اندیشه

پایان شب سیه، سپید است

پایان شب سیه، سپید است

ان مع العسر یسری

موضوعی که در این مقاله می خواهیم به آن اشاره کنیم، در مورد آیه ۶ سوره ی (انشراح) است. همان آیه ای که برای همه ی ما آشناست و شاید بیشتر اوقات به یکدیگر سفارش کرده باشیم: «إنَّ مَعَ العُسرِ یُسریَ» یعنی: «بعد از هر تنگنا و مشکلی، خوشی و آسانی می آید».

 

آشکار است کە زندگی همه ی انسان ها روزهای سخت و مشکلات و دشواری در بر دارد و کسی نیست که بدون مشکل باشد، اما ما خیلی وقت ها به خاطر اینکه از مشکلات دیگران خبر نداریم، فکر می کنیم که فقط خودمان مشکل داریم. در حالی که هر کسی به نحوی با مشکل و گرفتاری دست و پنجه نرم می کند، بعضی افراد مشکل مادی و یا دیگری مشکل خانوادگی یا روحی و روانی و… دارد. هر چند ما نمی توانیم بیشتر این دردها را احساس کنیم، یعنی کسی از درد دیگری خبر ندارد.

 

هر کس پیدا شود و مشکل ما را حل کند، ما دست او را می بوسیم و سپاسگزار او خواهیم بود، اما بیشتر افراد حتی نمی توانند مشکل خود را نیز حل کنند. بنابراین بهترین چاره و راه حل، همان راهکار خداوند است که انسان مٶمن به این درجه از ایمان برسد، که به این آیه اطمینان داشته باشد: «إنَّ مَعَ العُسرِ یُسریَ». بعد از هر تنگنا و ناراحتی، بیگمان خوشی و شادی می آید.

 

این آیه پیامی را برای انسان به ارمغان می آورد که همیشه امیدوار بوده و به خدایی که چاره ساز تمام مشکلات و گرفتاری هاست، ایمان داشته باشد. اگر اعتمادش به خدا به این درجه رسید، بی گمان خداوند بزرگ به او کمک خواهد کرد. در این آیه بشارت بسیار بزرگی برای ایمانداران وجود دارد که می گوید ای کسانی که ایمان آورده اید، تنگناها و مشکلات هر اندازه بزرگ باشند، مقطعی و برای مدتی کوتاه هستند، بنابراین شخص با ایمان نباید امیدش را از دست دهد، چون اگر کسی امید خود را از دست دهد، ویران شده و درهم می شکند. همانطور که عالمان می گویند: «در پی نومیدی، بسی امید است. پایان شب سیه، سپید است».

 

هیچ وقت شرایط یکنواخت و مانند گذشته باقی نمی ماند و زمانی تغییر پیدا می کند. افراد زیادی بیمار شده اند، مشکلات بزرگ داشته اند، در به در و آواره گشته اند و در آن زمان احساس کرده اند که تا آخر عمر، در آن شرایط سخت می مانند و مشکلاتشان حل نخواهد شد، چون تنها از شرایط زمان حال خبر دارند و نمی دانند که در تقدیر آنها، چی رقم خورده است. اما خواهی دید که بعد از مدتی، همه مشکلات آنها حل شده است، بیماری آنها درمان شده، قرض هایشان پرداخت شده و آن تنگناها و ناراحتی ها به اتمام رسیده است. خداوند بزرگ این مژده را تنها به پیامبر(صلی الله علیه و سلم) نداده، بلکه همه ی ایمانداران را مخاطب قرار داده است.

 

«إنَّ مَعَ العُسرِ یُسریَ» می فرماید: خوشی و فراوانی نعمت، همراه تنگ دستی و ناراحتی می آید. در این آیه خدا کلمه ی (مع) را به کار برده، یعنی (همراه). البته منظور این نیست که خوشی و ناخوشی همزمان با هم بیایند، بلکه منظور خدای بزرگ این است که بعد از هر ناخوشی، بی گمان خوشی می آید.

 

ما امروزه در این روزگار نیاز زیادی به امید داریم. بسیاری از انسان ها امیدی به زندگی ندارند. می بینیم که در دنیا شکست و ناکامی زیادی دیده اند، همانند صحنه های بسیاری که در اطراف ما به چشم می خورد. این همه شکست و مشکل و ناراحتی، چنان بر انسان تأثیر می گذارد که روحیه ی ناامیدی بر او چیره می شود و همین هم باعث می شود به ورطه ی فنا و نابودی برود. آن انسان هایی که احساس ناامیدی می کنند، دائماً از همه کس و همه چیز شکوه و شکایت دارند و هیچ کس از گلایه آنها در امان نمی ماند، گلایه از فرزندان، همسر، فامیل، گذشته و آینده شان می کنند. در چنین شرایطی، هر کس برای خود تحلیل و بررسی هایی می کند و از این و آن عیب جویی می کند.

 

شاعری عرب هست کە می گوید:
 «کل من القاه یشکو دهره
لیت شعری هذه الدنیا لمن؟
یعنی: هر کس را می بینم گلایه دارد و در حال نق زدن است، کاش من میدانستم این دنیا (و نعمت های آن) را چه کسی می خورد؟

 

نکته ی مهم این است که ما در مشکلات خود، همیشه عوامل بیرونی را مسبب و خطاکار می دانیم. فکر می کنیم خود ما هیچ کمبود و نارسایی نداریم که این فاجعه ای بزرگ است.

نکته ای دیگر این است که اگر فردی بین جمعی از افراد ناامید، بلند شده و بگوید می خواهم اقدامی عملی و سزاوار انجام دهم، در همان قدم های اول جلویش را می گیرند و نمی گذارند هیچ کاری انجام دهد. هر وقت کسی قدمی برای بهتر شدن اوضاع برمی دارد، آنقدر در گوشش می خوانند که نمی شود و اوضاع بهتر از این نخواهد شد و این چنین مقابلش می ایستند. این در گوش خواندن باعث می شود خود آن شخص نیز ناامید شده و او نیز مانند بقیه عقب نشینی کند.

 

این اوضاع ناامید کننده، به سبب عواملی پیش می آید.

– یکی از آنها این است که بعضی اوقات در فضای پرورشی نادرستی تربیت می یابیم. یعنی این شرایط را بر ما تحمیل کرده اند، مثل اینکه آمپول ناامیدی به ما تزریق کرده اند. همیشه در منزل و مدرسه و بازار و… این را می شنویم که؛ روزگار خراب شده، مردم بد شده اند و… . حتی اگر کسی بسیار قدرتمند باشد، وقتی این همه کلمات و حرفهای ناامید کننده در گوشش خوانده می شود، بیگمان او نیز متأثر گشته و ناامید می شود.

 

اما بیایید ما هیچ وقت ناامید نشویم، همیشه امیدوارانه حرف بزنیم، فرزندان ما در این شرایط ناگوار که ما برای آنها تدارک دیده ایم، ضرر و خسارت بسیاری می بینند. زمانی که دائماً از ناامیدی حرف بزنیم، به جز ضرر چه سودی می بریم؟ کسی که برای بهتر شدن اوضاع قدم برمی دارد، لازم است بداند که هر چند در اوایل ممکن است مانعش شوند، اما اگر ناامید نباشد، در نهایت موفق می شود.

 

امام غزالی می فرماید: «دو نفر به هدف خود نمی رسند: کسی که از خود راضی و مغرور باشد و کسی که ناامید باشد».

 

کسی که مغرور باشد، می گوید من به همه چیز رسیده ام و دیگر هیچ تلاش دیگری نمی کند و کسی که ناامید است، می گوید من که هر کاری انجام دهم، سودی ندارد. بنابراین او نیز هیچ قدمی به جلو برنمی دارد.

 

– عامل دیگر این است که زمانی که مشکلی پیش می آید، نگرش نادرستی نسبت به آن داریم. بسیاری از افراد زمانی که مشکلی برایشان پیش می آید، بسیار با سهل انگاری به آن می نگرند. شاید یک مشکل، صدها عامل داشته باشد، اما او تنها یکی از عوامل را می بیند. کسی که نتواند مشکلش را از هر لحاظی ببیند و بسنجد، بنابراین برایش روشن نمی شود و نمی تواند آن را طبقه بندی کند که کجای مشکل مهم بوده و در اولویت قرار دارد و کجا مهم نیست و برای حل آن از کجا شروع کند و سرانجام می بینیم که موفق نمی شود آن را حل کند. آن وقت که نتوانست مشکل را حل کند، افسرده و ناامید می ماند و هیچ قدمی به جلو برنمی دارد و تسلیم آن اوضاعی می شود که در آن قرار دارد و زانوی غم  بغل کرده و منتظر است معجزه ای روی دهد. همانند آن مرد بیکاری که دعا می کرد و می گفت: خدایا رزق و روزی به من ببخش. امام عمر به او گفت: برو کار کن، از آسمان که زر و زیور نمی بارد. رزق و روزی تنها با دعا بدست نمی آید، بلکه لازم است همراه با دعا و نیایش، تلاش و کوشش هم کرد.

 

ما اگر ناامید نباشیم و هر آن چه از دستمان برمی آید، انجام دهیم، مطمئناً هر مشکلی هرچند مهم و بزرگ نیز باشد، بلاخره حل خواهد شد. قرار نیست مشکلات ما عمیق و ریشه دار باشد و راه حلشان نیز از ریشە باشد. اندیشمندی می فرماید: هر چه قدر در توان داری، تو همان اندازه تلاش کن. بعضی افراد می گویند، من باید این مشکل را برای همیشه و از ریشه حل کنم، اما به نتیجه نمی رسد. وقتی دنیا خودش موقت است، برای مشکلاتمان نیز گاهی باید راه حلی موقتی پیدا کنیم.

 

– دلیل دیگر این است که ما کمتر به عوامل درونی مشکل توجه می کنیم. چون هر مشکلی هم عامل درونی دارد هم عامل بیرونی. اگر عوامل درونی کم باشند، عوامل بیرونی تأثیرات بسزایی نخواهند داشت. همیشه یادمان باشد که: «از ماست که بر ماست».

 

بسیاری از ضرر و زیان هایی که به ما می رسند، از خودمان نشأت می گیرد. بنابراین دیگران را مقصر ندانیم. از هر جنبه ای که باشد، چه اجتماعی و چه شخصی، دلیلش به خود ما برمی گردد. اگر آمدیم و مشکلات درونی خود را با خود و خانواده و با جامعه حل کردیم و وظیفه ی خود را به خوبی انجام دادیم، آن وقت هیچ کس را مقصر نمی دانیم.

 

خدای بزرگ در قرآن کریم می فرماید: «وَ إِن تَصبِرُوا وَ تَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیئًا» [آل عمران:۱۲۰] یعنی: «اگر صبور و پرهیزگار باشند، نقشه و نیرنگشان هیچ زیانی به آنها نمی رساند».

 

اما اگر خود ما سست و ضعیف باشیم، همانند جسم ضعیفی کە در مقابل بیماریها نمی تواند مقاومت کند، از تمام جوانب تولیدی، اقتصادی و اجتماعی و… سستی به ما رو کرده و هر کسی می تواند بر ما مسلط شود. ضعف و سستی امروز همه ی مسلمانان در همه ی دنیا، در مرحله ی اول خودشان هستند. خودشان ضعیف اند و نمی توانند مشکلات خود را بشناسند. امید و ایمانشان به خدا ضعیف است. تلاش و کوششی ندارند. همه ی ما نسبت به خودمان کوتاهی می کنیم و بیشتر به عوامل بیرونی توجه می کنیم. آیا اگر مردم تمام دنیا بسیج شوند، می توانند جلوی باد و باران و برف زمستان را بگیرند؟ نه نمی توانند. همان طور نیز نمی توانیم از قدرتمندان و دشمنان دین تقاضا کنیم و بگوییم، خواهش می کنیم بیشتر از این با ما دشمنی نکنید و حق ما را نخورید!

 

نمی توانیم این کار را انجام دهیم! پس اگر نمی توانیم این کار را انجام دهیم، آیا باید همین طور دست رو دست گذاشته و بنشینیم؟ لااقل می توانیم خودمان و خانواده مان را اصلاح کنیم و قربانی نشویم. می توانیم جامعه ی خود را اصلاح کنیم و تا جایی که می توانیم، قوانین را اجرا کنیم.

 

اگر هر کس تنها خود را ببیند و هیچ کس دیگری را مقصر نداند و تنها خود را بازخواست کند، دیگر مشکلی باقی نمی ماند. بیشتر مشکلات از این که خود را نمی شناسیم و خود را نمی بینیم سرچشمه می گیرند، که این خود مشکل بسیار بزرگی است که انسان نتواند از خود انتقاد کند و خود را نشناسد و نقدپذیر نباشد.

 

– آخرین عامل این است که ما از قانون تغییرات و دگرگونی در زندگیمان بی خبر هستیم. این دنیا هم شب دارد هم روز. در پی هر شب تاریکی، روزی روشن می آید و بعد از همه ی روزها نیز، شب فرا می رسد. در جهان هستی این قانون گردش شب و روز همیشه جاریست. اگر این طور نباشد، سیستم دنیا به هم می ریزد. قانون زندگی دنیا نیز چنین است که در آن هم مشکل وجود دارد و هم راه حل. حتی اگر مشکلی پیش بیاید و ما هیچ راه چاره ای نداشتیم، این را بدانیم که مطمئناً راه چاره ای هست که ما هنوز آن را پیدا نکرده ایم. اینجاست که باید به این آیه ایمان داشته باشیم: «إنَّ مَعَ العُسرِ یُسریَ».

 

به ویژه اگر اینجا مخاطبمان بیشتر افراد متفکر و تحصیل کرده باشد، قضیه حساس تر گشته و این افراد نباید سهل انگار باشند و لازم است با نگاهی انتقادپذیرانه به این موضوعات بنگرند و راه چاره ی خوب و مقبول به مردم نشان دهند و موضعگیری و برخوردی منفی نداشته باشند و ناامید نباشند. چون اگر روحیه ی ناامیدی بر هر جامعه ای سایه افکند، آن جامعه از بین می رود.

 

روزی دو موش را به مدت ده دقیقه داخل مشت دست نگه داشته و فشار دادند، یکی را هر چند ثانیه یکبار آزاد می کردند. سپس هر دو را داخل حوض آبی انداختند، موشی را که هر چند بار آزاد می کردند، چون امیدی به زنده ماندن داشت، بیشتر از بیست ساعت در آب شنا کرد، سپس غرق شد. اما موش دیگر چون هیچ امیدی نداشت، بعد از ده دقیقه غرق شد.

 

برای همین است که وقتی انسان هیچ امیدی نداشت، نمی تواند هیچ کاری انجام دهد و در زندگی نیز موفق نخواهد بود. بنابراین لازم است هر کس در جامعه با روش و راهکاری خاص، تلاش کند تا مردم را امیدوار کند و راه چاره درست و منطقی را نشان دهد. آن وقت بر اساس آیه: «إنَّ مَعَ العُسرِ یُسریَ»، این مشکل مطمئناً حل خواهد شد. اگر می خواهی در زندگی موفق شوی، لازم است صبور باشی. اگر بر مشکلات چیره باشی، با تحقیق و بررسی و چاره، بر آنها چیره می شوی.

 

به عنوان حرف آخر، اندیشمندی می فرماید: اگر می خواهی مشکلات، کمرت را خم نکنند، مشغول حل مشکلات دیگران باش. کسانی که مشغول حل مشکلات دیگران هستند، مشکلات خودشان جلوی چشمشان بسیار کوچک جلوه می کند. اما وقتی سرش تنها به مشکل و کار خودش مشغول باشد، مشکلاتش را بسیار بزرگ تصور می کند.

در پایان از خداوند متعال خواستارم که ما را از زمره کسانی قرار دهد که بسیار امیدوار بوده و همیشه در فکر حل مشکلات خود و دیگران هستند.

 

والسلام و علیکم و رحمت الله.

 

فایل صوتی کلاس تفسیر: عثمان ایزدپناه
نویسنده و گردآورنده: کلثوم حسن زاده
مترجم: مینا قرنی دولت آباد
ویراستار: حسن زاده

نمایش بیشتر

مینا قرنی دولت آباد

استان آذربایجانغربی - مهاباد نویسنده و مترجم دارای ذوق شعر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا

Notice: ob_end_flush(): failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/mihrab777dcv3e/domains/sozimihrab.org/public_html/wp-includes/functions.php on line 4757

Notice: ob_end_flush(): failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/mihrab777dcv3e/domains/sozimihrab.org/public_html/wp-includes/functions.php on line 4757