اصول

پدیده تکدی گری از منظر اسلام

اسلام و پدیده تکدی گری

فقرخطرناک تر از هر بلا و مصیبتی است که گریبان گیر انسان می شود.

فقر شخصیت انسانی را خورد و مقام و منزلتش را در میان مردم از بین می برد ؛ به همین خاطر است که پیامبر{صلی الله علیه وسلم} همیشه از شر فقر به خدا پناه می برد و در یک دعا فقررا قرین کفر ذکر می کند همانطور که در حدیث می فرماید:

{اللهم انی اعوذبک من الکفر و الفقر} {بار الها از شر کفر و فقر به تو پناه می برم}

لقمان حکیم نیز این گونه فرزندش را نصیحت می کرد:

فرزندم ؛ به واسطه کسب و کار حلال بر فقر غلبه کن ؛ که براستی هیچ مردی فقیر نشود مگر اینکه سه خطر گریبانگیر او می شود: سهل انگاری در دین ؛ ناتوانی در تفکر و ازدست دادن اقتدار و شجاعت.

و خطرناک تر از همه این ها اینکه نزد مردم تحقیر می شود و منزلت او نادیده گرفته می شود.

 اسلام راه و روش و برنامه ای محکم و استوار را برای مقابله با فقر بنیان نهاده است و جامعه را در برابر خطرات و آسیب های حاصل از آن حمایت و حفاظت می کند .

اسلام انسان را به کسب و کار وجدیت در انجام آن فرامی خواند و این اولین و کارسازترین راه  برای مقابله با فقر به شمار می آید .

سپس برای حمایت از فقرا و مساکین و نیازمندان زکات دادن را بر مومنان ثروتمند و دارا فرض کرده است و ثروتمندان و سرمایه داران را به انفاق و اطعام مساکین و دادن صدقات فراخواند تا در سایه این همکاری اجتماعی تسکینی بردردها و رنج های فقرا و تهیدستان حاصل شود.

 یکی از آثار زیانبار فقر و تنگدستی درجامعه پدیدارشدن پدیده ی زشت و خطرناک تکدی گری و تظاهر به فقرعده ای انسان های سست بنیان می باشد ؛ پدیده ای که همانند سرطانی هلاک کننده در بسیری شهرها و روستاها رواج پیدا نموده است .

تکدی گری در جامعه پدیده ای بیگانه و غیرعادی است و آثار شوم آن تنها به فقرا و متکدیان برنمی گردد ؛ بلکه ضررها و آثار شوم آن به آحاد مختلف جامعه سرایت پیدانموده است ..

از جمله آسیب دیدگان این پدیده زشت می توان به کسانی اشاره نمود که توان کسب وکار دارند ولی از روی تنبلی و هرزگی تکدیگری را پیشه نموده اند و برای غارت و چپاول اموال مردم از هر روش ممکن بهره می گیرند و انواع و اقسام حیله ها و نیرنگ ها و حالت های زشت و نفرت آور را به کار می برند تا نانی بدست آورند!

زیانی که عاید این ها می شود این است که از فراگرفتن هرگونه حرفه و شغل باز می مانند و بدین وسیله باعث ترویج بیکاری و فقر در جامعه می شوند.

 تکدیگر انسانی بی شخصیت و حقیر است ؛ او به واسطه ی این کار زشتش آبرویش می رود و بی حرمت می شود و دیگر ذره ای از کرامت و بزرگی و حیاء نزد او نمی ماند و حقارت و پستی او قبل از همه بر خودش مبرهن و آشکار است و این حقارت زمانی بیشتر قابل لمس است که دستش را به سوی مردم دراز می کند تا به او چیزی بدهند!

 اما حال و وضع این انسانی که توان کسب و کار را دارد و حقارت و بی حرمتی و ذلت را در هنگام گدایی برخود روا می دارد چگونه است؟

وموضع و دیدگاه ما درمورد تکدیگرانی که توان کسب و کار را دارند چگونه است ؟

حقیقتا اگر ما نگاهی به فرامین اسلامی بیندازیم در می یابیم که اسلام مقابله و پیکاری سرسختانه با پدیده ی تکدیگری دارد و هیچ مدارا و چشم پوشی با این پدیده ندارد وعلام نوده که این کار زشت است و همچنین بیان نموده است این گونه انسان ها هرگز مستحق صدقه و انفاق نیستند .

الله}جل جلاله} می فرماید:{ ‏لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ‏}بقره۲۷۳ (‏ ( چنین بذل و بخششی مخصوصاً باید ) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا درمانده‌اند و به تنگنا افتاده‌اند و نمی‌توانند در زمین به مسافرت پردازند ( و از راه تجارت و کسب و کار برای خود هزینه زندگی فراهم سازند و ) به خاطر آبرومندی و خویشتنداری ، شخص نادان می‌پندارد که اینان دارا و بی‌نیازند ، امّا ایشان را از روی رخساره و سیمایشان می‌شناسی ،  ( چه از لحن گفتار و طرز رفتار پیدا و نمودارند و ) با الحاح و اصرار ( چیزی ) از مردم نمی‌خواهند . و هر چیز نیک و بایسته‌ای را که ببخشید ، بیگمان خدا از آن آگاه است . ‏)

پرداخت انفاق وصدقه برای این تکدیگرانی که توان کسب و کاردارند روا نیست بلکه صدقه ویژه فقرا و نیازمندان است ؛ کسانی که توان تلاش برای کسب روزی را ندارند و در عین حال آنقدر حجب و حیا دارند  که کسی از حال و وضع نابسامان مالی آنها خبر ندارد و به واسطه ی حیاء و خویشتن داریی که دارند همه آنها را بی نیاز و غنی می پندارند ؛ چون آنها چیزی را از مردم نمی خواهند و گدایی نمی کنند ! هرچند می توان به واسطه ی حالت و آثار فقر که بر چهره و وضعیتشان نمایان است آنها را بازشناخت.

از منظر اسلام کسی که توان کسب و کار را دارد گرفتن صدقه برایش حلال نیست این حکم در حدیثی که امام ترمذی از رسول الله{صلی الله علیه وسلم} روایت می کند گرفته شده است

پیامبر{صلی الله علیه وسلم}می فرماید:{لا تحل الصدقه لغنی ولا لذی مره سوی}(پرداخت صدقه به شخص غنی و بی نیاز جایز نیست و همچنین گرفتن صدقه برای کسی که دارای قدرت و توان مالی بوده و سالم باشد روا نیست و همچنین دریافت صدقه برای کسی که توان جسمی دارد و از سلامت کامل اعضا برخوردار است نارواست.

احادیث زیادی از پیامبر درمورد برحذرداشتن و نهی از گدایی و درخواست از مردم روایت شده است.

امام بخاری و امام مسلم به نقل از ابن عمر روایت می کنند که رسول الله{صلی الله علیه وسلم}فرمود:{ما یزال الرجل یسال الناس حتی یاتی یوم القیامه و لیس فی وجهه مزعه لحم}(فرد از گدایی کردن دست بردار نیست تا اینکه روز حساب و قیامت می آید در حالی که هیچ تکه گوشتی برصورتش نمانده و صورتی چندش آور دارد.

امام احمد از عبدالرحمن بن عوف روایت می کند که رسول الله{صلی الله علیه وسلم} فرمودند:{لا یفتح عبد باب مساله الا فتح الله علیه باب فقر}(هیچ بنده ای دریچه ی گدایی را بر خود باز نمی گذارد مگر اینکه خداوند دریچه ی فقررا بر او می گشاید .

امام نسائی از عائذ بن عمرو روایت می کند: مردی نزد پیامبر{صلی الله علیه وسلم}آمد و در حضور ایشان گدایی کرد و پیامبر صدقه ای به او بخشید و پس از رفتنش پیامبر فرمود:{لو یعلمون ما فی المساله ما مشی احد الی احد یساله شیئا}(اگر می دانستند که در گدایی کردن چه آثار شومی هست هیچکس به سوی کسی دیگر به منظور گدایی نمی رفت

باتوجه به احادیث فوق در می یابیم که رسول الله{صلی الله علیه وسلم} مردم را به سوی کسب و کار حلال  ترغیب و تشویق می کرده اند  نه اینکه کسی دستش را به سوی دوستش برای گدایی دراز کند ؛ چرا که نگاه مردم به این شخص نگاهی تحقیرآمیزانه و همراه با اهانت خواهد بود .

امام مسلم به نقل از ابوهریره روایت می کند که رسول الله{صلی الله علیه وسلم}فرمودند:

{لان یغدو احدکم فیحتطب علی ظهره لیتصدق به ولیستغنی عن الناس خیر له من ان یسال رجلا اعطاه او منعه ذلک لان الید العلیا خیر من الید السفلی}(اگر یکی از شما به واسطه ی به دوش کشیدن بار هیزم زندگی خود را بچرخاند و با درآمد حاصل از چوب فروشی امرار معاش نموده و خود را از مردم بی نیاز کند برایش بهتر ازاین که گدایی کند و چیزی را از مردم بطلبد زیرا دست بخشنده و بالا از دست گیرنده و پایینی بهتر است).

پیامبر{صلی الله علیه وسلم} در پاره ای احادیث به ما می آموزد که با تکدیگرانی که توان کسب و کار دارند چگونه تعامل و رفتارکنیم.

امام بخاری به نقل از انس بن مالک روایت می کند که مردی از انصار نزد پیامبر آمد و طلب صدقه کرد پیامبر(ص) خطاب  به او فرمود: آیا در خانه ی تو چیزی نیست؟ مرد پاسخ داد : چرا؛ پارچه ای نمدین داریم که مقداری از آن را می پوشیم و مقداری را به عنوان زیرانداز استفاده می کنیم و همچنین کاسه ای بزرگ که در آن آب می نوشیم .

پیامبر(ص) فرمود: آن پارچه نمدین و کاسه بزرگ را برایم بیاور. مرد پارچه و کاسه را آورد و پیامبر آنها را در دست گرفت و فرمودند: چه کسی این دو را می خرد؟ مردی گفت: من آن دو را به یک درهم می خواهم. پیامبر فرمودند: چه کسی بیشتر از یک درهم می خرد؟ مردی دیگر گفت: من آن دو را به دو درهم می خرم. پیامبر وسایل مرد را فروخت و دو درهم را به مرد انصاری داد و خطاب به او فرمود: با یک درهم مقداری خوراکی برای خانواده ات تهیه کن و با درهم دیگر تیشه ای تهیه کن و آن را برایم بیاور.

 پیامبر(ص) منتظر ماند تا مرد با تیشه اش برگشت ؛ سپس پیامبر به آن مرد فرمود: برو هیزم جمع کن و تا پانزده روزدیگر تو را خواهم دید  پس برو و مشغول جمع کردن چوب باش ؛ مرد رفت و مشغول جمع هیزم شد و آن را می فروخت و بعد از ۱۵ روز دیگر نزد پیامبر برگشت ؛ در حالی که ده درهم سود به دست آورده بود ؛ با برخی از درهم ها لباس خرید و با مقداری دیگر نیز خوراکی لازم برای خود و خانواده اش تهیه کرد..

 پیامبر فرمود: این کار – هیزم فروشی – برای تو بهتر است از اینکه گدایی کنی و در روز قیامت با چهره ای بی گوشت و زشت ظاهر شوی.

گدایی کردن جایز نیست مگر در سه حالت:

  • برای شخصی که فقیرو ناتوان و تهی دست باشد.
  • برای شخص ورشکسته ای که توان جبران خسارت را نداشته باشد
  • برای پرداخت خون بها و دیه ای فراوان و رنجور کننده.

می بینیم که پیامبر در این موضع قاطعی که نسبت به آن مرد انصاری از خود نشان داد بجای بخشش و مهربانی و چشم پوشی او را از گدایی باز داشت و تصمیم گرفت که بجای دادن صدقه به او وی را راهنمایی نماید تا شغلی آبرومندانه پیشه نماید .

 پیامبر(ص) برای پرداختن این گونه انسان ها به کسب و کار و پرهیز از تکدی گری بسیار حساس بود و همواره تلاش می کرد که انسان ها بجای این عادت حقیرانه و شرم آور که  کرامت و هیبت و حیاء را از صاحبش می گیرد و تهی می کند به کسب درآمد پاک وحلال بپردازند  و برای رسیدن به این منظور چگونگی کار کردن و کسب درآمد حلال را به منظور بی نیاز شدن از دیگران و گدایی نکردن  را آموزش می داد.

تکدیگری طاعونی خطرناک است که با ویرانی ها و تخریب هایش جوامع را تهدید می کند گدایی کردن نوعی مال مردم خوردن در راه باطل است .

امام ابن قیم تکدیگری را ظلمی درحق ربوبیت پروردگار می داند ؛ چون دادن توان رفع مطالبه به غیرخدا نوعی بندگی و عبودیت به شمار می آید ؛ علاوه بر اینکه گدایی ظلمی درحق مطالبه شونده و صدقه دهنده است ؛ چون گدا او را در معرض مشقت و سختی و تکلف بذل و بخشش و سرزنش دزونی بابت نبخشیدن قرار می دهد .

و بالاخره گدایی ظلمی درحق خود تکدی گر نیز است چون گدایی آبروی او را می برد و خودش را در مقابل غیر از خالقش خوار و ذلیل می کند و شرف و عزت و عفتش را از بین می برد.

 پس ای کاش همگی با این پدیده ی زشت و بیماری مهلک درجوامع اسلامی مقابله می کردیم تا زمانی که تمامی انسان ها برای بدست آوردن کسب و کار و درآمدی پاک و حلال تلاش می کردند و بیکاری ,هرزگی, گدایی و دست دراز کردن بسوی مردم برای رفع نیازشان را ترک می کردند.

والسلام.

ترجمه : شهریار احمدی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن