تاریخدعوت اسلامیشخصیت ها

خداوند کارهای بزرگ را دوست دارد!

امام احمد

ترجمه : کریم تاران

پیامبر صلی الله علیه و سلّـم شخصیتـی آرام، نرم خو، مهربان و شیرین رفتار بود؛ از سختگیری نهی می کرد، در مسیر راە بر کودکان سلام می گفت، کفش و جامەاش را وصله می کرد و گوسفندان خود را می دوشید، با همسرانش اهل مزاح و یارانش را دیدن و ملاقات می کرد، سادەای بی غلّ و غش و بزرگواری بدون تکبر بود، و اما آن سادەزیستیِ کە خود آن را در زندگیِ عادی تمرین می کرد و مردم را نیز بدان دعوت می کرد، بدون هیچ قید و بندی تماماً به آن پایبند بود؛ و در عین حال، از مشغول شدن به کارهای بی ارزش نهی می فرمود و بر همت بلندی در انجام کارهایی که سبب رهایی در روز رستاخیر هستند، تشویق می کرد و بر همین اساس می فرمود: “خداوند کارهای بزرگ را دوست می دارد و از چیزهای پست بدش می آید”!

امام احمد رحمه الله، بسیار از محاسن و خوبیهای استادش امام شافعی رحمه الله در پیش خانوادەاش ذکر می کرد، او را می ستود و از بزرگ منشیش می گفت؛ روزی امام شافعی بە دیدار شاگردش امام احمد در منزلش می رود، شام صرف می شود، وقت استراحت می رسد و امام شافعی به رختخواب می رود، وقت نماز صبح می رسد، برای اهل و عیال و خانوادە نماز صبح را با امامت ادا می کند و بعد از اتمام نماز، بی درنگ به رختخوابش می رود و اذکارش را آنجا انجام می دهد…
همه چیز عادی پیش می رفت تا اینکه دختر امام احمد رو به پدرش می گوید: پدر عزیز، آن شافعیِ که از خوبی هاش برایم می گفتی این است؟
امام احمد گفت: بله دخترم
دختر گفت: از تو شنیدەام کە برای شافعی خیلی احترام قائلی و او را بسیار ارج می نهـی؛ امشب گرچە از او نماز و ذکر و ور٘دی ندیدم، بلکه سەچیز را نیز از او مشاهدە کردم!
امام احمد گفت چی دیدی دخترم؟
گفت: هنگام صرف شام، بر خلاف آنچه که از تو در مورد ایشان شنیدەام، بسیار غذا خورد؛ برای نمازشب بیدار نشد و آنگاه که نماز صبح را برایمان امامت کرد، وضو نگرفت!
امام احمد، امام شافعی را بدانچه که دخترش گفته خبر دار کرد…
امام شافعی فرمود: احمد، شام که زیاد خوردم، می دانم که طعام و غذایتان حلال است و غذای حلال درمان است، من مریضم، اینکه طعام زیادی خوردم نه برای سیر شدن، بلکه جهت درمان آن را صرف کردم!
و اما اینکه من برای نماز شب بیدار نشدم، بەهنگامی که سرم را روی بالش گذاشتم، به تفکر در قرآن و سنّت فرو رفتم، که خداوند از لطف خود درِ هفتاد و دو مسئلەی فقهی را بەرویم گشود، کە در جهت منافع مسلمانان آنان را مرتب کردم؛ همین تفکر و ذهن مشغولـی مانع از بیداری برای نماز شبم شد!
و اما اینکه نماز صبح را بدون وضو برای شما ادا کردم، بخدا قسم، خواب بە چشمانم نیامده تا وضو را تجدید کنم و نماز صبح را با همان وضوی نماز عشاء، برای شما خواندم!
بعدا امام شافعی می رود و این قضیه می گذرد، امام احمد به دخترش می گوید: آنچه که امام شافعی امشب در حال خواب انجام داد، بهتر و با ارزشتر از آن چیزی است که من در بیداری انجام دادەام!
دختر امام احمد، درسی عملی را در اهمیت دادن بە کارهای بزرگ و ترک بدیها را بە ما آموخت! نگاه ایشان بر خوردن غذای زیاد بود، کاری که برازندەی فقها نیست، نگاە و ملاحظەشان بر نماز شب و وضوی نماز صبح! ایشان بر لباس و عمّامه و شکل و ظاهر امام شافعی، که اینها نمادی از ظواهر هستند، نگاه و ملاحظه نیافکند!
اینکه فلانی این طور لباس می پوشد و اینطور خرید می کند و فلانی بدانجا سفر کرد و از آنجا برگشت و… این نماد مشغولی و سرگرمی به کارهای پست و بی ارزش است!
اگر دنیا را با دیدەی آخرت بنگریـم، آنگاه اهتمام به کارهای بزرگ را عادت می گیریم!

نویسنده: ادهم شرقاوی

از طريق
کریم تاران
منبع
http://sozimihrab.org/
نمایش بیشتر

کریم تاران

استان آذربایجان غربی - میاندواب نویسنده و مترجم فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا