تاریخ

یادداشتی بر پنجم ژوئن روز جهانی محیط زیست

 

امروزه موضوع محیط زیست(ژینگه) و حفاظت از آن(پاراستن) از یک موضوع شیک و لوکس برای عده ای منور الفکر خارج شده و بدوی ترین جامعه جنگل نشین آفریقایی تا ابرشهرهای ساحلی و متمدن آمریکا رو تحت تاثیر قرار می دهد.
شاید بودن و استفاده از شرایط مناسب محیط زیستی برای مکانی خاص مزیت محسوب شود ولی آنچه بشر امروزی را که هریک سازی در دست گرفته و نتی را می نوازد، می تواند بر گرد یک موضوع جمع کند همین دغدغه های بحران های زیست محیطی است که نبود و تهدیدش ،نه تنها تهدیدی ناحیه ای و منطقه ای بلکه تهدیدی جهانیست، تهدیدی که صدای انفجار بمب های هسته ای و هیدروژنی را ندارد ولی به مرور زمان اثرات آن فجایعی را به بار خواهد آورد که جان دهها و چه بسا صدها میلیون انسان را در خطر خواهد انداخت واین محدود به مناطق توسعه نیافته نخواهد بود بلکه بیشتر شهرهای بزرگ و غول های اقتصادی و اجتماعی آمریکا و دیگر کشورهای ساحلی اقیانوس ها رو تحت تاثیر قرار خواهد داد.
ولی آن چه جالب می نمایند این است که چرا طمع بشری برای بدست گرفتن قدرت و ثروت های بیشتر اقتصادی در جهان حتی برای جان خویش و فرزندانش هم موجب نیش ترمزی نمی گردد و چند درصد کم از سودهای کلانشان را برای جلوگیری از وقوع بحران ها هزینه نمیکنند.
از یک سده گذشته تا به کنون صدها بار در شهرهای بزرگ جهان اجلاس هایی با حضور سران و مسولان کشورهای جهان برای یافتن راه چاره ای برگزار شده ولی متاسفانه نتیجه فقط امضای چند سند جهانی بوده که در عمل نیز تولید کننده های عمده ی گازهای مضر همچون چین و آمریکا و… بدان پایبند نبوده اند.
عوامل متعدد اقلیمی ، کیهانی و زمینی موجب گرمایش زمین و بحران های زیست گردیده است ولی به قطع می توان گفت که در مسیر نابودی زیستگاه انسانی و تهدید زندگی بر روی کره زمین دشمن ترین دشمن خود انسان بوده که با فعالیت های طمع کارانه و حریصانه اش فرصت زیست را از آیندگان میگیرد.
آنچه مسلم است در آینده جنگ هایی که در سطح جهان به وقوع خواهند پیوست بر سر همین محیط زیستی خواهد بود که امروزه در حاشیه قرار گرفته است.
شاید نامگذاری یک روز در تقویم جهانی به (Word Environment Day)جفایی در حق زیست محیط باشد زیرا آن چنان مهم تر است که نمیتوان به واسطه یک روز، جهانی را که یا از این موضوع آگاهی ندارد و یا مسئولیتی در قبال آن تقبل نمیکند را آگاه و مسئولیت پذیر کرد.
حال اگر از سطح جهانی نگاهی به وضعیت محیط زیست کشور بیندازیم متوجه میشویم که علیرغم اینکه ایران سهم خاصی در تولید گازهای گلخانه ای در جهان ندارد ولی این کمبود را در حوزه های دیگر تخریب محیط زیست جبران نموده است.
کشور عزیزمان ایران با توجه به شرایط اقلیمی خاص و ویژه خود از انواع نعمات زیست محیطی که هریک در گوشه ای از جهان پهناور یافت میشود را یکجا از جانب پروردگار رحمان داراست. و این می طلبد که نگاهی بسیار جدی و مسولانه به این قضیه داشت از مردم تا مقامات اجرایی کشور.
دراین باره نگاهی به نامه ی رهبر انقلاب به سران قوا ضروری است که در راستای اجرای بند۱۱۰ قانون اساسی ،سیاست‌های کلی محیط زیست را ابلاغ نموده و روزنه های نفوذ وسوء استفاده را بر هر شخص و نهاد دولتی و خصوصی بستند در جایی از این ابلاغیه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تخریب محیط زیست حتی برای ساخت حوزه علمیه و … را روا ندانسته و به شدت همگان را به حفظ محیط زیست دعوت نموده اند.
پس بنا به این منویات ضروری است موضوعات محیط زیستی غبار سیاسی و امنیتی را از چهره بتکاند و صرفا موضوعی زیست محیطی باشد .
حال یاد سخنی شیوا از دوست پاوه ای می افتم که به خانم ابتکار گفت که ما مردمان کورد محیط زیست دوستیم زیرا بیشترین ارتباط را با طبیعت داریم و کمترین ضربه را بدان وارد میکنیم حتی نوع مسکن و لباس و خوراکمان هم در تعامل با محیط زیست هست و حتی با کفش های محلی مان (کلاش یا گیوه به زبان فارسی) که جنس شان همانند کفش های پلاستیکی و نفتی هیچ مواد مضری را به زمین و مراتع وارد نمیکند.
ولی متاسفانه با این وجود مناطق ما بیشترین آسیب های زیست محیطی را در جنگل ها ، آبها و مراتع متحمل می شوند.
امروزه تخریب جنگل های بلوط و موضوعاتی از این دست جان آدمی را می خراشد.
در حوزه محلی مان نیز باید مردم خودکنترل بوده و بدون انتظار در مرحله اول خود یاریگر محیط زیست (زندگی بخش و هویت بخش است) باشند و پس از آن با تشکیل سمن های محیط زیستی بدور از جنجال های سیاسی و تنش ها بدنبال حقوق محیط زیستی شان باشند.
نکته مهم دیگر این است که خدایی ناکرده بحران دریاچه در صورت حاد شدن و بروز تبعات مهلکش به یک اندازه مردمان کورد و تورک در شهر های مختلف همجوار و همچنین کشورهای همسایه رو تحت تاثیر سوء قرار خواهد داد و چند میلیون انسان را تهدید به مه اجرت اجباری خواهد کرد .پس حیاتی است که مردمان فهیم ایران زمین بدور از نگاه های قومی و نژادی در سایه یک صدای واحد و کشوری مقتدر به حفظ محیط زیست بپردازند .که آبادانی شمال و جنوب و شرق و غرب در نهایت آبادانی ایران است.
باشد که هر روز ایرانی آبادتر و سبز تر داشته باشیم.
عظیم عثمانیان
فعال محیط زیست -ارومیه

نمایش بیشتر

عظیم عثمانیان

نویسنده . مترجم . شاعر. فعال مدنی آذربایجان غربی. ارومیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا