اصول

قضای نماز در فقه اسلامی

قضای نماز برای کسی که عمدا نماز نخوانده باشد!!

 اگر کسی مدت زیادی نمازهایش را ترک کرده باشد و بعد توبه کند آیا باید قضای نمازهای گذشته اش را به جای آورد یا نه؟

جواب

قبل از ذکر این قضیه می گوییم:

 اگر شخصی به وسیله ی یکی از عذرهایی که در ذیل ذکر خواهد شد، نمازش به تأخیر بیفتد تا وقت آن بگذرد، نه تنها آن شخص می تواند آن را قضا کند بلکه می تواند نیت اداء مجدد آن را نیز بیاورد

عذرهای فوق عبارتند از:

۱و۲- خواب و فراموشی:

کسی که نمازی را فراموش کرد و یا از آن نماز خوابید تا هنگامی که وقت آن تمام می شود، این شخص معذور است و هرگاه از خواب بیدار شود یا آن نماز را به یاد آورد باید آن را ادا کند

 این به دلیل حدیثی است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) می فرماید: «مَنْ نَسِیَ صَلَاهً أَوْ نَامَ عَنْهَا، فَإِنَّمَا کَفَّارَتُهَا أَنْ یُصَلِّیَهَا إِذَا ذَکَرَهَا». «هرکس نمازی را فراموش کرد یا از آن نماز خوابید، کفاره ی آن این است که هرگاه آن نماز را به یاد آورد(یا بیدار شد) ادا کند».

 (اسناد آن بر شرط شیخین صحیح است: مسلم (۶۸۴) (۳۱۵) ، والنسائی در الشروط من “الکبرى” چنان که در”التحفه” ۱/ ۳۱۳ روایت کرده است، وأبو یعلى (۳۱۷۷) ، وابن خزیمه(۹۹۲) ، والطحاوی در “شرح مشکل الآثار” (۴۵۰).

توجه به این نکته ضروریست که فرد در هنگام خواندن این نماز باید نیت ادا داشته باشد نه قضا؛ زیرا در وقتی آن نماز را می خواند که غیر از آن وقتی ندارد. ((سیل الجرار اثرعلامه شوکانی.))

۳- اکراه و اجبار:

 هرکس که از راه زور و اکراه به وی اجازه داده نشود که نمازش را بخواند و حتی از خواندن به طریق اشاره نیز منع شود چنین شخصی نیز معذور است و هنگامی که عذر وی برطرف شود باید نمازش را ادا کند …

البته اگر در وقت نماز توانست با اشاره نمازش را بخواند باید چنین کند و بنابر قول صحیح اعاده ی آن بر وی واجب نیست . و الله اعلم.

۴- شدت ترس:

 ترسی که باعث شود آن شخص نتواند به هیچ وجه نمازش را بخواند حتی اگر با قلب باشد، بنابر یکی از دو قول علما فوت وقت در این حالت هیچ اشکالی ندارد و هرگاه این خوف و ترس از بین رفت، نمازش را ادا می کند و تأخیر نمازِ عصر رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در غزوه ی خندق بر این حالت حمل می شود. بخاری(۵۹۸) و مسلم(۶۳۱) وشرح الممتع( ۲/۲۳) و نیل الاوطار(۲/۳۶).

۵- جمع بین دو نماز برای کسی که جمع کردن در حق وی درست می باشد:

 هرکس که دو نماز را با هم جمع کند و آن را در وقت نماز دوم بخواند، در این حالت گفته نمی شود که چنین شخصی نمازش را به تأخیر انداخته است چراکه در این حالت وقت هر دو نماز یکی می شود.

اما اگر شخصی عمدا نمازش را ترک کند تا وقت آن بگذرد، در مورد قضای چنین نمازی علما با هم اختلاف نظر دارند که آرای آنان را به شرح زیر ذکر می نماییم:

قول اول:

بر چنین شخصی واجب است که نمازش را قضا کند که این مذهب جمهور علما اعم از ائمه ی چهارگانه و غیر از ایشان است، تاجایی کە امام نووی رحمه الله ادعا کرده اند که علما بر این قضیه اجماع کرده اند. (المجموع(۳/۷۱))، ولی برخی از اهل علم گفتە اند کە ادعای اجماع دراین مورد صحیح نیست، دلیل این دسته از علما عبارت است از:

 الف- احادیثی که در آن ها وجوب قضای نماز بر شخصی که آن را فراموش کرده وارد شده است، ایشان می گویند: وقتی بر کسی که آن را فراموش کرده است واجب باشد که آن را قضا کند، بر فردی که عمدا آن نمار را نخوانده است به طریق اولی واجب می باشد که آن را قضا کند.

اما در جواب گفته می شود: قیاس چیزی بر چیزی دیگر باید قیاس بر نظیر خود باشد نه بر ضد آن چیز، درحالی که در این مسئله عمد ضد فراموشی است و معصیت ضد اطاعت پس چگونه این امور بر هم قیاس می شوند!؟

ب- ایشان می گویند: این گفته ی پیامبر(صلی الله علیه و سلم)  در حق فرد خوابیده یا فراموش کرده که می فرماید:(لا کفاره لها الا ذلک)(جز این کفاره ای ندارد) دلیل است بر اینکه مراد از این حدیث شخص عامد می باشد چراکه فرد خوابیده و فراموش کرده، هیچ گناهی در ترک آن ندارند تا این کار برای آن ها کفاره ی ترک نمازشان باشد.

در جواب گفته می شود: آنچه کاملا واضح است این می باشد که در ابواب مختلف فقهی برای بعضی خطاها نیز کفاره قرار داده شده است و حتی برای فعل عمد نیز در مواردی کفاره وجود دارد.

ج- قیاس این مسئله بر وجوب قضای روزه ی ماه رمضان برای کسی که عمدا افطار کند، مانند شخصی که در ماه رمضان با همسر خویش همبستری می کند.

در جواب گفته می شود: ثبوت قضای روزه ی رمضان بر کسی که در روز با همسر خود جماع می کند، ضعیف می باشد. مجموع الفتاوی(۲۲/۴۰) و التلخیص(۲/۲۱۹).

قول دوم:

قضای نماز بر فردی که عمدا آن را ترک کرده است واجب نمی باشد بلکه مورد قبول نیز واقع نمی گردد و صحیح نیست و این گفته ی عمر بن خطاب و پسرش و سعد ابن ابی وقاص و ابن مسعود و بدیل العقیلی و قاسم بن محمد و محمد بن سیرین و عمر بن عبدالعزیز و گروهی از علمای شافعی مذهب و جوزجانی و بربهاری و ابن بطه و داود ظاهری و ابن حزم و اختیار شیخ الاسلام ابن تیمیه و البانی و ابن عثیمین می باشد (المحلی(۲/۲۳۵) و مجموع الفتاوی(۲۲/۴۰) و فتح الباری نوشته ابن رجب حنبلی چنان که در الانصاف آمده است(۱/۴۴۳) و الممتع(۲/۱۳۳) و نیل الاوطار(۲/۳۱-۳۲)).

 و این قول نیز راجح است و دلیل این قول عبارت است از:

الف-خداوند می فرماید:« إِنَّ الصَّلاَهَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَّوْقُوتاً»(نساء ۱۰۳).

«بیگمان نماز بر مؤمنان فرض و دارای اوقات معلوم و معیّن است».‏

نماز عبادتی است موقت که وقت آن مشخص شده است و دارای ابتدا و انتهایی می باشد که ادای نماز نه قبل از وقت آن و نه بعد از وقت آن جایز نیست و دربین این دو هیچ فرقی وجود ندارد چه اینکه قبل از وقت خوانده شود یا بعد از آن مگر اینکه از جانب خدا و رسولش نصی وجود داشته باشد که متضمن امری جدید باشد چنان که درباره فرد خوابیده و یا فراموش کرده و… چنین نصی وجود دارد، و معلوم است که اگر کسی عمدا نمازش را قبل از آمدن وقت آن بخواند، نمازش باطل است پس اگر کسی نیز نمازش را عمدا پس از اتمام وقت بخواند باز نماز وی باطل و غیر قابل قبول می باشد و بین این دو هیچ فرقی وجود ندارد. 

ب- خداوند می فرماید:«فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاهَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً» (مریم ۵۹).

«‏بعد از آنان ، فرزندان ناخلَفی ( روی کار آمدند و در زمین ) جایگزین شدند که نماز را ( ترک کردند و بهره‌مندی از آن را ) هدر دادند و به دنبال ( لذائذ و ) شهوات راه افتادند ، و ( مجازات ) گمراهی ( خود را در دنیا و آخرت ) خواهند دید».

اگر قرار بود فردی که عمدا نمازش را ترک می کند تا وقت آن تمام می شود، با قضای آن نمازش را دریابد چه چیزی باعث می شود که خداوند آنان را چنین توصیف کند.

ج- حدیث:(من نسی صلاه فلیصلها اذا ذکرها…) دلیل است بر اینکه فرد عامد نمی تواند نمازش را قضا کند-دلیل خطاب چنین است- زیرا (من نسی) شرط است و انتفای شرط مستلزم انتفای مشروط است، یعنی اگر کسی فراموش نکرده باشد، نباید نماز را قضا کند مگر با نصی دیگر که در حق کسی که عمدا نماز را ترک می کند، چنین نصی وجود ندارد.

د- به کسی که قضای نماز را بر فرد عامد واجب می داند می گوییم: آیا این نمازی که شما به قضای آن دستور می دهید، همان نمازی است که خداوند به آن امر کرده است یا نمازی دیگر است؟

اگر گفت: بله این نماز، نمازی است که خداوند بدان امر کرده است! در جواب می گوییم: بنابر آنچه شما می گویید، شخصی که عمدا نمازش را ترک می کند هیچ گناهی ندارد زیرا کاری را انجام داده است که خداوند به آن امر نموده و بر فردی که عمدا نمازش را در وقت خود نمی خواند هیچ گونه ملامتی نیست!! و هیچ مسلمان متعهد و متٲدب به دین چنین سخنی را نمی گوید.

و اگر بگوید: نه، این نمازی نیست که خداوند به آن امر کرده است، می گوییم: پس چگونه به چیزی امر می کنید که خداوند به آن دستور نداده است. المحلی(۲/۲۳۵)

پس کسی که عمدا نمازش را ترک کرده است چه کاری انجام دهد؟

اینکه شخصی نمازش را ترک کند و قضای آن نماز صحیح نباشد، این کار یک نوع آسان گیری در حق وی نمی باشد بلکه نوعی تنبیه است که خداوند جز با توبه ای نصوح از چنین شخصی در نمی گذرد حتی اگر هزاربار نیز این نماز را بعد از وقت آن بخواند.

بر چنین شخصی واجب است که توبه کند و زیاد استغفار نماید و کارهای نیک و نمازهای سنت زیادی را انجام دهد باشد که الله وی را ببخشد چراکه او بسیار توبه پذیر و عفوکننده است.

از ابوهریره روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود : «اولین چیزی که در روز قیامت انسان در مورد آن محاسبه می‌شود، نماز است، اگر نمازش صحیح باشد، رستگار شده و نجات می‌ یابد و اگر ناتمام و ناقص باشد، آن فرد خسارتمند خواهد بود، و اگر چیزی از فرائض وی نقصی داشته باشد خداوند عز و جل می ‌فرماید : ببینید آیا بنده‌ام نماز سنتی دارد تا با آن نقص‌ های نمازهای فرضش تکمیل گردد؛ سپس سایر اعمالش نیز به همین ترتیب مورد محاسبه قرار می‌گیرد». صحیح : (صحیح نسائی ۴۵۱ و ۴۵۲).

و اگر فردی بنابر قول راجح در مذهب امام شافعی و نزد جمهور علمای امت اسلامی نمازهایش را قضا کند و بدین قناعت رسیده باشد که مذهب جمهور صحیح است ملامتی بر وی نیست همچنان که بر صاحبان رأی دوم نیز ملامتی نیست و نباید اینگونه مسائل باعث ایجاد تفرقه و کینه و بغض در میان مسلمانان شود..

 

و صلی الله علی سیدنا محمد وعلی آله و صحبه و سلم

 

تحقیق و تلخیص: عبدالواحدرحمت الله

نمایش بیشتر

عبدالواحد رحمت الله

نویسنده و شاعر و مترجم آذربایجان غربی - مهاباد خطیب و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا