خانواده

فرزندان در تنور تنبیه والدین

نگارش و تحقیق: عبدالله کاشفی اقدم
چکیده: خانواده تنها کانونی است که انسان ها به صورت کامل به آن وابسته اند و توان دل کندن ندارند مگر از سلامتی روانی بی بهره باشند . فرزندان به علت عدم استقلال و وابستگی مطلق به والدین، بیشتر از دیگر اعضای خانواده به پذیرفته شدن در این کانون نیاز دارند. اما گاهی تنبیه بدون دلیل و یا عدم آگاهی فرزندان از قبل، این مرکز مهر و محبت برای جگر گوشه تبیدل به جهنمی واقعی میگردد که راهی برای فرار هم ندارند.
کلیدواژه: والدین، فرزندان، تنبیه،تربیت، انضباط، پاداش، قوانین و مقررات، پیامد و راهکار
مقدمه:
تربیت انسان های موفق، خدمتگزار جامعه، دیندار و میانه رو و… و در مقابل آن انسان های مایوس، شکسته نفس، سربار جامعه و …. در دامان خانواده شکل میگیرد. چگونگی رفتار و برخورد والدین با آینده سازان جامعه و نحوه تعامل با آنان نقش بسزایی در شکل شگیری شخصیت و آینده ایشان دارد. علاوه بر رفتار و برخورد والدین، محتوای تربیتی و روش براقری ارتباط، قوانین پاداش و مجازات، روش و زمان تنبیه و در نظر گرفتن خواسته ها و انتظارات این طیف وابسته به طور مجموع زمینه ساز رشد و یا جمود شخصیت آنان میگردد که گاهی توسط والدین به طور کلی نادیده گرفته می شوند. تعامل سازنده و برقراری ارتباط میان مربیان اصیل (یعنی والدین )و متربیان واقعی (یعنی فرزندان ) زمینه ساز حل شدن بسیاری از مشکلات موجود خانواده هاست.
والدین با دو طیف در خانواده روبرو هستند: یکی کودکان که تا سن ۱۱ سالگی را شامل می شود و دیگری نوجوانان که از دوران بلوغ و تا پایان ۱۸ سالگی را دربر می گیرد. کودکان از والدینشان الگو می گیرند و آینه تمام نمای آنان هستند اما نوجوانان علاوه بر والدین از مربیان، معلمان و دوستان نیز الگو میگیرند. این الگو پذیری چند وجهی والدین را دچار مشکلات می نماید و گاهی برخورد و رفتار و تعامل آنان به هم می خورد و تنش در کانون گرم خانواده به وجود می آید. این تنش باعث می شود که والدین به دلیل داشتن قدرت و سلطه وارد میدان تنبیه فرزندانشان شوند و چه بسا حقوق آنان را پایمال نمایند.
تنبیه
هرگونه برخورد منفی برای سرکوب کردن رفتارهای ناهنجار فرزندان توسط والدین را تنبیه می گویند. تنبیه شامل ناسزا گفتن، فریاد کشیدن، تحقیر کردن، مأیوس کردن، مقایسه نابجا با دیگران، مسخره کردن و کتک زدن می شود که گاهی والدین برای ساکت کردن و یا به قولی برای تربیت کردن جگرگوشه هایشان از آن استفاده می کنند. اما غافل از اینکه این برخوردها در مقابل رفتار فرزندان علی الخصوص نوجوانان جوابگو نیست.
عواقب تحقیر و تمسخر و کتک زدن و … چیزی جز مأیوس شدن و گرایش به سوی بزهکاری و شکسته نفسی و عدم اعتماد به نفس در فرزندان نیست. کودکی که مدام به علت عدم موفقیت در تحصیل مورد تمسخر والدین قرار می گیرد در نهایت شکسته نفس می شود و ره به سوی بزهکاری اعم از اعتیاد و … می پیماید و تا اینکه سربار جامعه میگردد. والدین باید بدانند که درس خواندن برای دکتر و مهندس شدن یک امتیاز هستند نه یک تکلیف. اینها ابزاری برای زندگی کردن هستند و هر کسی از ابزاری برای پیمودن مسیر حیات استفاده می کند و استعدادهای انسان ها در این زمینه برابرنیستند.
پدری که با اولین اشتباه و یا حتی با تکرار اشتباه فرزندانش بر گونه معصوم آنان سیلی می نوازد، در حقیقت راه را برای گسترش درگیری در بطن جامعه می گشاید و فرزندش را برای چنین مواردی تربیت می کند. هر نوع تنبیه نابجا خود تربیتی آسیب زا است که والدین از آن بی خبرند.
راه های منضبط کردن فرزندان به تعداد رویکرد والدین و گرایش های متفاوت اجتماعی آنان وجود دارد. برای نمونه محروم کردن های موقتی و هدف دار و یا استفاده از تشویق های به موقع، بهترین روش برای منضبط کردن فرزندان است.
تربیت
فراهم کردن زمینه رشد استعداد در فرزندان برای داشتن روانی سالم و احترام برای ارزش ها و هنجارهای جامعه و خدمت به همنوع خویش به دور از ناهنجارهای اخلاقی توسط والدین نمونه ای از تعریف تربیت به معنای امروزی است حال این فرد دیندار باشد یا بی دین، که قضیه متفاوت است.
مادری فرزندش را عاقلانه و مدبرانه مورد تکریم قرار می دهد و دلایل مهر و محبتش را برای جگرگوشه اش بیان میکند و نوع دوستی و میانه روی اخلاقی و فکری را در ذهن بچه اش می کارد، بزرگترین عمل تربیت را انجام داده است.
کدام دسته از والدین دست به تنبیه می زنند؟
بدیهی است هر فرزندی که به خواب می رود نقشه ای برای اذیت کردن والدین در سر ندارد و صبح که بیدار می شود اندیشه ای برای سرکارگذاشتن پدر و مادرش به ذهنش خطور نمی کند پس تنبیهش منصفانه به نظر نمی رسد.
کودکان که خلاف میل و قوانین و مقررات منزل رفتار می کنند گاهی دلیلش سختگیری ناسنجیده والدین است و گاهی بازیگوشی بچه ها دلیل این قضیه است. به هر حال هیچ کدام دلیل منطقی برای تنبیه نیستند. برای منضبط کردن کودکان می توان از روش های منطقی استفاده کرد. نوع تفکر والدین در برخورد با کودکان بسیار تأثیرگذار است. سهل گیری و بی توجهی، سلطه جویی و قدرت طلبی دو نوع رفتاری هستند که زمینه تنبیه بیجا و غیر منطقی را فراهم می کنند. پدران و مادران برای ایجاد ثبات و آرامش و دوری از تنبیه و درگیری، باید مقتدرانه و مسئولانه با فرزندان رفتار نمایند.
نشانه های والدین آسان گیر و بی توجه : الف: اسیر دست بچه هستند و همیشه گوش به فرمان وی می باشند ب: به جای فرزندان کارهایشان را انجام میدهند . ج: در رفتار ثبات ندارند .د: مدام بچه ها را تهدید می نمایند و به وعده هایشان عمل نمی کنند.
نشانه های والدین سلطه جو و قدرت طلب :الف: به جای بچه هایش تصمیم میگیرند ب: برای کنترل فرزندان همیشه از روش پاداش و تنبیه استفاده مینماید. ج: خانه را با قوانین آهنی اداره می کند. د: قوانین و مقررات خارج از انصاف و عدالت وضع می کنند.
نشانه های والدین مقتدر و مسئول: الف: فرصت مناسب را برای تصمیم گیری در اختیار فرزندان قرار می دهند. ب: روش تربیتی ثابت و با محبتی ادامه میدهند ج: فرزند خود را مسئول بار میآورند. د: اجازه می دهند واقعیت(تلخ و شیرین) به او درس بدهد ه: همیشه با فرزند با محبت و عشق و احساس ارزشمندی رفتار می کنند. و: هرگز از تنبیه بدون آگاهی برای فرزندانشان استفاده نمی کنند.
رابطه قوانین و تنبیه
فرزندان علی الخصوص نوجوانان علاقه بسیار زیادی به انصاف دارند و نشانه چنین انصافی از دیدگاه عقل و منطق وضع قوانین و ضوابط و مجازات برای رفتاری معین به صورت همزمان. برای مثال؛ قانون: پدری به پسرش می گوید باید ساعت ۱۱ شب در خانه باشی. در صورت قانون شکنی عده ای از والدین بی توجه هستند و عده ای هم فورا از تنبیه (کتک، تحقیر، و…) استفاده می کنند تعیین پیامد پس از نقض قانون نوعی بی انصافی تلقی می شود زیرا هیچ پیامدی، برای قانون شکنی وضع نشده است. جالب اینجاست که والدین مقتدر و مسئول قبل از نقض قانون پیامد آن را هم تشریح می کنند تا در صورت سرپیچی از قوانین وضع شده عواقب آن به عهده فرزندشان باشد. فرزند در انتخاب آزاد است. در قانون خانه آمده اگر فردی نیم ساعت دیرتر از زمان مورد نظر به خانه برگردد تا ۳ روز از رانندگی با ماشین محروم است. حال این نوجوان در انتخاب آزاد است.محرومیت یا دیر برگشتن.
تعیین پیامد و مجازات پس از قانون شکنی، نوعی بی انصافی ارزیابی تلقی میگردد زیرا: ۱- فرزند خود را مسئول نمی داند چون از نتایج دیر آمدن به خانه مطلع نبوده است و از قدرت هم بی بهره است و نمی تواند جلوی پیامد و مجازات را بگیرد. بنابر این رفتارش اصلاح نمی شود اما اگر از مجازات آگاه باشد از دیر آمدن اجتناب می کند تا از حق دیگری محروم نگردد. ۲- فرزند والدین را مقصر اصلی و مستحق مجازات می بیند نه رفتارش را، به این دلیل از والدین متنفر می شود.
وضع قوانین باید دو سویه باشد. با ذکر مثالی ملموس بیتشر به توضیح این بند می پردازیم: مادری به دخترش می گوید اگر در کار های آشپزخانه به من کمک کنی آخر هفته کتاب مورد علاقه ات را برایت می خرم اگر کمک نکنی از دیدار با دوستت به مدت ۲ روز محروم خواهی شد.
پیامدهای تنبیه
هیچ رفتاری در جامعه بدون جواب باقی نمی ماند و هیچ تنبیهی بدون اثر نخواهد بود. اگر والدین به جای رفتار، شخصیت فرزند را هدف تنبیه خود قرار دهند در بازی شکست می خورند و فرزندی برای آینده جامعه تربیت می کنند که مسئولیت گریز و هنجارشکن خواهد بود. تنبیه کردن و دیدن نقاط ضعف فرزندان لازم است ولی نباید به گونه ای باشد که موفقیت ها و رفتار های مورد پسند آنان نادیده گرفته شود. بنابراین به مشکلاتی که در اثر تنبیه به وجود می آیند اشاره خواهد شد:
۱) تشدید نافرمانی و عصبانیت در فرزندان: چنین رفتارهایی در دوران بلوغ تا حدی طبیعی است اما در صورت ادامه و زیاد شدن ناشی از تنشی است که بین والدین و فرزندان به وجود می آید.
۲) فاصله افتادن بین والدین و فرزندان: در دوران نوجوانی به صورت طبیعی این فاصله به وجود می آید اما در صورت عدم برخورد مناسب این فاصله بیشتر می شود. در صورت عدم ارتباط تأثیرگذاری والدین از بین می رود و در نهایت پدر و مادر دچار سردرگمی می شوند. فرزندان به کوچه و بازار گرایش پیدا می کنند و در نتیجه در دامهای ناخواسته گیر می افتند.
۳) فرار از مشکلات و دوری از برخورد کردن: فرزندان در هنگام تنبیه متنفر می شوند حال اگر اگر همیشه از طرف پدر و مادر مورد نقد و انتقاد قرار بگیرند از موقعیت فرار می کنند.
۴) رشد دروغگویی و فرار از خانه: برای رهایی از تنبیه به هردو اقدام دست می زنند حال به هر کدام که دسترسی آسانتری داشته باشند از آن بهره می جویند.
۵) افزایش مقابله به مثل: والدینی که بر سر فرزندشان داد می زنند انعکاس آن را دریافت می کنند و یا بگو مگو را می اندازند فرزندشان هیم آور آتش خواهند بود .
۶) احساس عدم تعلق به خانواده: خانه باید طوری پایه ریزی شود که هر فرزن به آن تعلق داشته و این احساس باید در فرزندان قوی باشد. اما تنبیه غیر منطقر این احساس را ازبین می برد و فرزندان را به ورطه هلاکت می کشاند. گرایش بیش از حد به دوستان به جای خانواده خانمان سوز است زیرا دوستان تغییر می کنند و خانه مکانی امن و پاربرجا و همیشگی. و………..
راهکارها
تنبیه به صورت غیر معمول مشکلات فوق را در بر دارد اما برای رهایی والدین از سردر گمی در تنبیبه مواردی را خاطرنشان خواهیم کرد به این امید بتوان گرهی از کار گشود و با انجام این موارد آرامش دوچندان به میان خانواده بازگردد. چون اختلاف و فاصله میان والدین و فرزندان جگر سوز است و بنیان برانداز.
۱) والدین باید تسامح داشته باشند: پدر ان و مادران نباید با هر اشتباه فرندشان دست به تنبیه بزنند و وی را محروم نمایند گاهی مواقع باید خطای فرزن را نادیده بگبرند و آب آسیاب را قطع کنند تا از شر سر و صدای اختلافات در امان باشند مگر اینکه سکوت و تسامح خطر بزرگی محسوب شود.
۲) همراه تنبیه از جایزه هم کمک بگیرند: همیشه غر زدن کار را درست نمی کند بیشتر اوقات تشویق کار می کند و بیشتر نتیجه مثبت می دهد.
۳) قوانین و مجازات باید همزمان، صریح و مشخص باشند: نباید والدین به فرزندشان بگویند اگر سیگار بکشی خودم می دانم چه کار بکنم بلکه باید پیامد سیگار کشیدن از اول مشخص باشد و مبهم هم نباشد((در صورت سیگار کشیدن کاری می کنم مرغان آسمان به حالت گریه کنند))کاملا مبهم است و قابل اجرا هم باشد. ((سیگار بکشی تو را می کشم)) قانونی غیر قابل اجرا است چون کشتنی در کار نیست.
۴) در صورت تکرا خطا و اشتباه از تنبیه استفاده کنند: با اولین اشتباه تنبیه غیر معقول و غیر منطقی است اما در صورت تکرار خطا باید قوانین وضع شود و پیامد آن نیز تعیین گردد.
۵) والدین بایدآرام باشند و غر نزنند: اگر فرزندشان را محروم کردند دیگر نیازی به سر و صدا راه انداختن نیست بلکه یابد صبور آرام باشند تا نتیجه یهتری بگیرند
۶) پدر و مادر از تنبیه به صورت افراطی و مستمر خودداری کنند: چون فرزندان به آن عادت می کنند
۷) تنبیه حالت انتقام گیری نداشته باشد
۸) تنبیه احساس گناه را ازبین میبرد: وجدان فرزند رشد نمی کند چون به خاطر تنبیه شدن احساس گناه و پشیمانی در وی از بین رفته است.
۹) تنبیه توسط یک نفر: فقط یکی از والدین که نقش اصلی هم در وضع قانون داشته است باید اقدام به تنبیه نماید تا اثر تربیتی آن از بین نرود .
۱۰) خودداری از تنبیه در هنگام عصبانیت: این امر باعث تحریک فرزند خاطی شده و بیشتر به لجاجت ادامه می دهد.
۱۱) تنبیه شدید ممنوع: والدین نباید فرزند را با لگد بزنند و داد بکشند چون هم بزرگتر هستند و هم قوی تر. روزگار عوض می شود و گاهی برعکس. و اینجاست که دود به چشم والدین برمیگردد.
نتیجه در یک جمله کوتاه: فرزندان ما مجرم نیستد که سزاوار تنبیه به معنای کتک باشند پس با آنان درست رفتار کنیم. بنابراین برای رهایی از هنجار شکنی توسط فرزندان به آنان مسؤلیت بدهیم تا قدرتمند و مسؤولیت پذیر تربیت شوند.
منابع:

۱- پدر و مادر بهترین مربیان دنیا مؤلف: محمد سعید مرسی مترجم: ایوب پوزش ۲- کلیدهای رفتار با نوجوانان مؤلف: دکتر دن فونتنل مترجمان: مسعود حاجی زاده اکرم قیطاسی ۳- ۵ روز فرزند خود را تربیت کنید مؤلف: دکتر کوین لمان مترجم: گیتی شهیدی ۶ – مقاله های اینترنتی

برچسب ها
نمایش بیشتر

عبدالله کاشفی اقدم

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن