اصول

ازدواج بدون اجازه ولیّ ؛ آری یا خیر؟؟!

ناگفته هایی در باره « ولایت در ازدواج»
ازدواج از مؤکدترین سنت ­های پیامبران است. خداوند متعال می­فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّیَّهً  [رعد: ۳۸] و ما پیش از تو پیغمبرانی را روانه کرده‌ایم و زنان و فرزندانی بدیشان داده‌ایم.

اما ازدواج دارای شرایط و ارکانی مخصوص می­ باشد، یکی از ارکان ازدواج وجود ولیّ زن است و حکمت مشروعیت ولایت بر زن رعایت مصحلت و حفظ حقوق وی می­ باشد؛ لذا در شریعت اسلام هیچ زنی را نمی ­توان بدون در نظر گرفتن ولیّ به نکاح کسی در آورد.

ازدواج کردن یک زن – چه باکره باشد یا بیوه – با یک مرد بیگانه ، بدون اجازه­ ی ولی در هیچ یک از آیات و احادیث صحیح از پیامبر اسلام بدان اجازه  داده نشده است.

با استناد به کتاب های فقهی و با توجه به آیه ۲۳۲ سوره بقره «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ» : و هنگامی که زنان را طلاق دادید و مدّت عدّه­ی خود را به پایان رسانیدند، مانع آنان نشوید که با شوهران (سابق یا با کسان دیگری ) ازدواج کنند، اگر در میانشان به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد.

ولیّ، حق ندارد زنی را که تحت ولایت و سرپرستی اوست، از ازدواج منع کند. پس هرگاه ثابت شد که در صورت  خواستگاری مردان شایسته از دخترش، یا خواهرش (در صورتی که پدر یا پدر بزرگ نداشته باشد) مانع ازدواج او می شود، زن می تواند قضیه را به دادگاه شکایت کند . پس در صورتی که ثابت شود ولیّ او، مانع ازدواجش است، ابتدا قاضی به ولیّ او دستور می دهد که دختر (یا خواهر و یا…. ) را به ازدواج با کسی در بیاورد. در صورتی که ولیّ مانع ازدواج آن زن شد، قاضی  آن زن را به ازدواج شخصی که مناسب اوست در می­آورد. و به هیچ وجه برای زن جایز نیست در صورتی که ولیّ او مانع ازدواجش است، بدون مراجعه به دادگاه یا محاکم شرعی یا حاکم شرع منطقه و….  شخصاً خود را به ازدواج با کسی در بیاورد. زیرا وجود ولیّ شرط صحت نکاح است.

سبب نزول آیه ۲۳۲ سوره بقره در صحیح بخاری حدیث شماره ۴۵۲۹:

 از یونس به نقل از حسن روایت است که گفت: « معقل بن یسار خواهری داشت که شوهرش او را طلاق داد، پس او را (در خانه­ی برادرش معقل) رها کرد تا  اینکه عده­اش به پایان رسید، دوباره از او خواستگاری کرد و خواست او را  (که یک طلاقه داده بود دوباره) به زیر نکاحش برگرداند، اما معقل مانع آن شد که خواهرش دوباره به نزد شوهرش بازگردد، در پی آن خداوند آیه ۲۳۲ سوره­ی بقره را نازل کرد:  «و هنگامی که زنان را طلاق دادید و مدّت عدّه‌ی خود را به پایان رسانیدند ، مانع آنان نشوید که با شوهران ( سابق یا با کسان دیگری ) ازدواج کنند ، اگر در میانشان به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد ( و خواسته باشند زندگی خانوادگی آبرومندانه‌ای به راه اندازند ) ، این ( احکام حکیمانه همراه با ترغیب و ترهیبی که گذشت ) همان چیزی است که کسانی از شما بدان پند داده می‌شوند که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند . این ( اوامر و نواهی الهی ) برای شما ( از نظر رشد علائق و روابط اجتماعی و تطهیر نفوس از زنگ بدگمانیها و آلودگیهای محیط ) پربرکت‌تر و پاکیزه‌تر ( از ممانعت زنان از ازدواج با دیگران و غیره ) است ، و خدا ( مصالح اجتماعی بشری و فوائد نهفته در این احکام را ) می‌داند و شما ( اسرار این اوامر و نواهی را چنان که شاید و باید ) نمی‌دانید.‏»

پس بر اساس این آیه ولیّ زن، حق ندارد مانع ازدواج او باشد.

اما هرگاه زن بدون اجازه ولی با کسی ازدواج کند از دیدگاه جمهور فقها ازدواج او باطل است.

ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۷۰ مقرر می دارد:

نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست.
براساس این ماده, دختری که به سن بلوغ رسیده و قاعدتاً از تحت ولایت خارج است, از نظر نکاح نمی­تواند مستقلاً اقدام کند، در عین حالی که دیگر تحت ولایت نیست و نظرش معتبر است و عقد نکاح بدون رضایت و اراده او واقع نمی­شود، باید اجازه و موافقت پدر یا جد پدری را نیز جهت انعقاد عقد نکاح تحصیل کند. لزوم اجازه پدر یا جد پدری برای ازدواج دختر باکره در ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی قبل از اصلاحیه نیز مورد تاکید قرار گرفته بود.

برای کسی جایز نیست بدون اجازه ولیّ زنی، با آن زن ازدواج کند. پیامبر صلی الله علیه و سلم می­فرماید: «أیما امرأه نکحت بغیر إذن ولیها فنکاحها باطل باطل باطل» [أخرجه أبوداود (۲۰۸۳) والترمذی (۱۱۰۲) وابن ماجه (۱۸۷۹) عن عائشه رضی الله عنها، وصححه الألبانی فی إرواء الغلیل (۱۸۴۰).]  (۱).  و دلایل فراوانی بر این قضیه وجود دارد از جمله: حدیث أبی موسى  رضی الله عنه قال: قال النبی صلى الله علیه وسلم: «لا نکاح إلا بولی». رواه الترمذی (۱۱۰۱) وأبو داود (۲۰۸۵) وابن ماجه (۱۸۸۱). وصححه الشیخ الألبانی فی صحیح الترمذی (۱/ ۳۱۸).

جمهور فقها بر این باورند که  ولی یکی از شروط صحت نکاح است، پس هر وقت زنی با وجود ولیّ ، خود را به ازدواج با کسی درآورد نکاحش باطل است و تجدید نکاح بر او واجب می­شود. فقها در خصوص این قول به چند دلیل استدلال کرده­اند: از جمله: پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمود: “لا نکاح إلا بولی”((نکاح بدون ولیّ، صحیح نیست)) به روایت از أحمد (۸۶۹۷)، وأبو داود (۲۰۸۵)، وترمذی (۱۱۰۱) از حدیث أبو موسى اشعری –رضی الله عنه-، و حاکم (۲/۱۸۵) با چندین سند ، و گفته است: ” این روایت به صورت صحیح از ازواج پیامبر صلى الله علیه وسلم  از جمله: عائشه، وأم سلمه، وزینب بنت جحش، رضی الله عنهن جمیعا –شنیده شده است. التلخیص الحبیر (۳/۱۵۶).

 از  عائشه –رضی الله عنها- روایت است که گفت: رسول الله صلى الله علیه وسلم:فرمود:  “أیما امرأه نکحت بغیر إذن موالیها فنکاحها باطل –ثلاث مرات- فإن دخل بها فالمهر لها بما أصاب منها، فإن تشاجروا فالسلطان ولی من لا ولی له” : هر زنی که بدون اجازه ولی­ّ خود ازدواج کند، نکاح وی باطل است، پیامبر صلى الله علیه وسلم این جمله را سه بار تکرار نمود. پس اگر مرد با وی آمیزش جنسی انجام داد، مهر المثل زن بر او واجب می­گردد، و اگر با هم اختلاف کردند، سلطان، ولیّ کسی است که ولیّ ندارد.

رواه أحمد (۴۲۵۰) وأبو داود (۲۰۸۳) وابن ماجه (۱۸۷۹) وصححه أبو عوانه، وابن خزیمه، وابن حبان (۴۰۷۴)، والحاکم (۲/۱۸۲)، قال ابن کثیر: وصححه ابن معین، وغیره من الحافظ. سبل السلام (۳/۱۱۸)، وانظر فتح الباری (۹/۱۹۱)

اگر یک زن در کشور باشد که قاضی شرع در آنجا وجود نداشته باشد، یکی از مسلمانان مانند امام جمعه­ ی مسجدی، یا رئیس مرکزی اسلامی ولایت او را بر عهده می­گیرد، یعنی زن می­تواند ولایت خود را به او بسپارد که در این صورت مثل آن است که پدرش او را شوهر داده باشد.

امام بخاری در صحیح خویش بابی را با این عنوان دارد: ” باب من قال ” لا نکاح إلا بولی؛ بابی در خصوص اینکه نکاح جز با اجازه­ی ولیّ جایز نیست.

ازأبو موسى روایت است که گفت: :پیامبر صلى الله علیه وسلم  فرمود: ” لا نکاح إلا بولی ” .
رواه الترمذی ( ۱۱۰۱ ) وأبو داود ( ۲۰۸۵ ) وابن ماجه ( ۱۸۸۱ ) والحدیث : صححه الشیخ الألبانی رحمه الله فی ” صحیح الترمذی ” ( ۱ / ۳۱۸ )

شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله گفته است:

هرگاه ولیّ موجود نبود، ولایت زن به شایسته ­ترین فردی انتقال می ­یابد که مسئولیت ­های دیگری از نوع ولایت و سرپرستی را به عهده دارد مانند رئیس یا ریش سفید روستا، یا امیر کاروان (در صورتی که همه مسافر باشند) و … الإختیارات ( ص : ۳۵۰).

ابن قدامه گفته است: از امام احمد روایت است که گفت: در صورتی که برای زن ولیّ ای پیدا نشد، یک مرد عادل با اجازه­ی او، او را به ازدواج با کسی در می­آورد. المغنی ( ۹ / ۳۶۲ )

و أحادیث دیگری مانند حدیث زهری از عروه از عائشه از  پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم  روایت است که  رَسُول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود:  أَیُّمَا امْرَأَهٍ نَکَحَتْ بِغَیْرِ إِذْنِ وَلِیِّهَا فَنِکَاحُهَا بَاطِلٌ فَنِکَاحُهَا بَاطِلٌ فَنِکَاحُهَا بَاطِلٌ فَإِنْ دَخَلَ بِهَا فَلَهَا الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا فَإِنْ اشْتَجَرُوا فَالسُّلْطَانُ وَلِیُّ مَنْ لَا وَلِیَّ لَهُ هر زنی که بدون اجازه ولی خود ازدواج کند، نکاح او باطل است، اگر آن مرد با او همبستری کرد، در برابر کامجویی از او، مهریه به او تعلق می گیرد، و اگر(در تعیین ولی) اختلاف کردند، حاکم ولی کسی است که ولی ندارد” “

موافقان نکاح بدون ولی

امام قرطبی در تفسیرش گفته است: ” زهری و شعبى می­ گفتند: هر وقت زنی خود را به ازدواج مردی که  همتای اوست با حضور دو شاهد در آورد، این نکاح جایز است. 

همچنین امام ابو حنیفه گفته است: هر وقت  زنی خود را به ازدواج مردی که  همتای اوست با حضور دو شاهد در آورد، این نکاح جایز است و این قول، گفته­ ی زُفَر نیز می­باشد. اما در صورتی که آن مرد همتای او نباشد، باز هم نکاح جایز بوده (و صورت گرفته است،) اما اولیای زن می­توانند او را از آن مرد جدا کنند.

و در جای دیگر ی گفته است: هر وقت زنی، مردی را وکیل خویش قرار دهد تا او را به ازدواج با مردی که همتای اوست در بیاورد، آن نکاج جایز است (= شرعی است)  و ولیّ آن زن حق ندارد او را از شوهرش جدا کند. جز اینکه زنی اصیل باشد که او را به ازدواج با برده­ای در بیاورد. این مذهب مالک نیز می­باشد.

و در جای دیگری گفته است:  کسانی که مذهب ابوحنیفه، زهری و شعبی را قبول کرده­اند، حدیث پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم  (=” لا نکاح إلا بولی ” ) را بر نکاح کامل حمل کرده­اند ، یعنی نکاح بدون ولیّ کامل نیست. مانند این حدیث که می­فرماید: ” لا صلاه لجار المسجد إلا فی المسجد ” و ” لا حظ فی الاسلام لمن ترک الصلاه “. نماز همسایه مسجد جز در مسجد ، نماز نیست. کسی که نماز را ترک کند، سهمی در دین ندارد. اما عمل صحابه و ائمه­ای که بعد از آنان آمده­اند بر این بوده که در نکاح ولیّ باید باشد.

اجازه برای ازدواج بدون رضایت ولیّ از تعدادی از صحابه و تابعین نیز نقل شده است.   

پس در این شکی وجود ندارد زنی که ولایت خود را به شخص دیگری– غیر از ولیّ اصلی­اش – واگذار کرده باشد،  و آن شخص او را به ازدواج مردی در آورده  باشد، نمی­تواند خود را مجرد (= ازدواج نکرده) بداند.

اما عمل صحابه و ائمه­ ی بعد از آنان و محدثان بر این بوده که نکاح بدون ولی، جایز نیست. ولی  تعدادی از صحابه و تابعین نکاح بدون رضایت ولیّ را صحیح دانسته ­اند.

و خلاصه موضوع به این ترتیب است:

در اجبار دختر باکره ­ی صغیره بین علما به جز ابن شبرمه، هیچ اختلافی وجود ندارد همچنین در عدم اجبار  ثیبه ­ی کبیره [زنی که یک بار ازدواج کرده وبعد از آن شوهرش مرده باشد یا او را طلاق داده باشد)  به جز حسن، کسی مخالفت نکرده است اما در غیر آن اختلاف نظرهای زیادی دارند.

اصح اقوال بر این است که نزدیک ترین شخص به دختر باکره ­ی صغیره می ­تواند او را به ازدواج کسی در بیاورد، اما قبل از اینکه به سن بلوغ برسد، برای شوهر او جایز نیست با او مباشرت جنسی بنماید و مباشرت جنسی شوهر با او بعد از رسیدن به سن بلوغ هم مقید به اجازه­ی دختر است؛ در صورتی که دختر این نکاح را نپذیرد، به منزله ­ی طلاق است. اما اجبار دختر بالغه بر ازدواج برای کسی جایز نیست.

و زن باکره که به سن بلوع رسیده نمی ­تواند شخصاً خود را به نکاح کسی در بیاورد بلکه مردی را وکیل خویش می ­نماید.

با توجه به مطالب بالا و خطیر بودن امر ازدواج نباید آن را آسان گرفت، زیرا در حدیث دیگری به نقل از ابوهریره پیامبر می ­فرماید: «ثَلَاثَهٌ جِدُّهُنَّ جِدٌّ وَهَزْلُهُنَّ جِدٌّ النِّکَاحُ وَالطَّلَاقُ وَالرَّجْعَهُ» رَوَاهُ الْخَمْسَهُ إلَّا النَّسَائِیَّ، وَقَالَ التِّرْمِذِیُّ حَدِیثٌ حَسَنٌ غَرِیبٌ.

سه چیز هستند که با جدّیت و قاطعیت گفتن آن هم جدّی است و از روی شوخی گفتن آن نیز جدّی به حساب می­آید؛ نکاح، طلاق و رجعت (رجوع به همسرش بعد از یک یا دو طلاقه دادن او). این حدیث به جز نسائی در دیگر صحاح آمده است.

ترجمه و تحقیق: خالد ایوبی نیا.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

خالد ایوبی نیا

استان آذربایجان غربی - ارومیه مترجم - نویسنده فعال دینی و حافظ قرآن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن