجتماعی و توان جسمی و روحی و تحمل مسئو لیت های خاص خودشان مانند انتخاب همسر و تشکیل خانواده و کانون زندگی مشترک، منصفانه به حقوق مسلم و متناسب خود دست یابند.

قرآن کریم نیکوترین و مناسب ترین وجه کرامت و عدالت را نسبت به زنان بیان کرده و آنان را از ستم جاهلیت و ستم پیشینیان نجات داده و عادلانه جنبه های مختلف انسانی و جنسی دختر بودن، همسر بودن و مادر بودن و عضو جامعه بودن زنان را لحاظ نموده است.
از نامگذاری سوره ها ی قرآنی از جمله: النساء، مریم، آل عمران و پر داختن به حقوق و تکالیف آنان درتمام سوره های قرآنی و به طور خاص: المؤمنون، النور، القصص، الاحزاب، المجادله، الممتحنه، الطلاق و التحریم، به این مهم پی خواهیم برد که این قشر از جامعه که نیمی از جامعه ی شهروندی را تشکیل می دهند حقوقی دارند که باتوجه به شرایط فطری آنها مورد کم وکاستی های فراوانی قرارمی گیرد. در قرآن هرچیز که بسیارمورد تأکید قرار گیرد به منزله ی مهم بودن آن موضوع است، درعین اینکه حقوق زنان مورد تعدی قرارمی گیرد، به عنوان نمونه، در قرآن به پدر و مادر توصیه ای صریح و قاطع به نسبت فرزندانشان مبنی بر عدم آزار و اذیت آنها یافت نمی شود زیرا به طور فطری پدر و مادر نسبت به آنان شفقت دارند، اما برعکس آن، عدم آزار و اذیت آنان- پدر و مادر- به عنوان یکی از حقوق آنان مورد تأکید بوده و صراحتا به آن پرداخته شده که این بیانگر آن است که بی احترامی به پدر و مادر در فرزندانشان بالقوه موجود است.
به مبحث خود برمی گردیم، می نگریم که شریعت توجه ویژه و خاصی به زنان نموده، در علوم بلاغت می گویند: هرخطابی که با صیغه ای مذکر آمده باشد تمام زنان را هم در بر می گیرد، اما خطاب هایی که خاص زنان است وبا صیغه ها ی مؤنث آمده مردان را در بر نمی گیرد. بنا بر این اصل بلاغی، با تمام افتخار ما زنان به آنانی که مستشرق یا شیفته ی غرب شده اند، اعلان می داریم، بیشترین خطاب های قرآن در مورد زنان می باشد که قرآن بهترین کلام و احسن الحدیث می باشد و بیان می کند که چطور زنانگی خود را حفظ و آن را ارتقاء دهند و زندگی مؤمنانه ای داشته باشند که یقین دارم زنان به حقوق قرآنی خود دست یابند و به تکالیف آن گردن نهند به مدینه ی فاضله ای تبدیل خواهیم شد و جوامع بشری آرامش و آسایش را تجربه خواهند کرد.

در مبحث زن و زندگی، بیشتر بر زندگی فردی و خانوادگی، از روابط زناشویی، تربیت فرزندان، خانه داری، نظم و ترتیب، روابط اجتماعی، تعلیم و تربیت و… تمرکز دارم که هرکدام از آنها کتابهایی را می طلبد که به آنها بپردازد، من نیز به اندازه ی بضاعت خود به آنها گریزی می زنم:زن مسلمان دارای انواع اهلیت ها و شایستگی های دینی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی است و زن بودن در هیچ یک از اینها تأثیری ندارد، اگر چه ممکن است بین دو جنس تفاوت هایی باشد، اما این تفاوت ها در فعالیت های انسانی تابع این آیه می باشد که می فرماید:” إنّ أکرَمَکُم عِندَ اللهِ أتقاکُم” همانا گرامی ترین شما نزد الله متعال پرهیزکار ترین و با تقواترین شماست.
زن و مرد در این باره باهم تفاوتی ندارند، بلکه حفظ و حدت و به هم پیوستگی در سطح یک خانواده ی اسلامی در درجه ی اوّل و جامعه در درجه ی دوم، در گرو میزان التزام و پایبندی مسلمانان به قواعد دین پیرامون “زن” به عنوان هسته و مرکزیت خانواده و جامعه منسجم و متحد است و برعکس آن وقتی که این التزام وجود نداشته باشد خانواده و جامعه متزلزل خواهد بود.تعبیری که قرآن در مورد زن به کار می گیرد به عنوان لباس بودن:
” هُنَّ لِباسٌ لَکُم و أَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ”

به حقیقت تعبیری است که همه تعریف و تفاسیر را در برمی گیرد، اگر کسی بخواهد لباس بخرد این سه اصل را مراعات می کند: نوع یا جنس لباس، اندازه ی لباس و رنگ لباس. اگر بهترین جنس را انتخاب کند اما به اندازه و قواره ی آن فرد نخورد یا رنگش را نپسندد از این لباس که بهترین جنس هم می باشد نمی تواند استفاده کند، و همچنین اگر لباس اندازه ی او باشد اما جنس مرغوب و با کیفیتی نداشته باشد بازهم از آن استفاده نخواهد برد و همچنین رنگ لباس، اگر بهترین جنس،در بهترین سایز و اندازه باشد اما رنگ لباس مورد پسند فرد نباشد از آن لباس لذت نمی برد و آسایش نخواهد یافت.
بنابراین به آنان که می خواهند ازدواج کنند چه مرد، چه زن به خصوص زنان توصیه می کنم به خانواده، خصلت و خوی فرد و ظاهرش که مورد سوم” رنگ لباس” نسبی می باشد، توجه نموده و آن را جدی بگیرند که در تداوم زندگی، حیاتی می باشند. و این را هم بیان نمایم که اگر در تعبیر قرآن در باره ی ازدواج دقت کنیم در می یابیم که قرآن می فرماید: ” و أَنکِحُوا” یعنی فعل “نکح” را به با ب افعال برده، به این معنا که افراد خبره و آگاه این مهم را انجام دهند، یعنی آنان را به نکاح هم در آورید نه اینکه خود این کار را انجام دهند، زیرا در این کار تخصصی ندارند، و قرآن نفرموده ” و نَکَحَ” یعنی نکاح کنید بلکه بیان فرموده ” و أَ نکِحُوا” به نکاح در آورید.

مبحث دیگر کارکرد لباس می باشد، که در یک کلمه حفظ و ارتقاء همدیگر می باشد. لباس به انسان ظرافت و زیبایی توأم با احترام می بخشد، در مقابل سرما و گرما از انسان محافظت می کند و به انسان وقار و شخصیت می دهد.و در آخر دوست دارم که توصیه ی خانم “صالحه حاجیه “برای زنان مسلمان در مجله ی اخوان المسلمین را یاد آوری کنم:
ایشان در نامه ای خطاب به زنان مسلمان چنین فرمودند:پایه ی اصلاح امت، اصلاح خانواده است و آغاز اصلاح خانواده دراصلاح دختران است، زیرا که زن استاد جهان است و زنی که قادر است با دست راست خود گهواره ی فرزندش را تکان دهد لاجرم قادر خواهد بود که دنیا را با دست چپ اش تکان دهد. دختر مسلمان باید درک کند که وظیفه ی او از مقدس ترین وظایف است و تأثیر او در زندگی امتش بسیار عمیق است و اگر به اصلاح خویش توجه کافی داشته باشد قادر خواهد بود که امت را اصلاح نماید.

شهید سید قطب(رحمه الله) در یکی از کتابهایش می فرماید:نصف مردم جهان زن هستند و نصف دیگر تربیت شده و پرورش یافته به دست زنان و این مقام بسیار بالایی است، زنان همواره با نکات تربیتی و ریز بینانه ی خود حامی فرزندان و همسرانشان بوده اند و نقش آنان در خانواده پررنگ تر از آن است که به بررسی نیاز داشته باشد.
بنابراین اگر بخواهیم که خود را اصلاح کنیم باید تعالیم و احکام اسلامی را درست اجرایی کنیم که در نتیجه ی آن خانواده و جامعه اصلاح می شود.

✍️: #شیلان‌اسحاقی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا