اصولعبادات

قُربانی و مشروعیت آن

قُربانی

نویسنده : فرج بن عبدالعال
قربانی:

مقصود از قربانی همان چهارپایانی است که در روز عید و ایام التشریق ( سه روز پس از عید قربان ) به خاطر تقرب به خدا ذبح می شود.
در زبان عربی به قربانی « أضحیّه » می گویند.امام نووی در کتاب المجموع(۱) می گوید که اصمعی در مورد« أضحیّه » چهار تلفظ وجود دارد با ضمّ و کسرهمزه و جمع آن « أضاحیّ » با تشدید و یا تخفیف یاء است.
و سوم « ضحیه و جمع آن ضحایا و چهارم أضحاه و جمع آن أضحی مانند أرطاه و أرطی و به همین علت عید قربان « یوم الأضحی» نامیده شده است.
و گفته می شود: عید قربان، أضحی نامیده شده، چون در چاشتگاه انجام می شود.
نام گذاری این عید از نام وقتی که در آن مشروع است، گرفته شده است. (۲)
در کلمه « أضحی» دو زبان وجود دارد، مذکر بودن که لهجه وزبان قبیله ی قیس است و مؤنث بودن که لهجه ی قبیله ی تمیم است.
باید قربانی از چهارپایان اهلی باشد که در زبان عربی به آن « بهیمه الانعام » می گویند. بهیمه نامی برای هر جانورچهارپایی است؛ که به علت نقص در زبان وگنگ بودن و عدم قدرت تشخیص خوب از بد و نداشتن عقل چنین نامیده شده است.
انعام، همان شتر و گاو و گوسفند و بز است که به خاطر آرام راه رفتنش چنین نامیده شده است.

مشروعیت قربانی:

خداوند قربانی را با آیات زیر مشروع اعلام فرمود: ﴿ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴾(۳)«حال که چنین است تنها برای پروردگار خود نماز بخوان و قربانی بکن» ، خدای عزّ وجلّ می فرماید: ﴿ وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴾(۴)« ما قربانی بزرگ و ارزشمندی را فدا و بلاگردان او کردیم.»، وخدای تبارک وتعالى:می فرماید: ﴿ وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَکُمْ فِیهَا خَیْرٌ ﴾(۵)«ما شتران را برای شما ازجمله ی مراسم و مناسک الهی قرار داده ایم و در چنین حیواناتی خیر شما است.»ابن عطیه (۶) در تفسیر آیه ی اول می گوید: خداوند متعال به طور عام و کلی به ادای نماز دستور داده است، پس واجبات و فرایض با شروط خود و ادای مستحبات به دنبال آن وجود دارد و از دیدگاه عموم مردم، منظور از ذبح، ذبح گوسفند و قربانی حیوانات است …انس بن مالک می گوید: رسول خدا (ص) درعید قربان، قبل از نماز قربانی می کرد، از این رو خدای متعال به او دستور فرمود که اول نماز بخواند، سپس قربانی کند.
محمد بن کعب قرظی می گوید: « عده ای از مردم برای غیر خدا نماز می خوانند و یا قربانی می کنند، در حالی که ( ای محمد ) ما به تو خیر و خوبی فراوان داده ایم؛ پس نماز و قربانیت تنها برای خدا باشد.»
در عید،بدون شک یک شادی بزرگ، دل های مومنان موحد را فرامی گیرد؛ زمانی که به پیروی از سنت پیامبرشان از فرمان پروردگارشان اطاعت می کنند و دستور فدیه را به یاد می آورند که خداوند در مورد آن می فرماید: ﴿ وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴾(۷) پس ثروتمند به فقیر مهر می ورزد و همگی برای احیای این سنت مبارک از همدیگر پشتیبانی می کنند؛ تا مانند سایر سنت های دیگر از بین نرود و بر ویرانه هایش، بدعت شر آمیزی که منجر به هلاک مردم شود، برپا نگردد، پس ای یکتاپرستان قربانی کنید و خودتان را بوسیله ی آن پاک گردانید.
پس بدان ( خدا به تو رحم کند) که هر وسیله ای که بنده را به خدا نزدیک گرداند، با انجام دادنش، پاداش بزرگی از جانب خدای بزرگ متعال، نصیب صاحبش می شود. در تفسیر آیه ی (۸) ﴿ لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا ﴾(۹)( مائده ۹۳)«بر کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند ، گناهی به سبب آنچه نوشیده اند ، متوجه آنان نیست اگر از ( محرمات ) بپرهیزند.» ابن خویز منداد می گوید:این آیه، شامل خوردن و استفاده از مباح و انجام شهوات و بهره بردن از هر غذا و نوشیدنی لذیذ و ازدواج می شود؛ هر چند بیش از حد انجام شود یا بهایش زیاد باشد، این آیه مانند دو آیه ی زیر است که خداوند متعال می فرماید: ﴿ لَا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ ﴾(۱۰)«ای مومنان چیزهای پاکیزه ای را که خداوند بر شما حلال کرده است بر خود حرام مکنید.»، ﴿ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ﴾(۱۱)«بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگانش آفریده است و همچنین مواهب و روزیهای پاکیزه را تحریم کرده است.»
در قربانی ها مزیت و احسان زیادی وجود دارد، خداوند عز و جل می فرماید: ﴿ وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَکُمْ فِیهَا خَیْرٌ ﴾(۱۲)«ما شتران را برای شما از جمله ی مراسم و مناسک الهی قرار داده ایم و در چنین حیواناتی خیر ( دنیا و اجر آخرت ) شما است.» یعنی اندوخته ی پاداش وجود دارد. شیخ ناصر سعدی (رح) (۱۳) می گوید: در قربانی تقرب به خدا به وسیله ی بهترین حیوانات قربانی و اخراج مالی است که محبت و دوستی و بخل و حرص نسبت به آن در جان ها و نفس ها سرشته و فطری شده است.
از ام المؤمنین عائشه (رض) روایت شده که فرمود: ای مردم قربانی کنید و جان ها را پاک کنید، یقیناً من از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: « هیچ بنده ای نیست که با قربانی خویش رو به قبله نماید، مگر این که خون و شاخ و پشم آن حیوان به عنوان حسنات، در روز قیامت در ترازویش حاضر می شوند، پس اگر خون روی خاک بیفتد، بی شک در محدوده ی حراست و حفظ خدا می افتد تا این که صاحبش در روز قیامت آن را کامل دریافت خواهد کرد.(۱۴) همچنین از ایشان روایت شده که پیامبر (ص) فرمود: « هیچ عمل آدمی از کارریختن خون قربانی نزد خدای عز و جل محبوبترنیست (۱۵) قطعاً در روز قیامت شاخ ها و سم هایش را خواهیم آورد و بی شک خون از سوی خدای عز و جل در مکانی می افتد (۱۶) پیش از این که بر روی زمین بیفتد، پس با آن خودتان را پاک کنید.(۱۷)» و در روایت آمده است که: « شما در مقابل هر تار پشمی از پوستش و هر قطره ای از خونش حسنه و پاداشی دارید و قطعاَ آن در ترازوی اعمال نهاده می شود، پس مژده دهید. (۱۸)
سنت خدای عز و جل بر این است که در برابر عبادت بندگان، پاداش و عطای فراوان به آنان ببخشد، اگر یکی از ما قصد کار نیکی را داشته باشد، ولی آن را انجام ندهد، یک نیکی برایش نوشته می شود؛ پس چرا شما برای رضای خدای عز و جل و پیروی از سنت پیامبرت(ص) و یادآوری روز قربانی و فدیه و ماجرایی که برای پدر پیامبران؛ ابراهیم (ع) روی داد، حیوانی را قربانی نمی کنی، تا با این عمل به فقرا مهرورزی و با این قربانی نسبت به آنها و خودت سخاوت نمایی و خیرو نیکی دنیا و آخرت را با هم پیوند دهی.
مناوی می گوید: بدون شک هر آنچه بنده از عمل نیک و بد در این سرای دنیا انجام می دهد، نتایجی دارد که در سرای آخرت ظاهر می شود؛ زیرا آنجا محل پاداش و کیفراست و پاداش وسزای هر انسانی بر اساس عملش است و هر نیکی یا بدی، پاداش یا مجازاتش از جنس آن عمل خواهد بود و هر انسانی بر اساس رفتاری که در دنیا داشته است، محشور می گردد. (۱۹)
پس باید جود و بخشش جزو خوی و طبع تو باشد.از بخل بپرهیز؛ زیرا دردی بی درمان است که از خدابرای آن، شفا و تندرستی می خواهیم.

حکمت و فلسفه ی قربانی:

خدای عز و جل قربانی را برای احیا و زنده نگه داشتن یاد داستان حضرت ابراهیم (ع) با فرزندش اسماعیل به عنوان شریعت قرار داد. ابراهیم (ع) در خواب دید که فرزندش اسماعیل را ذبح می کند. رؤیای پیامبران، وحی از جانب خدای متعال است، ار این رو خواست که آنچه دیده بود در عمل اجرا کند، اسماعیل نیز در برابر امر خدای عز و جل گردن نهاد و برای اجرای فرمان از پدرش اطاعت کرد، پس خدای عز و جل در برابر آزادی اسماعیل فدیه ای فرستاد: ﴿ وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴾(۲۰)« ما قربانی بزرگ و ارزشمندی را فدا و بلاگردان او کردیم.»خداوند داستان کامل آن را در سوره ی صافات برای ما بیان می کند و در پایان قصه آنها را می ستاید، بنا بر این قربانی سنتی ماندگار تا روز قیامت است و خداوند قربانی را سخاوت و بخششی بر مردم در روز عید قرار داده است، همچنان که پیامبر (ص) ایام عید را چنین وصف می کند : « حقیقتاَ آن روزهای خوردن و آشامیدن و ذکر خدای عز و جل است. » (۲۱)
رحمت خدا برتو باد، بنگر که چگونه حدیث، دنیا و آخرت را به پیوند داده است و بین نیاز بنده یعنی خوردن و نوشیدن و میان آنچه خدای عز و جل از بنده می خواهد؛ یعنی به فراموشی نسپردن ذکر خدای متعال از سوی بنده، ارتباط برقرار نموده است.این حکمت بزرگی است که بایستی در دل ها نفوذ کند و باید مردم آن را بدانند تا به آن عمل نمایند، چون بسیاری از مردم بسیار به خوردن و آشامیدن اهمیت می دهند، در حالی که به توشه ی خویش برای آخرت توجهی ندارند. خدای متعال در این مورد می فرماید: ﴿ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى ﴾(۲۲)« و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است.» ( بقره ۱۹۷) از خدای متعال فضل و لطفش را خواهانیم.

حکم قربانی:

علما در مورد حکم قربانی با هم اختلاف دارند که آیا واجب است یا سنت؟ برای این مقوله سخنان علما را بیان خواهم کرد و توفیق به یاری خدا است:
امام؛ علامه ابو الولید محمد بن احمد بن رشد قرطبی مالکی در کتاب ارزشمند خویش( المقدمات الممهدات ) (۲۳) می گوید:قربانی سنتی از سنت های اسلام و شرع و قانونی از قوانین آن است، رسول خدا (ص) می فرماید: « به قربانی امر شدم و آن سنتی برای شما است.»اما در مورد فرموده ی خدای عز و جل ﴿ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴾ گفته شده معنایش این است که برای پروردگارت نماز بخوان و برای او قربانی کن، پس آیه بر این اساس در مورد حیوانات قربانی عام است و گفته شده که به مفهوم آن است که نماز صبح را در مشعر الحرام ادا کن، سپس بعد از آن در منی قربانی کن و می گویند: منظور این است که نماز عید را بخوان، و پس از آن قربانی کن.
شیخ الاسلام ابن تیمیه( رح) ( ۲۴) می گوید: قربانی و عقیقه( گوسفندی که برای نوزاد در روز هفتم، پس از تراشیدن مویش قربانی می شود) و گوسفند قربانی از صدقه ی معادل بهای آن ها بهتر است، بنا بر این اگر شخصی ثروتی داشته باشد و بخواهد با آن به خدا نزدیک شود، برای او شایسته است که با آن قربانی کند و خوردن از گوشت قربانی از صدقه بهتر است.
قربانی یکی از موارد هزینه کردن در کار نیک است، پس می توان به وکالت یتیم از مالش قربانی نمود و زن می تواند از مال شوهرش به نیابت از خانواده ی خویش، بدون اجازه بردارد، به شرطی که امانتدار شوهرش باشد.
ابن رشد قرطبی مالکی (۲۵) می گوید: خلاصه ی مذهب مالکی این است که قربانی از سنت هایی است که مردم به آن امر می شوند و اجازه ی ترکش را ندارند، هرچند که مرد فقیر باشد و تنها بهای یک گوسفند را داشته باشد، باید قربانی کند و اگر نیافت باید قرض بگیرد و از وی (رح) روایت شده که قربانی از صدقه بهتر است.
صاحب کتاب « کفایه الاخیار » (۲۶) می گوید:قربانی سنت است، واجب نیست، به علت این که در صحیح مسلم، حدیثی از ام سلمه (رض) آمده است که پیامبر (ص) فرمود: هرگاه هلال ذی الحجه را دیدید و یکی از شما خواست که قربانی کند باید مو و ناخن هایش را نگه دارد.» ( ۲۷) حاکم می گوید: حدیث بر اساس شرط بخاری است. این حدیث دلالت بر این دارد که قربانی را منوط و مشروط به اراده و خواست فرد نموده، در حالی که واجب چنین شرط و منزلتی را ندارد. پس قربانی سنت کفایی است و هر گاه فردی از یک خانواده آن را انجام دهد، حق ادای این سنت از بقیه برداشته می شود و اگر اعضای خانواده آن را ترک نمایند برایشان پسندیده نیست. مخاطب در این حدیث، انسان آزاد و توانا است.
علامه شیخ عبدالله بن شیخ حسن الحسن الکوهجی (۲۸) می گوید: قربانی نسبت به ما سنت مؤکده است؛ اما نسبت به پیامبر (ص) به خاطر حدیث زیر واجب است: « به قربانی امر شدم و آن برای شما سنت است.» قربانی سنت کفایی است، به شرطی که افراد خانواده زیاد باشند، پس هرگاه یکی از اعضای خانواده آن را انجام داد، برای همه کافی است و گرنه سنت عینی است.
امام نووی می گوید(۲۹): امام شافعی و یارانش می گویند: قربانی سنت مؤکده و شعار آشکار و روشنی است برای کسی که توانایی انجامش را دارد، شایسته است که از آن محافظت کند و نسبت به یک خانواده سنت کفایی است، پس هرگاه یکی از آنان قربانی کند، سنت قربانی در حق آنها به انجام رسیده است. رافعی می گوید: یک گوسفند برای یک نفر قربانی می شود، ولی هرگاه یکی از اعضای خانواده آن را قربانی کند، شعار و سنت برای همگی آنان عملی شده است. امام مالک (رح) می گوید: قربانی بر مقیم و مسافر و مرد و زن و کوچک و بزرگ واجب است و سرپرست یتیم می تواند از مال وی قربانی کند و پدر به نیابت از پسران و دخترانی که نفقه آنها بر او واجب است، قربانی می کند، البته پسران تا وقتی که به سن بلوغ می رسند و دختران تا زمانی که ازدواج می کنند و وارد خانه ی شوهرانشان می شوند. رای برگزیده نزد امام مالک این است که برای هر نفر یک گوسفند قربانی شود، اما اگر برای همه ی اعضای خانواده یک گوسفند قربانی شود، ثواب آن به همه می رسد.(۳۰)
قربانی از جمله ی اعمال نیکی است که بنده با انجامش، پاداش داده می شود. در حدیثی از ابن عباس روایت شده که پیامبر (ص) فرمود: « هیچ روزهایی که عمل صالح در آن انجام می شود از این روزها – یعنی دهه ی قربان – نزد خدا محبوتر نیست. گفتند: ای رسول خدا (ص) حتی جهاد در راه خدا؟ فرمود: حتی جهاد در راه خدا، مگر این که فردی با مال و جانش برای جهاد بیرون رود و جان و مالش را از دست دهد و برنگردد.»(۳۱)
قربانی بر افراد توانا واجب است و احادیثی در این مورد آمده است. اینک برخی از آن را بیان می کنیم:
۱- از ابوهریره (رض) روایت شده که رسول خدا(ص) فرمود: هرکس توانایی مالی داشته باشد (۳۲) و قربانی نکند به مسجد ما نزدیک نشود (۳۳)
ظاهر این حدیث دلالت بر وجوب قربانی دارد؛ زیرا دلیل بر محدوده ی بنده در همنشینی با نیکان است. صالحان کسانی هستند که خداوند آنها را توانگر کرده و نعمت به آنان بخشیده است؛ تا قربانی کنند و نسبت به خودشان و دیگران سخاوت ورزند. در حدیث بوی تهدید از سوی پیامبر (ص) و بازداشتن بنده از عقب نماندن از کاروان صالحانی به مشام می رسد که انجام می دهند آنچه را که خدا دوست دارد و از آن خشنود است و از هدایت پیامبر و برگزیده اش پیروی می کنند.
از مخنف بن سلیم روایت شده که گفت: ما در عرفه در خدمت پیامبر (ص) حضور داشتیم که فرمود: ای مردم هر سال بر تمام اعضای خانوده(۳۴)، قربانی و عتیره (گوسفند قربانی جاهلیت که در ماه رجب بنام بتان می کشتند) واجب است، آیا می دانید عتیره چیست؟ عتیره همان است که مردم آن را « رجبیه »(گوسفند قربانی جاهلیت که در ماه رجب بنام بتان ذبح می کردند) می نامند.(۳۵)
این حکم با آنچه بخاری آن را روایت می کند منسوخ و باطل گردید.(۳۶) ابوهریره (رض) از پیامبر (ص) روایت می کند که پیامبر فرمود: « هیچ فرع و عتیره ای جایز نیست»
فرع همان اولین نوزاد حیوان است که آن را برای بت هایشان ذبح می کردند و عتیره در رجب قربانی می شد، ابو داود به این روایت اضافه می کند و می گوید: « سپس آن را می خوردند و پوستش را بر درخت می آویختند.» این حدیث اشاره به علت نهی دارد. امام شافعی جایز بودن چنین قربانی را از آن استنباط کرده است، به شرطی که ذبح به خاطر خدا باشد؛ به دلیل پیوند دادن این حدیث با حدیث « فرع حق یا درست است. » (۳۷)
حاکم(۳۸) روایتی را از عمار بن ابی عمار و او نیز از ابوهریره نقل می کند که پیامبر (ص) فرمود: « فرع( نوبر نوزاد حیوان) حق است، آن را ذبح نکن، زمانی که به دستت می چسپد ( توانایی آزاد ساختن خود را ندارد) بلکه بگذار از شیر مادر بخورد تا زمانی که به صورت بهترین مالت درآید، آنگاه آن را ذبح کن.» امام شافعی به نقل از بیهقی از مزنی روایت می کند که : « فرع، حیوانی بوده که اهل جاهلیت آن را ذبح می کردند و با آن برکت را از اموالشان طلب می کردند، به عنوان مثال، فردی از آنان نوزاد شتریا گوسفندش رابه امید برکت در نوزادان آینده ذبح می کرد. پس در مورد حکمش از پیامبر (ص) پرسیدند، ایشان هم به آنها خبر داد که هیچ کراهتی در آن نیست و به عنوان مستحب بودن به آنها دستور داد که آن را ترک نمایند تا در راه خود آن را برای سواری وباربری به کارگیرند و اما فرمود: « هیچ فرع و عتیره ای جایز نیست.» بدان معنی است که هیچ فرع و عتیره ای واجب نیست.
۲- از ابی سریحه روایت شده که گفت: « خانواده ام مرا وادار به خشونت کردند، پس از این که دانستم که سنت است که خانواده، یک یا دو گوسفند را قربانی می کنند و اکنون همسایگانمان به ما نسبت بخل می دهند(اگربه یک یا دو گوسفند اکتفا کنیم)» ( ۳۹)
پیامبر(ص) دو قوچ گندمگون و شاخ دار را با دست خود ذبح کرد و بسم الله کرد و تکبیر فرمود(۴۰)حدیثی از ام المؤمنین عائشه (رض) وجود دارد که ابن زبیراز ایشان روایت می کند که رسول خدا (ص) دستور داد قوچ شاخ دار سیاهی را برایش بیاورند تا آن را قربانی کند. پس به وی فرمود: ای عائشه چاقو را بیاور(۴۱) سپس فرمود: آن را با سنگ تیز کن، پس آن را تیز کرد و پیامبر چاقو را برداشت و قوچ را گرفت و آن را خواباند سپس ذبحش کرد و فرمود: به نام خدا، خدایا از محمد و خاندان محمد و از امت محمد بپذیر(۴۲)، سپس آن را قربانی کرد.
از ابوبکر و عمر روایت شده که آنها به جای خانواده اشن قربانی نمی کردند تا مبادا مردم آن را واجب بپندارند.(۴۳)
همچنین ابومسعود انصاری (رض) می گوید: « من قربانی را ترک کردم در حالی که ثروتمند بودم، از ترس این که همسایگانم فکر نکنند که بر من واجب است.» اسناد این روایت صحیح است.
از عطاء بن یسار روایت شده که گفت: « از ابو ایوب انصاری پرسیدم که قربانی های شما در زمان رسول الله (ص) چگونه بوده است؟ وی گفت: هر شخصی در زمان پیامبر (ص) گوسفندی را برای خود و خانواده اش قربانی می کرد، پس از آن می خوردند تا این که مردم با یکدیگر رقابت می کردند، پس چنین شد که می بینی. (۴۴)
از عبدالرحمن بن جابر ابن عبدالله روایت شده که گفت: پدرم برایم روایت کرد که رسول خدا (ص) دو قوچ گندمگون بزرگ شاخدار.. را آورد ، یکی از آنها را خواباند و گفت: بسم الله والله اکبر، خدایا از محمد و امتش و از کسانی که به توحیدت شهادت می دهند و به ابلاغ رسالتم گواهی می دهند بپذیر[ و در روایتی دیگر آمده که فرمود] : سپس دیگری آورده شد، پس آن را خودش ذبح کرد و فرمود: این قربانی محمد و خاندان محمد است، پس همه ی آن را به بینوایان بخشید و او و خانواده اش از گوشت هردو قوچ خوردند، پس سال ها گذراندیم کسی از بنی هاشم نبود که قربانی کند، خداوند به واسطه ی رسول خدا (ص) خوراک و پرداخت بدهی را برایش ضمانت نمود. (۴۵)
نکته (۴۶): پس از بیان قربانی پیامبر(ص) برای ما ضروری است که نکته و درس ارزشمندی را ذکر کنیم و آن این است که آنچه در این حدیث ها از قربانی ایشان (ص) به جای امتش آمده است، از ویژگیهای پیامبر (ص) می باشد ، همچنان که حافظ در کتاب « الفتح »(۴۷) از زبان اهل علم بیان می کند، پس برای هیچکس جایز نیست که در قربانی به نیابت از امت، از پیامبر (ص) پیروی نماید و به خصوص جایز نیست که در موارد دیگر مانند عباداتی همچون نماز و روزه و قرائت قرآن و طاعات دیگر به خاطر نبودن دلیل از سنت پیامبر(ص) از این احادیث قیاس نماید، پس هیچکس نمی تواند به جای دیگری نماز بخواند و یا به جای دیگری روزه بگیرد و یا به جای دیگران قرآن بخواند؛ چرا که خدای متعال می فرماید: ﴿ وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى )(۴۸)« و این که برای انسان پاداش و بهره ای نیست جز آنچه خود کرده است و برای آن تلاش نموده است.» البته اموری هستند که با نصوص وارد شده، از این اصل مستثنی می گردد، ولی اکنون فرصتی برای ذکر آن نیست، پس آن را در کتاب های مفصل جستجونما.
قرطبی می گوید(۴۹): قربانی واجب نیست، بلکه سنت و کار پسندیده ای است و عکرمه می گوید: ابن عباس در روز عید قربان مرا با دو درهم فرستاد تا برایش گوشت بخرم و گفت: به هر کس رسیدی بگو: این قربانی ابن عباس است. ابوعمر می گوید: تاویل این روایت و روایاتی که از ابوبکر و عمربیان شده است این است که آن دو بزرگوار از دیدگاه اهل علم، قربانی نمی کردند؛ چون معتقد به مراعات و انجام آن به عنوان واجب نبودند و پیشوایانی که پس از آنها در دینداری به آنها نگاه می کردند از آنها پیروی می نمودند؛ زیرا آنها واسطه ی میان پیامبر و امتش بودند و برای آنها احکامی از اجتهاد جایز بود که امروز برای دیگران جایز نیست.
علما با هم اختلاف دارند که قربانی فضیلت بیشتری دارد یا صدقه ای معادل بهای آن؟ امام مالک و یارانش می گویند: قربانی بهتر است مگر در منی؛ زیرا آنجا جای قربانی نیست، ابوعمر و احمد بن حنبل می گویند: قربانی از صدقه بهتر است؛ زیرا قربانی مانند نماز عید، سنت مؤکده است و معلوم است که نماز عید از سایر نوافل فضیلت بیشتری دارد.(۵۰)
امام بخاری (۵۱) قربانی را سنت می داند و به مخالفت کسانی که آن را واجب دانسته اند اشاره نموده است.ابن حزم می گوید: وجوب قربانی به روایت از هیچیک از صحابه صحیح نیست ، ولی غیر واجب بودنش از سوی جمهور علما صحیح است. در این که قربانی یکی از شریعت ها و احکام دین است، اختلافی نیست. قربانی ازدیدگاه شافعیه و جمهور علما سنت مؤکده کفایی است.
امام احمد می گوید: در صورت توانایی، ترک قربانی مکروه است و از دیدگاه وی قربانی واجب است. از محمد بن الحسن روایت شده که آن سنتی است ، اجازه ی ترکش نیست، طحاوی می گوید: در آثار و نصوص دینی چیزی وجود ندارد که وجوبش را اثبات کند.
کسانی که می گویند قربانی واجب است، به درست بودن إعاده و تکرار نمودن قربانی استدلال کرده اند، و در مقابل به آنها پاسخ داده شده که مقصود از اعاده بیان شرط قربانی مشروع یا شرعی است، آن مانند این است که به کسی که صلاه الضحی ( نماز چاشتگاه ) را قبل از طلوع خورشید می خواند، بگویی: وقتی که خورشید طلوع کرد، نمازت را تکرار کن.
قرطبی در کتاب « المفهم » به کسی که قبل از نماز قربانی کند، می گوید: کسانی که چنین نظری دارند، هیچ دلیل و حجتی ندارند؛ بلکه تنها مقصود، بیان کیفیت قربانی مشروع است برای کسی که می خواهد قربانی کند یا برای کسی که از روی اشتباه یا نادانی مرتکب قربانی غیرشرعی شده است، آنگاه برایش شیوه ی جبران کوتاهی در کار بیان می شود و قربانی غیرشرعی ثوابی ندارد، و این همان مفهوم گفته او است که گفت: « پس از تو به کسی پاداش داده نمی شود »یعنی هدف قربت و پاداش برای او تحقق نمی یابد؛ همچنان که در مورد نماز سنت گفته می شود: نماز جز با طهارت و پوشش عورت پاداشی ندارد. قرطبی در ادامه می گوید:بعضی از آنان برواجب بودن قربانی به این موضوع استدلال می کنند که قربانی، شریعت ابراهیم خلیل است و ما به پیروی از او امر شده ایم. هیچ حجت و دلیلی برای آن نیست، که به موجب آن بگوییم قربانی واجب است و آن ها دلیلی ندارند که ایشان را ملزم به آن کند که در شریعت ابراهیم واجب بوده و راهی برای اطلاع از آن نیست و در داستان قربانی اسماعیل (ع)دلیلی بر وجوب قربانی نیست. والله اعلم.(۵۲)
قائلین به عدم وجوب قربانی به حدیث ابن عباس استدال می کنند« قربانی بر من واجب شد و بر شما واجب نشد»این حدیث ضعیف است، امام احمد و ابویعلی و طبرانی و دارقطنی آن را تخریخ کرده اند و حاکم آن را صحیح می داند ونادیده از آن گذشته است و ابن حجر از راه تخریج احادیث رافعی اسناد و خصوصیات رجالش را کاملاَ بررسی کرده است.
شیخ الاسلام ابن تیمیه می گوید: قول روشن تر واجب بودن قربانی است، زیرا از روشن ترین شعائر و احکام است و آن آیین ابراهیم است که ما به پیروی از آن امر شدیم و احادیثی در مورد امر به آن آمده است و کسانی که وجوبش را نفی می کنند، دلیلی از نص شرعی ندارند.
سپس می گوید: ذبح حیوان قربانی از صدقه دادن با بهای معادلش بهتر است؛ زیرا پیامبر(ص) قربانی کرد و بهای قربانی را حتی در قحط سالی که مسلمانان دچارش شدند، به عنوان صدقه پرداخت نکرد.

ترجمه: حمید محمودپور – مهاباد


(۱) المجموع شرح المهذب ۸/۳۸۲٫
(۲) فتح الباری ۱۰/۵٫
(۳) الکوثر: ۲٫
(۴) الصافات: ۱۰۷٫
(۵) الحج: ۳۶
(۶) المحرر الوجیز: ۱۵/۵۸۴، ۵۸۵٫
(۷) الصافات: ۱۰۷٫
(۸) القرطبی: ۱۰/۷۵۶۴٫
(۹) المائده: ۹۳٫
(۱۰) المائده: ۸۷٫
(۱۱) الأعراف: ۳۲٫
(۱۲) الحج: ۳۶٫
(۱۳) تیسیر الکریم الرحمن (ص: ۸۶۵).
(۱۴) ترمذی آن را با اسناد صحیح روایت کرده و ابن ماجه آن را حسن دانسته است و ابن حبان آن را ضعیف می شمارد. بخاری می گوید: مرسل است و وصل این روایت ابن خزیمه است.شیخ الألبانی در کتاب «المشکاه ۱۴۷۰، التعلیق الرغیب ۲/۱۰۱»آن را ضعیف می داند.
(۱۵)کلمه ی «اهراقه» در حدیث معادل کلمه ی عربی « إسالته » به معنی ذبح حیوان قربانی است.
(۱۶) کنایه از سرعت قبول آن است.
(۱۷) ابن ماجه آن را تخریج کرده است و بیهقی آن را از حدیث زید بن ارقم صحیح شمرده است و در مورد این گفته « در مقابل هر تار مویش، حسنه ای وجود دارد.» گفته اند: « در مقابل هر تار مویی از پشم حسنه ای است.»و در روایت بیهقی آمده است: « ( در برابر هر قطره ی خونی حسنه ای وجود دارد.»بخاری می گوید: صحیح نیست.
(۱۸) ابن ماجه آن را تخریج کرده است و بیهقی آن را از حدیث زید بن ارقم صحیح شمرده است و در مورد این گفته « در مقابل هر تار مویش، حسنه ای وجود دارد.» گفته اند: « در مقابل هر تار مویی از پشم حسنه ای است.»و در روایت بیهقی آمده است: « ( در برابر هر قطره ی خونی حسنه ای وجود دارد.»بخاری می گوید: صحیح نیست.
(۱۹) فیض القدیر ۲/۴۴۰ ونگاه کن به« الجزاء من جنس العمل» از استاد ما« العفانی »حفظه الله ۲/۱۴۹٫
(۲۰) الصافات: ۱۰۷٫
(۲۱) طبری در تفسیر (ج ۴ صفحه ۲۱۱ رقم ۳۹۱۱) وابن حبان ۹۵۹، وأحمد ۲/۲۲۹، ۳۸۷٫ وطحاوی در « شرح المعانی ۱/۴۲۸»آن را روایت کرده اند، ولفظ أحمد در یکی از روایت هایش این است: (طعم وذکر الله، قال مره: أیام أکل وشرب). و ابن ماجه ۱۷۱۹ از محمد بن عمرو عن أبی سلمه با لفظ: (أیام منى أیام أکل وشرب)آن را روایت کرده است، قال شیخ الألبانی در « الصحیحه ۱۲۸۲» می گوید: حدیث متواتراست.
(۲۲) البقره: ۱۹۷٫
(۲۳) المقدمات الممهدات: ۱/۴۳۴٫
(۲۴) مجموع الفتاوى: ۲۶/۳۰۴٫
(۲۵) المقدمات الممهدات: ۱/۴۳۴٫
(۲۶) کفایه الأخیار فی حل غایه الاختصار از إمام تقی الدین أبی بکر بن محمد الحسینی الحصنی الدمشقی الشافعی: ۲/۴۴۷٫
(۲۷) مسلم آن را در شماره ی ۱۹۷۷ روایت می کند، صحیح أبی داود ۲۴۸۸٫
(۲۸) زاد المحتاج بشرح المنهاج ۴/۳۹۷٫
(۲۹) المجموع شرح المهذب ۸/۳۸۲٫
(۳۰) المجموع ۸/۳۸۲٫
(۳۱) حدیث صحیح است و بخاری آن را تخریج نموده است . ۲/۳۸۲، ۳۸۳ فتح، وهمچنین أبو داود ۲۴۳۸، وترمذی آن را روایت کرده و آن را صحیح می داند ۱/۱۴۵، ودارمی۲/۲۵، وابن ماجه ۱۷۲۷، وأحمد ۱/۳۴۶، وبیهقی ۴/۲۸۴ از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کرده است ولفظ از ابو داود است.
(۳۲) توانایی منظور در مال و وضعیت است . گفته شده که او دارای حد و نصاب زکات باشد. (به مصلای ما نزدیک نشود) منظور این نیست که صحت نماز وابسته به انجام قربانی است؛ بلکه منظور مجازات وی با طرد او از مجالسی و همنشینی با نیکان است و این اشاره به واجب بودن دارد. نگاه کن به: تعلیق الشیخ الألبانی على سنن ابن ماجه ۲/۱۹۹٫
(۳۳) حدیث حسن به روایت از ابن ماجه، شماره ۳۱۲۳، نگاه کن به، تخریج مشکله الفقر ۱۰۲، التعلیق الرغیب ۲/۱۰۳، وصحیح سنن ابن ماجه ۲/۱۹۹ ازشیخ الألبانی.
(۳۴) گفته ی: (بر تمام اعضای خانوده) به مفهوم این است که یک قربانی به جای تمام اعضای خانواده کافی است و با روایت ترمذی از ابو ایوب موافق است: هر شخصی در زمان پیامبر (ص) گوسفندی را برای خود و خانواده اش قربانی می کرد، پس از آن می خوردند تا این که مردم با یکدیگر رقابت می کردند، پس چنین شد که می بینی. این حدیث،حسن صحیح است. از دیدگاه برخی از علما براساس این حدیث است و آن رای احمد و اسحاق است.
(۳۵) حدیث حسن است، نگاه کن به صحیح أبی داود ۲۴۸۷٫
(۳۶) بخاری آن را با شماره ی ۵۴۷۳ روایت کرده است، ونگاه کن به الفتح ۹/۵۱۱٫
(۳۷) أبو داود ونسائی وحاکم ازروایت داود بن قیس از عمرو بن شعیب از پدرش از جدش عبدالله بن عمرو آن را روایت کرده اند، همچنین در روایت حاکم آمده است:« از رسول خدا (ص) در باره ی فرع سوال شد ، فرمود: « فرع حق است،آن را رها کنی تا بچه شترماده ی یا نر دوساله شود و در راه خدا بر آن سوار شوی یا آن را به پیر زنی دهی بهتر از این است که آن را در حالی ذبح کنی که گوشتش به پشمش چسپیده باشد و بهتر است مراقبت ازآن را به شترت بسپاری.
(۳۸) نگاه کن به الفتح ۹/۵۱۱٫
(۳۹) حدیث صحیح است. ابن ماجه آن را در سننش روایت کرده است. و ( یبخلنا ) یعنی به ما نسبت بخل می دهند،اگربه یک یا دو گوسفند اکتفا کنیم.
(۴۰)حدیث صحیح است. بخاری ۴/۲۵، ۴۵۱ آن را با اسناد صحیح روایت کرده است، ومسلم ۶/۷۷، و أبو داود ۲۷۹۴، والنسائی (۲/۲۰۴، ۲۰۵، ۲۰۸) والدارمی ۲/۷۵، وابن ماجه ۳۱۲۰، ۳۱۵۵، وأحمد ۳/۹۹، ۱۱۵، ۲۷۴آن را روایت کرده اند.
(۴۱) (المدیه ) در حدیث یعنی چاقوو آن ابزاری مخصوص ذبح است.
(۴۲) مسلم ۱۹۶۷، أبو داود ۳/۲۷۹۲، والطحاوی والبیهقی آن را روایت کرده اند.
(۴۳)بیهقی ۹/۲۹۵ از جماعتی به روایت از حذیفه بن أسید صحابی رسول الله (ص) آن را تخریج کرده است.
(۴۴) ترمذی ۱/۲۸۴آن را با اسناد صحیح روایت کرده است، وابن ماجه در حدیث ۳۱۴۷ وآن حدیث صحیحی است.
(۴۵) طحاوی وأبو یعلى فی مسندش (۱۰۵/۲) والبیهقی ۹/۲۶۸ آن را تخریج کرده اند، وإسنادش حسن است، وروایت دوم را أحمد ۶/۳۹۱، ۳۹۲، وطحاوی،روایت کرده اند. نگاه کن به« الإرواء ازشیخ الألبانی ۴/۳۵۱٫
(۴۶) نگاه کن به « الإرواء ۴/۳۵۴ » ازشیخ الألبانی.
(۴۷) نگاه کن به الفتح ۹/۵۱۴٫
(۴۸) النجم: ۳۹٫
(۴۹) قرطبی در التفسیر ۸/۵۷۴۸٫
(۵۰) قرطبی در التفسیر ۸/۵۷۴۶٫
(۵۱) فتح الباری ۱۰/۵ وما بعد آن.
(۵۲) نگاه کن به فتح الباری ۱۰/۱۹٫
http://www.alukah.net/sharia/0/61196/#ixzz3kULSJfXq

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود

همچنین ببینید

بستن
بستن