اصول

قدس در اعتقاد مسلمانان

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی،

برگردان: محمد ابراهیم ساعدی- خارطوم- سودان

در اعتقاد اسلامی قدس از جایگاه دینی والا و رفیعی برخوردار است. مسلمانان، با تمام گروه ها و مذاهب و گرایش ها بر این موضوع اتفاق نظر دارند، پس تمام امت از شرق تا غرب و شمال تا جنوب، در این مورد متفقند و عجیب نیست که تمام مسلمانان به لزوم دفاع از قدس و تحریک احساسات و عواطف به خاطر آن و حمایت از حریم و مقدساتشان و فدا کردن جان و مال در راه حمایت و طرد متجاوزان از آن، پایبند باشند.

در واقع اختلاف مسلمانان، اعراب و فلسطینیان فقط درباره موضعگیری در قبال مسئله صلح با اسرائیل است که:

آیا صلح با اسرائیل درست است یا نه؟ و اگر درست است: آیا موفق خواهد بود یا خیر؟

ولی آنان(مسلمانان، اعراب و فلسطینیان) درباره عربی و اسلامی بودن قدس و ضرورت بقای قدس بر هویت عربی ـ اسلامیش و لزوم مبارزه با تلاشهای پیگیر اسرائیل برای یهودی کردن قدس وتغییرآثار و مسخ شخصیت تاریخی و محو مظاهر عربی و اسلامی و مسیحی قدس، با هم اختلافی ندارند، زیرا قدس دارای قدسیت اسلامی می باشد و در بینش اسلامی عبارت است از قبله نخستین، سرزمین اسراء و معراج، سومین شهر بزرگ و مهد رسالت ها و مکان برکت ها و خاک رباط و جهاد، چنانکه این مطالب را در صفحات آینده توضیح خواهیم داد.

 قدس، قبله اول مسلمانان

نخستین چیزی که از قدس در ذهن، احساس، بینش و فکر دینی مسلمانان خطور می کند، این است که  قدس « اولین قبله» ایست که رسول خدا( ص) و یاران باوفایش از زمان فرض شدن نماز در شب اسراء و معراج، در سال دهم بعثت تا وقت نزول آیه تغییر قبله به طرفش نماز می گذاردند. سه سال در مکه و شانزده ماه در مدینه تا اینکه آیاتی مبنی بر نماز خواندن به طرف کعبه یا مسجد الحرام نازل گردید، خداوند متعال می فرماید: 

(و من حیث خرجت فول وجهک شطر المسجد الحرام، و حیث ما کنتم فولوا وجوهکم شطره)، [البقره:۱۵۰].

« و از هر جا که بیرون رفتی رو به سوی مسجد الحرام کن و شما هر جا که بودید رو به سوی آن کنید».

و در مدینه اثر باستانی بارزی است که این جریان را تأکید می کند و آن مسجد ذوقبلتین می باشد که مسلمانان در آن، قسمتی از یک نماز را به طرف قدس و بقیه اش را به طرف مکه ادا کردند و این مسجد هنوز هم پا بر جاست و تجدید بنا و ترمیم شده است و تا به امروز زیارت شده و در آن نماز برگزار می گردد.

یهودیان بخاطر این تغییر و تحول، غوغای بزرگی در مدینه ایجاد کردند که قرآن پاسخشان را داد و اظهار داشت که جهت ها همه از آن خداست و اوست که جهت قبله نماز گزارانش را تعیین می کند:(سیقول السفهاء من الناس ما ولاهم عن قبلتهم التی کانو علیها، قل لله المشرق والمغرب یهدی من یشاء الی صراط مستقیم) [ البقره:۱۴۲ ].

« نابخردان به مردم خواهند گفت: چه چیز آنها را از قبله خود که بر آن بودند برگرداند؟ بگو خاور(مشرق) و باختر (مغرب) از آن خداست، هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می نماید».

و در ادامه می فرماید:

(و ما جعلنا القبله التی کنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه، و إن کانت لکبیره الا علی الذین هدی الله، و ما کان الله لیضیع ایمانکم)،[ البقره ۱۴۳]

« و ما قبله ای را که بر آن بوده ای (و تا کنون به سوی آن نماز خوانده ای) قبله ننموده بودیم مگر اینکه بدانیم چه کسی از پیغمبر پیروی می کند و چه کسی بر پاشنه های خود می چرخد و اگرچه تغییر قبله بس بزرگ و دشوار است مگر بر کسانی که خدا آنها را رهنمون کرده باشد و خدا ایمان (عبادات قبلی) شما را ضایع نمی کند».

یهودیان شایع کردند که نمازهای مسلمانان در این چند سال ضایع شده و هدر رفته است. چون این نمازها به طرف قبله درستی ادا نشده است. خداوند متعال در پاسخ به این شایعات آیاتی نازل کرده و فرمودند:

(و ما کان الله لیضیع إیمانکم)،[ البقره ۱۴۳ ].

(و خداوند ایمان (عبادات قبلی) شما را ضایع نمی کند).

یعنی نماز شما، چون این نمازها به طرف قبله ای درست و پسندیده در نزد خدای تعالی بوده است، مردود نمی شود.

 قدس سرزمین اسرا و معراج:

 دومین چیزی که از قدس در بینش اسلامی ترسیم می شود این است  که خداوند متعال قدس را آخرین ایستگاه زمینی سفر اسرا و مبدأ سفر آسمانی معراج قرار داده است، چون خواست خداوند چنین اقتضا نمود که این سفر مبارک زمینی، شبانه از مکه و از مسجدالحرام ـ جایی که پیامبر اکرم در آن ساکن بود ـ  شروع شود و در مسجدالاقصی به پایان رسد و این امر تصادفی نبود بلکه براساس تدبیر خدایی و حکمت ربانی انجام گرفت تا از این رهگذر، پایان بخش انبیاء و رسولان، در آنجا با پیامبران بزرگ ملاقات نموده و در نمازشان برای آنها امامت کند و این جریان بیانگر انتقال رهبری دینی جهان از بنی اسرائیل به امتی جدید و پیامبری جدید و کتابی جدید است؛ امتی جهانی و پیامبری جهانی و کتابی جهانی؛ چنانکه خداوند متعال می فرماید:

(و ما أرسلناک إلا رحمه للعالمین)،[الأنبیاء۱۰۷]

« ما تو را جز به عنوان رحمت برای جهانیان نفرستاده ایم ».

(تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا)، [الفرقان۱].

« جاوید و والا مقام کسی است که قرآن (یعنی جدا سازنده حق از باطل) را بر بنده خود نازل کرده است تا اینکه جهانیان را بیم دهد».

براستی که قرآن کریم مبدأ و مقصد این سفر را، در نخستین آیه سوره ای که به اسم سفر نامیده می شود(سوره اسراء)، به صراحت بیان نموده آنجا که می فرماید:

(سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا)،[الأسراء۱].

تسبیح و تقدیس خدایی را سزاست که بنده خود را در شبی از مسجد الحرام به مسجدالأقصی برد، که اطرافش را پربرکت ساخته ایم، تا برخی از نشانه های (عظمت و قدرت) خود را بدو بنمایانیم).

این آیه المسجد الحرام را ـ با وجود برکات و بزرگی هایش ـ توصیف نکرده است ؛ ولی با وجمله « جایی که دور و برش را پر برکت ساخته ایم » به توصیف مسجدالاقصی پرداخته است. و قتی که اطرافش و حومه اش با برکت باشد، پس به یقین خود مبارک و با برکت است.

قصه اسرا و معراج، سرشار از اسرار و دلالتهایی است که حاکی از اهمیت این مکان مبارک است، همان مکانی که جبرئیل براق را در آن بست ـ همان چهار پای عجیبی که وسیله نقلیه بین مکه و قدس بود ـ جبرئیل آنرا به صخره بست تا از سفر دیگری که از قدس یا مسجدالاقصی به مقصد آسمانهای بالا، به مقصد « سدره المنتهی » آغاز شد بازگردد، و از اینجا بود که خاطراتی مثل صخره و دیوار براق، از این سفر، برای مسلمانان به یادگار ماند.

اگر قدس در این سفر مد نظر نمی بود خیلی راحت می توانست معراج از مکه، یکسره به آسمان صورت گیرد؛ ولی گذشتن از این ایستگاه قدسی مخصوصاً مد نظر بوده است، چنانچه قرآن کریم و احادیث گهربار این را می رساند.

یکی از ثمرات سفر اسرا برقراری ارتباط بین آغاز و پایان اسرا یعنی مسجدالاقصی است. و این ارتباط تأثیر و دلا لت خاصی در بینش، و وجدان و باطن انسان مسلمان دارد، به طوری که قدسیت و پاکی هر یک از این دو مسجد از دیگری جدا نشدنی است و هر کس در قبال یکی از این دو کوتاهی کند گویی که در قبال دیگری کوتاهی نموده است .

قدس سومین شهر معظم :

قدس سومین شهر معظم در اسلام است؛ شهر اول در اسلام، مکه مکرمه است که خداوند با مسجدالحرام به آن شرف و برتری داده است. دومین شهر در اسلام، طیبه یا مدینه منوره است که خداوند آنرا با مسجد نبوی مشرف گردانیده است و آرامگاه پیامبر اکرم (ص) نیز در آن قرار دارد و سومین شهر در اسلام، قدس یا بیت المقدس است که خداوند آنرا با مسجدالاقصی ـ که خداوند گرداگردش را متبرک نموده است ـ شرف و برتری داده است.

حدیث صحیحی در این باره آمده است که بخاری و مسلم آنرا از ابو هریره و ابوسعید خدری ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده اند که پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«لا تشد الرحال إلا إلی ثلاثه مساجد المسجدالحرام، والمسجدالأقصی، و مسجدی هذا» (متفق علیه).

« بار سفر بسته نمی شود مگر برای سه مسجد: مسجدالحرام و مسجدالاقصی و مسجد من (که اینجاست)».

پس ثواب نماز خواندن در همه مساجد مساوی و برابر است و برای فرد مسلمان روا نیست ـ برای نماز خواندن، در هر مسجدی که باشد ـ بار سفر ببندد و عزم سفر نماید مگر برای نماز در یکی از این سه مسجد و حدیث هم به صیغه حصر آمده است، بنابراین هیچ مسجد دیگری با این مساجد قابل مقایسه نیست.

نا گفته نماند که قرآن کریم قبل از ساختن مسجد نبوی، و حتی چند سال قبل ازهجرت، اهمیت و برکت مسجدالأقصی را اعلام نموده است و احادیث گهربار نبی اکرم (ص) را تأیید می نماید که یکی از این احادیث، حدیث مذکور است و حدیث دیگر آنست که بخاری و مسلم روایت می کنند که،

«إن الصلاه فی المسجد الأقصی تعدل خمس مائه صلاه فی غیره من المساجد، ماعدا المسجد الحرام و المسجدالنبوی».

«هر نماز در مسجدالأقصی برابر با پانصد نماز در مساجد دیگر است، به غیراز مسجدالحرام و مسجد نبوی».

یکی دیگر از این احادیث، حدیثی است که ابوذر (رض) روایت می کند که از پیامبر اکرم (ص) سوال شد: نخستین مسجدی که در روی زمین بنا گردید کدام مسجداست؟ حضرت پاسخ فرمود:«مسجدالحرام» سپس سوال گردید: بعد از آن کدام مسجد؟ حضرت فرمودند:«مسجدالأقصی».

و وقتی که اسلام مسجدالأقصی را سومین مسجد معظم در اسلام قرارمی دهد و به این ترتیب قدس را به دو شهر بزرگ اسلامی یعنی مکه و مدینه می افزاید، با اینکار می خواهد یکی از اصول مهمش را متذکر شود و آن اینکه اسلام برای آبادی آمده است نه خرابی؛ آمده است تا کامل کند نه ناقص سازد. قدس هم زادگاه پیامبران بود و مسلمانان هم از همه به پیامبران و انبیای خدا اولی تر و شایسته ترند، چنانچه پیامبر اکرم (ص) به یهود مدینه فرمود:« ما از شما به موسی اولی تریم »

 قدس سرزمین پیامبران و برکت ها

قدس نه تنها پاره ای از خاک فلسطین است، بلکه گل سرسبد و نگین انگشتر آن است و خداوند متعال در پنج نقطه از کتابش این خاک را به برکت توصیف کرده است: اول در آیه اسراء، آنجا که مسجدالاقصی را به « جایی که اطرافش را پر برکت ساخته ایم » توصیف کرد. دوم در قصه خلیلش ابراهیم علیه السلام آنجا که می فرماید:

(و نجیناه و لوطا إلی الأرض التی بارکنا فیها للعالمین)، [الأنبیاء۷۱].

« و او و لوط را نجات دادیم و به سرزمینی گسیل داشتیم که آنرا برای جهانیان پر خیر و برکت کرده ایم».

سوم در قصه موسی، جایی که از بنی اسرائیل ـ بعد از غرق فرعون و فرعونیان ـ سخن می گوید:

(و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الأرض و مغاربها التی بارکنا فیها، و تمت کلمه ربک الحسنی علی بنی إسرائیل بما صبروا)، [الأعراف:۱۳۷].

«و ما همه جهات و نواحی پر نعمت و برکت سرزمین (مصر و شام) را به قوم مستضعف واگذار کردیم، و وعده نیک پروردگار بر بنی إسرائیل به خاطر صبر و استقامتی که نشان دادند، تحقق یافت».

چهارم در قصه سلیمان پیغمبر، آنجا که سخن از پادشاهی بی نظیرش که خداوند فقط به او ارزانی داشته و به کسی بعد از او نخواهد رسید ـ و قرار دادن باد در اختیار وی است:

(و لسلیمان الریح عاصفه تجری بأمره إلی الأرض التی بارکنا فیها…)،[الأنبیاء۸۱].

« ما باد تند و سریع را فرمانبردار سلیمان کرده بودیم تا به فرمان او به سوی سرزمینی حرکت کند که پر خیر و برکتش ساخته بودیم».

پنجم در قصه « سبأ» جایی که سخن از امنیت و آسایشی است که خدای بزرگ به آنان عطا فرموده است:

(و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قری ظاهره و قدرنا فیها السیر، سیروا فیها لیالی و أیاما آمنین)، [السبأ/ ۱۸].

« ودر میان آنان و شهرهای دیگری که پر برکت و نعمت کرده بودیم، شهرکها و روستاهایی ساخته و پرداخته بودیم که نمایان بود، و در میان آنها فاصله های مناسب و نزدیک به هم ترتیب داده بودیم (و توسط انبیا بدیشان پیام دادیم که) شبها و روزها در امن و امان در آنجا سیر و سفر کنند».

پس این شهرها ـ که خداوند آنها را پر برکت ساخته است ـ شهرهای شام وفلسطین است.

آلوسی یکی از مفسران مشهور، می نویسد:

«منظور از شهرهایی که پربرکت شده است شهرهای شام است، چون درختان و میوه های فراوان دارد و ساکنانش در رفاه و آسایش بسر می برند و از ابن عباس روایت شده است که فرمود: منظور شهرهای بیت المقدس است و ابن عطیه می گوید که مفسران بر این قول اجماع کرده اند».

برخی از مفسران بر این باورند که مقصود از «تین و زیتون» در آیات :(و التین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الأمین) سرزمین یا شهری است که این دو میوه ـ یعنی انجیر و زیتون ـ در آن می روید که آن هم بیت المقدس است.

ابن کثیر می گوید: برخی از أئمه چنین ابراز کرده اند که در این آیات به سه مکان اشاره شده است که خدای دانا و توانا در هر کدام، یکی از پیامبران اولوالعزم را مبعوث کرده است: اول بیت المقدس است که جای تین و زیتون است و خداوند عیسی بن مریم علیه السلام را در آنجا به پیامبری برگزید. دوم طور سینا است که خداوند در آنجا با موسی بن عمران سخن گفت. سوم هم مکه است، مکه شهر امت الهی، که هر کس وارد آن می شود در امن و أمان خواهد بود. و با این تفسیر و تأویل این اقسام همسو و منسجم می شود پس اگر شهر امین به جای رشد اسلام و رسالت محمد اشاره دارد و طور سینا به محل رویش یهودیت و رسالت موسی نظر دارد، پس تین و زیتون به رسالت عیسی اشاره دارد، چون عیسی در جوار بیت المقدس بزرگ شد و موعظه مشهورش را در کوه زیتون ایراد نمود.

 سرزمین رباط و جهاد

قدس نزد مسلمانان سرزمین رباط و جهاد است و سخن قرآن از مسجد الاقصی و صحبت نبی اکرم از فضیلت نماز خواندن در آن از جمله بشارتهایی است که اسلام قدس را فتح خواهد کرد و قدس از آن مسلمانان خواهد شد و برای زیارت مسجدش بار سفر بسته خواهد شد تا در آنجا نماز بخوانند و خدا را عبادت کنند و عملا قدس ـ که ایلیاء نامیده می شد ـ در دوران خلیفه دوم، عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ فتح گردید و اسقف بزرگ قدس، صفرونیوس، شرط بست که کلیدهای شهر را به کسی غیر از خلیفه ـ حتی یکی از فرماندهانش ـ تحویل ندهد و به این ترتیب حضرت عمر طی یک سفر تاریخی شگفت آور از مدینه به قدس آمد و کلیدهای شهر را تحویل گرفت و با اهالی مسیحی قدس توافقنامه ای امضا کرد که در آن امنیت معابد، عقاید، مناسک، جانها و مال های آنها را ضمانت کرد و تعدادی از فرماندهان مسلمان مثل خالد، عبدالرحمن بن عوف، عمرو بن عاص و معاویه بن ابی سفیان شاهد این توافق بوده اند.

خداوند دانا پیامبرش را آگاه ساخت که دشمنان، این سرزمین مقدس را اشغال خواهند کرد یا در معرض حملات خود قرارخواهند داد، بنابراین امتش را به پاسداری از آن و جهاد و دفاع از آن ـ به منظور جلوگیری از سقوط آن به دست دشمن ـ ومبارزه برای آزاد سازیش ـ در صورت اشغال آن توسط دشمنان ـ تشویق کرده است، چنان چه پیامبر(ص) از نبردی که میان مسلمانان و یهود صورت می گیرد خبر داده است و اینکه سرانجام پیروزی نصیب مسلمانان خواهد شد و هر چیزی در صف مسلمانان در برابر یهود خواهد بود، حتی سنگها و درختان به سخن خواهند آمد ـ چه به زبان حال و چه به زبان مقال ـ و دشمنان را به مسلمانان نشان خواهد داد.

ابو امامه باهلی از پیامبر اکرم (ص) روایت نمود که حضرت فرمود:

( لا تزال طائفه من أمتی علی الحق ظاهرین، لعدوهم قاهرین، لا یضرهم من جابههم،الا ما أصابهم من لأولاء (ای أذی) حتی یأتی أمر الله و هم علی ذلک» قالوا: و این هم یا رسول الله؟ قال:«ببیت المقدس و أکناف بیت المقدس».

« همواره گروهی از امت من برحق استوار خواهند ماند، بر دشمنانشان غالب و چیره خواهند گشت، کسانی که آنها را مأیوس و ناامید می کنند کاری از پیش نمی برند جز آن آزار و اذیتی که به آنان می رسد تا اینکه فرمان خدا فرا رسد و آنان همواره بر راهشان استوار هستند»، یاران آن حضرت گفتند: ای رسول خدا، آنها در کجایند؟ حضرت فرمود: « در بیت المقدس و اطراف آن».

—————————–

اشاره دارد به حدیث متفق علیه که از ابن عمر و ابو هریره ـ رضی الله عنهم ـ روایت شده است.

عبدالله ابن احمد این حدیث را در مسند(ج۵، ص۲۶۹) روایت کرده افزوده است:این حدیث را با خط پدرم یافتم.. هیثمی می گوید: عبدالله ابن احمد این حدیث  را روایت کرده است ( در میان نوشته های پدرم یافته است )، طبرانی نیز ایزن حدیث را روایت کرده است و سلسله رجالش ثقه هستند(ج۷،ص۲۲۸۸).

———————–

به نقل از کتاب- قدس آرمان هر مسلمان- نوشته: الشیخ یوسف القرضاوی، بر گردان:محمد ابراهیم ساعدی- خارطوم- سودان- از انتشارات دفتر حماس در تهران.

برگرفته:ازمرکز اطلاع رسانی فلسطین

نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا