اندیشهشبهات

روشنفکری دینی – نگاهی از بیرون (6)

محمد ملا زاده

تاریخمندی قرآن:

درتعریف فراگیر تاریخمندی گفتیم:”خاضع وتسلیم گشتن هستی وهرآنچه در آن است برای نگرش مادی زمکانیِ(زمانی ومکانی) استوار بر حتمیت ونسبیت وصیرورت (تغییر)، تاریخمندی نامیده می شود”.  

  بنا بر این؛ در تعریف تاریخمندی قرآن نیز می توان گفت:”خاضع وتسلیم گردانیدن نص برای تأثیر مطلق زمان ومکان ومخاطب”.نگا العلمانیون والقرآن الکریم،ص/332.

 هاشم صالح در حاشیه بر نظریه ی محمد ارگون می گوید:مقصود ما به “الأرخنة” دراینجا، کشف حجاب ازتاریخمندی خطاب قرآنی ازراه ربط دادن آن به محیط جعرافیای وطبیعی وانسانی  قبایلی شبه جزیره ی عربستان در قرن هفت میلادی است، ومعلوم است که گفتمان قرآنی در پوشش دادن این تاریخمندی از خود مهارت  فراوان نشان داده آنجا که همواره خودرا با تعالی فراتاریخی  زمینی ربط داده است”.نگا: العلمانیون والقرآن الکریم،ص/333و334.

من می پرسم آیا درصورت تسلیم وخاضع نمودن مطلق نص در برابر زمان ومکان ومخاطب، جای برای تأثیر گذاری آن باقی می گذارد؟قطعا نه!

 بینش اسلامی مدعی است که نص فراتر اززمان ومکان ومخاطب، وفرا تر از تاریخ است ودر برابر آن خاضع نمی گردد، زیراخضوعش در برابر آن به منزله ی بی خاصیت شدن وحی، واز صحنه خارج شدن احکام کونی، اعتقادی، عبادی، اخلاقی ومعاملاتی وغیره آن است، وما امروز به عیان می بینیم که طرفداران آن می گویند:بهشت ودوزخ ونعمت ها وعذاب آنها وجود ندارند وحیات جاویدان امری خیالی است، رموز آمده درقصص قرآنی چون پیامبران ومخالفان شان وجود خارجی نداشته اند، احکام (حلال وحرام وعبادات واخلاقیات) قرآنی امروزه موضوعیت ندارند ووظیفه ی خرد جمعی است که در این زمینه ها حکم صادر کند و…

 در یک عبارت کوتاه باور به تاریخمندی به معنای نفی الگو بودن پیامبران واقتدا به آنان، ونفی سه رکن اصلی دین وشرایع انبیا، یعنی: “عقیده” و”شعیره” و”شریعت” بودن دین خدا است!؟

 پذیرش تاریخمندی به معنای پذیرش بدون چون وچرای سکولاریسم ورو گردانی تمام عیار از راه وبرنامه ی انبیا است!؟

6-مأموریت دین باید به حد اقل کاهش داده شود(دین اقلّی):

اگرمقوله ی دین حدّ اقلی را بدین معنی بکار گیریم که دین در زمینه ی تمامی مسایل بشری حد اقل آنهارا بیان کرده  است وبیشتر مسایل آن را به بشر وا گذار نموده است این سخن بطور مطلق نه مقبول است ونه مردود، زیرا همه ی مباحث وموضوعات دینی مثل هم نیستند. برخی از مباحث دینی چون اعتقادیات وعبادات صددرصد  حداکثری هستند بدین معنی که دین تمامی مسایل لازم ومورد نیاز آنهارا تا قیام قیامت بیان کرده است،ازهمین رو  بعنوان قاعده گفته اند “اعتقادیات وعبادات توقیفی هستند”. اما برخی دیگر از احکام دینی مانند معاملات واحوال شخصیه  یعنی احکام سیاسی واقتصادی واجتماعی در دین “حدّ وسطی” یا”حدّ اقلی” هستند یعنی شریعت تنها قواعد وپایه های کلی آنهارا بیان کرده وبیان جزئیات آنهارا به اجتهاد مجتهدین واگذار نموده است.

با این وصف می توان احکام دینی را هم  “اکثری” وهم “اقلی” وهم “وسطی”دانست.

امّا جریان روشنفکری دینی تحت تأثیر اندیشه ی سکولاریسم وعقلگرای  درصدد است وظیفه ومأموریت دین را در تمامی زمینه ها به حدّ اقل کاهش دهد.

  دکتر عبد الکریم سروش می گوید:”درمقابل بینش حد اکثری بینش “حد اقلی”یا “انتظار حدّ اقلی” قرار می گیرد که معتقد است شرع در این موارد(یعنی مواردی که داخل دردایره ی رسالت شرع است)حد اقل لازم را به ما آموخته است نه بیش از آن را. در همین جا بیفزایم که در این تعریف هرچه از “حداقلی”فرا تر رود”اکثری” است، بنا براین”حدوسط” نداریم، آنچه”اقلی” نباشد “اکثری” است.همین وبس”. نگا:سروش،بسط تجربه نبوی،ص/84.

7- ایدئولوژیک کردن به زیان دین وعامل تخدیرآن است :

 چیستی دین وایدئولوژی:

  روشنفکران دینی می گویند باید ازایدئولوژیک کردن دین جدّا خودداری شود، زیرا این عمل به زیان دین تمام می شود، در پاسخ به این ادعا در بدو امر به تعریفی از دین واز ایدئولوژی می پردازم، وانگهی این مطلب را مورد بررسی قرار می دهم.

  دین: دانشمندان – اعم از مسلمان وغیر مسلمان -تعاریف گوناگون از دین ارائه داده اند که من در اینجا به ذکر یک تعریف که از سوی مسلمانان ازآن ارائه شده اکتفا می ورزم .

  استاد محمد عبدالله دراز درکتابش بنام “الدین” می گوید:” دین برنامه ای است وضع شده از سوی خداوند به منظور سوق دادن انسانهای دارای عقل سلیم – به اختیار وگزینش خودشان- به سوی صلاح در حال(جهان) وفلاح(رستگاری) در مآل(سرانجام وآخرت)” یا “وضع شده ازسوی خداوند، وراهنمای می کند به سوی باورها ی حق، ونیکی  در رفتار ومعاملات”  نگا: الدین، محمدعبدالله دراز،چاپ دارالقلم کویت،ص/33. 

 اینکه می گوید وضع شده از سوی خدا، یعنی محصول الهام واشارات نفسی وتخیلات عقلی وتنظیمات انسان نیست، وآمیزه ای است از عقیده وشریعت جهت تنظیم امور دنیا وآخرت، وهیچگونه تناقضی میان دین وعقل وجود ندارد،و…

  ایدئولوژی: درفرهنگ اندیشه ی نو(ص/141)ایدئولوژی چنین تعریف شده است:    “ایدئولوژی واژه ئی است ساخته ی فیلسوف فرانسوی دستوت دوتراسی (عناصرایدئولوژی 5-1،18) ، برای اشاره به “علم عقاید”، که سرچشمه ی تعصب ها وپیشداوریهای آدمیان را برای آنان آشکار می کند…از این واژه برای توصیف عقاید وتصورات(تصور)آرمانها وتمایلات ارزشها جهان نگری ها، دینها،فلسفه های سیاسی، وتوجیهات اخلاقی، به شیوه های گوناگون استفاده شده است..”.نگا:فرهنگ اندیشه ی نو(ص/141).

  در اروپای بعداز رنسانس مارکسیستها ومسیحیان اورتودوکس شدیدا ایدئولوژی گرا بودند ودر دفاع از افکاروایده های خود تعصب شدید از خود نشان می دادند، لذا پیروان اندیشه ها وایده های بازبه دیده ی ارتجاع وتحقیر به افراد ایدئولوژیست نگاه می کردند.

  در ممالک اسلامی نیزمقطعی برجریانات فکری سپری شد که تحت تأثیر اندیشه های مارکسیستی کلماتی چون “اید ئولوژی اسلامی” رواج داشت، پیشتازان واندیشه ورزان در جوامع اسلامی تلاش می ورزیدند اسلام را بعنوان یک ایدئولوژی شمول گرا معرفی کنند، وکسانی چون شهید “سید قطب” در مصر ومرحوم دکتر علی شریعتی در ایران به شدت وقوّت از این تزدفاع می کردند، لذا اشاره به دو نکته در اینجا بس ضروری است.

 نکته ی اوّل:مخالفان ایدئولوژیک کردن دین واندیشه ها در دنیای غرب، اندیشه ی ایدئولوژیک افراطی مارکسیستی، واورتودوکسی مسیحیت را به چشم خود می دیدند وبه وضوح برای آنان روشن بود که این دو گروه تحت نام ایدئولوژی چه افکاری ترویج می کنند وچه اعمالی انجام می دهند لذا علیه آن جبهه گرفتند و به راستی در این جبهه گیری حق به جانب بودند.

  نکته ی دوّم: طرفداران دین ایدئولوژیک، به تعبیر دقیق تر(ایدئولوژیک کردن دین) در جوامع اسلامی در واقع از ایده ای دفاع می کردند که نصوص قرآن وسنّت وعمل کرد رسول الله ویاران ومسلمانان در طول تاریخ اسلامی مؤید آن بود، واین ایدئولوژی هرگز مانند ایدئولوژی اورتودوکسی مسیحیت ومارکسیستی نبود، لذا دفاع از آن معقول وبه جا، بل مطلوب وضروری به نظر می رسید، امّا روشنفکران ایدئولوژی ستیزخودی به دلیل مقلد بودن شان برای اساتید غربی قدم جای قدم آنان می نهند حتی الفاظ وکلمات آنان را دقیقا تکرار می نمایند این است که بدون توجّه به این فرق، با ایدئولوژیک کردن اسلام –به مفهوم خود مانی ایدئولوژی اسلامی- مخالفت می ورزند.

 وقتی ازنگاه سید قطب شهید همچون یک ایدئولوژی به اسلام نگاه می کنیم می بینیم که منظورش بیان ویژگیها وخصوصیات کلی واساسی اسلام است، وبه بیان “توحیدی”  و”واقع گرای” و”ربانی” و”شمول گرای”و”ثبات”و”مثبت اندیشی”دراسلام می پردازد.نگا: خصایص التصور الإسلامی. ودرواقع هیچ کدام از این ویژه گیها در هیچ مقطعی از تاریخ منشأ ومصدر تعصّب  وتشدّد ودگرناپذیری وخشونت نبوده ونیستند.

 ازسوی دیگر، مگر ایدئولوژی ستیزان در جهان غرب نیز از ثوابت فکری واجتماعی واقتصادی وسیاسی وغیره..خود دفاع نمی کنند وبرای آنها احترام قایل نیستند ودیگران را به احترام برای آنها دعوت نمی کنند، پس چرا این حق را به غیر خود نمی دهند!؟.

  لاغرترازایدئولوژی یا فربه ترازآن:

  کسانی که داعیه ی غیر ایدئولوژیک کردن دین را دارند مدعی اند که دین ایدئولوژیک شده از چندین جهت معیوب وناقص است زیرا به قول سروش: ایدئولوژی جاودانگی را از دین می ستاند، انعطاف پذیری را از آن می زداید، اصلاح پذیری را از دین می گیرد، ایدئولوژی جانشین دین می شود و…

 ودلایل عدم جواز آن را چنین ذکر می کند. شارع هیچ گاه  دین رابه صورت یک ایدئولوژی ذکر نکرده است (دلیل اول). دین رازآلود وحیرت افکن است اما ایئولوژیک کردن دین،حیرت زایی،حکمت آفرینی وعمق را از دین می گیرد (دلیل دوم). دین جامه ای نیست که به قامت جامعه ی خاصی دوخته شود(دلیل سوّم).ایدئولوژی تئوری دوران تأسیس است اما دین تئوری دوران استقرارنیزهست(دلیل چهارم).ایدئولوژیها عمقی از دین را که عارفان کاشف آن بودند کنار می نهند(دلیل پنجم).دین همچون میزان وریسمان است که جهت دار نیستند اما ایدئولوژی دین را جهت دار می کند(دلیل ششم).

 آنچه ذکرش رفت فهرست برخی از مطالب مقاله ی نسبتا طولانی فربه تر از ایدئولوژی عبد الکریم سروش بود وی میخواهد با دفاع از این مقولات دین را فربه تر از ایدئولوژی جلوه دهد. 

 ولی بنده بر خلاف ایشان، به دلایلی غیر ایدئولوژیک کردن دین را لاغر کردن آن می دانم نه فربه کردن، وبر این باور هستم  دین زمانی می تواند مأموریت خودرا به نیکی ادا کند که در قالب یک ایدئولوژی جامع، شامل وفراگیرمعرفی شود. زیرا رسالت ووظیفه ی اساسی واصلی دین تعیین وتدوین  ضوابط برای روابطی است که درزیر می آیند وفقط در صورت ایدئولوژی بودن می تواند به انجام این مأموریت مهم برخیزد.که عبارتند از:

1-تنظیم ضابطه برای رابطه ی میان انسان وآفریدگارش که در عبودیت(بندگی) ازطرفی والوهیت(خدایی) از دیگر طرف تجلی می یابد، وضابطه ی تحقق یافتنش کسب معرفت لازم بر مراتب سه گانه ی توحید (توحید ربوبی، توحید الوهی وتوحید اسماء وصفات )است، با تفصیلی که در وحی بیان وتوضیح گردیده است، وانجام دادن این مأموریت وبرخاستن به آن درصدربعثت تمامی انبیا قراردارد.﴿ وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ﴾نحل/36. ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستاده‌ايم ( و محتواي دعوت همه‌ي پيغمبران اين بوده است ) كه خدا را بپرستيد.

2- رابطه ی انسان با این هستی پهناور که در ادبیات وحیانی این هستی برای انسان رام ومسخر گردانیده شده ودر اختیارش قرار گرفته است.﴿ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ‏ وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ‏﴾ابراهیم/32و33. و كشتيها را مسخّر شما نموده است تا در دريا با اجازه و اراده‌ي او حركت كنند ، و رودخانه‌ها را در اختيار شما قرار داده است ( تا در آبياري زمينها و نوشيدن آب آنها مورد استفاده قرار گيرند ‏ و خورشيد و ماه را مسخّر شما كرده است كه دائماً به برنامه‌ي ( نورافشاني و تربيت موجودات زنده و ايجاد جزر و مدّ در اقيانوسها و درياها و خدمات ديگر ) خود ادامه مي‌دهند . و شب را ( براي آسايش ) و روز را ( براي تلاش ) مسخّر شما ساخته است .  ‏ ‏ ) .

﴿ ‏أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ‏﴾حج/65. ‏ مگر نمي‌بيني ( اي انسان ) كه يزدان ( سبحان به سبب رحم و لطفي كه نسبت به شما بندگان دارد ، تمام مواهب و امكانات ) چيزهائي را كه در زمين است در اختيار و دسترس شما قرار داده است و همچنين كشتيها را با مشيّت خود در حال حركت در دريا ، فرمانبردار شما كرده است ، و ( از اين گذشته ) خداوند نمي‌گذارد ( سنگهاي سرگردان و اشعّه‌هاي كيهاني ) آسمان بر زمين فرو افتد مگر ( بدان اندازه كه مورد نياز بوده و ) او اجازه دهد . واقعاً يزدان بسي مهربان و داراي مرحمت فراوان ( در حق بندگان ) است . ‏

﴿ ‏أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ‏﴾لقمان/20. ‏ آيا نديده‌ايد كه خداوند آنچه را كه در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرده است ( و در مسير منافع شما به حركت انداخته است ) ، و نعمتهاي خود را – چه نعمتهاي ظاهر و چه نعمتهاي باطن‌ – بر شما گسترده و افزون ساخته است‌ ؟ برخي از مردم بدون هيچ گونه دانش و هدايت و كتاب روشن و روشنگري ، درباره‌ي ( شناخت و يكتائي ) خدا راه ستيز و جدال را پيش مي‌گيرند .  ‏ ‏

﴿سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ‏﴾زخرف/13. پاك و منزّه خدائي است كه او اينها را به زير فرمان ما درآورد ، و گرنه ما بر ( رام كردن و نگهداري ) آنها توانائي نداشتيم . ‏

ووظیفه ی که در مقابل این تسخیر بردوش ما قرار داده شده تعمیر وآبادانی آن ونگهبانی از آن است.﴿ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ﴾هود/61. او است كه شما را از زمين آفريده است و آباداني آن را به شما واگذار نموده است ( و نيروي بهره‌وري و بهره‌برداري از آن را به شما عطاء و در شما پديد آورده است ) . پس ، از او طلب آمرزش ( گناهان خويش ) را بنمائيد و به سوي او برگرديد ( و با انجام عبادات و دوري از منكرات ، مغفرت و مرحمت او را بخواهيد و بدانيد كه اگر در اين كار صادق باشيد ، خداوند شما را در مي‌يابد و دعاي شما را مي‌پذيرد ) . بيگمان

﴿‏وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ‏﴾البقرة/114. ‏ ( از جمله‌ي دشمني ايشان نسبت به يكديگر ، و نسبت به مسلمانان اين است كه بعضي از قبيله‌ها معابد قبيله‌هاي ديگر را خراب نمودند و مسلمانان را از ورود به مسجدالحرام باز داشتند ) و چه كسي ستمگرتر از كساني است كه نگذارند در مساجد و اماكن عبادت خدا ، نام خدا برده شود ، و در ويراني آنها بكوشند ؟ شايسته‌ي اينان نبود كه چنين ( گناه بزرگي را مرتكب شوند و اين كارها را ) بكنند ، بلكه مي‌بايست ( حرمت معابد را نگهدارند و ) جز خاشعانه وارد آنها نشوند . بهره‌ي آنان در دنيا زبوني و رسوائي ، و در آخرت عذاب بزرگي است .  ‏ ‏

چون مساجد نماد وسنبل ارتباط با خدا(آفریدگار هستی) در روی زمین هستند خداوند کسانی را که در راستای ویرانی آنها تلاش بورزند ستمگرترین انسانها معرفی کرده است.

3- ضابطه برای رابطه ی انسان با همنوعانش ازسایر ابنای بشر،که برای این رابطه در شرایط عادی واصلی ضابطه ی برادری قرار داده است که بردو نوع است.

1- برادری انسانی به صرف نظر از عقیده وباور، ببنید خداوند به نقل از پیام آورانش خطاب به اقوامشان می فرماید:﴿ ‏إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ‏﴾ شعراء/106. ‏ زماني كه هم‌نژاد وبرادرشان نوح بديشان گفت : هان ! پرهيزگاري كنيد ! ‏

﴿‏إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ‏﴾شعراء/126. ‏ بدان گاه كه برادرشان هود بديشان گفت : هان ! تقوا پيشه كنيد ( و پرهيزگار باشيد ، و از عذاب خدا بپرهيزيد ) . ‏

﴿ ‏إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ‏﴾شعراء/142. ‏ آن زمان كه برادرشان صالح بديشان گفت : آيا تقواپيشه نمي‌سازيد ؟  ( و از خدا نمي‌ترسيد ؟ ) . ‏

﴿ ‏إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ‏﴾شعراء/161. ‏ آن زمان كه برادرشان لوط بديشان گفت : هان ! پرهيزگاري كنيد . ‏

2-برادری ایمانی خداوند می فرماید:﴿ ‏إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‏﴾ حجرات/10. ‏ مؤمنان تنها برادران همديگرند ، پس ميان برادران خود صلح و صفا برقرار كنيد ، و از خدا ترس و پروا داشته باشيد ، تا به شما رحم شود . ‏

ومی فرماید:﴿‏وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‏﴾آل عمران/103. ‏

 و همگي به رشته‌ي ( ناگسستني قرآن ) خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد كه بدان گاه كه ( براي همديگر ) دشمناني بوديد و خدا ميان دلهايتان ( انس و الفت برقرار و آنها را به هم ) پيوند داد ، پس ( در پرتو نعمت او براي هم ) برادراني شديد ، و ( همچنين شما با بت‌پرستي و شركي كه داشتيد ) بر لبه‌ي گودالي از آتش ( دوزخ ) بوديد ( و هر آن با فرا رسيدن مرگتان بيم فرو افتادنتان در آن مي‌رفت ) ولي شما را از آن رهانيد ( و به ساحل ايمان رسانيد ) ، خداوند اين چنين برايتان آيات خود را آشكار مي‌سازد ، شايد كه هدايت شويد .  ‏ ‏

﴿‏وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ‏﴾حجر/47. ‏ و كينه‌توزي و دشمنانگي را از سينه‌هايشان بيرون مي‌كشيم ، و برادرانه بر تختها روياروي هم مي‌نشينند . ‏

4-ضابطه ی رابطه با نفس خویشتن(خودشناسی):برای بیان اهمیت این موضوع همین بس که خداوند در قرآن کریم 268 بار واژه ی نفس را تکرار فرموده است، ومن علاقه مندان را به کشّاف الآیات قرآنی وبررسی آنها در تفاسیر موضوعی وکلاسیک ارجاع می دهم، ودر این نوشتار تنها به ذکر سه آیه اکتفا می ورزم که نفس انسانی را به “امّارة” و”لوّامة” و”مطمئنّة” تقسیم کرده اند.

﴿‏وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ‏﴾یوسف/53.

‏ من نفس خود را تبرئه نمي‌كنم ( و خويشتن را بيگناه نمي‌دانم ) چرا كه نفس ( سركش طبيعةً به شهوات مي‌گرايد و زشتيها را تزيين مي‌نمايد و مردمان را ) به بديها و نابكاريها مي‌خواند ، مگر نفس كسي كه پروردگارم بدو رحم نمايد ( و او را در كنف حمايت خود مصون و محفوظ فرمايد ) . بي‌گمان پروردگارم داراي مغفرت و مرحمت فراواني است . ‏

﴿‏وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ‏﴾قیامة/2. ‏ و به نفس سرزنشگر سوگند !  ( كه پس از مرگ زنده مي‌گرديد و رستاخيز حق است ) . ‏

﴿‏يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ‏﴾فجر/27. ‏ اي انسانِ آسوده خاطر ( كه در پرتو ياد خدا و پرستش الله ، آرامش به هم رسانده‌اي و هم اينك با كوله‌باري از اندوخته‌ي طاعات و عبادات ، در اينجا آرميده‌اي ) !  ‏ ‏

بعد از ذکر این شواهد وادله ی قرآنی می گویم: آیا با زدودن جنبه وبعد ایدئولوژیک از دین می توان میدان عملکرد آن را به حوزه های فوق الذکر توسعه وتسرّی داد آیا دین حداقلی سکولار شده که  رسالتش تنها در ایجاد رابطه ی شخصی انسان با خدا خلاصه می شود می تواند به این حوزه های وسیع وگسترده نفوذ کند وبرای این میادین برنامه تدوین نماید و..!؟

نتیجه: زدودن جنبه ی ایدئولوژیک از دین نه تنها آن را فربه نمی کند که لاغر ولاغر وضعیف وکوچک می گرداند.

 سخن آخر، دین در منهج ربانی عبارت از “عقیده” و”شعیره” و”شریعت” فراگیر است آن چنان که در قرآن وسنت تجلی یافته اند، اما در منهج سکولاریسم دین تنها درعقیده وعبادت شخصی خلاصه می شود وکاری به شریعت برای زندگی ندارد.

ادامه دارد

از طريق
محمد ملازاده
منبع
http://sozimihrab.org/
نمایش بیشتر

محمد ملا زاده

@نویسنده و مترجم @آذربایجان غربی - پیرانشهر @فعال دینی و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا