تاریخ

وظایف شهروندان غیر مسلمان درجامعه اسلامی

برای دیدن بخش اول اینجا کلیک نمائید

برای دیدن بخش دوم اینجا کلیک نمائید

برای دیدن بخش سوم اینجا کلیک نمائید


 


 

وظایف وتعهدات شهروندان غیر مسلمان درجامعه اسلامی


 اهل ذمّه یا شهروندان غیر مسلمان (۴)

 @  وظایف وتعهدات شهروندان غیر مسلمان درجامعه اسلامی

   به موجب قرارداد مشترک ذمه ، شهروندان غیر مسلمان (ذمیان) همانطور که از حقوق و مزایای شهروندی برابر با شهروندان مسلمان برخوردارند ، مجموعه مسئولیت ها و تعهداتی را نیز در قبال جامعه اسلامی وشهروندان مسلمان، بر عهده دارند که(بطور خلاصه وفشرده) بشرح زیر به عرض  می رسد .

 

۱- پرداخت جزیه

   جزیه عبارتست از یک نوع تعهد مالی که شهروندان غیر مسلمان ، پرداخت آن را در برابر تعهدات مسلمانان به عهده می گیرند و همانطور که شهروندان مسلمان  در دفاع و اداره جامعه بزرگ و متحد با پرداخت مالیات هایی همچون زکات و شرکت در نیروی دفاعی و نظامی، به وظیفه اجتماعی و دینی خود(مندرج در قراردادذمه)عمل می کنند، شهروندان غیر مسلمان نیز که از مزایا و حقوق چنین جامعه ای برخوردارند ، موظفند بجای مالیات ها و وظایف دفاعی و نظامی (که طبق قرارداد ذمه بر عهده شهروندان مسلمان است) مالیات مخصوص(وناچیزی)را تحت عنوان «جزیه» به دولت اسلامی بپردازند .

   لازم به ذکراست«جزیه» مطابق آیه بیست و نهم سوره توبه و در سال هشتم هجری و بعد از غزوه مؤته واجب شد .[۱]

* ریشه لغوی «جزیه»ودلایل اخذ آن

   جزیه معرّب «گزیه»، مالی است(جنس یا نقد) که اهل کتاب هر سال به دولت اسلامی می پردازند[۲].

   صاحب المنجد،وجه تسمیه واژه جزیه رابیان کرده ومی گوید:جزیه،مالیاتی است که ازذمیان گرفته می شودوچون با پرداخت آن،کافر حربی به شمار نمی آیند،گفته شده جزیه .[۳]

و عده ای از لغت شناسان جزیه را همان خراج می دانند و میان آن دو تفاوتی قائل نیستند[۴].

   فقهای اسلامی دلایل دریافت جزیه توسط مسلمانان رابه شرح زیربیان کرده اند،

 

۱- قرآن:

   {قاتِلواالّذین لایؤمنون بالله ولابالیوم الآخرولایحرمون ماحرم الله ورسوله ولایدینون دین الحق من الذین اوتواالکتاب حتی یعطواالجزیهعن یدوهم صاغرون[۵]، با کسانی که به خدا و روز واپسین ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و رسولش حرام شمرده، حرام نمی دانند و با کسانی که کتاب آسمانی بر آنان نازل گشته و به آیین حق نمی گروند، بجنگید تا آن هنگام که به دست خویش جزیه بپردازند درحالی که دربرابراسلام خاضع اند} تمام مفسران ومورخان مسلمان براین نکته اتفاق دارند که تشریع واخذجزیه بعدازنزول آیه ۲۹سوره توبه صورت گرفته است.[۶]

 

۲-سنت

   حدیث صحیحی که بُریده از پیامبر(ص) روایت نموده مبنی براینکه،عادت پیامبر اسلام (ص) بر این بود که هرگاه فرماندهی سپاه مسلمانان رابر عهده کسی می نهاد و سریه ای گسیل می داد ، ضمن توصیه های خاصی که به فرماندهان و سایر مسلمانان(همراه سریه) می فرمود و آنان را به پرهیزگاری و تقوی دعوت می نمود ، دستورمی داد که هنگام روبرو شدن با دشمنان مشرک ،آنان را به یکی از سه پیشنهاد دعوت نمایند ،هر کدام را پذیرفتند شما نیز قبول کنید و از درگیری با آنان خودداری نمائید ، ابتدا آنان را به اسلام دعوت کنید هر گاه از قبول آن سرباز زدند شما نیز به آنها پیشنهاد پرداخت جزیه را عرضه کنید وهر گاه از پذیرفتن «جزیه» سرباز زدند از خدایاری طلبید و آماده کارزار گردید.[۷]

 

۳-اجماع

   علمای اسلامی برجواز دریافت جزیه(باشرائط خاص آن)اجماع واتفاق نظردارند.[۸]

 

@ چرا باید شهروندان غیر مسلمان جزیه بپردازند ؟

   پیرامون چرایی اخذ جزیه از شهروندان غیر مسلمان درجامعه اسلامی ، سخن و بحث فراوان (بویژه از طرف عده ای مغرض و کج فهم) وجود دارد ، از این میان عده ای،گرفتن جزیه از ذمیان را ظلمی تاریخی تلقی کرده و عده ای دیگر هم آن را نوعی استثمار طبقه محکوم توسط طبقه حاکم قلمداد کرده اند و برخی دیگر هم آن را نوعی مجازات در برابر عدم پذیرش اسلام دانسته اند.

   ولی اگر با دقت و تحقیق و انصاف ،مسأله اخذ جزیه از شهروندان غیر مسلمان را بررسی کنیم درخواهیم یافت که قضیه اخذ جزیه کاملاً عادلانه و (تازه) به نفع شهروندان غیر مسلمان هم می باشد .

   عمید زنجانی در تحلیل وتبیین این مسأله چنین می نویسد: جزیه ای که ازمتحدین غیر مسلمان (شهروندان غیر مسلمان) گرفته می شود بر خلاف آنچه که عده ای مغرض و یا کم اطلاع گمان برده اند هیچ گاه عنوان مجازات در برابر عدم پذیرش اسلام (و دشمنی با پیامبر اسلام و دین خاتم) نداشته و همچنین جنبه تحمیلی و یا باجگیری که روش فاتحان زورمند است ، ندارد و این حقیقت را می توان   نظر به اینکه هیچ گونه شاهد و مدرکی از قرآن و سنت که دال بر این باشد یافت نمی شودو نیزبا توجه به سه اصل زیر که نظام جزیه و  قرارداد ذمه بر آن استوار است در کمال وضوح دریافت:

   *اصل تراضی وتوافق درقرارداد،تازه بعدازانعقادو امضای قرارداد نیز ذمیان هر وقت بخواهندمی توانند بصورت یکطرفه به نسخ قراردادمشترک مبادرت ورزند .

   *ناچیزی مقدار جزیه و مراعات کردن حداقل امکانات متحدین (شهروندان غیر مسلمان) و به دیگر تعبیر ملاک برای تعیین مقدار جزیه ، فقر و غنای پرداخت کنندگان است که این خود باکیفردادن ناسازگاراست .

   *معافیت متحدین از هر گونه مسئولیت های مالی ، دفاعی و نظامی جامعه متحداسلامی[۹]،افزون براینکه جزیه،نسبت به زکات و دیگر حقوق شرعیه ای که بر شهروندان مسلمان واجب است ، بسیار ناچیز است .

   دکتر یوسف قرضاوی نیز در رد نظریه،استثماری یااستخفافی بودن جزیه می نویسد:« اخذجزیه ازذمیان در مقابل معافیت از خدمت سربازی (که بر جوانان مسلمان واجب است) صورت می گیرد و در واقع جزیه «بدیل مالی» است در برابر شرکت در امور نظامی و دفاعی ،و به همین خاطر است که پرداخت جزیه فقط بر مردان قادر به حمل سلاح و جهاد واجب است .[۱۰]

   اضافه می کنم از متون و مصادر تاریخی به روشنی پیداست که پیش از ظهور اسلام نیز ، جزیه وجود داشته و جزیه چیزی نیست که اسلام بخاطر رسیدن به هدف های خاص خود آن را وضع کرده باشد .[۱۱]

   از حضرت علی روایت شده که: ذمیان که با ما پیمان (ذمه) بسته اند ، بدان جهت به ما جزیه می پردازند که اموال آنان مانند اموال ، و خونشان مانند خون ما تحت حمایت ما محترم و مصون باشد .[۱۲]

   مفسر بزرگ قرآن ،سید قطب درباره پرداخت جزیه می نویسد: ذمیان با پرداخت جزیه اهداف زیر را محقق    می سازند:۱)اعلام تسلیم شدن و عدم مقاومت دربرابر مسلمانان .۲)مشارکت درهزینه دفاع ازجان ومال وحیثیت ومقدسات خود.۳)مشارکت در امور بیت المال مسلمین که در تأمین معاش برای شهروندان از جمله اهل ذمه نقش اساسی دارد[۱۳].

   فقهای اسلامی بر این نکته تأکید دارند که جزیه در راه رزمندگان مسلمان ، هزینه می شود[۱۴]ویکی از مواردی که باعث استرداد جزیه به صاحبش می شود عبارتست از اینکه پرداخت کنندگان جزیه در اموردفاعی ونظامی شرکت نمایند[۱۵].

   شواهد و دلایل مذکور نشان می دهد که جزیه ،مالیاتی است که دولت اسلامی جهت هزینه در مصالح کشور از جمله دفاع   همه جانبه از اهل ذمه در هنگام خطر،وجامه عمل پوشاندن به سایر حقوق آنان، دریافت و در مقابل ،آنان از شرکت (اجباری) در جهاد و نبرد با دشمن معافند .

 

@ مقدار جزیه و سر رسید آن

   دراسلام،قانون قراردادذمه وتعیین میزان تعهدمالی   براساس ملاحظه وضع اقتصادی و تمکن مالی شهروندان غیر مسلمان و مراعات قدرت پرداخت افراداستواراست، بطوریکه هر فردی به تناسب وضع مالی خود موظف به پرداخت آن می گردد[۱۶].اصل فوق بیانگر این نکته است که جزیه مقدار و مبلغ مشخص و معینی ندارد بلکه ملاک برای امام مسلمین  در تعیین مقدار جزیه ملاحظه وضع مالی پرداخت کننده است  نه چیزدیگری،[۱۷] هرچند از آنجا که پرداخت کنندگان جزیه در جامعه اسلامی زندگی می کنند و از همه مزایا و حقوق شهروندی نیز برخوردارند برخی از دانشمندان را نظر بر این است که  بر امام مسلمین است که ضمن مراعات وضع مالی پرداخت کنندگان ، مصلحت عمومی جامعه اسلامی را نیز مد نظر داشته باشد .[۱۸]

   بر همین اساس است که در تاریخ می خوانیم پیامبر اسلام(ص) معاذبن جبل را(جهت جمع آوری جزیه) به یمن می فرستد و به او دستور می دهد که از هر یک ازبه بلوغ رسیدگان ذمی، یک دینار به عنوان جزیه مالیات بگیرد.

وهمچنین عمرابن خطاب مقرر می دارد که ثروتمندان جامعه،چهل و هشت درهم ومتوسطان بیست وچهاروبالأخره طبقه کم درآمددوازده درهم بصورت سالیانه جزیه بپردازند .[۱۹]

  صاحب جواهر عملکردی مشابه را به علی ابن ابیطالب نسبت می دهد[۲۰]،که مبین این است که ائمه و خلفای مسلمین ضمن رعایت مصلحت و موقعیت پرداخت کنندگان جزیه،مصالح عمومی جامعه را نیز ملاحظه کرده­اند .

   البته از امام ابو حنیفه نقل شده که مقدار جزیه برای ذمیان دارا چهل هشت درهم و برای متوسط الحالان بیست و چهار و بالأخره برای مستمندان ذمی دوازده درهم اعلام کرده است[۲۱].   

   صاحب تفسیرنفیس روح المعانی دونظریه مربوط به مقدار جزیه رااینگونه تشریح کرده است: جزیه زمانی باتوافق وتراضی طرفین مقررمی گردد که مسلمانان بدون جنگ و خونریزی بر قلمرو اهل کتاب غلبه پیدا نمایند،مانند پیمان نجرانیان، وزمانی امام مسلمانان مقدار آن را   (باتوجه به وسع مالی ذمیان)معین ومشخص می نماید که مسلمانان باجنگ غلبه پیداکرده باشند.[۲۲]

   ازامام مالک روایت شده که مقدار جزیه را بزرگان دو طرف قرارداد مقرر می کنند[۲۳].

    درمورد سررسید پرداخت جزیه : روایت شده که امام ابو حنیفه گفته است جزیه در آغاز سال وامام شافعی می فرماید:در پایان سال گرفته می شود[۲۴].

رسول رسولی کیا کارشناس ارشد قرآن و سیره نبوی


 

 

  1. المبارکفوری ، الرحیق المختوم ، ص ۳۴۶ .
  2. دکتر معین ، فرهنگ فارسی ، ج ۱ ، ص ۱۳۲۸ .
  3. لویس معلوف ، المنجد فی اللغه ، ریشه «جزی».
  4. ابراهیم انیس ، المعجم الوسیط ، ج ۱ ، ص ۱۲۲ .
  5. سوره توبه آیه ۲۹.
  6. ابن قدامه ، المغنی و الشرح الکبیر ، ج ۱۰ ، ص ۵۵۷ ؛ النجفی ، جواهر الکلام ، ج۲۱ ، ص ۲۶۷ .
  7. ۷. الصنعانی ، سبل السلام ، ج۴ ، ص۷۱ .

۸.بن قدامه،المغنی،ج۱۰،ص ۵۸؛علامه حلی،مختلف الشیعه، ج ۴ ، ص ۴۲۴.

  1. عمید زنجانی ، فقه سیاسی و … ، ص ۱۱۵ .
  2. یوسف قرضاوی ، غیرالمسلمین فی المجتمع الاسلامی ، ص ۶۹ ، به نقل از: مطالب اولی النهی ، ج ۲ ، ص ۹۶ .
  3. ابن الاثیر ، الکامل فی التاریخ ، ج ۸ ، ص ۴۴۵ ؛ محمد جریر الطبری ، تاریخ الطبری ، ج ۱ ، ص ۴۴۶ .

۱۲.ابن قدامه ،المغنی و الشرح الکبیر ، ج ۸ ، ص ۴۴۵.

۱۳.قرضاوی ، غیرالمسلمین فی المجتمع الاسلامی ، ص ۷۲.

۱۴.الحر العاملی ، وسائل الشیعه ، ج ۶ ، ص ۱۱۶ ؛ النوری الطبرسی ، مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۱۲۳ ؛ علی اصغر مروارید ، سلسله الینابیع الفقهیه ، ج ۹ ، ص۱۶۳ .

۱۵.همان ، ص ۷۲.

۱۶.محمد حسن نجفی ، جواهر الکلام ، ج ۲۱ ، ص ۲۴۵ ؛ عمید زنجانی ، فقه سیاسی و…، ص ۲۴۵.

۱۷.علامه حلی،مختلف الشیعه،ج۴،ص۴۴۹؛ابن قدامه،ج۱۰،ص۵۵۶.

۱۸.ابن قدامه،المغنی والشرح الکبیر،ج۱۰،ص۵۶۶.

  1. همان.
  2. محمد حسن نجفی ، جواهر الکلام ، ج ۲۱ ص ۲۴۶ .
  3. الماوردی ، الاحکام السلطانیه ، ج ۱ ، ص ۱۴۴.

۲۲.محمود الآلوسی ، روح المعانی ، ج ۵ ، ص ۲۷۵ .

۲۳.الماوردی ،الاحکام السلطانیه ، ج ۱ ص ۱۴۴.

۲۴.ابن قدامه،المغنی،ج۱۰،ص۵۶۸؛الفخرالرازی،التفسیرالکبیر،ج ۸،ص ۳۱.

نمایش بیشتر

رسول رسولی کیا

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن