تاریخ

گفتمان اسلامی معاصر (محتوای گفتمان)

گفتمان اسلامی معاصر
قسمت دوم (محتوای گفتمان)
سرزندگی و پویایی گفتمان اسلامی:
ثابت و متغیر: گفتمان انعطاف
مؤلفه های گفتمان اسلامی را می توان به دو دسته تقسیم نمود:
بخش شرعی: امور شرعی همان پیام و رسالتی است که وحی الهی و سنت صحیح نبوی یعنی «قرآن و سنت» آورده اند آن ها هستند که اصل و پایه و مرجع ثابت و همیشگی گفتمان دینی معاصر به شمار می آیند. زیرا از جانب خداوندی است که همه ی هستی را آفریده است.
بخش بشری: که عبارت است از معرفت ها ، قرائت ها و برداشت های بشری از نصوص شرعی و تمامی فراورده های فکری ، فقهی ، علمی و ادبی ناشی از آن قرائت هاست .یعنی این بخش، فرع و جزء بخش اول و برخاسته از آن است.
از آن جا که ربانی بودن منشأ بخش اول، ویژگی هایی مانند الهی، فراگیری ، ماندگاری ، اعتدالی، سازگاری و صلاحیت فرازمانی و فرا مکانی را به آن ارزانی داشته، با بهره گیری از معیار های و آموزه های آن می توانیم تمامی کاستی ها و نابسا مانی های موجود در زندگی کنونی را بشناسیم.
اگر گفتمان انسانی – در کل- در معرض تحول و دگرگونی است. گفتمان اسلامی ما از ویژگی خاصی برخوردار است و آن این که: ماهیت و روح آن دستخوش تغییر نمی شود. یعنی ثوابت اساسی مبتنی بر رکن شرعی – علی رغم رویداد و دگرگونی های پدید آمده در زمان و مکان و اوضاع و احوال- دچار تغییر و تزلزل نمی گردد.
اما دیگر مؤلفه های آن. میدانی گسترده برای «اجتهاد و تجدید» متناسب با اوضاع و احوال عام و خاص و زمانی و مکانی مخاطبان آن است.
استادمان علامه دکتر یوسف قرضاوی «رئیس اتحاد جهانی علمای مسلمین» می فرماید:
«وقتی پیشوایان ، فقیهان و دین پژوهان به تغییر پذیری فتوا به تناسب تغییرات زمان، مکان و اوضاع و احوال قائلند، و فتوا نیز با احکام شریعت در ارتباط است، عین همین منطق می گوید: تحول تبلیغ و گفتمان دینی به تناسب تغییر زمان و مکان و عرف و اوضاع و احوال نیز به طریق اولی لازم است.
مبنایی و مرحله ای: گفتمان حکیمانه.
لازم است گفتمان اسلامی به تفاوت مبنایی و مرحله ای در دو میدان «نظری و عملی» توجه کند.
عدم تمییز میان این دو موضوع پویا بسیاری از عواقب نامطلوب را به دنبال داشته که تکامل گفتمان اسلامی را دچار مشکل نموده، و در عین حال دستیابی به مرحله تطبیق واقعی طبیعی و مستقری را به عقب انداخته است.
ده ها سال است که بیداری اسلامی به ویژه «اسلام پویا و حرکی» در میدان مبارزات سیاسی در برابر نظام های حاکم بر بسیاری از کشور های اسلامی به بدترین شکل مورد سرکوبی و خشونت قرار گرفته و در برخی از جامعه های اسلامی در معرض تلاش های آن رژیم ها در جهت خشکانیدن سرچشمه ها و منابع دینداری قرار گرفته و شاهرگ های حیاتی آن را پاره پاره کرده و ضربه های دردناکی را به آن وارد نموده و آن را به نابودی نزدیک نموده بود.

ضرورت دارد که گفتمان اسلامی در فرایند فراخوانی جهانیان به پیام و رسالت خداوند روی دو مبدأ و پایه ثابت و اصولی که تبلور «هویت اسلامی» است – که پیشتر به آن ها اشاره شد – تمرکز جدی بنماید. و در نگاه مقطعی و مرحله ای انعطاف پذیر خویش که لازم است از آنها گذر کند و در تمامی درجات ابلاغ، بر پایه دو سنت الهی در ارتباط با «خلقت و شریعت» عمل نماید.
البته لازم است التزام به این موضوع بر پایه نگاه های کارشناسانه و تحقیقات علمی قرار داشته باشد و با یک چشم به «شریعت» سازگار با فطرت و با چشم دیگر به «واقعیت» های زندگی بنگرد.
بر این اساس لازم است گفتمان اسلامی از خاستگاه و قاعده ی: «پافشاری بر اهداف و انعطاف پذیری در ابزار» کارش را پیگیری کند. زیرا که اهداف با توجه به ثبات و ماندگاری منابعشان ثابت اند، اما وسایل بخاطر ارتباطشان به زمان های متغیر و مکان های مختلف بایستی انعطاف پذیر و متغیر باشند.
اهداف اولیه و برتر عبارتند از: «استواری ایمان»، «احترام به انسان» و تقویت روند تمدن علمی و اقتصادی، و تمامی اموری که می توانند در تحقق آن ها نقشی داشته باشند، بایستی مورد توجه قرار بگیرند. زیرا که «پیش زمینه تحقق یک واجب، خود نیز واجب است». و هر چیزی که ناکارآمدیش در تأمین و تقویت آنها ثابت شود، هیچ ارزش و قداستی ندارد، بلکه باید کاراتر و مفیدتر را جایگزینش کرد.
اصلاح کلی و تغییر جزئی: گفتمان خیزش.
همانگونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه می گوید: «شریعت اسلامی بر پایه تحصیل ، تأمین و تکمیل «مصالح» و رفع و طرد «مفاسد» و یا کاهش آن ها قرار دارد. به همین سبب در میدان امر به معروف و نهی از منکر، توجه به کارایی و رعایت مصالح لازم است. یعنی اقدام به امر به معروف و نهی از منکر در مجموع نباید به مفسده یا منکری بدتر و یا همانند آن بیانجامد. چنانچه رویارویی با منکر سبب پیدایش منکر بدتری شود، وجوب رویارویی با آن منتفی می شود، حتی در چنین حالتی مقابله آن منکر روا نیست.
این موضوع به میدان «امر به معروف و نهی از منکر» محدود نمی گردد، بلکه در کل عرصه اصلاح، قاعده ای اساسی به شمار می آید.
در این ارتباط لازم است گفتمان اسلامی پاسداری از «ثوابت شرعی» و تلاش برای اصلاح تمامی کجروی و کوتاهی هایی که در این راه موانعی را ایجاد می نمایند، در رأس اولویت های کاری خود قرار بدهد، و در عین حال اصل «سخنان صلح آمیز و اقدامات آشتی جویانه و دوری از هرگونه غلتیدن به بیراهه خشم و خشونت را نباید فراموش نماید. و در فرایند فراخوانی به حق و خیر از هرگونه شائبه قیم مردم یا وکیل خداو پیامبر(ص) بودن مطلقاً پرهیز شود.
از همه مهمتر این است که ظاهر و باطن باور ها و عملکرد های خویش را از ابتدا تا انتها بر راستای رضایت خداوند قرار بدهد و پایه امر به معروف و نهی از منکر را بر روی تلاش صادقانه برای تحقق مصالح میهن و مردم و رشد و بالندگی عمومی قرار بدهد.
همچنین بشارت و دلگرم نمودن به تحقق رنسانس علمی و پیشرفت فراگیر را مورد توجه جدی قرار بدهد. و بر روی عناصر مبنایی و اولیه لازم برای این خیزش تأکید نماید. این عناصر همانگونه که مرحوم مالک بن نبی می گوید: عبارتند از: «انسان، فرهنگ، سرزمین و زمان، تا از «دنیای اشیاء» به میدان تحقق مجموعه شروط مادی و معنوی لازم برای به ثمر نشستن تلاش ترقی خواهانه بشری وارد شود.
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» رعد- ۱۱
«به راستی خداوند حال و وضع امتی را دگرگون نمی نماید مگر آنکه خود برای تغییر حال و وضع خویش اقدام کنند.»
سپس از «مزرعه ی دنیا» -که نگاهبانی و تلاش در جهت رشد و بالندگیش ضرورت دارد- به «بهشت موعود آخرت» ادامه یابد.
«و ما خلقت الجن و الأنس الا لیعبدون» ذاریات- ۵۶
«جن و انسان را نیافریده ام مگر برای عبادت (و تبعیت از هدایتم)»
تئوری و اجرا: گفتمان واقعگرایی.
گفتمان اسلامی مترقی و نوین لازم است باور ها و نگاه های خویش را بر روی پایه هایی استوار «واقعیت» بنا نماید. و از بسنده کردن به «تئوری و نظریه» پردازی و ترک اجرا پرهیز کند. هم چنان که در چهار چوب قوانین و سنت های الهی در آفرینش انسان و جهان باید تنها مسایلی را مطرح نماید، که قابل تحقق می باشند.
لازمه ی چنین چیزی این است که:
* شناخت صحیح «واقعیت معاصر» از طریق راهکارهای علمی و کارشناسی شده که ریشه ها و روند آن وقعیت را ارزیابی کند، روح و ماهیتش را به درستی درک نماید، و حقایق علمی و تحقیقی را از اوهام و خیالات و مسائل گذرای آن تشخیص دهد و افق ها و رویکرد های آینده آن را رصد نماید.
* شناخت مشکلات زندگی معاصر و چاره جویی مناسب فکری و فقهی برای آنها بر اساس قرائت مستقیم از مبانی شریعت حنیف با مراعات سازو کار استنباطی معتبر.
بومی یا جهانی: گفتمان جهانشمول.
از همان سال های آغازین دعوت نبوی ویژگی های «جهانی بودن رسالت اسلام» موضوعی معلوم و غیر قابل انکار بود. زمانی که رسول گرامی (ص) مأموریت یافت که از دو مرحله «دعوت سری» و «دعوت نزدیک ترین خویشاوندان» گذر کند و رحمت و خیر رسالت اسلام را به جهانیان تا پایان جهان عرضه نماید.
«و ما ارسلناک الاکافه للناس بشیراً أو نذیراً» سبا- ۲۸
«ما تورا نفرستاده ایم جز برای اینکه برای تمامی مردم بشارت دهنده و بیدارگر باشی.»
«قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعاً» اعراف- ۱۵۸
«ای پیامبر بگو! ای مردم من به راستی فرستاده خدا به میان همه شما هستم.»
«و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» انبیاء-۱۰۷
«ما تورا نفرستاده ایم مگر برای اینکه مایه خیر و رحمت برای جهانیان باشی.»
بر این اساس لازم است گفتمان اسلامی معاصر میان ویژگی های یک جامعه و محیط و مسایل مرتبط با آن و میان جهانشمولی رسالت «توازن و هماوایی» لازم را ایجاد نماید. و این را از طریق بازآفرینی شیوه ی نوینی از گفتمان اسلامی که اساسا در ساختار جهانی دین اسلام وجود دارد، واقعیت بخشد، رسالتی که می تواند از مرز های جهان اسلام فراتر رفته و در جهت مخاطب قرار دادن غیر مسلمانان قاره ها را در نوردد.
بر این مبنا ضرورت دارد که چگونگی جذب دیگران به خود را بشناسد. و بر پایه قاعده ی مجاب سازی مبتنی بر اندیشه و احساس، با آنان ارتباط برقرار کند.
روابط فیما بین:
فقه ائتلاف و فرهنگ اختلاف: گفتمان تسامح
لازم است گفتمان اسلامی معاصر «فقه ائتلاف» را که به دنبال تعمیق نقاط اشتراک و تقویت هماوایی ها و گسترش دایره مشترکات است، تلاش نماید تا زمینه را برای تحقق پیش نیاز های وحدت، همکاری اجتماعی و هماوایی مدنی و صلح و امنیت اجتماعی، فراهم نماید.
همچنین ضرورت دارد که در پرتو اصل «آزادی قبول و تبلیغ هر مذهب و یا رأی معتبر»همراه با مراعات این موضوع که به قول ابن تیمیه «حق از هر زبانی که بیرون آمد پذیرفتنی است» و «آدم هوشیار و صادق بر اساس بهترین آنچه که قومی دارند با آنان معاشرت می نماید». و در کنار آن پیوند های برادری، احترام به حرمت و کرامت بشری، با مخالفان از در تندی ، خشم و خشونت، مجرم و محارب شمردن اثبات نشده مخالفان پرهیز می نماید.
در این ارتباط ملاک این سخن رسول خدا (ص) است که برای مجتهدی که به حق و صواب دست یافته، دو اجر و برای محقق و مجتهدی که به اشتباه رفته یک اجر را قائل گردیده است.” (رواه البخاری و مسلم)
ابن تیمیه این سخن را این گونه خلاصه می نماید که:
«در مورد مسائلی که زمینه برداشت های متعدد و گنجایش قرائت های متفاوتی را دارند، تندی و خشونت و اتهام وارد نمودن روا نیست. هر انسان مومن مجتهدی که به دنبال معرفت حقیقت بوده و در نهایت به نتیجه ی مطلوب نرسیده، خداوند خطا و اشتباه او را هر چه که باشد، اعم از مسائل نظری علمی، احکام فرعی عملی و … مورد بخشایش قرار می دهد و اصحاب رسول خدا (ص) و غالب امت اسلامی در این باره اتفاق نظر دارند.
پیام وجدان و حکم حاکمان: گفتمان ارزش ها:
گفتمان اسلامی معاصر لازم است «ارزش های ایمانی» را بر «مواد قانونی» و ضابطه های اجتماعی را بر مقررات حکومتی ترجیح بدهد، و پیش از برخورد و مجازات به اصلاح و تربیت و قبل از «تهدید» به »دلجویی» مخالفان توجه داشته باشد.
خداوند متعال نفس بشری را به گونه ای آفریده که در آن کشش های خیر و شر هر دو وجود دارد.
«و نفس و ما سوا. فألهمهما فجور ها و تقوا ها. قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها.» شمس-۶-۱۰
«سوگند به نفس انسان و آنکه او را درست و سامان یافته آفرید. و اورا با گناهان و پرهیزکاریش آشنا ساخته. کسی رستگار می گردد که نفس خویش را پاکیزه دارد و کسی ناکام می گردد که نفس خویش را با گناه بیالاید و بپوشاند.»
همچنین خداوند پیروزی و شکست را در گرو تلاش انسان برای تزکیه وتعالی نفس خویش و یا تباهی و تنزل آن قرار داده است. و انسان از همان آغاز آفرینش میان دو گزینه ی «خیر و شر» آزاد و صاحب اختیار شده است، و از همین جاست که سفر طولانی و پر دردسر او در لابه لای کشش ها ، زیبایی و فریبندگی های خیر و شر آغاز می شود.
هرگاه که انسان پلیس نفس خویش شود، او را از حرام شرعی و ممنوع قانونی و ناپسندی های عرفی باز می دارد، او هیچگاه به صورت فرشته ای پاک و معصوم در نمی آید. بلکه تنها به صورت انسانی خداگرا شخصیت خود را شکل می دهد، به خطا می رود، اما ادامه نمی دهد، می لغزد و بر می خیزد، دچار گناه می گردد، اما توبه می کند و طلب بخشایش می نماید.
نقد و ارزیابی یا حریم شکنی و اتهام زنی: گفتمان بازنگری.
این بخش، بخش بسیار با اهمیتی است و ضرورت دارد که گفتمان اسلامی توجه لازم را به آن مبذول دارد. در این مورد قاعده بر این است که: بدون کمترین اجحاف و حق کشی و افراط و تفریط، هر انسانی را در جایگاه واقعی و حقیقی اش قرار داد. زیرا خداوند متعال می فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنأن قوم الا تعدلوا، اعدلوا … هوا اقرب للتقوی و اتقوالله ان الله خبیر بما تعملون» مائده-۸
«ای مؤمنان بر ادای وظایف الهی مواظبت کنید و از روی دادگری شهادت دهید و دشمنی و کینه قومی شما را برآن ندارد که دادگری نکنید، دادگری کنید که دادگری به پرهیزکاری نزدیکتر است. از خدا پروا کنید! زیرا به راستی خدا از آنچه که انجام می دهید آگاه است.»
البته به یاد داشته باشیم که مشغول شدن به نظارت بر مردم و زیر ذره بین نهادن آنان تا دادگرانه یا ستمکارانه در مورد ایشان داوری شود، به هیچ وجه زیبنده نیست. از جمله مطالبی که از کتاب های پیامبران پیشین روایت شده یکی این است که:
« آدم خردمند لازم است از زمان خویش آگاه باشد، به وضع و حال خود توجه کند، مواظب زیان خویش باشد، و هر کس سخن خود را به کردارش محدود کند، تنها در ارتباط با اولویت ها و مسئولیت هایش سخن می گوید».
هر گاه درباره ی شخص و یا گروه و یا اندیشه ای نقد و نظر ضرورت داشته باشد، باید عدالت و انصاف را مراعات نمود و حق را معیار ارزیابی انسان ها و اندیشه ها قرار داد. نه عکس آن و این حقیقت را نباید بدست فراموش سپرد که جز آن که خداوند مصون و محفوظش فرماید. هیچکس از خطا و گناه مصون نیست.
گرچه ما مسلمانان از هدایتی الهی و راهکار های نبوی و میراث طولانی تاریخی برخورداریم ، که ما را با چگونگی آگاهی از اشتباهات خود و دیگران و راههای اصلاح اشتباهات آگاه می نمایند. اما دردا و دریغا که غربی ها بیش از ما در میدان امور دنیوی از این رهنمود ها و راهکار ها بهره برداری نموده اند و بر اساس ارزش ها و رهنمود های دین ماست که قوانین مربوط به نقد میان حکام و مردم را نهادینه نموده و در عرصه های رسانه ای، اقتصادی، سیاسی، و دیگر زمینه ها اصول و قواعد و مقررات لازم را وضع نموده اند، به گونه ای که هر کسی به درستی می داند که چگونه انتقاد کند یا دیگران را توجیه نماید، به چه صورتی درباره مسائل بزرگ و کوچک اظهار نظر نماید! به همین خاطر است که در هر یک از آنان انگیزه ی مشارکت فعال و سازنده در اداره امور جامعه و تلاش برای اصلاح اشتباهات و توجیه دیگران به وجود آمده است.
اما بسیاری از کسانی که خود را به اسلام نسبت می دهند، باور و برداشت های خویش را حقایق مطلق و بی چون و چرا می دانند و بینش و منش دیگران باطل مطلق به شمار می آورند.
همگرایی نه همستیزی، هم پروری نه خودباختگی:
گفتمان تعارف
لازم است گفتمان اسلامی جهانی، به تثبیت و توسعه گفتمان «تفاهم انسانی» -که اساسش بر ایمان و یقین است به این که آفریدگار یکتا آفریده هایش را متنوع خلق کرده و هستی را در اصل بر اساس اختلافات پدید آورده- روی بیاورد و آن را بطور جدی مورد اهتمام قرار بدهد. زیرا که خداوند متعال می فرماید:
«ولوشاء ربک لجعل الناس امه واحده و لایزالون مختلفین، الا من رحم ربک ولذلک خلقهم.» هود- ۱۱۸ -۱۱۹
«اگرپروردگارت می خواست مردم را یک امت (بدون اختلاف نژادی ، دینی و فرهنگی) قرار می داد(اما چنین نخواست) و آنان همچنان دارای تنوع و تکثر خواهند بود، مگر کسی که پرودگارت در موردش خواست دیگری داشته باشد و خداوند برای همین (تنوع و تکثر) ایشان را آفریده است.»
این تنوع به دایره و محدوده تمدن ها خلاصه نمی شود، بلکه واقعیت ها شهادت می دهند که حتی در یک تمدن گونه های متفاوتی از رویکرد ها و گرایش ها وجود دارند. به همین سبب هر گونه تلاشی در راستای تقلیل تمدن ها به قالب های واحد و همشکل و نفی تعدد و تنوع موجود در یک تمدن و احجاف و بی انصافی است که قطعاً در عرصه ی نگرش ها به کج اندیشی ها وبیراهه رفتن های بسیاری منتهی می شود که در نهایت داوری ها و تصمیمات و سیاست های نادرستی را به دنبال خواهند داشت.
این تنوع و اختلاف مقتضی و الهامگر تقویت اصول تفاهم و همگرایی میان تمامی مخلوقات خداوند است.
«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر» حجرات-۱۳
«ای مردم! ما شما را از زن و مردی آفریدیم و به صورت ملت ها و قبیله هایی در آوردیم، تا با همدیگر در ارتباط و آشنایی باشید(اما بدانید ملت و نژاد مایه برتری نیست) زیرا که گرامی ترین شما در پیشگاه خداوند پرهیزکارترینتان است.»
یکی از شروطی که تحقق آن در واقعیت تفاهم و تعامل میان تمدن ها ضرورت دارد، تلاش برای تحقق «مساوات» و «هم پایگی» به جای برتری طلبی و رویارویی میان تمدن های پویاست.

این تکافو و مساوات و احترام متقابل بدین معناست که این باور در همگان ریشه دار شود که: تمامی این جهات در میراث عمومی بشری سهیم هستند و هر یک از آن ها شایستگی نقش آفرینی و مشارکت در پیکربندی و ساماندهی حال و آینده را دارد و تفاهم آن ها بر اساس این حقیقت باشد و از کنار نهادن و منزوی نمودن و به حاشیه راندن یکدیگر پرهیز نمایند، حقیقتی که بر پایه ی غنی گردانیدن هر چه بیشتر تجارب مشترک انسانی قرار دارد.
ارتباط میان تمام آفریده های الهی مسئولیتی شرعی است، اما بدون برتری طلبی یک طرف و استحاله طرف دیگر، هم چنین افتخار هر یک به هویت خاص خویش امری مطلوب است. اما نه بر اساس انزوا طلبی و محصور گردیدن در حصاری خاص. از طرف دیگر تسامح میان ملت ها در ارتباط با ناهنجاری ها و اشتباهات تاریخی، مطلوب است، اما نه به معنی کوتاهی در احقاق حق و بدست فراموشی سپردن درس عبرت های سازنده از آن ها

عصام البشیر تر جمه :عبدالعزیز سلیمی

ابراهیمیان

نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن