
نویسنده: احمد عباسی
خداوند علیم حکیم آخرین پیام هدایت خویش برای کل بشریت را در قالب قرآن کریم بر قلب مبارک پیامبر نور و رحمت ـ صلی الله و بارک علیه و علی آله ـ فرود آورد تا مردمان آن زمان و مکان که مخاطب مستقیم پیامبر بودند و همچنین سایر آحاد جوامع مختلف تا قیام قیامت بر اساس آن، ابعاد متعدد و متنوع حیات دنیویشان را تنظیم و برنامهریزی نمایند، باشد که در قیامت نیز از برکات دنبالهروی درست و مخلصانه از آن بهرهمند گردند.
جامعه عصر مبارک رسالت و جوامع قرون طلایی پس از آن هم بر سر سفره رنگین و پر خیر و برکت کتاب هدایت حاضر شده و هر کس به تناسب هاضمهاش از آن غذای مغذی و حیات بخش تناول کرد و حیات معنویاش را فربهتر نمود.
در نتیجه این نحوه تعامل منطقی با قرآن مجید هر روز بیش از پیش بزرگانی پا به عرصه وجود میگذاشتند که علاوه بر رشد و نمو خویش جامعه را نیز به سمت پیشرفت و پاکیزگی هدایت و رهبری میکردند، ولی با تاسف و تاثر فراوان از دوران تقلید به این طرف رویهای اتخاذ شد و ایدهای بر ذهن و ضمیر مسلمان مستولی گشت که: “ما ترک الاولون للآخرین شیئا ـ گذشتگان چیزی برای آیندگان باقی نگذاشتند”!!
به بیانی دیگر: علما و فقهای اسلامی ذهن و قلب خود را ممهور به مهری سنگین کردند که هیچیک از آنان “ٳلا من رحم ربک” توان بریدن و فاصله گرفتن از آن قافله و دمیدن جانی تازه در کالبد بیرمق و به حالت احتضار رسیده امت، نداشتند. اگر هم کسانی قد علم کرده و خیزش و تحولی ایجاد کردهاند با موجی سهمگین از افترائات و تحقیر و تهمتها مواجه گشتهاند، لذا جز عده کمی که در اوج صلابت و شهامت بوده و بر مسند اخلاص و خیرخواهی تکیه زدهاند سر در لاک خود فرو برده و فرار را بر قرار ترجیح دادهاند.
علامه ابن خلدون ـ رحمه الله ـ که به عنوان بنیانگزار جامعه شناسی شهرت یافته است پیرامون پیروی از عادات و تقالید گذشتگان ـ البته بدون شک مقصودشان عادتهای متغیر و تاریخ مصرف گذشته است نه ثوابت فرازمانی و فرامکانی ـ بسیار زیبا و جامعه شناسانه میگوید: “اتباع التقالید لا یعنی ٲن الاموات احیاء بل یعنی ٲن الاحیاء اموات ـ دنبالهروی از آداب و عادات گذشتگان بدین معنی نیست که ایشان همچنان زندهاند، بلکه بیانگر آن است که زندگان مردهاند”.
به همین منوال در رابطه با آراء و نظرات گذشتگان ـ اعم از دیدگاههای تفسیری، فقهی، کلامی و … ـ میتوان گفت که اصرار و پافشاری بر آنها و با چنگ و دندان گرفتنشان نه تنها نشانه ضرورت حضور همیشگی ایشان در عرصههای مختلف دینی و فکری ما نیست که به مراتب دال بر آن است که متاسفانه مسلمانان دارای روحیه تقلید و تبعیت، پویایی و پیشرفت را از دست داده و فاقد حیات و تاثیرگزاریاند، به جای گام برداشتن در زمین و زمانه خود سیری قهقرایی داشته و مدام به گذشته چشم دوخته و خواهند دوخت.
اصرار بر تقلید و پا جای پای گذشتگان قرار دادن ـ صرف نظر از منزلت و خدمات ارزندهشان به دین خدا و اخلاص و تلاش مجدانهشان در ساندن آن به مردم ـ، به معنی تعطیل و هدر دادن عقل و توانایی ذهنیای است که مناط تکلیف و متمایز کننده آدمی از سایر جانداران به شمار میرود؛ و از سوی دیگر به معنی خارج ساختن وحی الهی از چارچوب و گردونه نیازهای بشری و تلقی آن به عنوان محصولی زمینی است که در شرایطی خاص صورت پذیرفت و تنها برای مردمان آن اوضاع و احوال قابل فهم و تحلیل بود.
اگر میخواهیم پاسخ گویی کتاب هدایت الهی را برای همه زمانها و مکانها به اثبات رسانده و رو به جلو حرکت نماییم باید همچون مردمان عصر رسالت و قرون طلایی اولیه مرد میدان و زمان خود بوده و ضمن احترام به تلاشهای گذشتگان و دعای مغفرت برایشان ـ و البته استفاده از تجارب و اندوختههای گرانبها و روش و منهج کاریشان ـ، به غواصی در دریای بیکران دین خدا پرداخته و بزرگان و شایستگانمان نیز همچون امام ابوحنیفه ـ رحمه الله و غفر له ـ با برافراشتن پرچم والای “هم رجال و نحن رجال” حوادث و نیازهای دوران خویش را زیر ذرهبین هدایت خداوند رحمان برده و دنیای کنونی را تابناک و طربناک گردانند.
والله الموفق للصواب و هو یهدی الی الحق
بانه ۱۵ ـ ۳ ـ ۱۴۰۱