فقه و فتاوی

«اسقاط و تهلیله» امری شرعی یا حیله ای فقهی!!

مشروعیت اسقاط و حکم آن

بانام ویاد خدا ودرود سلام بر روان پاک پیامبر معظم اسلام،حضرت محمد (ص) و یاران ایشان باد.

بدون شک اسلام بعنوان منظم ترین و جوابگوترین قانون های آسمانی و زمینی هیچ یک از گوشه های کوچک یا بزرگ زندگی موجودات و بالاخص انسان ها را فراموش نکرده است و برای هر سوال پاسخی و برای هر مشکل راه چاره ای ارائه داده است.

در این میان مواردی بعنوان اصول و زیر بنای ساختار ساختمان شریعت ربانی محسوب گردیده و هستند و مواردی هم که در درجات پایین تر قرار دارند ، فلذا بر ما امت اسلامی لازم است که طبق این ضرب المثل که (هر سخن جای و هر نکته مکانی دارد) کلیات و جزئیات و اصول و فروع دینمان را هر کدام در جایگاه شایسته خود قرار داده و در این راستا از هرگونه تعصب به شدت پرهیز نماییم.

یکی از مواردی که در فقه اسلامی بطور شایسته از جانب دانشمندان و فقهای طراز اول امت بدان پرداخته اند،موضوع «اسقاط» است .

به اتفاق تمامی کسانی که به این قضیه پرداخته اند ، این مساله ، نه واجباست ، نه سنت و  نه مستحب ؛ بلکه انجام اسقاط پس از فوت یکی از اقربا جزو اموری است که انجام آن مباح می باشد.

این به آن معناست که طبق دیدگاه آن دسته از فقهای مذاهب(علمای مذهب احناف و برخی از شافعی ها و …) اسقاط حکم جواز را دارد.

اکنون برای بهتر تفهیم نمودن مطلب لازم می دانیم واژه ی «اسقاط» را از جهات گوناگون بررسی نماییم.

«اسقاط» در لغت برگرفته از کلمه سقط است که این واژه به معنای برانداختن و از بین بردن می باشد و در اصطلاح فقه اسلامی به مالی گفته می شود که شخص قبل از فوت خود پرداخت و انفاق آن از یک سوم دارای اش را وصیت می کند در واقع شخص متوفی هدفش این است که  پرداخت آن مبلغ مورد نظر ، کفاره ی نماز و روزه و سوگندهاو نذرها ی احتمالی باشد که از سوی وی نادیده گرفته شده است و بدین وسیله مجازات آن تخلفات – که بیشتر جنبه ی حق الله ی دارند از ذمه اش ساقط گردد.

جا دارد به چند نکته و علل که موجب طرح مساله «اسقاط» در برخی مذاهب گردیده ااست اشاره ای گذرا داشته باشیم.

در برخی آیات و احادیث صحیح و صریح در مورد پرداخت کفاره ی برخی واجبات از جمله؛روزه،حج،سوگند و نذورات،به صورت روشن تصریح شده است. از جمله قرآن در مورد کفاره ی روزه ی شخص ناتوان و پیر در آیه ۱۸۴ سوره بقره فرموده است:( و علی الذین یطیقونه فدیه طعام مسکین ) و بر کسانى که [روزه] طاقت‏ فرساست کفاره ‏اى است که خوراک دادن به بینوایى است

و همچنین در همین راستا امام ترمذی در کتاب سنن خود حدیثی را از پیامبر(ص) آورده است که می فرماید:هر کس بر اثر پیری و یا مریضی نتواند روزه بگیرد دادن کفاره بر او واجب است.یعنی اگر شخص بمیرد  باید وارثان او از ما ترک میت مدیون مبلغی را تحت عنوان کفاره پرداخت نمایند .

 طبق حدیث صحیح دیگری وارثان میت می توانند حتی به جای شخص متوفی روزه هایش را قضا نمایند.

همچنین  حدیثی در کتاب امام بخاری و مسلم آمده که مطلب مورد نظر ما را بیشتر روشن می کند« دختری خدمت حضرت (ص) رسید و عرض کرد مادرم حج واجب برذمه داشت اما قبل از انجام آن فوت کرد آیا می توانم به جای مادرم آن را بجا بیاورم ؟ پیامبر (ص) فرمودند: بله آیا اگر مادرت دَین و قرضی برگردن داشت برایش پرداخت می کردی ؟ گفت: بله،  پیامبر (ص) فرمود: دین وقرض پروردگار دراولویت پرداخت ها قراردارد»

همچنین قرآن در آیه ی ۸۹ سوره ی مایده درمورد ترتیب کفارات سوگند بسیار روشن پیام رحمتش را بیان داشته است.

بزرگان دین به استناد آیات ۱۲و۱۳ سوره ی نساء گفته اند:وَلَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُم مِّن بَعْدِ وَصِیَّهٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَإِن کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلاَلَهً أَو امْرَأَهٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن کَانُوَاْ أَکْثَرَ مِن ذَلِکَ فَهُمْ شُرَکَاء فِی الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصَى بِهَا أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَآرٍّ وَصِیَّهً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ ‏‏ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ‏

اگرشخصی وصیت کند که بازماندگانش پس از فوت او و به منظور بخشوده شدن اشتباهات و گناهانش اسقاط کنند ، بر ورثه او واجب خواهد بود وصیتش را به جا بیاورند. 

در این میان مذهب احناف بیشتر از بقیه مذاهب به این مساله پرداخته و علمای این مذهب موضوع «اسقاط» و چگونگی انجام آن را بصورت مفصل در کتاب های قدیم و جدید خود نگاشته اند.

طریقه انجام اسقاط در مذهب امام ابوحنیفه به این صورت است که مقداری طعام و مبلغی از پول و طلا و پارچه و قرآن در بین هفت الی نه نفر فقیه به منظور پرداخت کفاره نماز و روزه و … شخص میت از طرف یکی از وارثان و یا وکیل میت دست به دست شود به این طریق طرف وکیل به یک یک فقرا بگوید من این اموال را به منزله کفاره واجبات فوت شده ی فلان میت به تو دادم و دوباره از او پس گرفته و به دیگری بدهد و این کار را با دیگران نیز به همان شیوه تکرار و انجام دهد و پس از پایان کار مقدار کمی از اموال مذکور به ایشان داده وبقیه را در مصارف و موارد نیکوی دیگر هزینه می نمایند .

در این اواخر شیوه ی دیگری نیز رایج گردیده که آن مقدار از مال منظور شده برای اسقاط را بعد از میت به کلیه ساکنان یک روستا یا محل سکونت شخص متوفی اعم از ثروتمند و فقیر می دهند و از ایشان در هر موردی حلالیت می طلبند...

 دو مورد فوق طبق نصوص دینی و اظهار نظر بیشتر علما در دایره حیله های شرعی قرار می گیرند و بیش از اینکه موجب تقویت اخلاق اسلامی گردد موجبات سستی و تنبلی و کم اهمیت جلوه دادن برخی از مهم ترین واجبات دینی را به بار خواهد آورد.

 در مذهب امام شافعی(رحمه الله)بر خلاف مذهب امام ابوحنیفه برای ساقط شدن روزه،حج و غیره که بر ذمه ی شخص متوفی قرار می گیرد واجب است از ماترک آن میت اگر در دایره یک سوم مال و دارایی اش بگنجد مبالغی  به عنوان فدیه و کفاره به فقرا داده شود.

در مورد کفارات روزه و حج و سوگند و نذورات نصوص دینی واضح و روشن در مورد کفارات و مقدار آنها سخن گفته اند به شرطی که طبق قراردادهای قرآن و سنت به فقرا و مساکین پرداخت شود ؛ اما در مورد اینکه آیا کفاره نماز را نیز می توان با دادن کفاره و پرداخت مقداری از اموال میت  از گردنش ساقط کرد؟ میان اهل علم دو نظریه وجود دارد که گروهی قائل به جواز آن هستند که شرح آن گذشت و در مقابل  بسیاری از بزرگان امت گفته اند برخلاف روزه و حج و غیره نمی توان فدیه ی نماز های فوت شده ی میت را پرداخت نمود

و این مجموعه از علما چنین استدلال نموده اند که در این راستا نص صریحی مبنی بر اجرا و جواز آن وجود ندارد و همچنین از آنجا که نماز عبادتی است که هم جنبه ی روحی دارد و هم بدنی  ؛ به هیچ وجه با مال و پرداخت آن توسط کس دیگری ، از ذمه ی او ساقط نخواهد شد.

توصیه می شود اهل علم در صورت استفاده از این امر کلیه ی قرار دادهای دقیق شرعی را مو به مو اجرا نموده و از اینکه باعث ایجاد شبهه علیه دین در این زمینه شوند به شدت احتیاط نموده و خودداری نمایند و باید از روز حساب و کتاب در حضور پروردگارشان بهراسند.

 

تحقیقی از :عبدالواحد رحمت الله

مراجع:حاشیه الجمل علی شرح منهج ج۲ ص ۳۳۸ -مجمع المسائل ص ۹۶۲ -ردالمختار -البحر -حاشیه الانوارص ۱۵۶ – فقه محمدی -اعانه الطالبین ج ۱ ص ۲۳ -مغنی المحتاج ج ۱ ص ۴۳۹ – نوارهای اصول فقه استاد ناصر سبحانی.

برچسب ها

عبدالواحد رحمت الله

نویسنده و شاعر و مترجم آذربایجان غربی - مهاباد خطیب و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن