اصول

زحمات و خدمات اصحاب پیامبر رضی الله عنهم به سنت نبوی(۱۵-۱)

کوشش فراوان صحابه (رض) برای خدمت به سنت نبوی (۱)

دکتر أیمن محمود مهدی

ترجمه: حمید محمودپور – مهاباد

انگیزه ها و عوامل زیادی وجود دارد که صحابه ی پیامبر (ص ) را به خدمت به سنت واداشت و اراده و همتشان را به حمایت و دفاع و نگهداری آن از زیاد شدن یا کاستن سوق داد. از مهمترین انگیزه های چنین امری عبارتند از:

شناخت صحابه نسبت به اهمیت و منزلت سنت:

یاران بزرگوار پیامبر(رض) از همان اوان ظهور اسلام، جایگاه و منزلت سنت پاک و مطهر را در اسلام فهمیده بودند و می دانستند که سنت یک نوع وحی از سوی خدای عزَّ و جلَّ است که قرآن را تفسیر می کند و کلیات آن را توضیح می دهد و عام را خاص و مطلق را مقید و مشکل آن را روشن       می کند. بنا براین سنت، بخشی از دین می باشد و پیروی از آن واجب و مخالفت با آن حرام است. بسیاری از آیات قرآن کریم این مفهوم و تعبیر را در اذهان صحابه (رض) تثبیت نموده و در درونشان ریشه دار ساخته بود. برای نمونه برخی از این آیات را بیان می کنیم:

۱-  خدای عزَّ و جلَّ اصحاب را به طور مطلق به پیروی از پیامبرش (ص) فرمان داد و آن را با اطاعت از خویش جمع می کند و می فرماید: ﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ ﴾ [محمد: ۳۳]« ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا و پیامبر اطاعت نمایید.» و خدای متعال به پیروی از پیامبر(ص) در هر آنچه از امر و نهی آورده، دستور داد و فرمود: ﴿ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ﴾ [الحشر: ۷]. « چیزهایی را که پیامبر برای شما آورده است، اجرا کنید و از چیزهایی که شما را از آن بازداشته است ، دست بکشید.»

۲-  خداوند عزَّ و جلَّ اطاعت از پیامبر (ص) را، اطاعت از خدا و نافرمانی از ایشان (ص) را نافرمانی از خود تلقی می کند و می فرماید: ﴿ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ﴾ [النساء: ۸۰].« هر کس از پیامبر اطاعت نماید، از خدا اطاعت کرده است.»

۳-  خدای عزَّ و جلَّ هدایت را در اطاعت از پیامبرش (ص) قرار داده است و می فرماید: ﴿ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا ﴾ [النور: ۵۴]،« و اگر ازاو پیروی کنید، هدایت می یابید.» و می فرماید: ﴿ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴾ [الأعراف: ۱۵۸] « واز او پیروی کنید تا شاید شما هدایت یابید.» و رحمت را در اطاعت از ایشان (ص) قرار داده است و می فرماید:﴿ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴾ [آل عمران: ۱۳۲]. « و از خدا و پیامبر اطاعت نمایید تا که مورد رحمت و مرحمت قرار گیرید.»

۴-  خدای عزَّوجلَّ پیروی از پیامبر(ص) را نشانه و دلیلی بر محبت و دوست داشتن خدا و وسیله ای برای رسیدن به آمرزش خداوند می داند و می فرماید:

﴿ قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ﴾ [آل عمران: ۳۱]. « بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید، تا خداوند شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد.»

۵-  خدای متعال ضرورت پاسخ به دعوت ایشان (ص) را بیان نموده  و اعلام می کند که در آن حیات و زندگی وجود دارد و می فرماید: ﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ ﴾ [الأنفال: ۲۴] « ای مومنان فرمان خدا را بپذیرید و دستور پیامبر او را قبول کنید، هنگامی که شما را به چیزی دعوت کند که به شما زندگی بخشد.» و در مورد مخالفت از امرش (ص) هشدار داده و بیان نموده که مخالفت با امرش، موجب افتادن در فتنه و عذاب دردناک   می گردد و می فرماید: ﴿ فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴾ [النور: ۶۳]، « کسانی که با فرمان او مخالفت می کنند، باید از این بترسند که بلایی گریبانگیرشان گردد یا این که عذاب دردناکی دچارشان شود.» همچنین، آنان دچار گمراهی آشکاری می شوند: ﴿ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا ﴾ [الأحزاب: ۳۶] « و هر کس از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتارگمراهی کاملاً آشکاری می گردد.»؛ یقیناً مخالفت هر شخصی با راه و روش پیامبر(ص) کفر به شمار می آید. خدای متعال می فرماید:﴿ قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْکَافِرِینَ ﴾ [آل عمران: ۳۲].  « بگو : از خدا و از پیغمبر اطاعت و فرمانبرداری کنید و اگر سرپیچی کنند، خداوند کافران را دوست نمی دارد.»

۶-  خدای متعال بازگشت ومراجعه به پیامبر (ص) را به هنگام اختلاف، ازشروط ایمان برمی شمارد و می فرماید: ﴿ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ﴾ [النساء: ۵۹].« و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا و پیغمبر او برگردانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید.»

۷-  خداوند بیان فرموده است که پذیرش حکم و داوری پیامبر (ص) و پایبندی به دستورش، یکی از صفات مؤمنان به شمار می رود و می فرماید: ﴿ وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ ﴾ [الأحزاب: ۳۶]. « هیچ مرد و زن مؤمنی در کاری که خدا و پیامبرش داوری کرده باشند، اختیاری از خود در آن ندارند.»

ابن کثیر می گوید: این آیه شامل تمام کارها می شود؛ و آنگاه که خدای عزَّ و جلَّ و پیامبرش در مورد کاری داوری کنند، هیچکس حق مخالفت با آن را ندارد و هیچ اختیار و رأی و نظر و سخنی دیگر پذیرفتنی نیست.[۱]

۸-  خدای عزَّ و جلَّ به نفی ایمانِ کسی سوگند می خورد که از حَکَم قرار دادن پیامبر (ص) روی می گرداند یا حکم و داوری او را با نارضایتی می پذیرد و تسلیم فرمان او نمی شود و         می فرماید: ﴿ فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا ﴾ [النساء: ۶۵].« به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن به شمار نمی آیند تا زمانی که تو را در اختلافات و درگیری های خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم باشند.»

ابن قیّم می گوید: « خداوند سبحان برای نفی ایمان از بندگان، به ذات خویش سوگند فرموده است؛ تا پیامبرش (ص) را در اختلافاتی که در هر مسأله ریز و درشتی میان آنان پیش می آید، به داوری بطلبند و در مورد ایمانشان تنها به این داوری خواستن بسنده نکرده؛ تا زمانی که ملال و احساس نارضایتی را ، نسبت به داوری و قضاوتش به دل هایشان راه ندهند و به این هم اکتفا ننموده؛ تا این که کاملاً تسلیم فرمانش شوند و کاملاً فرمانبردار ایشان باشند.[۲]

۹-  خداوند وظیفه ی پیامبر (ص) را بیان وحی تلاوت شده یعنی قرآن با وحی تلاوت نشده یعنی سنت، قرار داده و می فرماید: ﴿ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ ﴾ [النحل: ۴۴]« و قرآن را بر تو نازل کرده ایم تا این که چیزی را برای مردم روشن سازی که برای آنان فرستاده شده است ( که احکام و تعلیمات اسلامی است)». پس صحابه ی بزرگوار فهمیده اند که سنت، روشن کننده ی قرآن و شرح و توضیح آن است و بندگی و عبادت مسلمان تنها با دانستن و شناخت سنت، صحیح است.

۱۰-  همچنین خداوند سبحان و متعال دستور داده که در تمام زمینه های زندگی  به پیامبر (ص) اقتدا شود؛ از این رو می فرماید: ﴿ لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا ﴾ [الأحزاب: ۲۱].«سرمشق و الگوی زیبایی در پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند و خدای را بسیار یاد کنند.»

و آیات زیاد دیگری وجود دارد که به اطاعت از پیغمبر(ص) و وجوب پیروی از سنتش و هشدار و تهدید به خاطر مخالفت با ایشان(ص) فرامی خواند و رضا و خشنودی خدای عزَّ و جلَّ و مغفرت و آمرزشش و ورود به بهشتش را منوط به اطاعت از پیامبر (ص) قرار می دهد.

       افزون بر فرمان خدای عزَّ و جلَّ مبنی بر اطاعت از رسولش (ص) و بیان اهمیت سنتش؛ پیامبر (ص) اصحاب و امتش را پس از صحابه به اهمیت سنت خویش و وجوب پیروی از آن را در احادیث زیادی راهنمایی و ارشاد فرموده که برخی از آن ها را در اینجا بیان خواهیم نمود:

۱-  پیامبر (ص) اطاعت از خود را اطاعت از خدای عزَّ و جلَّ و نافرمانی از خودش را نافرمانی و سرپیچی از خدای عزَّ و جلَّ نامیده است؛ از ابوهریره (رض) روایت شده که رسول خدا (ص) فرمود: « هرکس از من اطاعت نماید، از خدا اطاعت کرده است وهرکس از فرمان من سرپیچی کند، از خدا سرپیچی نموده است.»[۳]

۲-  وی اصحابش را به وجوب اطاعت از فرامینش راهنمایی نموده و آنان را از مخالفت با امرش در مورد چیزهایی که نهی فرموده، برحذر می دارد؛ از ابوهریره روایت شده که رسول الله (ص) فرمود: « هرگاه شما را به چیزی امر کردم، آن اندازه که می توانید آن را انجام دهید و آنگاه که شما را از چیزی نهی نمودم، آن را ترک نمایید.»[۴]

۳-  و برای یارانش بیان فرمود که سنت مانند قرآن، وحی به شمار می آید، از این رو، ایشان (ص) به آنان فرمود: « آگاه باشید که به من کتاب و مانند آن؛ با آن  داده شده است.»[۵]

امام شوکانی می گوید:« یعنی قرآن و مانند آن از سنت که قرآن از آن صحبت نفرموده، به من داده شد.»[۶]

۴-  پیامبر آنان را از ترک سنت به گمان این که قرآن کافی است، برحذر داشته و به آنها فرمود:     « نزدیک است که بر تخت خویش تکیه زده، بگوید: پیروی از این قرآن بر شما واجب است، پس آنچه در آن از حلال، یافتید، حلال بدانید و آنچه در آن از حرام دیدید، حرام بشمارید.»[۷]

مسلمانان این حقایق را می دانستند؛ به همین دلیل سنت در دلشان ، جایگاه قرآن را داشت و آنچه پیامبر (ص) آن را حرام کرده بود، همان بود که خدای عزَّ و جلَّ آن را حرام کرده بود و آنچه پیامبر (ص) حلال اعلام نمود، همان بود که خدای عزَّ و جلَّ حلال اعلام نمود؛ زیرا پیامبر(ص) پیکی از جانب پروردگارش و بیان کننده ی احکامش بود.

۵-  پیامبر (ص) در حالی که اصحاب را نصیحت می کرد؛ به آنان امر فرمود که کاملاً از سنتش پیروی نمایند. از عرباض بن ساریه (رض) روایت شده که گفت: رسول الله (ص) با بیانی رسا ما را پند داد؛ طوری که چشمها اشک ریختند و دل ها از آن ترسیدند، شخصی گفت: ای رسول خدا (ص) ، گویی این موعظه ی خداحافظی است ؛ پس سفارش شما به ما چیست؟ پیامبر (ص) فرمود: شما را به پرهیزگاری و گوش به فرمان بودن، سفارش می کنم؛ هرچند امیر شما یک برده ی حبشی باشد، پس هرکس از شما بعد از من زنده بماند، اختلاف زیادی را خواهد دید؛ در چنین شرایطی از سنت من و سنت خلفای هدایت یافته ام پیروی کنید و به آن پای بند باشید و با دندان های نیش آن را محکم بگیرید و از وارد نمودن چیزهای تازه در دین بپرهیزید، زیرا وارد کردن هر چیز تازه ای در دین، بدعت است و هر بدعتی، گمراهی است.» [۸]

۶-  پیامبر(ص) برای آنها بیان فرمود که هر عملی که مخالف امرش باشد، مردود و ناپسند است و در این باره فرمود: « هرکس عملی انجام دهد که فرمان ما برآن نیست، مردود و ناپذیرفتنی است.»[۹]

۷-  پیامبر(ص) از هر کسی که با سنتش مخالفت نماید، بیزاری می جوید و می فرماید: « هرکس از سنتم روی گرداند، از من نیست.» [۱۰]

۸-  پیامبر(ص) دخول به بهشت را منوط به اطاعت از خودش قرار می دهد و می فرماید: « تمامی امت من وارد بهشت می شوند؛ مگر کسی که خودداری نماید و نخواهد.» گفتند: ای رسول خدا (ص) چه کسی خودداری می کند؟ ایشان (ص) فرمودند: هرکس از من اطاعت نماید، وارد بهشت می شود و هرکس مرا نافرمانی کند، از ورود به بهشت خودداری کرده است.»[۱۱]

همه ی این نصوص – و بسیاری از موارد دیگر- صحابه ( رضوان الله علیهم ) را بر آن داشته بود که جایگاه سنت مطهر و شریف نبوی را درک نمایند و بدانند که سنت، چیزی است که آیات قرآن را شرح می دهد و اسلام تنها به وسیله ی آن صحیح و پذیرفتنی است و بدین سبب در حفظ و فهم  و عمل به آن و انتقالش به نسل های آینده متخصص و صاحب نظر شدند.

ابوبکر صدّیق (رض) می فرماید: « من چیزی را از آنچه پیامبرخدا (ص) به آن عمل می کرد، ترک نکردم، مگر این که به آن عمل کردم؛ زیرا می ترسم، اگر چیزی از فرمانش را ترک نمایم، منحرف شوم.» [۱۲]

عبدالله بن عمر ( رض) می فرماید: « خداوند عزَّ و جلَّ محمد(ص) را به سوی ما فرستاد؛ در حالی که ما چیزی نمی دانستیم؛ پس ما فقط کاری را انجام می دادیم که از محمد (ص) دیده بودیم که انجام می داد.» [۱۳] و در روایتی دیگر از او آمده است که : « ما گمراه بودیم، پس خداوند ما را بواسطه ی ایشان هدایت نمود؛ بنا بر این از او پیروی می کنیم. »

همه ی این نصوص و بسیاری از موارد دیگر، صحابه ( رضوان الله علیهم ) را بر آن داشت که جایگاه مطهر و شریف نبوی را درک نمایند و اهمیت آن را بشناسند و به شنیدن و فهم و عمل به آن و انتقالش به نسل های آینده شوق و علاقه ی شدید نشان دهند.

[۱] تفسیر ابن کثیر ۳ /۵۰۶٫

[۲] إعلام الموقعین عن رب العالمین؛ ابن القیم ۱ /۵۱٫

[۳] بخاری آن را در، کتاب الأحکام، باب قول الله تعالى در صحیحش با اسناد صحیح بیان کرده است: ﴿ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ﴾ [النساء: ۵۹]، ۱۳ /۱۱۹ رقم: ۷۱۳۷ – ومسلم در صحیحش، کتاب الإماره، باب وجوب طاعه الأمراء فی غیر معصیه وتحریمها فی المعصیه ۳ /۱۴۶۶ رقم: ۱۸۳۵؛ با همان لفظ بخاری روایت نموده است.

[۴] صحیح مسلم، کتاب الحج، باب فرض الحج مره فی العمر ۲ /۹۷۵ رقم: ۱۳۳۷٫

[۵] أبو داود در سننش، کتاب السنه، باب فی لزوم السنه ۴ /۱۹۹ رقم: ۴۶۰۴ – وأحمد در مسندش ۱۳ /۲۹۱ رقم: ۱۷۱۰۸؛ هردو با یک لفظ آن را با اسناد صحیح و رجال مورد اعتماد روایت نموده اند.

[۶] إرشاد الفحول ص: ۳۳٫

[۷] أبو داود در سننش، کتاب السنه، باب فی لزوم السنه ۴ /۱۹۹ رقم: ۴۶۰۴ – وترمذی درسننش، کتاب العلم، باب ما نُهِیَ عنه أن یُقَال عند حدیث النبی صلى الله علیه وسلم ۴ /۳۰۲ رقم:۲۶۷۲ با اسناد صحیح بیان نموده اند، ترمذی می گوید: این حدیثٌ، حسن صحیح است- وابن ماجه در مقدمه ی سننش، باب تعظیم حدیث رسول الله صلى الله علیه وسلم والتغلیظ على من عارضه ۱ /۶ رقم: ۱۲- وأحمد فی مسند ۱۳ /۲۹۶ رقم: ۱۷۱۰۸ – والحاکم در المستدرک، کتاب العلم، باب إن ما حرم رسول الله صلى الله علیه وسلم کما حرم اللهُ عزَّ وجلَّ ۱ /۱۰۹؛ همه آنان حدیث را از مقدام بن معدی کرب با ألفاظٍ نزدیک به هم روایت کرده اند.

[۸] أبو داود در سننش ، کتاب السنه، باب فی لزوم السنه ۴ /۲۰۰ رقم: ۴۶۰۷ – وترمذی درسننش، کتاب العلم، باب ما جاء فی الأخذ بالسنه واجتناب البدع ۴ /۳۰۸ رقم: ۲۶۸۵با اسناد صحیح روایت کرده اند، وترمذی می گوید: این حدیثٌ حسن صحیح است – وابن ماجه در    مقدمه ی سننش، باب اتباع سنه الخلفاء الراشدین المهدیین ۱ /۱۵ رقم: ۴۲ – وأحمد فی مسندش ۱۳ /۲۷۸ رقم: ۱۷۰۷۷ – وحاکم فی المستدرک، کتاب العلم، باب فضیله مذاکره الحدیث ۱ /۹۵ روایت نموده اند ، وحاکم می گوید: این حدیث صحیح است و نقصی در آن نیست، وذهبی با او موافق است؛ همه ی آنان آن را با الفاظی نزدیک به هم روایت کرده اند، و من می گویم اسنادش صحیح و رجالش مورد اطمینان هستند.

[۹] مسلم آن را در صحیحش، کتاب الأقضیه، باب نقض الأحکام الباطله ورد محدثات الأمور ۳ /۱۳۴۳ رقم: ۱۷۱۸ با اسناد صحیح بیان نموده است.

[۱۰] بخاری آن را درصحیحش، کتاب النکاح، باب الترغیب فی النکاح ۹ /۵ رقم: ۵۰۶۳ – ومسلم آن را در صحیحش، کتاب النکاح، باب استحباب النکاح لمن تاقت نفسه إلیه ووجد مُؤَنَه ۲ /۱۰۲۰ رقم: ۱۴۰۱؛ هر دو با لفظ خویش با اسناد صحیح بیان نموده اند.

[۱۱] بخاری آن را در صحیحش، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنه، باب الاقتداء بسنن رسول الله صلى الله علیه وسلم ۱۳ /۲۶۳ رقم: ۷۲۸، با اسناد صحیح بیان نموده است.

[۱۲] بخشی از یک حدیث طولانی است که امام أحمد آن را در مسندش ۱/۱۷۹ شماره: ۲۵، وشیخ أحمد شاکرآن را با إسناد صحیح بیان نموده اند.

[۱۳] بخشی از یک حدیث است که امام احمد آن را در مسندش با لفظ خویش روایت نموده است: ۵ /۱۸۳ رقم: ۵۶۸۳، وشیخ أحمد شاکر می گوید: إسنادش صحیح است – ونسائی در السنن الکبرى ، کتاب قصر الصلاه فی السفر، باب تقصیر الصلاه فی السفر ۱ /۵۸۳ رقم: ۱۸۹۲ بدون کلمه ی أخیر بیان نموده است، من می گویم: إسنادش حسن است؛ در این اسناد، عبداللَّه بن أبی بکر بن عبدالرحمن وجود دارد که بسیار راستگو است، تقریب التهذیب ۱ /۲۸۱٫

[۱۴] امام أحمد آن را در مسندش ۵ /۱۹۰ رقم: ۵۶۹۸ با اسناد صحیح بیان نموده، وشیخ أحمد شاکرمی گوید: إسنادش صحیح است، من می گویم: إسنادش حسن و رجالش مورد اعتماد هستند به جز مَطَرالورَّاق که بسیار راستگو اما پراشتباه است، بخاری نیزتعلیقی براین حدیث دارد:تقریب التهذیب ۲ /۵۸۷ رقم: ۶۹۷۰٫

شبکه الالوکه

نمایش بیشتر

حمید محمود پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا