گفتگو

امام «فخرالدین رازی» را بیشتر بشناسیم

 امام فخر رازی(ره) حکیم، فیلسوف، فقیه، پزشک، ریاضیدان و منجم 

  ابوالفضل محمّد بن عمر، در سال ۵۴۳ در شهر ری متولّد شد. وی به فخر رازی معروف بوده و به امام المشکّکین و ابن خطیب ملّقب گشته است. پدرش ضیاءالدّین از اساتید معروف آن زمان بود ؛از این رو تعلیمات و آموزش های پدری عالم در ایجاد تفکّرات علمی رازی نقش وافری داشت به خصوص این که نزد پدر، تعالیم و تفاسیر قرآن کریم را فراگرفت ؛ با این حال وی نیازمند استادی بود که تحت تعلیمات وی، آموزش های تخصّصی فلسفه را تجربه کند و آن کسی نبود جز مُجدّدالدّین جیلی که بعدها استاد سهروردی نیز گشت.

  بعد از تکمیل تحصیلات، فخرالدین رازی برای جمع آوری علم و دانش های افزون عازم خراسان شد و در آنجا کتب و نوشته های ابوعلی سینا را با دقّت مورد مطالعه قرار داد.

از آنجا به ماوراء النّهر رفت و در دربار غیاث الدّین و برادرش شهاب الدّین مورد احترام و اکرام قرار گرفت ، این تقرّب، فرصتی بود تا رازی ضمن استفاده از منابع و کتب کتابخانه دربار، آموخته ها و علم خود را به شاگردان و دیگر طالبان علم بیاموزد.

   اما این فرصت گرانمایه دیری نپایید، چرا که فخر رازی به سبب انتقاداتش بر فرقۀ کرامیّه در زمینۀ تجسیم و تشبیه مورد غضب واقع شد، چنان که درصدد جانش برآمدند، او اعتقادات راسخی داشت و اظهار نظری بی باک، چنان که سعی در آگاهی افکار مردم دربارۀ فلسفه و دیگر علوم داشت، اما جو را نامساعد می دید ،این امر باعث شد که او از آنجا به غزنه و سپس به هرات رود ، در هرات او به سبب حمایت علاءالدّین خوارزمشاه در آرامش و احترام اقامت گزید، وی تا آخر عمر در این شهر ماند.

امام فخرالدین رازی در سال ۶۰۶ و در اوج شهرت و افتخار در سن ۶۳ سالگی دیده از جهان فرو بست.

 

آثار و نوشته ها

  فخرالدین رازی کتب، رساله ها و آثار ارزنده و گران بهایی از خود به جا گذاشته است که در موضوعات و مباحث متنوّع نگاشته شده است ؛ از آنجا که وی دارای ذهنی بسیار نقّاد و تحلیلگر بود، قدرت عجیبی در ایجاد شکّ و شُبهه در آثار فلاسفه بزرگ داشت و از این جهت به امام المشکّکین مشهور است.

برخی از کتاب های او در ایجاد شُبهه و شک در آثار و نوشته های دیگر فلاسفه دارد که با قلمی نقد آمیز نظرات آنها را بیان کرده است.

فخرالدین رازی را می توان یکی از آگاه ترین و منتقدترین فلاسفۀ اسلامی دانست، چنان که نه تنها نظرات و حکمت فیلسوفان اسلامی بلکه فلسفۀ یونانی را نیز نقد کرده است.

  در نقد فلسفۀ اسلامی، فخرالدین رازی تلاش خود را در جهت مخالفت با فلسفه به سود کلام صرف کرد.

رساله های مهمّ او در زمینۀ مخالفت با فلسفه عبارت اند از:

شرح الإشارات، شرح عیون الحکمه، المباحث المشرقیّه.تمامی این کتاب ها بیانی نقد آمیز و منتقدانه نسبت به فلسفۀ کلام دارند.

نقش مهم فخرالدین رازی در تقویت کلام اشعری با خلق آثار مهمی همچون الأربعین فی اصول الدّین، لوامع البیّنات و المحصّل که از کتاب های درسی به شمار می رود، آشکار است. همچنین کتاب المطالب العالیه فی علم الکلام از رساله های مهمّ فخر رازی است.

  آوازه و شهرت دیگر فخرالدین رازی در پزشکی است و کتاب ها و رساله های متعدّدی در صحّت، نبض و تشریح از وی به جا مانده است ؛وی یک دایره المعارف طبّی به نام الجامع الکبیر یا الطّب الکبیر نوشته است، ولی متأسّفانه این دایره المعارف ناتمام مانده ولی در جای خود اثری سنجیده و شایسته است.

مهم ترین اثر طبّی رازی، کتابی است که در شرح کلّیّات قانون ابن سینا نوشته که بیشتر مطالب آن کتاب را انتقاد نموده است.

فخرالدین رازی کتاب و رساله های زیادی در موضوعات دانش های مختلف تالیف نموده از جمله کتابی دایره المعارف گونه با نام جامع العلوم، السّر المکتوم در نجوم.

علاوه بر کتب و رساله های فلسفی و پزشکی، فخرالدین رازی در زمینۀ تفاسیر قرآن، آثار ارزنده ای از خود به جا گذاشته است که در نوع خود بی نظیر هستند.

از آنجا که وی از کودکی به آموختن قرآن کریم پرداخت و تفسیر آن را نزد پدر فراگرفت، در پیری چنان با قرآن مأنوس بود که می گوید: “من همۀ اسالیب علم کلام و جمیع طرق فلسفه را تجربه کردم، ولی در هیچ یک از آنها فایده ای که از قرائت قرآن بردم، نیافتم.” مفاتیح الغیب یا تفسیر کبیر فخرالدین رازی مهم ترین تفسیر کلام اشعری است که تاکنون تألیف شده و در آن افزون بر براهین کلامی، بسیاری از مطالب علمی، جغرافیایی و تاریخی مستند جهت تفسیر آیات بیان گشته است.

این کتاب الگو و نمونه ای برای بسیاری از کتب تفسیری گشت، به نحوی که دنبالۀ این تفسیر را کسانی چون ابن الخویی و سیوطی پی گفتند و آن را تکمیل کردند.

مهم ترین اثر رازی در علم اصول فقه، کتاب المعالم فی اصول الدّین و الفقه می باشد. این کتاب شامل دو بخش “المعالم فی اصول الدّین ” و “المعالم فی اصول الفقه” می باشد.

به طور کلّی آثار و کتاب های فخرادین رازی همواره از منابع ارزشمند و گران مایۀ علوم اسلامی است که منشأ و الگوی بسیاری از کتاب های دیگر شد. 

 

مخالفان‌ امام‌ فخرالدین رازی‌

گفتیم‌ امام‌ در سخنوری‌ و ایراد خطابه‌ بسیار زبردست‌ بود و سخنان‌ او از چاشنی‌ کلام‌ و صوفیگری‌ و فلسفه‌ و اشعار شاعران‌ بزرگ‌ خالی‌ نبود و نیز گفتیم‌ که‌ وی‌ در فروع‌ دین‌، مذهب‌ شافعی‌ داشت‌. از این‌ رو، روزگار او مجالی‌ بود برای‌ پیشرفت‌ کار شافعیان‌ و رواج‌ عقاید ایشان‌.
امام‌ فخر با مایه‌ فراوان‌ علمی‌ و نیروی‌ بیان‌ و وابستگی‌ به‌ دیوان‌ برای‌ ادعیان‌ مذاهب‌ دیگر مجالی‌ برای‌ عرض‌ عقیده‌ و بیان‌ حقایق‌ ایمانی‌ خود نمی‌داده‌ است‌. ولی‌ آنها نیز بیکار نمی‌نشستند و او را آزار می‌رسانیدند. یکی‌ از این‌ گروه‌، کرامیان‌ بودند که‌ سرانجام‌ از دست‌ زبان‌ او به‌ تنگ‌ آمدند و در طعامش‌ زهر ریختند که‌ به‌ نظر گروهی‌، امام‌ به‌ سبب‌ همین‌ مسمومیت‌ درگذشت‌. از داستانهای‌ عجیب‌ کرامیان‌ یکی‌ این‌ بود که‌: نامه‌هایی‌ چند پر از دشنام‌ و بدگویی‌ نوشتند و بر منبر او نهادند و چندین‌ بار این‌ کار را تکرار کردند.

امام‌ سرانجام‌ از این‌ کار سخت‌ برآشفت‌ و نامه‌ای‌ را بر فراز منبر برای‌ شنوندگان‌ خود خواند آن‌ گاه‌ در جواب‌ کرامیان‌ گفت‌:
در این‌ نامه‌ها به‌ پسر من‌ نسبت‌ بدکاری‌ داده‌ و زنم‌ را و غلامم‌ را نیز بدکاره‌ قلمداد کرده‌اند. اگر این‌ نسبتها درست‌ باشد باید بگویم‌: پسرم‌ جوان‌ است‌ و جوانی‌ شعبه‌ای‌ از دیوانگی‌ است‌ ولی‌ امیدوارم‌ از آن‌ کار بد باز آید و توبه‌ کند؛ اما زنان‌ و غلامان‌ را امانت‌ کمتر باشد مگر خدای‌ آنها را از بدکاری‌ نگاه‌ دارد. با وجود همه‌ اینها در این‌ نامه‌ از پسر یا زن‌ یا غلام‌ من‌طلبی‌ نیامده‌ بود دال‌ بر اینکه‌ بگویند: خدا جسم‌ است‌ و یا او شبیه‌ آفریدگان‌ خویش‌ است‌ و یا خدا دست‌ و پا و خواهش‌ نفسانی‌ دارد، شما انصاف‌ دهید که‌ کدام‌ یک‌ از ما راه‌ یافته‌تر است‌!

برهان‌ قاطع‌ بر گلوی‌ فخرالدین رازی‌!
اسماعیلیان‌ یا باطنیان‌ از او دلخون‌ بودند و از نیش‌ زبانش‌ به‌ تنگ‌ آمده‌ بودند تا اینکه‌ امام‌ چند روز پیایی‌ در درس‌ خود اظهار کرد که‌: این‌ ملاحده‌ برای‌ دسترسی‌ عقاید خود برهان‌ قاطعی‌ ندارد. یک‌ اسماعیلی‌ مأمور شد و به‌ حلقه‌ درس‌ و به‌ گروه‌ شاگردان‌ امام‌ پیوست‌ و پیوسته‌ در تقرب‌ می‌افزود. روزی‌ به‌ امام‌ گفت‌: سؤالی‌ محرمانه‌ دارم‌ و امام‌ را به‌ کتابخانه‌ خصوصی‌ برد و او را به‌ چالاکی‌ تا بالای‌ سر برداشت‌ و بر زمین‌ نهاد و کاردی‌ از لای‌ کتاب‌ برکشید و بر گلوی‌ پیرمرد امام‌ نهد و گفت‌: این‌ برهان‌ ماست‌! ترا نمی‌کشم‌، اما باید قول‌ بدهی‌ که‌ پس‌ از این‌ از اسماعیلیان‌ بدنگویی‌… امام‌ با منت‌ پذیرفت‌ و از فردا در بحث‌ جانب‌ احترام‌ و مماشات‌ پیش‌ گرفت‌. روزی‌ یکی‌ از شاگردان‌ از امام‌ پرسید:
– مگر در اصول‌ عقاید استادی‌ در باب‌ اسماعیلیان‌ تغییری‌ حاصل‌ شده‌ است‌؟
امام‌ گفته‌: البته‌ زیرا برهان‌ قاطع‌ آنها را در دستشان‌ دیده‌ام‌!

آثار امام‌ فخرالدین رازی(رحمه الله)

   از امام‌ آثار بسیار ذکر کرده‌اند که‌ ما مهم‌ترین‌ آنها را در ذیل‌ نقل‌ می‌کنیم‌:

 

  1. تفسیر قرآن‌ معروف‌ به‌ تفسیر کبیر که‌ خود آن‌ را « مفاتیح‌ الغیب‌ » نامیده‌ است‌. امّا تمام‌ عجایب‌ و شگفتی های‌ علوم‌ را تا روزگار خویش‌ در آن‌ گرد آورده‌ است‌. در پایان‌ گفتار، دربارۀ‌ این‌ کتاب‌ سخن‌ خواهیم‌ گفت‌.
  2. تفسیر قرآن‌ معروف‌ به‌ تفسیر صغیر که‌ خود آن‌ را « اسرارالتّنزیل‌ و انوارالتّأویل »‌ نامیده‌ است‌.
  3. تفسیر سورۀ‌ فاتحه‌ که‌ یک‌ جلد جداگانه‌ بوده‌، ولی‌ ابن‌القفطی‌ گوید که‌: در تفسیر سورۀ‌ فاتحه‌، کتابی‌ در ۱۲ جلد به‌ خطّ‌ ریز و کوچک‌ خود نوشته‌ است‌.
  4. المطالب‌ العالیه‌ در علم‌ کلام‌. ولی‌ ابن‌القفطی‌ گوید: المطالب‌ العالیه‌ در حکمت‌ است‌. ولی‌ ظاهراً قول‌ ابن‌القفطی‌ اشتباه‌ است‌ چه‌ این‌ کتاب‌ در مطالب‌ کلامی‌ بحث‌ می‌کند و ما بعداً یک‌ مسئله‌ از آن‌ را در همین‌ بخش‌ از لحاظ‌ خوانندگان‌ گرامی‌ خواهیم‌ گذرانید.
  5. نهایه‌ العقول
  6. کتاب‌ الاربعین‌ فی‌ اصول‌ الدّین‌
  7. المحصل‌
  8. البیان‌ و البرهان‌ فی‌ الرّد علی‌ اهل‌ الزیغ‌ و الطّغیان
  9. المباحث‌ العمادیّه
  10. تحصیل‌ الحق
  11. تهذیب‌ الدّلائل‌
  12. عیون‌ المسائل
  13. ارشاد النّظار الی‌ لطایف‌ الأسرار
  14. أجوبه‌ المسائل‌ البخاریّه
  15. المعالم‌ در کلام
  16. المحصول‌ در اصول‌ فقه
  17. لباب‌ الإشارات‌ در فلسفه‌ که‌ خلاصۀ اشارات‌ شیخ‌ رئیس‌ ابوعلی‌سینا است‌ و الحق‌ امام‌ رازی در خلاصه‌ کردن‌ و پیراستن‌ این‌ کتاب،‌ هنر کرده‌ است‌ ؛این‌ کتاب‌ با اشارات‌ شیخ‌ در سال‌ ۱۳۳۹ به‌ کوشش‌ استاد محمود شهابی‌ در دانشگاه‌ تهران‌ چاپ‌ شده‌ است‌.
  18. شرحی‌ بر مفصل‌ علّامه‌ جاراللّه‌ زمخشری‌ (وفات ۵۳۸ هجری‌)
  19. شرح‌ وجیز غزّالی‌، که‌ آن‌ را تمام‌ نکرده‌ و فقط‌ فصل‌ عبادات‌ و نکاح‌ را در سه‌ جلد پرداخته‌ است‌.
  20. شرح‌ سقط‌ الزّند ابوالعلاء معرّی‌ فیلسوف‌ و شاعر عرب‌ (در گذشته‌ ۴۴۹ ه.ق‌)
  21. در طب‌ شرح‌ کلّیّات‌ قانون‌
  22. الجامع‌ الکبیر الملکی‌
  23. تعجیز الفلاسفه‌ به‌ فارسی‌
  24. المباحث‌ المشرقیّه در فلسفه‌
  25. الزّبده‌
  26. جامع‌ العلوم‌ معروف‌ به‌ « ستّینی‌ » در تعریف‌ و شرح‌ شصت(۶۰) علم‌ از علوم
  27. شرح‌ الإشارات‌
  28. طریقه‌ فی ‌الخلاف‌
  29. کتاب‌ فی‌ مناقب‌ الشّافعی‌
  30. عیون‌ الحکمه
  31. شرح‌ الاسماء الحسنی‌

  غیر از کتاب های‌ مزبور، ابن‌القفطی‌ در تاریخ‌ الحکماء سی(۳۰) تألیف‌ دیگر از امام‌ فخر رازی(ره) نام‌ می‌برد که‌ ما از نام‌ بردن‌ آنها تن‌ می‌زنیم‌.

   ابن‌ خلّکان‌ کتاب های‌ امام‌ را بسیار ستوده‌ و گوید:

   « کتاب های‌ او در زمان‌ حیاتش‌ در اغلب‌ بلاد عالم‌ منتشر شده‌ بود و دانش‌پژوهان‌ به‌ تعلیم‌ و تعلّم‌ مطالب‌ آنها مشغول‌ بودند ».

آرا و نظرات امام فخرالدین رازی

او از جمله معدود افرادی است که تقریباً به بیشترین علوم زمان خود آگاهی و اشرافیّت داشته است. کتب و آثاری که با موضوعات متنوّع نگاشته است، نشان از علم و دانش فزون و متنوّع اوست. رساله ها و نوشته های او که در زمینه های مختلف با استادی تمام نگارش شده است، حکایت از آن دارد که در علوم کلام، فلسفه، تفسیر، ریاضیّات، پزشکی و نجوم تبحّر داشته است.

او فردی جامع الاطراف و دارای ذهنی جست و جوگر، تحلیلگر و نقّاد بود و با اشراف بر آرای فلاسفه، علی رغم مخالفتش با بسیاری از نظریّات فلاسفه، از روش قیاسی و برهانی و برخی آرای فلسفی برای تثبیت پایه های علم کلام استفاده کرد و باعث شد کلام از موضع تدافعی و جدلی خارج و به یک علم مستقل تبدیل شود.

   از این جهت او را عاملی مؤثّر در ایجاد کلام فلسفی برشمرده اند. در فلسفه بیشتر یک منتقد فلسفه بود تا یک فیلسوف، به طوری که حتّی با بسیاری از مباحث فلسفۀ یونان مخالفت ورزید.

نظریات و دیدگاه او در باب فلسفۀ یونان که به نقد و بررسی آنها پرداخته بود، باعث شگفتی بسیاری از فیلسوفان معاصرش می گشت که به تقلید صرف و بیان ساده از فلسفه می پرداختند. بسیاری از نظریّه پردازان و اندیشمندان معاصر فلسفه اظهار داشته اند که شرح او بر الإشارات ابوعلی سینا، گاه خارج از اعتدال و نقد و بررسی عالمانه است. چنان که به گفتۀ خواجه نصیر در ابتدای شرح خود بر اشارات، تلاش فخر نوعی جرح است تا شرح.

  امّا وی در مخالفت با فلاسفه هیچ گاه از طریق استدلال و احتجاج خارج نشد و هرگز از تفسیق و تکفیر استفاده نکرد. دکتر شریف در کتاب تاریخ فلسفه در اسلام در توصیف این موضوع چنین می گوید: “فخر رازی که از مطالعۀ آثار غزّالی(ره) متأثّر شده بود، فلسفه را تا به آنجا خوانده که یکی از استادان مسلّم آن فن گردید.”

  بر خلاف متکلّمان که فلسفۀ یونانی یا مشّائیان را یکسره رد می کردند، امام رازی بسیاری از مباحث فلسفۀ یونان را انتقاد کرد، در حالی که برخی از آنها را نیز پذیرفت.

در مقدّمۀ المباحث المشرقیّه که مهم ترین کتاب فلسفی اوست، می نویسد: “رفیقان ما متعلّق به دو گروه هستند، یک گروه شامل کسانی است که فیلسوفان یونانی را تقلید می کنند و هیچ کس را لایق آن نمی شمارند که اندیشۀ آنها را مورد بحث قرار دهد و از این که قادرند گفته های آنان را در یابند بر خود می بالند. گروه دیگر شامل کسانی است که همۀ اندیشۀ آنها را یکسره و بی استثنا رد می کنند. هر دو این گروه در اشتباه اند. ما در نوشته های فیلسوفان غور کردیم و درست آنها را تأیید و نادرست آن را رد کردیم. ما اصول چندی بر این فلسفه افزودیم و اندیشۀ تازۀ چندی اظهار داشتیم.

با دقّت در گفته های امام فخر رازی می توان پی برد که در دوران وی، گروهی از روی جدل و گروهی از روی تقلید به فلسفه می پرداختند، در حالی که ایشان با نقد و تفحّص در مباحث فلسفی برخی را پذیرفته و برخی را رد می نمودند.

  بدین منوال فخرالدین رازی با نبوغ و تیز بینی خاصّ خود به بررسی نقّادانه فلاسفه می پردازد و در بسیاری از مباحث به نوآوری و ابتکار دست می زند؛ مثلاً در زمینۀ وجود ذهنی، انتقاداتی مستدل بر آرای حکما دارد و وجود آن را انکار می کند و علم را جز نوعی اضافه چیزی نمی شمارد. او قاعده الواحد (الواحد لایصدر عنه الّا واحد) را نمی پذیرد و صدور کثرت از وحدت را جایز می شمارد. دربارۀ معنای حسن و قبح، کلام نفسی و رؤیت باری نیز نظرهایی دارد که در نوع خود سنجیده و قابل بحث اند، ولی در این مقاله نمی گنجند. 

داوود طیبی‌ گوید: در اول‌ که‌ امام‌ به‌ هرات‌ بود، فقیر و تنگدست‌ بود و چیزی‌ نداشت‌ و من‌ در یکی‌ از مدارس‌ مجهول‌ و گمنام‌ او را دیدم‌ که‌ مریض‌ بود. از تنگدستی‌ خویش‌ به‌ من‌ شکایت‌ کرد. من‌ از بازرگانان‌ نامدار چیزی‌ از زکوه‌ مالشان‌ بگرفتم‌ و به‌ وی‌ دادم‌ تا به‌ خراسان‌ برود.

چون‌ فخر رازی‌ معروف‌ شد و کم‌ کم‌ کتابهای‌ او به‌ ظهور رسید، مردم‌ به‌ تعلیم‌ و تعلم‌ آن‌ مشغول‌ شدند و کتابهای‌ گذشتگان‌ را فراموش‌ کردند و این‌ بدان‌ سبب‌ بود که‌ امام‌ در تألیف‌ و تصنیف‌ و شرح‌ کتابهای‌ متقدمان‌ روشی‌ تازه‌ داشت‌.

در شهر هرات‌ ارباب‌ مذاهب‌ به‌ محضر درسش‌ حاضر می‌شدند و اشکالها و سؤالهای‌ خود را از او می‌پرسیدند و او همه‌ را به‌ بهترین‌ صورت‌ ممکن‌ جواب‌ می‌گفت‌. به‌ سبب‌ وجود او و نفوذ مواعظ‌ و سخنان‌ وی‌ جمع‌ کثیری‌ از کرامیان‌ به‌ مذهب‌ تسنن‌ برگشتند و امام‌ در هرات‌ به‌ جایی‌ رسید که‌ او را شیخ‌ الاسلام‌ لقب‌ دادند.

چون‌ امام‌ در حکمت‌ و کلام‌ تبحر داشت‌ و از ذوق‌ شاعرانه‌ هم‌ بی‌نصیب‌ نبود، آن‌ گاه‌ که‌ استدلال‌ می‌کرد، سخنش‌ متین‌ و استوار بود و زمانی‌ که‌ مقصودش‌ ترغیب‌ مردم‌ بود به‌ استادی‌ مهارت‌ بی‌نظیری‌ خلق‌ را به‌ انجام‌ مقصود برمی‌انگیخت‌ و بدین‌ جهت‌ بود که‌ همه‌ به‌ مقام‌ علمی‌ او اعتراف‌ داشتند، او را به‌ انواع‌ می‌ستودند. از صفات‌ مهم‌ امام‌ تکثیر و توفیر دلیل‌ است‌ بر اثبات‌ یک‌ مدعا، در دفتر هفتم‌ مثنوی‌ که‌ منسوب‌ به‌ مولانا جلال‌الدین‌ بلخی‌ است‌ چند بیتی‌ آمده‌ که‌ مؤید این‌ مطلب‌ است‌:
کوه‌ و دریا و درخت‌ و برگ‌ و شاخ‌
جمله‌ مخلوقات‌ این‌ کاخ‌ فراخ‌
شاهدی‌ بر وحدت‌ ذات‌ خدا دیده‌ عقل‌ ای‌ برادر برگشا
فخر رازی‌ رحمه‌اللّه‌ علیه‌… آن‌ امین‌ اللّه‌ موثوق‌ علیه‌
غیر این‌ جمله‌ براهین‌ و دلیل‌ بر کمال‌ ذات‌ خلاق‌ جلیل‌
از کمال‌ عقل‌ فرد کم‌ علیل‌ کرده‌ اخراج‌ او هزار و یک‌ دلیل‌.

وفات و آرامگاه
امام فخر رازی در روز دوشنبه، عید فطر سال ۶۰۶ قمری در شهر هرات در گذشت.

او بسیار مورد علاقه و احترام دولت وقت بود و برخی می‌گویند: به همین سبب فرقه کرامیه به خاطر حسادت به موقعیتش او را مسموم نمودند.

مرقدش در شمال غرب شهر هرات و در سمت غربی متوسط جاده خیابان هرات واقع بوده و زیارتگاه خاص و عام می‌باشد.

در طول جنگ‌های اخیر و هجوم روس ها به افغانستان، مقبره امام فخر رازی ویران گردیده اما در این اواخر مختصر بازسازی گردیده‌است.
منابع: ‏

تاریخ فلسفه در اسلام، میر محمّد شریف، ترجمه نصرالله پور جوادی، تهران: مرکز نشردانشگاهی، ۱۳۷۰‏

تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، حنا الفاخوری و خلیل الجر، مترجم: عبدالمحمّد آیتی، تهران: ۱۳۶۷

دربارۀ فلسفۀ اسلامی، روش و تطبیق آن، ابراهیم بیومی مدکور، مترجم: عبدالمحمّد آیتی، تهران: امیر کبیر، ۱۳۶۰

منطق و معرفت در نظر غزّالی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۶

نقد غزّالی، یحیی یثربی، تهران: کانون اندیشه جوان، ۱۳۸۴

عمر امین پور – سردشت

نمایش بیشتر

عمر امین پور

@@نویسنده و مترجم ** آذربایجان غربی- سردشت ** فعال مدنی و دعوتگردینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا