گفتگو

مصاحبه ی اختصاصی«سوزی میحراب» با ماموستا سید مصطفی محمودیان از مهاباد

? استاد عزیز با سلام و عرض ادب،می خواستم از شما بخواهم مختصری درباره بیوگرافی عمومی خودتان توضیح دهید و بفرمایید در چه سالی و کجا متولد شده و چی شد که راهی”حُجره” شدید و پیش کدام یک از اساتید منطقه درس خوانده و تلمذ نموده اید؟
? با سلام متقابل و خسته نباشید، این سؤال شامل سه بخش است به ترتیب به پاسخ آنها مبادرت می شود:
الف) بنده سید مصطفی محمودیان فرزند سید عبدالکریم، فرزند شیخ حسن، فرزند شیخ کریم فرزند … معروف به زمزیرانی، بر اساس شناسنامه تاریخ 29-05-1341 هجری شمسی و روستای بیوران سفلی از دهستان بریاجی از توابع شهر سردشت از شهرستانهای آذربایجان غربی به عنوان زمان و محل تولد برای اینجانب ثبت شده است و در واقع؛ در حوالی سالهای61-1960 میلادی در یکی از محله های شهر رانیه ی کردستان عراق، در میان خانواده ای که به دنبال کسب و کار به آنجا رفته بودند، متولد شده ام.
بعد از سپری کردن دو سال از عمر کودکی به همراه خانواده به روستای زمزیران از توابع سردشت برگشته و بقیۀ دوران کودکی را در آنجا سپری کرده ام.
به احتمال قوی در سن8-9 سالگی رفت و آمد به مسجد روستا را شروع و نزد امام مسجد، طلاب، سواد داران روستا از جمله پدرم، که در زمان جوانی چند ماهی را در طلبگی بسر برده و قرآن و تعدادی از کتابهای مقدماتی را بلد بود، شاگردی نموده و علی الخصوص در فصل بیکاری و بویژه در زمستانها و بصورت پراکنده قرآن، لغتنامه احدی، «ئاقیده ی شیخ سه میع»، مهدی نامه، گلستان سعدی، دیوان احمد کور و … خواندم تا اینکه موفق شدم در بهار سال 1353 در حجره ی بیوران سفلی در خدمت استاد ملا احمد حفیدی جای تحصیل رزرو کرده و رسماً به کسوت طلبگی در آمدم و برای اولین بار با جارّ و مجرور عوامل جرجانی دست به گریبان شدم.
ب) علت رفتن به طلبگی این بود که خانواده ما خلاصه پدر و مادرم مذهبی و شدیداً به دینداری و خدمت در این راستا علاقمند بودند، و نیز پدرم از یک سو سابقه ی طلبگی داشت و از سویی دیگر، به سبب اعتقاداتی که داشت رفتن به مدرسه ی دولتی را نمی پسندید و از رفتن من به مدرسه جلوگیری کرد. اما در مقابل به من وعده داد که مرا هر طور شده راهی مدارس علوم دینی و تحصیل در حجره های کردستان نماید که به وعده ی خود هم وفا فرمودند.
ج) اساتید برجسته ای که زیاد در خدمتشان مانده و به تلمذ و کسب فیض پرداخته ام عبارتند از: جناب ماموستا ملا سید رضا حسینی، مرحوم، ماموستا ملا عبدالرحمن سیسیری، مرحوم حاج ماموستا ملا رسول معروفی زیوه، مرحوم حاج ماموستا ملا شیخ عبدالرئوف نقشبندی بیژوه ای، مرحوم ماموستا خضر عباسی سارتکه، مرحوم حاج ماموستا ملا محمود وادی نلاس و ماموستا ملا عبدالرحمن حاجی زاده گرور، همگی از سردشت و حومه ی آن. مرحوم حاج ماموستا ملا محمد عزیزی برده رشی از منطقه ی بانه، جناب ماموستا ملا محمد صادق میرزایی احمد کر از منطقه ی دیواندره، مرحوم ماموستا ملا رسول سعیدی از مهاباد.
تا اینکه بعد از طی کردن فراز و نشیب های دوران طلبگی و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات سر راه بویژه گرفتاریهای اول انقلاب و جنگ داخلی و جنگ ایران و عراق، در پاییز سال 1362 در روستای نلاس سردشت در خدمت مرحوم حاج ماموستا ملا محمد واوی موفق به أخذ اجازه نامه ی علمی شدم.
البته بعد از مدتی نظر به اینکه در خدمت ماموستا ملا محمد عزیزی « برده ره شی» زیاد مانده بودم و نیز با توجه به مقام علمی شامخ ایشان و جناب ماموستا ملا عبدالله حیدری نجنه علیا، از هر دو بزرگوار در خواست اجازه نامه ی علمی کردم و خوشبختانه موافقت نمودند و اجازنامه علمی مرسوم منطقه را بدون برپایی مراسم به من عطا کردند.

سید مصطفی 2
? استاد، از مشکلات و موانع دوران تحصیلاتتان برای خوانندگان سوزی میحراب بگویید؟
? بزرگترین مشکل دوران تحصیل بنده – که به نظرم مشکل اکثریت طلاب نیز بود- مشکل فقر و نداری بود که بسیار مرا اذیت می کرد؛ چون متأسفانه خانواده هایی که فرزندان را به طلبگی می فرستادند غالباً فقیر بودند، من جمله پدرم- غفرالله له – که نه منبع درآمدی داشت و نه ابزار کاری به غیر از تیشه و تبر و بیل و کلنگ و… بهره مند بودو در عین حال با قناعت و مناعت زندگی می کرد و جز پناه بردن به خداوند رزاق شکوایی نداشت، هر چند برخی اوقات در مقام بیانِ واقع و توجیهات می فرمود: « آدم ندار باید همانند گاو در یک چرم پیر شود ».
از مشکلات دیگر می توان به نبود اساتید دلسوز خاصةً در مرحله مقدماتی طلبگی«سوخته یی» فقدان برنامۀ درسی منظم و روش تدریس مفید و رسا، تعطیلات فراوان، پایین بودن کیفیت کتابهای درسی از لحاظ چاپی و محتوایی، در اختیار نبودن شروح و حواشی به زبان ساده، کمبود فضای آموزشی، دیکتاتوری و استبداد طلاب منتهی«موسته عید» نسبت به طلاب مبتدی«سوخته»و …، اشاره کرد.
? مزایا و محاسن تدریس در حجره های سنتی را در چه می بینید؟
? در یک حجره ی سنتی، طلبه ها بهتر کنترل می شوند، ارتباط طلاب با مردم بیشتر و اعتماد فراوانتر است، تربیت و توجیه آسانتر و بالآخره حجره ی سنتی احساسات مخالفان را کمتر تحریک می نماید.
? مزایا و محاسن تدریس در مدارس نوین را در چه می بینید؟
? ترقی و پیشرفت، متناسب با زمان ؛ حق هر کس و طبقه ای است، ولی علی الأسف مدارس علوم دینی اهل سنت در مناطق کردنشین از این بابت محروم مانده اند و آنچه نسبت به زمان سابق تغییر پیدا کرده در فضای آموزشی، کیفیت و کمیت کتابهای درسی و نحوۀ تغذیه، خلاصه می شود و اگر بتوان حجره های سنتی را به مدارس مدرن یا نیمه مدرن تبدیل کرد وضعیت طلاب نیز بسیار متفاوت خواهد بود.
از مزایای مدارس نوین می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تحت تربیت و تعلیم قرار دادن طلاب با آمار بالا با استفاده از اساتید کمتر
2- استفاده از منهج و روش تدریس جدید و بکارگیری وسایل آموزشی نوین.
3 – گنجاندن برنامه های مفیدی چون ورزش، کوهنوردی، اردو و برنامه های فرهنگی و تفریحی.
4 – تشکیل کارگاه های متناسب با شغل آینده طلاب مانند کارگاه آموزش سخنرانی، تحقیق و پژوهش، تألیف و ترجمه و …
5 – گنجاندن دروس جانبی و مفید مانند: کامپیوتر، مکالمه ی عربی، زبان خارجه و …
6 – داشتن مدیر داخلی و برنامه ی منظم ساعات درسی، کنترل حضور و غیاب اساتید و طلاب.
7 – جذب بیشتر کمکهای مردمی و در نتیجه، توسعه کمی و کیفی کار.
8 – اعتماد به نفس بیشتر طلاب و افزایش انگیزه برای تحصیل تا رسیدن به هدف نهایی.
? آیا پس از اتمام دروس حوزوی، در ادامه به تحصیل علوم دینی و یا علوم دیگر پرداخته اید؟
? همانگونه که اشاره کردم از تحصیل در مدارس دولتی محروم ماندم ولی در دوران طلبگی، پنجم ابتدایی و مقطع راهنمایی را به صورت متفرقه امتحان دادم. در امتحانات اعلام شده از جانب دانشکده الهیات و معارف اسلامی تحت عنوان « آزمون تعیین سطح علمی روحانیون اهل سنت » شرکت و تا سطح ۳ ((معادل کارشناسی ارشد)) را با موفقیت پشت سر گذاشتم؛ رساله ی پایان نامه را تحت عنوان«آرایش و پیرایش در اسلام» نوشته و با درجات عالی از آن دفاع کردم ، در صدد ادامه تحصیل تا مقطع دکتری بودم که ناگاه تنگ نظرانی برنامه ی دانشکده را بهم زدند و ما نیز از ادامه ی تحصیل محروم ماندیم.
? استاد، از آثار و تألیفاتتان بگویید، تا کنون چند کتاب و جزوه تألیف نموده اید و آیا اثری یا آثاری آماده ی چاپ داری؟
اینجانب از اوائل شروع به شغل امامت و تدریس که به سال ۱۳۶۳ بر می گردد، به تألیف و ترجمه علاقه پیدا کردم. این بود که در این راه قدم بر داشتم و به توفیق خدای متعال موفق به خلق آثار ذیل الذکر شدم:
1 – ترجمه ی کتاب«وجودالله»، نوشته ی دکتر یوسف قرضاوی از عربی به فارسی تحت عنوان«شناخت خدا» چاپ نشر احسان سال 1379.
2 – تألیف کتاب«فه قی و فه قییه تی له کوردستان» به زبان کردی چاپ نشر احسان سال 1382.آثار ماموستا5
3 – ترجمه ی کتاب «توتن کیشان ناره وایه»، تألیف مرحوم استاد ملا محمد عزیزی برده رشی از کردی به فارسی تحت عنوان« آیا سیگار کشیدن حرام است» چاپ نشر احسان، سال 1385.

آثارماموستل4
4 – تألیف منظومه ی کردی«سفره ی سه فه ر» چاپ انتشارات هیوا مهاباد، سال 1389.
5 – ترجمه و گرد آوری کتاب « تقوی در فتوی» در زمینه ی آداب افتا، زیر چاپ.
6 – تألیف کتاب «المنظومة البهیة فی القواعد الفقهیة» با نظم عربی، در انتظار اقدام برای چاپ.
7 – تألیف کتاب «آرایش و پیرایش در اسلام» بر مبنای مذاهب اربعه، در انتظار اقدام برای چاپ.
8 – و تعدادی جزوات و مقالات در زمینه های مختلف چاپ شده و غیر چاپ شده.
? ماموستا، ظاهراً جنابعالی در شعر هم تبحر و توانایی دارید، از این ذوق ادیبانه و شاعرانه تان برای علاقه مندان «سوزی میحراب» بفرمایید!
? تبحر که نه، ولی به ادبیات، به ویژه بخش شعر علاقه فراوان دارم و خودم می توانم مطالب را به نظم در آوردم؛ گاهی اوقات احساسات منفی یا مثبت درون را با استفاده از فنون شعری به نظم در آورده و در زمینه های مختلف دینی، اجتماعی، سیاسی، غرامی و … شعر سروده ام، گاهی هم سروده های دیگران را تخمیس و بر کاخ قصایدشان طبقاتی افزوده ام.
منظومه ها و اشعارم که بیشتر به زبان کردی متولد شده اند، در دفاتر و اوراق پراکنده جا خوش کرده و هنوز روی چاپ به خود ندیده اند.

آثار ماموستا1
? از مشکلات عالمان و طلاب علوم دینی در کردستان ایران بگویید و بفرمایید چرا مدارس علوم دینی در بخش هایی از کردستان تعطیل شده است؟
? علما و طلاب کردستان علاوه بر دردهای عمومی و فراگیر برای همه ی مردم، درد و مشکلات مخصوص به خود نیز دارند.
منشأ اساسی دردها و گرفتاریهای علمای کردستان به نظر بنده، در « فقدان رهبری » خلاصه می شود و چون یک مرجع و مرکز مدیریتی و واحدی این قشر را رهبری نمی کند، به انواع و اقسام دردها گرفتار گشته و از جوانب مختلف زیانبار شده اند
برای نمونه، دچار تفرّق شده و از همدیگر حرف شنوی ندارند، موفق به انجام وظایف محوله آنگونه که انتظار می رود نیستند، در برابر مسائل روز از جمله قضایای سیاسی موضع واحدی ندارند، در صدور فتوی و پاسخ به سؤالات مردم هماهنگ نیستند، در تنظیم جدول اوقات شرعی و توحید اوقات اذان هنوز به نظر واحدی نرسیده اند، در برپایی اعیاد و مراسمات دینی وحدت نظر ورویه ندارند و گاهی یک تا دو روز از همدیگر عقب یا جلو هستند، مدیریت مساجد کاملاً در دست آنان نیست و افراد مزاحمی در کار آنان دخالت می کنند، در نقل مکان و انتخاب محل خدمت آزاد نیستند و شانس بیشتر با کسانی است که شایستگی کسوت روحانیت را ندارند، در امر امرار معاش هیچ چاره ای برای این قشر محروم اندیشیده نشده و هنوز اهل توقع و وابسته به مردم باقی مانده اند.
همه ی این مشکلات و نواقص دیگری که قابل ذکر نیست، باعث شده که علمای کردستان از قداست و جایگاه قبلی که داشتند برخوردار نباشند؛ امری که ضرر و زیان آن مستقیم به دین و غیر مستقیم به خود مردم باز می گردد.
خلاصه ی کلام، این قشر هُمام تا وقتی که از نردبان وحدت کلمه بالا نرفته و پرچم اتحاد را بر بام عزت نیافراشته اند، نمی توانند در راستای احقاق حقوق از دست رفته ی خود گام بردارند و درخت آرزو بکارند، بله آن وقت است که تمامی مشکلات فوق الذکر بر طرف شده و جایگاه و منزلت مفقود شده مجدداً احراز و ابراز خواهد گردید.
? استاد گرامی، جنابعالی مشکلات علما را به عدم اتحاد و تفرق برگرداندیده، اما به نظر شما این تفرق و عدم اتحاد و نبود مرجعیّت واحد، ناشی از چیست؟
? توضیح و تحقیق در مورد این سؤال وقت و بحث زیادی را می طلبد و در حوصله ی این مصاحبه نمی گنجد، ولی به طور خلاصه آن را به دو علت اساسی بر می گردانم:
1-کم کاری خود علما.
2-تأثیر فعالیت شبانه روزی مخالفان دین و وحدت علما.
? چه راهکارهایی برای باز شدن دوباره ی مدارس علوم دینی و پربار شدن آنها پیشنهاد می فرمایید؟
?. در ابتدا لازم است مدارس موجود، به ویژه از جنبه ی مالی تقویت شوند و روشنفکران مسلمان و خیرین جامعه وظیفه دارند به این امر رسیدگی کنند، و در ضمن تقویت مدارس موجود، مدارس تعطیل شده را نیز احیا نمایند. و با توجه به اینکه بسیاری از مدرسان به خاطر مشکلات زندگی نمی توانند به گونه ای شایسته به تدریس علوم دینی بپردازند و اگر مشکلات مالی چنین برطرف شود در پذیرش طلاب سعی لازم را بکار خواهند برد. در گامهای بعدی می توان مدارس سنتی را به سوی ترقی و مدرنیسم سوق داد و در دراز مدت مهمترین و مؤثرترین راهکار برای احیای مجدد مدارس دینی کردستان، سعی و تلاش پیگیرانه توسط علما، نخبه گان، روشنفکران، نمایندگان اهل سنت و … است، که در راستای رفع تبعیض های موجود در میان حوزه های علمیه اهل تشیع و اهل سنت بدینسان که:
1 – مدارس علوم دینی اهل سنت بویژه مدارس کردستان همانند حوزه های اهل تشیع در استفاده از بودجه ی دولت سهیم گردند.
2 – نگاه های امنیتی از روی مدرسین و حجره های کردستان برداشته شود.
3-به مدارک تحصیلی طلاب اهل سنت رسمیت داده شود و از ارزش علمی و استخدامی برخوردار گردند.
در خاتمه، یکی از راهکارهای مؤثر برای احیای مدارس واگذار کردن اداره و نظارت بر آنها به اداره ی اوقاف است، همانگونه که در اکثر کشورهای اسلام مرسوم است.
? ماموستا بفرمایید چی شد که شما و عده ای از اساتید و اهل قلم به فکر تأسیس سایت « سوزی میحراب » افتادید؟، که شاید سوال بیشتر خوانندگان این مصاحبه باشد؛ و آیا از عملکرد سایت و همکاری دوستان راضی هستید؟

سیدمصطفی 15
? بدیهی است که اساسی ترین وظیفه علمای اسلام، تبلیغ و دعوت به سوی دین است و چون متأسفانه ما از وسایل اطلاع رسانی متناسب با روز و من جمله از صدا و سیما بهره ی چندانی نداریم، تصمیم گرفته شد که سایت پایه ریزی و از آن به عنوان یک محراب و منبر استفاده گردد، که خوشبختانه سایت در این مدت کم بسیار خوب جا افتاده و آمار بازدیدکنندگان بسیار بالا است و آنهم اولاً : در سایه ی توفیقات الهی بوده و در مرحله ی دوم: دوستان اعم از علماء و غیره از همکاری خالصانه و خستگی ناپذیر خود دریغ نورزیده اند. خداوند متعال به همه ی دعوتگران راه راستین دین مبین اسلام توفیق بیشتر عنایت بفرماید.
آمین
? استاد گرامی از اینکه جوابگوی سوالات « سوزی میحراب » شدید و وقت خود را در اختیار ما گذاشتید، نهایت تشکر و قدردانی داریم. «سوزی میحراب» به خود می بالد که از حمایت فکری و اندیشه ورزی اندیشمندانی مثل شما استاد فرزانه، برخوردار باشد.
زندگی بکامتان و عزتتان مستدام.

سید مصطفی3

مصاحبه کننده : کریم تاران ؛مدیر بخش «مصاحبه و معرفی » در سایت «سوزی میحراب»

نمایش بیشتر

کریم تاران

استان آذربایجان غربی - میاندواب نویسنده و مترجم فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا