تاریخ و سیره

درس ها و پیام های هجرت نبوی

درس هایی که از هجرت رسول الله صلی الله علیه و سلم می توان گرفت
مسلمانان این رخداد عظیم را هر سال احیا می نمایند، رویدادی که موازین تاریخ را دگرگون کرد و مورد توجه و مقبولیت مردم قرار گرفت و آن حادثه هجرت رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) از مکه به مدینه جهت تشکیل دولت اسلامی بود؛ در نتیجه نور اسلام در گیتی گسترش پیدا کرد و مردم گروه گروه وارد دین مبین اسلام شدند.

هجرت پیامبر اسلام (ص) و یاران با وفایش دارای چندین درس و عبرت برای ما مسلمانان است از جمله:

۱_قربانی دادن و از خود گذشتگی:

این رسول خداست که می خواهد سرزمینی که در آن متولد شده و در آن رشد کرده را ترک نماید و خویشاوندان و عشیره خود را رها نماید.
پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در حالی که شهر مکه را ترک می کرد با حالت حزن و با صدای بلند می فرمود :(والله انک لخیر ارض الله و احب ارض الله الی و لولا انی اخرجت منک ما خرجت)ص الترمذی.
قسم به خدا، تو ای شهر مکه! بهترین سرزمین نزد من هستید و محبوب ترین سرزمین نزد من هستید و اگر قومم مرا بیرون نمی کردند هرگز خارج نمی شدم و از تو دور نمی گشتم.

فداکاری ام سلمه در جریان هجرت:

ام سلمه می گوید: هنگامی که ابو سلمه تصمیم گرفت به مدینه برود، شترش را برای من آماده کرد و سپس مرا بر آن سوار کرد و فرزندم سلمه را نیز در آغوشم گذاشت و ما به راه افتادیم، او شتر را دنبال می کشید … وقتی مردان بنی مغیره بن مخزوم او را دیدند به سوی او آمدند و خطاب به او گفتند: ما کاری به تو نداریم اما همسرت را اجازه نمی دهیم هر جا بخواهی با خود ببری! ام سلمه می گوید:آنها مهار شتر را از دست ابوسلمه گرفتند و مرا از شوهر و فرزندم جدا کردند.
این ماجرا نزدیک به یک سال طول کشید و من همواره گریه می کردم، وقتی حالت مرا این جوری دیدند بر من ترحم نمودند و فرزندم را به من تحویل دادند و راه خروج به مدینه را برایم باز نمودند و بالاخره به دیدار شوهرم شاد شدم.

یکی دیگر از مهاجران صهیب رومی بود..

آنگاه که خواست به مدینه هجرت کند، کفار قریش به او گفتند:تو وقتی پیش ما آمدی فقیر و بی بضاعت بودی  ،حالا که ثروتمند وصاحب مال شده ای می خواهی با آن دارایی ات از پیش ما بروی؟ به خدا قسم هرگز به شما اجازه خروج نخواهیم داد.
صهیب در پاسخ به آنان گفت:آیا اگر اموال و ثروتم را برای شما جابگذارم به من اجازه ی خروج می دهید؟ گفتند: بله. صهیب گفت: پس تمام اموال و سرمایه ام برای شما و در مقابل بگذارید که از مکه بروم.
این خبر به اطلاع رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ) رسید ،که ایشان در مورد رفتارصهیب چنیین فرمودند :(ربح صهیب)،
صهیب در معامله ای که انجام داد سود برده است.

۲-نا امید و مأیوس نشدن :

پیامبراسلام صلی الله علیه وآله وسلم بعد از هجرت مسلمانان به مدینه مدتی در شهر مکه ماندگار شد و در این مدت مردم را به سوی اسلام و یکتا پرستی دعوت می کرد ، اما به جز اندکی به او ایمان نیاوردند، پیامبر و یارانش در این مدت با دشواری و زیر انواع شکنجه به سر می بردند. با این حال پیامبر (ص) از دعوتش ذره ای کوتاهی نکرد، بلکه روز به روز شجیع تر و مصمم تر می شد.
پیامبر در فکر این بود که مکان بهتری را برای دعوت برگزیند، چرا که از مکه ناامید شده بود؛ اما متأسفانه- در طایف که قرار بود جایگزین مکه اش نماید- با انواع شکنجه و آزار که اصلا انتظارش را نمی کشید، مواجه شد ؛ به او اهانت کردند و با سنگ او را زدند و در حالی که عمر ایشان از پنجاه سال گذشته بود او را از شهر بیرون راندند، ولی او بیش از پیش بردعوت وابلاغ خود علاقه مند تر بود و در مراسم حج خود را بر قبائل عرضه می کرد و خطاب به آنها می فرمود:((الا رجل یحملنی الی قومه ،فان قریشا قد منعونی ان ابلغ کلام ربی))؛ص ابن ماجه.
آیا کسی هست مرا پیش قومش جهت تبلیغ ببرد، چون قریش مانع من شدند تا پیام پروردگارم را به سمع و گوش آنان برسانم.

در این شرایط هم متاسفانه پانزده قبیله دعوت او را ترک کردند، تا این که خداوند سینه انصار را وسعت بخشید و بیعت عقبه اول و دوم انجام شد و سفیر آن حضرت همانا مصعب بن عمیر به سوی مدینه رهسپار شد و بدین وسیله دعوت الهی استمرار یافت و مقدمات تشکیل دولت اسلامی در شهر مدینه فراهم گردید، و این هجرت باعث شوکت و عظمت مسلمانان جهت تبلیغ دین اسلام و صبر و استقامت آنان گردید.

۳-بهترین یاور رسول الله(ص):
پیامبر علیه الصلاه والسلام با شکوهی ویژه، همراه با ابوبکر صدیق (رضی الله عنه )هجرت نمود، ابوبکری که اکثر مفسران می گویند منظور خداوند از صدیق در قرآن ابوبکر است. رسول الله می فرماید: آن گاه که پیامبراسلام فرمود:(انی اریت دار هجرتکم ذات نخل بین لابتین)رواه بخاری  مکان هجرت شما به من نشان داده شده است که دارای درخت خرما ودر میان دو زمین سنگ لاخ واقع شده است.
،ابوبکر خود را برای هجرت آماده کرد ولی پیامبر خطاب به او فرمود:( علی رسلک فانی ارجو ان یوذن لی)تحمل داشته باش امید وارم که به من اجازه ی هجرت داده شود و با هم برویم.
ابوبکر گفت: پدر و مادرم فدایت ای رسول الله آیا چنین روزی فرا خواهد رسید؟ پیامبر فرمود بله. ابوبکر مدت چهار ماه به انتظار نشست و در این مدت دو شتر را برای هجرت خود و پیامبر آماده می کرد.آن گاه که پیامبراسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خبر هجرت را به ابوبکر داد از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید که رفیق پیامبر ابوبکر صدیق باشد لذا خطاب به پیامبرگفت: آیا واقعا من رفیق و همراه تو در هجرت خواهم بود؟ پیامبر فرمود: بله .
عایشه ام المومنین (رضی الله عنها) می گوید: “قسم به خدا تا روز فرا رسیدن هجرت پیامبراسلام و پدرم – ابوبکر – ندیده بودم کسی از خوشحالی و سرور گریه کند؛ تا آن روز که ابوبکر را دیدم که از خوشحالی دارد گریه می کند “؛رواه البخاری.
آن گاه پیامبر (ص) و ابوبکر (رضی الله عنه) از شهر خارج شدند، ابوبکر جهت مراقبت و پاسداری از پیامبر جلو می افتاد تا خدای نکرده آسیبی به رسول الله نرسد، پیامبر از ابوبکر پرسید 🙁 یا ابا بکر، لو کان شیء احببت ان یکون بک دونی؟)،فقال ابوبکر”والذی بعثک بالحق ما کانت لتکون من ملمه الا ان تکون بی دونک”،

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب به ابوبکر صدیق فرمود: ای ابوبکر آیا اگر حالا اتفاقی رخ بدهد دوست داری آن به من برسد یا به تو؟ ابوبکر صدیق گفت:قسم به خدای که تو را به حق برگزیده دوست ندارم مصیبتی نازل شود مگر این که بر من وارد شود،آن گاه که به درب غار نزدیک شدند، ابوبکر صدیق گفت: یا رسول الله در جای خود بمان تا این که داخل غار را بررسی نمایم .
حاکم در کتاب مستدرک این حدیث را روایت کرده است. امام ذهبی گفته حدیث مرسل است.

۴-دقت در برنامه ریزی و نقشه کشیدن

هجرت رسول الله به ما یاد می دهد که برنامه ریزی موفق چگونه پیروزی را برای ما محقق می سازد و یکی از بزرگ ترین پایه های برنامه ریزی وظیفه شناسی است. ابوبکر صدیق چهار ماه قبل از هجرت به شیوه ای کاملا سری راه را شناسایی و مرکب سواری را مهیا کرد و علی بن ابی طالب را مکلف می نماید تا در بستر آن حضرت (ص) بخوابد تا بدین وسیله مشرکین دچار سردرگمی شوند. این هم فداکاری و نقشه ی جوانان و نوجوانان بود.

 فداکاری زنان از زبان عایشه ام المومنین ( رضی الله عنها)

عایشه از خود و خواهرش “اسماء” تعریف می کند و می گوید: ما با بهترین امکانات پیامبر و ابوبکر پدرم را مجهز کردیم، برای آنان سفره توشه ی سفر به شکل ساک جهت قرار دادن اشیاء درست کردیم.
اسماء دختر ابوبکر (رضی الله عنهما) از خیمه خود تکه ای پاره کرد و با آن دهن کیف را بست، به همین خاطر به او(ذات النطاقین ) می گویند. رواه البخاری.

نقش نوجوانانی  امثال عبدالله پسر ابوبکر در هجرت
عایشه می گوید: پیامبر و ابوبکر به غار ثور رسیدند و به مدت سه شبانه روز در آن جا ماندگار شدند و عبدالله پسر ابوبکر شب ها تا طلوع آفتاب پیش آنان می ماند و صبح اول وقت در مکه حاضر می شد و در طول روز هر خبر و حادثه ای که رخ می داد، شب برای آنان باز گو می کرد. چون واقعا او جوانی ماهر و زرنگ وتیز هوشی بود.رواه البخاری.

یکی دیگر از برنامه ریزی های هجرت پیامبر اسلام و ابوبکر صدیق مربوط می شود به عامر پسر فهیره است ، او چوپان – ابوبکر- بود؛ گوسفند ها را به سوی غار سوق  داد تا اثر جای پای رسول الله و ابوبکر  در روز نخست و اثر پای عبدالله که هر روز بدانجا می رفت محو و زایل شود و همچنین از شیر گوسفند ان نیز به آنان می داد.

یکی دیگر از برنامه های پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) در جریان هجرت، استفاده از  عبدالله پسر اریقط به عنوان نشان دهنده راه و راهنما  است، هر چند که او مشرک بود؛ اما چون امین و قابل اطمینان بود ، آن حضرت به او متوسل می شود ؛ عبدالله پسر اریقط که راه شناس ماهری بود آنان را از راه فرعی به غار ثور  هدایت نمود.

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .

نویسنده: سعد نشوان.

مترجم: علی ملازاده.
۹۶/۸/۲    نقده آرنا

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن