تاریخ

سیره نبوی برای کودکان و نوجوانان(1-2)

زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان

 نسب پاک پیامبر(ص):

 اسم مبارکش:

 محمد پسر عبدالله پسر عبدالمطلب پسر هاشم پسر عبدمناف پسر قصی پسر کلاب پسر مره پسر کعب پسر لوی پسر غالب پسر فهر پسر مالک پسر نضر پسر کنانه پسر خزیمه پسر مدریکه پسر الیاس پسر مضر پسر نزار پسر معد پسر عدنان.(که نسب عدنان به حضرت اسماعیل پسر حضرت ابراهیم علیهم السلام ختم می شود)

 تولد پیامبر(ص):

پیامبر (ص) در سال عام الفیل در شعب بنی هاشم (در شهر مکه) به دنیا آمد نخستین زنی که به او شیر داد ثویبه کنیز آزاد شده ابو لهب بود. که پیش از آن به حمزه پسرعبدالمطلب و ابوسلمه پسر عبدالأسد مخزومی نیز شیر داده بود.

 عبدالمطلب پیامبر(ص) را به زنی به نام حلیمه سعدیه سپرد که از قبیله ی سعد بود. حلیمه خیر و برکت زیادی را از پیامبر را دید.

 در سن چهار سالگی ماجرای شکافته شدن سینه اش پیش آمد پس از این ماجرا حلیمه سعدیه ترسید او را به مادرش بازگرداند

پیامبر(ص) در سن شش سالگی بود مادرش آمینه فوت کرد

 پس از فوت مادرش عبدالمطلب سرپرستی پیامبر (ص) را به عهده گرفت با او آن چنان مهرابان بود و با نیکی رفتار می کرد که با هیچ یک از فرزندان خویش چنین نبود.

 عبدالمطلب قبل از وفات خویش سرپرستی پیامبر (ص) را به ابو طالب واگذار کرد.

 پیامبر (ص) در سن هشت سالگی بود پدر بزرگش عبدالمطب وفات کرد.

 ابوطالب سرپرستی برادر زاده اش را به نیکوترین وجه بر عهده گرفت.

 پیامبر(ص) چوپانی کرده و پس از آن به کار بازرگانی مشغول بوده و با مال خدیجه هم تجارت نموده است.

 پیامبر در سن 25 سالگی با خدیجه ازدواج نموده در حالیکه سن خدیجه 40 سال بود.

 نبوت و رسالت و دعوت:

 پیامبر(ص) خلوت و تنهایی را دست داشتند سه سال قبل رسالت به غار حرآ واقع در جبل نور می رفتند و در آن جا خلوت می نمودند.

 چهل سال از عمر پیامبر(ص) گذشت و مژده صبح و طلوع و سعادت نمایان شد.

 پیامبر(ص) در غار حرا به سر می برد جبریل به سوی ایشان آمد و به گفت: بخوان پیامبر (ص) فرمود (من خواندن نمی دانم) آنگاه جبریل مرا در برگرفت تا حدی که بر وجودم فشار آمد.

 سپس مرا رها کرد و دوباره گفت: بخوان گفتم من خواندن نمی دانم باز مرا مانند اول در بر گرفت و فشار داد و رهایم کرد و گفت: بخوان من هم دوباره همان جمله تکرار کردم او نیز مرا گرفت و فشار داد و رهایم نمود و اینبار گفت:( اقرأ بسم ربک الذی خلق …)

 مرحله اول دعوت به سوی خدا به صورت پنهانی:

 نسل اول:

پیامبر(ص) در مرحله اول. دعوت رابه بستگان و دوستان خود عرضه نمود.

کسانیکه در ابتدای دعوت مسلمان شدند عبارتند از: همسر ایشان خدیجه دختر خویلد. برده آزاد شده او زید پسر حارثه . پسر عموی ایشان علی ابن ابی طالب.

 و دوست ایشان ابوبکر صدیق.ابوبکر بعد از مسلمان شدن شروع کرد به دعوت دیگران بسوی اسلام.

 کسانیکه به وسیله دعوت ابوبکر مسلمان شدند:

 عثمان پسر عفان

 زبیر پسر عوام

 عبدالرحمن پسر عوف

 سعد پسر ابی وقاض

 طلعه پسر عبدالله

مرحله دوم: دعوت به سوی خدا به صورت علنی و آشکار.

 هنگامیکه این آیه ( وأنذر عشیرتک الأقربین) نازل شد پیامبر (ص) قوم را به سوی کوه صفا فرا خواند و بر بالای کوه رفت و گفت: (بگوئید ببینم اگر به شما باز گویم که لشکری آماده در این بیابان بر دامنه پشت این کوه قصد یورش به شما و قتل غارت شمارا دارد شما سخن من را باور می کنید؟ گفتند آری سابقه ندارد که از شما سخن دروغی شنیده باشیم هر گاه سخنی از شما شنیده ایم راست بوده است حال که چنین است من امده ام به شما هشدار بدهم که عذابی سختی در انتظار شما است) وقتی این مجلس انذار به پایان رسید مردم از هم پاشیدند و پراکنده شدند جز آنکه ابولهب رو به سوی پیامبر(ص) قرار گرفت و به آن حضرت پرخاش کرد و گفت: تا غروب روز نابود شوی آیا فقط ما را برای این دعوت نمودی؟ خداوند در جواب سخنان ابولهب سوره ی مسد را نازل کرد فرمود (تبت یدا ابی لهب و تب…) خشکیده باد دو دست ابولهب خود او نیز خشکیده و بی مصرف باد…

ادامه دارد

ترجمه : قادر رحمتی

نمایش بیشتر

قادر رحمتی

استان آذربایجان غربی - مهاباد مترجم فعال دینی و امام جمعه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا