گفتگو

گفتگوی اختصاصی سوزی میحراب با آقای محمد صفایی نویسنده جوان سردشتی

گفتگو با محمد صفایی (نویسندە)

 نیروی فعال و زندەی هر جامعه ای را جوانان روشنفکر و متعهدی تشکیل می دهد کە نبض حیاتی آن جامعه محسوب می شوند. هرگاه فعالیت های مثبتی از سوی جوانان جامعەای مشاهدە می شود، بوی حیات در آن جامعه بە استشمام می رسد، اما هرگاە جوانان را خواب غفلت می برد، آن جامعه را همچون گورستانی می یابی کە تنها عدەای رفت و آمدی دارند و دریغ از حس زندگی.

در یکی از روستاهای شهرستان سردشت(واوان)، جوانی فعال و خدمتگزار و روشنفکر، در مقابل تمام موانع و مشاکل زندگی قد علم کرده و با پیمودن مسیر موفقیت و با بینشی زیبا و امیدوارانە و مخلصانە، الگوی یک جوان مسلمان برای وطن خویش می شود، جوانی کە جامعه بە امثال ایشان می بالد.

این ‌جوان محمد صفایی نام دارد و نویسندەی کتاب “تغییر در زندگی” بودە و در اقدامی خداپسندانە، درآمد حاصل از آن را صرف امور خیریه می کند.

لذا سوزی میحراب گفت گویی کوتاە با این جوان افتخارآفرین داشتە تا وی و اقدامات ارزندەی او را بیشتر به همراهان خود بشناساند.

 

۱- آقای محمد صفایی لطفا بیوگرافی مختصری از خودتان را به دوستان سوزی محراب ارائە بفرمایید

– به نام بزرگترین و بهترین نویسنده؛ بنده محمد صفایی، متولد ۱۳۷۲/۴/۲۷ هجری شمسی بوده و در یکی از روستاهای توابع شهرستان سردشت به نام واوان دیده به جهان گشودەام. سرنوشت ابتدائی بنده زیستن در خانواده ای پر جمعیت بود. شغل پدرم دامداری و زندگی کودکی ام مانند تمام بچه های دیگر در گرد و خاک سپری می شد، البته بعد از پایان کمک به پدر و مادرم. من خیلی به ادامه تحصیل علاقه مند بودم، اما نمرات درسم در دوران ابتدایی و راهنمایی چندان عالی نبود، با گذشت زمان و علاقه بیشتر به ادامەی تحصیلات و بعد از انتخاب رشته و تأمل بیشتر نسبت به آینده، نمرات درسی‌ام بسیار عالی تر شدند. اما با این حال به رشته ای که انتخاب کرده بودم، هیچ علاقه ای نداشتم و از سر اجبار این رشته را انتخاب کرده بودم، چون تعدادی از واحدهایم را هنوز پاس نکرده بودم. اما باز هم به آینده روشن خود امید داشتم. دوران نوجوانی ام علاوه بر سختی های خاص این دوران، پر از مشکلات بود؛ مانند مرگ برادر جوانم، مریضی پدرم و جدا شدن برادر بزرگترم بعد از ازدواج… بنابراین مسولیت من نیز همراه با رشد سن و سالم بیشتر و بزرگتر می شد. به گونه ای که خیلی روزها به درسهایم نمی رسیدم و مجبور می شدم کتابهایم را با خود به دامان طبیعت برده و بعد از چریدن و سیر شدن گله، درسهایم را مطالعه کنم (چون مسولیت پدر مریضم هم به اجبار برعهدەی من بود) اما با وجود تمام این مشکلات، حتی برای یک لحظه هم اهدافم را فراموش نکردم و هر روز با خود تکرار می کردم که روزی موفق خواهم شد، گر چه شاید طول بکشد، اما آن روز فرا می رسد!!! و همین اتفاق هم افتاد گر چه هنوز اول راهم، اما به امید خدا و عزم جزم به تمام اهداف و آرزوهایم می رسم…

 ۲- بفرمایید بگویید کە سطح تحصیلات و رشتەی تحصیلی‌تان چیست و کجا درس خواندەاید؟

 – بنده دارای مدرک تحصیلی کارشناسی نرم افزار کامپیوتر بوده در سردشت و مهاباد تحصیلات دانشگاهی ام را گذراندەام.

 ۳- کار نوشتن را از کی شروع کردید؟

 -حدودا از چهار سال پیش شروع به نوشتن کردم.

 ۴- چه چیزی در شما عامل ایجاد انگیزە برای نوشتن کتاب بوده و آیا کسانی بودەاند کە شما را یاری یا تشویق کردە باشند؟

-یک شب دلم خیلی گرفته بود، به همین خاطر داستانی کوتاه به نام [آخرین روز زندگی] نوشتم. بعد از چند روز آن را بر روی بسیاری از گروههای واتساپ و تلگرامی مشاهدە کردم. می توان گفت این اولین جرقەی ایجاد انگیزە در من بود کە احساس کردم می توانم در این مسیر موفق باشم.

همچنین مورد پسند بودن اشعار و داستان های کوتاهی کە می نویشتم، از سوی انجمن ادبی و دوستانم، باعث می شد کە بیشتر در این زمینە گام بردارم.

۵- بیشتر در چە زمینەای علاقەمند بە نوشتن هستید؟

 -بنده بیشتر به موضوعات [روانشناسی و موفقیت] علاقەمند هستم و بیشتر در این زمینە می نویسم.

 ۶- لطفا کتابی را کە اکنون چاپ شده، برایمان معرفی بفرمایید؟

 -کتابی کە الان چاپ شده است، کتابی است تحت عنوان [تغییر در زندگی] با موضوع روانشناسی و تحولات روانشناسی.

 ۷- هدف از نوشتن این کتاب چی بود؟

 -کمک و یاری به رنج دیدگان و دانش آموزان مثل خودم و رساندن آنان به راه های موفقیت، حتی اگر بە اندازەی یک درصد هم موفق شوم این کار را خواهم کرد.

 ۸- شنیدیم کار ارزشمندی انجام دادید و درآمد کتاب چاپ شدە را وقف امور خیریه کردید، چە شد کە با وجود مشکلات و دغدغەهای فراوان زندگی خویش اقدام بە چنین کاری کردید؟

 -شاید این کوچکترین کاری بود کە در راه رضامندی خداوند و خدمت بە جامعه می توانستم انجام دهم.

۹- آیا اثرات دیگری نیز دارید کە در حال نوشتن و یا چاپ باشد؟

 -بلی؛ یک کتاب کە در قالب داستان می باشد، آماده چاپ بوده و یکی نیز با محوریت [روانشناسی و موفقیت] در حال نوشتن می باشد.

 ۱۰- چە توصیەای برای جوانان دارید، بە ویژە جوانان روستانشین و یا جوانانی کە از امکانات مادی برخوردار نیستند و ممکن است بیشتر از نبود امکانات و عدم پشتیبان مادی و معنوی شکوە داشتە باشند؟

-توصیەام به جوانان این است؛ هرگز نا امید نشوید، ناامیدی بدترین نوع مرگ است، مگر افراد موفق از ما خوش ترند!؟ مگر افراد موفق از بهره هوشی بیشتری برخوردارند!؟ مگر خدا آنها را خلقت ویژە عطا نمودە است!؟ مگر خدا با کسی دشمنی داره کە محروم از موفقیت گرداند!؟ جواب تمام سوالات بالا بی شک خیر است و تنها تمایز آنها پشتکار و ایمان به موفقیتشان است، روستایی‌ها اصلا حق گلایه ندارند!!! این امکانات نیست که موفقیت می آفریند، بلکە تنها پشتکار است، حتی گاهی اوقات وجود امکانات مانع پیشرفت است!!! مثلاً استفاده از این همه وسائل الکترونیکی و دنیای مجازی مانند: لپ تاپ و گوشی و تبلت و… اگر برنامە ریزی و کنترل نشوند، قطعاً ما را از خواندن کتاب دور می سازد. افراد بهانه جو از همه چیز گلایەمند هستند و افرادی که به موفقیت تمایل دارند از هر فرصتی برای رسیدن به هدف بهره می گیرند.

۱۱- در آخر اگر مطلبی و سخنی دارید، با جان و دل در خدمتیم.

– آرزو دارم روزی را ببینم که ملاک ثروتمند بودن و عزتمند بودن، علم و درک آدمی باشد نە ثروت و پول او. اگر می خواهید کسی به شما ظلم نکند، اگر می خواهید بیشتر زندگی کنید، اگر می خواهید زودتر به نتیجه برسید و موفقتر باشید و… کتاب بخوانید، کتاب بخوانید و باز هم کتاب بخوانید!! هیچگاه ناامید نشوید و حداقل روزی یک بار به هدف یا اهدافی که می خواهید برسید فکر کنید و روزی چند دقیقه برای رسیدن به هدفتان کار کنید، این موفقیت شما را تضمین می کند…!

 از خداوند منان عمر پر برکت، موفقیت روزافزون و سرانجار خیر را برای این جوان متدین و اهل خیر و اهل قلم مسألت داریم، به امید اینکە جوانان میهنمان بیش از پیش در مسیر تحول و موفقیت گام برداشتە و به خود اطمینان داشتە باشند کە با عزم جزم و توکل بر خدا، می توانند از تمام سد و موانع عبور کرده و پلەهای ترقی را یکی یکی پشت سر بگذارند.

 تهیە و مصاحبه کننده: سوزی میحراب

برچسب ها
نمایش بیشتر

کلثوم حسن زاده

@@نویسنده و مترجم و شاعر ایران - آذربایجان غربی - سردشت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن