خانواده

در رمضان آموختم!

از چند ماه قبل به طور مداوم یاد رمضان می کردیم روزها و ساعتها را می شمردیم، منتظر بودیم رمضان بیاید تا با آمدن آن تغییر و تحولی در خود بوجود بیاوریم.
این ماه مبارک رمضان است، ماه پر خیر و برکت و ماه رحمت و نور است، ماه عطر و پاکیزگی و تغییر و تحول دلها و ماه روزه، تراویح، بخشش و غفران است.
ماه رمضان آمد و صدای اذان از مناره های مساجد شیرین تر و گواراتر به گوش می رسد و در گوش زمزمه می کند و صدای امامان مساجد هنگام خواندن نماز تراویح مثل صدای شیرین بلبلها به گوش می رسد، ما در همه ماه های سال برای تغذیه جسم و زندگانی زودگذر دنیا، خودمان را خسته می کنیم در حالی که اهمیت چندانی به بُعد معنوی مسجد و واجبات نمی دهیم، اما این ماه، ماه پرورش روح است، ماه طاعات و عبادات و تراویح و اعتکاف و شب زنده داری است.
رمضان ایام کوتاهی است و انسان در آن، لباس گمراهی و نادانی را از تن در آورده و قصد ونیّت خویش را برای نزدیک شدن به خداوند ودستیابی به بهشت جاویدانی که به او وعده داده شده، خالص میگرداند. ماه مبارک رمضان که پدیدار می شود مژده آور سایه های بهشت و درختانی با شاخه های پر بار و شربت های بهشتی و باغ های پر ثمر است.
در ماه رمضان در میان حلقه های ذکر و صف نماز گزاران که عاجزانه و خاشعانه در حال عبادت و راز و نیاز و مناجات با پروردگار متعال هستند کودکانی را مشاهده می کنیم که روی پاهایشان ایستاده و در حال تعارف آب به نماز گزارانِ روزه دار هستند تا بدین وسیله روزه شان را افطار نمایند و همچنین در جمع نماز گزاران صدای کودکانی از دور و نزدیک شنیده می شود که در آغوش مادرانشان میهمان مسجد شده اند؛ آن نوزاد و کودکانی که بعد از افطار در مسجد مثل کبوترهایی که به سوی لانه های خود بال وپر می زنند، خود را به سر سفره پهن شده ی خانوادگی می رسانند.
رمضان ماه مودت و رحمت است، ماهی است که از مهربانی و عطوفت پر می شود اما زود به پایان می رسد و تا غروب آفتاب آخرین روز آن، فضیلت و برکت آن برایمان معلوم نمی گردد و خلوص عبادت را در آن بجا نمی آوریم تا تمام نشود و از میان ما نرود ارزش آن را نمی دانیم، ماهی است که شسته شدن قلبها را به ما آموزش می دهد مهر و محبت و صله ی رحم را به ما یاد می دهد.
کسی که قبل از رمضان بیشتر نمازهایش ضایع می شد و بر خود لازم نمی دانست که آنها را ادا کند ، بخصوص نماز صبح، سنگینی نماز صبح را مانند کوهی بر خود احساس می کرد، و شیرینی خوابش را فقط در این اوقات احساس می کرد رمضان می آید انسان را تغییر دهد تا سستی، تنبلی و سنگینی ها را از او دور کند و آن را به نشاط و اراده تبدیل کند و خود را همیشه در صف اول نمازگذاران ببیند.
این مدرسه رمضان است، رمضان اینگونه به ما می آموزد…
دود و دمی که دمار را از روزگار شخص بریده است و بر او فشار می آورد و حکمش مانند حکم شمشیر است و دخانیاتی که حاوی مشکلات تنفسی و غیره…زندگی را نیز مختل می کند و بر شخص هجوم می آورد و فشارهای از پوک های مسموم سیگار که با هر پوک سیگار سم هایی وارد شکم او می شود که از زیبایی زندگی می کاهد، رمضان می آید و همه چیزها را تغییر می دهد روزانه بیش از چهادرده ساعت او را از دود و دم و دخانیات دور نگه می دارد و به شخص چنان اراده ای می بخشد که می تواند از این سلاح کشنده او را دور نگه دارد .
پس این رمضان هست که ما را اینگونه به بار می آورد.
کسانی بودند که برای دوستان، خوش گذرانی، نشستن با فرزندان ، خرید و گردشهای بیهوده وقتی در نظر میگرفتند اما برای خواندن قرآن وقتی نداشتند! آیا برایش سخت بود که اوقاتی را نیز با قرآن باشند!!
و اصلا آشنایی چندانی در طول این مدت با قرآن نداشته، اما با آمدن رمضان از این سردرگمی نجات می یابند..اسرار و معجزه های قرآن برایشان نمایان می شود و لذت معانی قرآن را می چشند، بر خود لازم می دانند که هر روز قرآن بخوانند و همیشه اخلاق قرآنی داشته باشند ، رمضان ما را اینگونه به بار می آورد.
کسانی بودند که از همه لحاظ وابسته به موسیقی و آهنگ بوده و بدون آن نمی توانستند بخوابند… با همه آهنگ ها آشنا بودند، همیشه منتظر آلبوم های جدید آهنگ ها بودند، اما (سعادت وخوشبختی خود را در آننیافتند و) با آمدن رمضان با قرآن آشنا می شوند، در قرآن چیزهایی می شنود که در آهنگ ها وجود ندارد، و شیفته ی آن می شوند تا این چنین شخصی وابسته ی به آهنگ رو به قرآن کند و آهنگ را پشت سر بیاندازد و به شخصیتی قرآنی تبدیل شود.
کسی که در مجلس ها می نشست و به دوستانش نیش می زد (غیبت، بدگویی، سبک شمردن.و…)
همه را اذیت می کرد تا اینکه دوستان از او فرار می کردند و به شخص طعنه زننده ای مشهور بود،
در مجلسی که می نشست اطراف خود را خالی می دید همه ازش گلایه داشتند اما رمضان او را تغییر می دهد، افسار زبان را به دست می گیرد، در این ماه احترام گرفتن را یاد میگیرد، در مواقعی که غیبت در محلسی وجود داشت این حدیت را به یاد می اورد..
هستند بسیار کسانی که (به وسیله ی غیبت، بدگویی ، دشنام، ووو) از اجر روزه ی خود می کاهند که تنها چیزی که برای اینها باقی میماند گرسنگی و تشنگی است.
پیوسته رمضان به ما اینها را می آموزد،
انسانی که تابحال ضعیف الاراده بود و همیشه خود را در مسیر امواج منفی می دید و به این امواج لبیک می گفت، رمضانی که سی روز از آن را روزه می گیریم، همه ی نماز های آن را ادا می کند، در تراویح حضور پیدا می کند، اهل صدقه است، دست آورد هایی به دست می آورد که هستی برایش دست می زند و اورا بزرگوار خطاب می کند .
رمضان اینگونه ما را آموزش می دهد، و می رود رمضان، رمضانی که در آن انسان خود را با انواع عبادات خوشبو کرده، رمضانی که انسان گناهکار در آن توبه می کند و روحیه ی قلبی خود را التیام می بخشد.. سینه هایی که در این ماه پر از محبت و رضایت شده است.
رمضان می رود اما این موجودی که در این ماه مبارک به دست آورده ایم قوت ما را افزایش می دهد هر چند هم سست و ضعیف شویم و یا شیطان بر راه ما حاضر شود بخواهد راه را بر او ببندد اما عاجز می ماند چون او موجودیش (ایمان) را شارژ کرده است، رمضان می رود و ما چیزهای زیادی را یاد گرفتیم و بیش از پیش نیاز داریم در کلاس درس رمضان زانوی تلمذ را به زمین بزاریم و از این ماه عزیز چیزهایی را یاد بگیریم .
مترجم: فایق رسولی

نمایش بیشتر

فایق رسولی سالاره

استان آذربایجان غربی - سردشت طلبه و دانشجو مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا