اصول

“صلاة التسبیح” سنت است یا بدعت؟!

نماز تسبیح چیست؟

امام نووی : سنت بودن صلاه التسبیح جای سخن دارد!

  • امام احمد ابن حنبل : به نظر من اقامه این نماز جایزنیست.
  • امام ابن تیمیه و مُزنی و ابن حجر حدیث مربوط به صلاه التسبیح را ضعیف دانسته اند.
  • امام ابن صلاح شهرزوری: صلاه التسبیح سنت است و بدعت نیست.
  • صاحب کتاب { ألتتمّة } : کسی که آن را انکار کند به خطا رفته است ؛ ولی این نماز مخصوص شب جمعه نیست
  • شیخ ناصرالدین آلبانی حدیث مربوط به صلاه التسبیح را صحیح برشمرده است
    تعریف نماز تسبیح : یکی از نمازهای سنت است و به شکل خاصی انجام می شود ؛ نماز تسبیح آن نمازی است که پیامبر خدا(ص) به عمویش، حضرت عباس (رض) یاد داد تا آن را بخواند.

در همه ی رکعت های این نماز ، تعداد زیادی تسبیحات انجام می شود ، به همین جهت نماز تسبیح نامیده شده است؛ در هر رکعت 75 بار تسبیحات- سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله-خوانده می شود .

حکم انجام این نماز چیست؟

در رابطه با مشخص کردن حکم آن، دانشمندان نظرات مختلفی دارند؛ آن هم به دلیل احادیثی که در این رابطه روایت شده است.

– تعدادی فرموده اند : اقامه آن جایز نیست.

-تعداد دیگری فرموده اند اقامه آن جایز است.

-عده ای دیگر فرموده اند : اقامه آن مستحب است.

یادمان نرود که تعدادی از دانشمندان والا مقام در باره ی این نماز دو رأی دارند ؛ از جمله  امام نووی و شیخ ابن حجر عسقلانی و ابن قدامه در کتاب هایشان دو رأی ارائه نموده اند.

@@رأی نخست رأی آن هایی که فرموده اند : اقامه آن جایز نیست :
یکی از دارندگان این رای  امام نووی است و؛ ایشان در کتاب « ألمجموع » فرموده است : سنت بودن صلاه التسبیح جای سخن دارد ؛ زیرا حدیثی که در این زمینه آمده است ، حدیث ضعیفی است و سیستم نماز معمولی را به هم زده است و بدون حدیث صحیح هم نباید چنین کاری صورت پذیرد و حدیثی هم که در این زمینه وجود دارد ، ثابت نیست.

ابن قدامه از امام احمد نقل می کند : حدیثی که در این رابطه وجود دارد ثابت نیست بنا بر این آن را مستحب ندانسته است ، او می گوید: امام احمد فرموده است : به نظر من اقامه این نماز جایزنیست. عرض کردند چرا ؟ فرمود چون چیزی در آن نیست که صحیح باشد! و سپس دستش را تکان داد گویی که از آن ناراضی باشد!!
-ابن القیم الجوزی هم حدیثی را که در این زمینه روایت شده است  را در شمار احایث موضوع قرار داده است.

-ابن حجر در کتاب « تلخیص » گفته ی ابن عبدالهادی را در کتاب  « ألأحکام » نقل می کند و می فرماید: در حقیقت همه ی راه های حدیث روایت شده ضعیف هستند هرچند فرموده ی ابن عباس (رض) به درجه ی حدیث حسنش نزدیک می کند ولی آن هم شاذ و نادر است و از راهی معتبر شاهد و متابعی ندارد و هیأت آن بر خلاف هیأت نمازهای دیگر است.
امام ابن تیمیه و مُزنی هم این  حدیث را ضعیف دانسته اند.

-امام ذهبی در این زمینه سکوت اختیار کرده و حکمی نداده است.
-شیخ فوزانی سعودی هم در فتواهایش گفته است : صلاه التسبیح بدعت است و سنت نیست چون این حدیث از پیامبر خدا (ص) ثابت نشده است.( به کتاب « ألمنتقی من فتاوی الفوزان 80/12 مراجعه شود.)

@@رأی دوم رأی آن هایی است که انجام دادن این نماز را درست و جایز می دانند:

-به عنوان نمونه تعدادی از علمای حنبلی گفته اند: اگر حدیث ثابت هم نشود، در کارهای خوب و نیکو ، به آن عمل می شود به همین جهت ابن قدامه مقدسی فرموده است : اگر کسی این نماز را به جا بیاورد ، هیچ کار بدی انجام نداده است چون صحیح بودن حدیث در رابطه با نوافل در کارهای خوب و پسندیده  شرط به حساب نیامده است. 
@@رأی سوم ، رأی کسانی است که گفته اند نماز تسبیح مستحب است؛
امام ابن صلاح شهرزوری در کتاب فتواهایش فرموده است : این نماز سنت است و بدعت نیست ؛ چرا که انجام این نماز از جانب پیامبر (ص) روایت شده است و حدیث مربوط به آن هم حدیثی حسن و قابل اعتماد است  و در عبادات و فضائل به آن عمل می شود.

نامبرده سپس می فرماید : کسی که آن  نماز را انکار کند، به خطا رفته است.

-امام نووی در کتاب « ألأذکار و تهذیب الأسماء و الصفات » می فرماید : سنت حسنه ای است و دلیل آن هم حدیثی است که در این رابطه آمده است.

-منذر هم فرموده است : راویان آن حدیث مورد اعتماد هستند.

– زرکشی فرموده است : حدیث مربوطه درست و صحیح است و هیچ ضعفی در آن نیست.

– شیخ ابن حجر هم در کتاب « ألخصال » فرموده است : ابن جوزی کار بدی کرده است که این حدیث را در زمره ی احادیث موضوع مورد بحث قرار داده است، به خاطر این که گویا موسی ابن عبدالعزیز ناشناخته است ولی این امر درست نیست چون ابن معین و نسائی او را مورد اعتماد قلمداد کرده اند.

 در کتاب « رمالی » هم فرموده است : امام بخاری کتابچه ای دارد به نام « خواندن پشت سر امام» این حدیث را آن جا آورده است و ابوداود و ابن ماجه و ابن خزیمه در صحیحش و حاکم در مستدرکش، روایتش کرده اند و بیهقی و افراد دیگر هم آن را به عنوان حدیث صحیح روایت کرده اند .

– ابن شاهین در کتاب « ترغیب » گفته است : از ابوبکر ابن ابوداود شنیده ام که می گفت : از پدرم شنیدم که می گفت : درست ترین حدیثی که در مورد نماز تسبیح آمده باشد، این حدیث است.

متن حدیث :
این هم متن حدیثی که پیامبر خدا (ص) به حضرت عباس (رض) فرموده است :
پیامبر خدا (ص) به حضرت عباس (رض) فرموده است : ای عباس ای عمو جان ! آیا به تو هدیه ای بدهم؟ آیا یک چیزی به تو عطا کنم؟ بخششی به شما تقدیم کنم؟ اگر آن را انجام بدهی خداوند از 10 نوع گناه شما چشم پوشی کند : اول تا آخرش، از قدیمی ها و جدیدشان، از غیر عمدی و عمدی آن ها، از صغیره و کبیره ی آن ها، از پنهان و آشکارشان، با 10 خصلت 4 رکعت نماز بخوانی : در هر رکعتی سوره ی فاتحه سپس سوره ای دیگر بخوان ، در رکعت اول وقتی که آن دو سوره را خواندی و هنوز ایستاده هستی 15 بار بگو : ” [ سُبْحَانَ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلا إِلَهَ إِلا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ ] ” سپس به رکوع برو ، زمانی که در رکوع هستی 10 بار همان ورد را بخوان، سپس سرت را از رکوع بلند کن و 10 مرتبه ی دیگر آن را بخوان، سپس به سجده برو و 10 مرتبه این جمله را در سجده بخوان، سرت را از سجده بلند کن و 10 مرتبه آن را بخوان، سپس به سجده برو و 10 مرتبه دیگر آن را بخوان، سپس سرت را از سجده بلند کن و قبل از آن که به قیام برخیزی 10 مرتبه آن را بخوان، که در مجموع می شود 75 مرتبه در هر رکعتی، به همین صورت عمل کن تا چهار رکعت را تمام می کنی…. اگر توانستی هر روز این کار را انجام بده و اگر نتوانستی هفته ای یک مرتبه آن را بخوان، اگر نتوانستی هر ماه یک بار آن را بخوان، اگر نتوانستی هر سال یک مرتبه آن را بخوان، اگر باز هم نتوانستی، در عمر خود یک مرتبه آن را انجام بده.*2

-در روایت طبرانی فرموده است : اگر گناهانت به اندازه ی کف دریاها، یا به اندازه ی فلان و فلان چیز باشد، خداوند از تو درمی گذرد. الفاظ : این سه لفظ یک معنی دارند ، ولی برای افزودن محبت فرموده است: { الا أعطيك، ألا أمنحك، ألا أحبوكَ }: آیا به تو ببخشایم؟ { 10 خصلت } اول ( ده خصلت هستند ) منظور ده نوع گناه است، یعنی آیا چیزی به تو ببخشایم که کفارت ده نوع گناهان باشد؟ و مقصود از { 10 خصلت } دوم ، تسبیحات هستند که غیر از زمان توقف گفته می شوند.
@اصحابی که این حدیث را نقل کرده اند:

این حدیث از زبان چند تن از یاران رسول خدا(ص) نقل شده است. مانند : علی ابن ابی طالب، جعفر ابن ابی طالب ، عبد الله ابن جعفر ، أنصاری ، اُمّ سلمه ، فضل ابن عباس ، أنس ابن مالک ، أبو رافع مولی رسول الله (ص) ، عبد الله ابن عَمرو و عبد الله ابن عمر(رضي الله عنهم أجمعین)

-تعدادی از آن ها با سندی ضعیف روایتش کرده اند و تعدادی هم از ایشان آن را با سندی حسن روایتش کرده اند و تعدادی هم از ایشان آن را با سند صحیح روایت کرده اند.
-این حدیث در کتاب های ذیل آمده است :

1- روایت شیخ بغوی ضعیف است ، چون روایتش مرسل است و عکرمه بدون این که از ابن عباس نامی ببرد مستقیم از پیامبر خدا(ص) نقل می کند. به همین جهت این سند، آن حدیث را در بغوی ضعیف کرده است.

2- ولی حدیث ابو داود متصل است و عکرمه از ابن عباس برایمان نقل کرده است. 
3- حدیث ابن خزیمه هم متصل است و عکرمه از ابن عباس برایمان نقل می کند به همین دلیل نزد ابن خزیمه صحیح است.
4- ترمذی در این زمینه دو حدیث ذکر نموده است : یکی را از انس ابن مالک نقل می کند که متصل- په یوه ند- است. دیگری هم از ابو رافع است که ( فضل ابن عباس ) است. ترمذی روایت ابو رافع را غریب قلمداد کرده است ولی شیخ آلبانی آن را صحیح به شمار می آورد. { صحیح. 2/ 350 } 
5- ابن ماجه هم در این باره دو حدیث ذکر نموده است که یکی از آن ها از ابو رافع است که متصل –پیوند- است و دیگری هم از ابن عباس است که آن هم متصل –پیوند -است و شیخ آلبانی هردو را صحیح قلمداد نموده است.
6- حاکم در کتاب مستدرک از چند طریق این حدیث را روایت کرده است: (1) از طریق ابوبکر ابن احمد به صورت متصل از عکرمه و او هم از ابن عباس.( 2) از طریق علی ابن عیسی به صورت مرسل از عکرمه که رسول الله (ص) به حضرت عباس فرموده است.( 3 ) از طریق ابوبکر ابن قریش به صورت متصل از عکرمه و او هم از ابن عباس.    ( 4) از طریق حسین ابن علی حافظ به صورت متصل از نافع  ابن عمر.( 5) از طریق ابوبکر { محمد ابن عبدالله } تا به عبدالله ابن مبارک می رسد که او هم حدیث را نقل می کند و حاکم می گوید: همه ی این راویان مردانی مورد اعتماد هستند.
7- روایت { مشکاة المصابیح} هر چند متصل است و به ابن عباس می رسد، ولی چون در سندش مردانی ضعیف وجود داشته اند ، شیخ آلبانی حدیث را ضعیف به شمار آورده است.
8- روایت بیهقی متصل است و از طریق عکرمه و ابن عباس است.
9- به نظر ابن سکن این حدیث درست و صحیح است.

رأی دانشمندان در مورد این حدیث :

** در سؤالی که از شیخ ابن صلاح شهرزوری پرسیده شده است عرض کرده اند : یک امام جماعتی در شب های جمعه نماز تسبیح به امامت برای مردم می خواند ، آیا در بابر این کار پاداشی به او داده می شود یا خیر ؟ آیا این کار آن ها سنت به حساب می آید یا بدعت است؟ و آیا راهی از راه های این روایت درست است که پیامبر خدا(ص) چیزی از این دست فرموده است یا خیر ؟ و کسی که این نماز را انکار کند به راه حق است یا در اشتباه است ؟
ایشان هم – خداوند پاداشش دهد – اینگونه پاسخ داده است : بلی اگر در این کارشان اخلاص داشته باشند، خداوند پاداششان می دهد ، این نماز سنت است و بدعت نیست ، انجام دادن این نماز از سوی پیامبر خدا (ص) روایت شده است، آن حدیث هم حدیثی حسن است و مورد اعتماد است و در عبادات و فضائل به آن عمل می شود و تعدادی از پیشوایان حدیث در کتاب های مورد اعتمادشان روایتش کرده اند، ابوداود سجستانی و ابوعیسای ترمذی و ابوعبدالله ابن ماجه و نسائی و غیر از آن ها هم ابوعبدالله حاکم در کتاب صحیحش { ألمستدرک} از آن سخن به میان آورده است و آن را از چند راه نقل کرده است و راه ها همدیگر را محکم   می کنند.

صاحب کتاب { ألتتمّة } هم از آن سخن گفته است ، کسی که آن را انکار کند به خطا رفته است ؛ ولی این حدیث همچنان که در روایت آمده است ، مخصوص شب جمعه نیست. و خداوند هم عالم تر است. 1/ 234
* شیخ سندی که سنن ابن ماجه را شرح داده است نظرش اینگونه است : تعدادی از پیشوایان در باره ی این حدیث از پیامبر خدا (ص) ؛ سخن گفته اند درست این است که : این حدیث از پیامبر (ص) ثابت شده است و لازم است که مردم به آن عمل کنند؛ پس از آن شیخ آلبانی این حدیث را درست قلمداد نموده است. 1/443

*- حاکم در مستدرک پس از آن که این حدیث را با سندی متصل می آورد، با سندی مرسل هم آن را می آورد و پس از آن هم با سندی متصل می آورد و می فرماید : این ارسال باعث ضعیف بودن متصل نمی شود چون از طریق فردی مورد اعتماد متصل شده است و اضافه ی مورد اعتماد از ارسال بهتر است. این فرد مورد اعتماد هم ،اسحاق ابن ابراهیم حنظله است که در عصر خودش پیشوای حدیث بوده است. از ابراهیم ابن حکم ابن أبان روایت کرده است که در مورد او از یوسف ابن یعقوب پرسید، فرمود : او بزرگ و سرور ماست. 
این از جهتی، از طرف دیگر حاکم می فرماید : همچنان که از این طریق سندش درست است، از طریق عبدالله ابن عمر به سندی صحیح روایت شده است که پیامبر (ص) چگونه عمویش، عباس را به انجام این نماز سفارش کرده است ، به همین صورت هم جعفر ابن ابی طالب را به سندی متصل به انجام این نماز سفارش کرده است. و این اسناد را که از طریق ابن عمر روایت نموده است ؛ صحیح است و هیچ گرد و غباری روی آن نیست. 

سپس می فرماید : در همان وقت عمل به این حدیث از طرف دانشمندان بزرگ اتباع تابعین مانند عبدالله ابن مبارک دلیلی دیگر است بر درست بودن این حدیث چون آن ها همان گونه که خود به آن عمل کرده اند، مردم را هم آموزش داده اند و آن را ادامه هم داده اند. سپس روایت ابن مبارک را می آورد و می فرماید : سند این روایت تا عبدالله ابن مبارک همه مورد اعتماد هستند و ابن مبارک هم مردی نبوده است که متهم باشد که : به مردم چیزی را یاد داده است که سندش را درست ندانسته باشد. 1/ 465

* در این باره صاحب کتاب{ عون المعبود شرح أبو داود } تعدادی از آراء دانشمندان را مانند بیهقی و زرکشی آورده است.

* بیهقی در باره ی این حدیث می فرماید : عبدالله ابن مبارک این نماز را می خواند و صالحان هم یکی از دیگری بر گرفته اند. این هم پشتوانه ی محکمی است برای حدیث مرفوع و این حدیث که از ابن عباس روایت شده است چند راه دارد همانطور که موسی ابن عبدالعزیز از حکم ابن أبان روایت کرده از ابراهیم ابن حکم هم روایتش کرده است و از طریق او هم ابن راهویه و ابن خزیمه و حاکم روایتش کرده اند همانطور که عکرمه از ابن عباس روایتش کرده است و عطا و مجاهد و أبوجوزا هم از او روایتش کرده اند.
این حدیث که پیامبر(ص) به حضرت عباس فرموده است از طریق فضل ابن عباس و أبو رافع و عبدالله ابن عَمرو و عبدالله ابن عُمر و علی ابن ابی طالب و جعفر ابن ابی طالب و عبدالله ابن جعفر و أنصاری و امّ سلمه (رض) روایت شده است. {موزی می گوید : می گویند : این انصاری جابر ابن عبدالله است. عده ای هم می گویند : أبو کبشه أنماری است و در نوشتن میم مانند صاد شده است. هرکدام باشند، صحابه است.}

زرکشی در مورد سخن ابن جوزی فرموده است : بی تردید ابن جوزی اشتباه کرده است که این حدیث را در زمره ی أحادیث موضوع قرار داده است. چون از سه طریق روایت شده است : یکی از طریق عبدالله ابن عباس که درست است و ضعیف نیست چه بر سد به این که موضوع باشد. برای این که موسی ابن عبدالعزیز در سندش وجود دارد به نظر ابن جوزی مجهول بوده است هرچند اینگونه نیست چون بشر ابن حکم و عبدالرحمان پسرش و اسحاق ابن إسرائیل و زید ابن مبارک أنصاری در باره ی آن فرموده اند : بدی در آن وجود ندارد. { یعنی به عنوان معتمد از آن سخن گفته اند.}


فرضاً اگر مجهول هم باشد ، باعث نمی شود که این حدیث موضوع قلمداد شود تا وقتیکه کسی در سندش به وضع کردن متهم نباشد. 
گفتیم : فرموده ی عباس از سه طریق نقل شده است، طریق اول را توضیح دادیم که درست است و بدون ایراد می باشد ولی دو طریق دیگرش ضعیف هستند. آیا تنها به این جهت که ضعیف هستند، باید موضوع به حساب بیایند؟!! اینجا سخن زرکشی به پایان رسید. 

إبن عساکر می گوید : ناشناخته بودن که آیا آن صحابه جابر ابن عبدالله است یا أبو کبشه است، این حدیث را از رتیه ی حسن پایین نمی آورد، خصوصاً اگر این حدیث در کنار این روایت قرار داده شود که أبوالجوزا از عبدالله ابن عُمر روایتش کرده است.

منذری{ الْحَافِظُ عَبْدُ الْعَظِيمِ الْمُنْذِرِيُّ } می فرماید: حدیث نماز تسبیح ترمذی و ابن ماجه که از أبو رافع روایت کرده اند و ترمذی فرموده است : این حدیث در روایت أبو رافع غریب است. همچنین فرموده است : أحادیث فراوانی در این باره روایت شده اند که بسیاری از آن ها صحیح نیستند.

حسن پینجوینی ترجمه : اراهیم عمری

 

*2
‏ [ ‏يَا ‏عَبَّاسُ!‏ ‏يَا عَمَّاهُ! أَلا أُعْطِيكَ أَلا أَمْنَحُكَ أَلا ‏ ‏أَحْبُوكَ؟!‏ ‏أَلا أَفْعَلُ بِكَ عَشْرَ خِصَالٍ، إِذَا أَنْتَ فَعَلْتَ ذَلِكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ ذَنْبَكَ: أَوَّلَهُ وَآخِرَهُ، قَدِيمَهُ وَحَدِيثَهُ، خَطَأَهُ وَعَمْدَهُ، صَغِيرَهُ وَكَبِيرَهُ، سِرَّهُ وَعَلانِيَتَهُ؟! عَشْرَ خِصَالٍ: أَنْ ‏ ‏تُصَلِّيَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ ‏ ‏فَاتِحَةَ الْكِتَابِ ‏وَسُورَةً، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ الْقِرَاءَةِ فِي أَوَّلِ رَكْعَةٍ وَأَنْتَ قَائِمٌ قُلْتَ :سُبْحَانَ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلا إِلَهَ إِلا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ، خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً، ثُمَّ تَرْكَعُ فَتَقُولُهَا وَأَنْتَ رَاكِعٌ عَشْرًا، ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ مِنْ الرُّكُوعِ فَتَقُولُهَا عَشْرًا، ثُمَّ تَهْوِي سَاجِدًا فَتَقُولُهَا وَأَنْتَ سَاجِدٌ عَشْرًا، ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ مِنْ السُّجُودِ فَتَقُولُهَا عَشْرًا، ثُمَّ تَسْجُدُ فَتَقُولُهَا عَشْرًا، ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ فَتَقُولُهَا عَشْرًا، فَذَلِكَ خَمْسٌ وَسَبْعُونَ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ، تَفْعَلُ ذَلِكَ فِي أَرْبَعِ رَكَعَاتٍ، إِنْ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُصَلِّيَهَا فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً فَافْعَلْ، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَفِي كُلِّ جُمُعَةٍ مَرَّةً، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَفِي كُلِّ شَهْرٍ مَرَّةً، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَفِي كُلِّ سَنَةٍ مَرَّةً، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَفِي عُمُرِكَ مَرَّةً. “(1) وَفي رواية الطَّبَرَانِيُّ َقَالَ فِي آخِرِهِ:{ فَلَوْ كَانَتْ ذُنُوبُك مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ أَوْ رَمْلِ عَالِجٍ غَفَرَ اللَّهُ لَك.

تألیف : حسن پنجوینی   ترجمه : ابراهیم عمری

نمایش بیشتر

ابراهیم عمری

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : بازنشسته آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا