خانواده

فمینیسم،توطئه ای شیطانی یا دلسوزانه ای رحمانی برای خانم ها؟!(۲-۱)

 

فمنیسم

  فمنیسم(Feminism)  در اصل واژه ای فرانسوی (Feminisme) است که از ریشۀ لاتین (femina)  به معنای زن (woman) اخذ شده است. حالت وصفی این واژه (Feminine) در زبان انگلیسی و (Feminin) در زبان فرانسه است، که از کلمۀ لاتینی (femininus) به معنای زنانه گرفته شده است.

   در زبان فارسی « طرفداری از حقوق زن »، « جنبش آزادی زنان »، « زن باوری »!!!، « زن آزاد خواهی » و غیره معادل هایی هستند که برای واژۀ فمنیسم ارایه شده اند.

   در اصطلاح، اندیشمندان تعریف و معنای واحدی از فمنیسم ارایه نداده‎اند. برخی از آنها معتقدند از آنجا که فمنیسم جنبش واحدی نیست، بنابراین امکان تعریف واحد از این مکتب وجود ندارد. آنان معتقدند اگر چه تمام فمنیست ها در این باره که زنان فرو دست اند!!! و برای آزادی آنان باید استراتژی هایی اتّخاذ کرد، هم عقیده اند. امّا در مورد علل ستمدیدگی زنان و استراتژی های رسیدن به آزادی، بین آنان اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد.

   برخی دیگر بیان می دارند واژۀ فمنیسم از نوآوری های قرن بیستم در دهۀ ۱۹۶۰ بوده که با دو اعتقاد اساسی در ارتباط است: اوّل آن که زنان به دلیل جنسیت شان دچار محرومیّت هستند!!! و دوم این که این محرومیّت باید از میان برود.

   در دیدگاه دیگر فمنیست کسی است که معتقد باشد زنان به دلیل جنسیّت گرفتار تبعیض هستند!!! زنان نیازهای مشخّصی دارند که نادیده و ارضا نشده باقی مانده اند!!! و لازمۀ ارضای این نیازها!!! تغییر اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است!!!

با مراجعه به فرهنگ های معتبر انگلیسی می توان دو مفهوم اساسی و مهم را از فمنیسم برداشت کرد:

 

۱) فمنیسم آموزه ای است که از حقوق برابر!!! زنان با مردان در امور اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دفاع می کند.

 ۲) فمنیسم جنبش سازمان یافته ای است!!! که برای به دست آوردن حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان شکل گرفته است.

   حقیقت آن که دو مفهوم اخیر با روند و مسیر تاریخی فمنیسم سازگارتر است. سه تعریف اوّل, تنها به مفهوم دوم از فمنیسم اشاره دارند. این نوع برداشت از آنجا ناشی می شود که بنا بر اعتقاد اینان فمنیسم واقعی اساساً همان مفهوم دوم است. مفهومی که دارای بار سیاسی بوده و به صورت یک جنبش فراگیر اروپا و آمریکا!!! را در نوردیده است. در حالی که اگر بخواهیم بگونه ای واقع بینانه تر قضاوت کنیم، فمنیسم هر دو مفهوم را داراست.

   در مفهوم اوّل، فمنیسم تنها آموزه و دکترینی است که با بیان علمی در صدد اثبات برابری حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان با مردان است!!! در صورتی که در مفهوم دوم، فمنیسم جنبشی است که با ره یافت سیاسی به دنبال به دست آوردن و تحقّق بخشیدن آن آموزه و دکترین است. از حیث تاریخی نیز سابقۀ مفهوم اوّل، طولانی است در حالی که مفهوم دوم به دهۀ ۱۹۶۰ به بعد برمی گردد.

  بر این اساس شاید بتوان تعریفی جامع که هر دو مفهوم را برساند ارایه داد. « فمنیسم آموزه یا جنبشی است که در تلاش برای اثبات یا به دست آوردن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر یا برتر!!! با مردان است »!!! ویژگی این تعریف آن است که به گونه ای می تواند همۀ گرایش های فمنیستی را که بعداً از آن سخن خواهیم گفت، پوشش دهد.

  گرایش های فمنیستی

  فمنیسم یک گرایش و مکتب واحد نیست. فمنیست ها به این سؤال که اساساً چرا وضع زنان چنین است و راه حلّ آن چگونه است، پاسخ واحدی ارایه نداده اند. از نظر اخلاقی فمنیست ها دارای یک ایده و سبک واحد نبودند، صور فمنیسم هم با اعتلا و ارتقای عفّت و پاکدامنی و هم با ایجاد روابط جنسی آزاد!!! پیوند داشته است.

    از نظر سیاسی نیز چهرۀ فمنیسم در برگیرندۀ درجات و سلسله مراتب مختلفی بوده است. از لیبرال(آزادی خواه، طرفدار آزادی) سخت شروع و به چپ افراطی(اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرام‌های سیاسی خود خواستار دگرگونی‌ها و تحوّلات انقلابی و تند می‌باشند. این اصطلاح از انقلاب فرانسه گرفته شده‌است چون در مجمع ملّی آن نمایندگان انقلابی تندرو در طرف چپ و محافظه کارها در طرف راست می‌نشستند.) ختم می شود.

 گرایش لیبرالی

 « برابری »!!! و « رفع تبعیض جنسی »!!! مهم ترین محور اصلی مطالعات فمنیسم لیبرال است.

 گرایش مارکسیستی!

  محور عمدۀ مطالعات فمنیسم مارکسیستی در رابطه با « برابری » و « حذف سرمایه داری»!!! است. به نظر این دسته از فمنیست ها سرمایه داری، مشکل عمدۀ نابرابری میان زنان و مردان است!!!

 گرایش رادیکالی(ریشه ای، اساسی ــ طرفدار اصلاحات کامل در امور کشور)

  « نجات زنان »!!! و « حذف مردسالاری »!!! محور اصلی مطالعات و مطالبات این دسته از فمنیست هاست.

گرایش سوسیالیستی(سوسیالیسم: سیاستی است که بر اساس تقدّم جامعه بر فرد و اولویّت منافع و مصالح اجتماعی بر منافع فردی قرار گرفته‌است.)

   حذف نظام « سرمایه داری »!!! و « مردسالاری »!!! محور مطالعۀ فمنیست ها در این نگرش است. فمنیست های سوسیال معتقدند برای فهم مشکلات زنان و رهایی از آن باید هر دو نظام سرمایه داری و مردسالاری را به طور همزمان مورد مطالعه و ارزیابی قرار داد، که از این نظر این یک نگرشی « دوگانه گرا » است.

گرایش پست‎مدرن(= پسامدرنیسم: گرایشی در ادبیّات و هنر و معماری و تفکّر اواخر سدۀ بیستم در مخالفت با مدرنیسم و راه و رسم جدید.)

     این گرایش نیز « حذف مردسالاری »!!! را محور عمدۀ مطالعات خویش قرار داده است. پست مدرن ها از آنجا که با ارایۀ هر گونه تفسیری واحد و جهان شمول از جهان مخالفت می کنند، در باب مسایل زنان نیز معتقدند همۀ نگرش های فمنیستی چون در جهت ارایۀ تفسیری واحد و جهان شمول!!! از زنان برآمدند. لذا دچار مشکل هستند. به نظر این دسته از فمنیست ها اساساً ارایۀ تفسیری واحد و کلّی در باب واقعیّت، حقیقت، معرفت اخلاق و سیاست در واقع تداوم فرهنگ مردسالارانه!!! است. در حالی که در مقابل این گونه تفسیرها، چندگانگی و کثرت امری مطلوب و ضروری به نظر می رسد.

   “میشل فوکو” و “ژاک دریدا”، دو پست مدرن برجسته، تلاش کردند تفسیرهایی از فمنیسم ارایه دهند. در حالی که “دریدا” در مباحث اندیشه ای به « ساخت شکنی » توجّه داشت. “فوکو” تلاش نمود تا بحث از « قدرت و همبستگی اش با دانش » را گسترش دهد. به نظر “دریدا” با توجّه به دو قطبی بودن کاربردهای زبان مانند زمین و آسمان، مادّه و روح, زن و مرد و غیره باید این ها را از برداشت های مابعد الطّبیعه ای!!! رها ساخته و بنیادهای ساخته‎شدۀ آن را مورد سؤال قرار داد، و به تعبیری دیگر آنها باید « ساخت شکنی » شوند!!!

واحد تحقیق سوزی میحراب

ادامه دارد

برچسب ها
نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن