اندیشهدعوت اسلامی

اسلام بدون آزادی !!

آزادی

بدون آزادی، دینی وجود ندارد

نویسنده: محمد غزالی

شیخ محمد غزالی رحمه الله می‌فرماید: تحقیر مردم از طرف حاکمان و دولت مردان در این بُرهه از تاریخ مسلمانان، جرم هولناک و نابخشودنی است که به سود دشمنان و ضرر دوستان تمام شده و خواهد شد و استعمار از این موقعیت بهره‌ها برده‌اند زیرا نسل هایی که زیر سایه استبداد و ستم بوجود می‌آیند، مدام احساس بی عزتی، ضعف، پوچی، و ناتوانی می‌کنند.
با مخفی کردن ایمان، اعتقاد، اخلاق والا، آبروی شرافتمندانه و با چاپلوسی، نفاق و دورویی و نشان دادن ضعف خویشتن و فخر فروشی فرمانروایان و حاکمان مستبد، هرگز صف‌های منظم و جبهه‌های محکم تشکیل نمی‌گردد و این اوضاع نابسامان خواسته استعمار غاصب است که همواره‌ در حال جنگ با امت اسلام هستند. زیرا صهیونیسم و استعمار تا زمانی که با دلهای فرسوده و ترسو روبرو هستند، از این اوضاع نابسامان سود خواهند برد.
در واقع ایستادگی و گسترش صهیونیست‌ها از دلاوری مزعوم یهودیان نیست بلکه به خاطر گوش به فرمان حکام و فرمانروایان مسلمان است؛ حکام و فرمانروایانی که شیفته قدرت، سرمایه و خوش گذرانی هستند و مسلمانان را اهانت، تحقیر و سرکوب می‌کنند.
به گمانم اگر یهودی‌ها انصاف به خرج دهند، باید برای هر یک از حکام و فرمانروایان مسلمان، مجسمه‌ای را به عنوان یادبود آنها درست کنند و در میادین شهرها نصب نمایند. عرب‌ها تشنه‌ی آزادی هستند ولی حکام و فرمانروایان عرب با کوشش فراوان، سعی در منع جهاد و با وعده‌های تو خالی سعی در دور نگهداشتن آنها از عبادت خدا و گوش به فرمان بودن حکام و فرمانروایان فاسد را دارند. اما با وجود اشخاص ضعیف النفسی که سستی به خرج داده و حامل پیام و رسالتی نیستند، اشخاص متخصص و آگاهی از این وضعیت به ستوه آمده و برای آگاه نمودن مردم پیوسته تلاش می‌نمایند؛ بدین جهت کار مصلحان جامعه با مشکل روبرو است اما جای نا امیدی نیست و پروژه جهاد برای اصلاح جامعه همچنان ادامه خواهد داشت.
نیم قرن است که جنگ فراگیر حکام و فرمانروایان ستمگر با مردان آزاده و دلاور در جریان است و آسیبهای بسیاری به دنبال داشته است! لذا من از کار آن مردان بزرگواری که در انهدام و سرنگونی بت‌های سیاسی دست داشتند و سیلی محکمی به دهان فرماندهانشان زدند، در شگفتم و همیشه در برخی کتابهایم تکرار نموده‌ام که آزادی، تنها محیط و فضایی است برای تولد، توسعه و شکوفایی دین.
اگر پیامبران الهی دچار مشکلات و گرفتاری شده‌اند، تنها به دلیل خفقان ستمگران و گرفتن آزادی عقیده و بیان از مردم بوده و اگر کفر در گذشته تنها با تحقیر و استبداد ایجاد و تثبیت می‌شد، اکنون نیز در سایه نابودی آزادی، سرکوب چهره‌های شریف و فرمان برداری باندهای سرمایه‌داری و افراد سخیف و نادان، به زندگی خود ادامه می‌دهند.
آری الحاد زمانی گسترش پیدا کرد که شهرهای مسلمانان به زندان تبدیل و فرمانروایان، خود زندان بان شدند! به همین دلیل تا زمانی که این پیچ و تاب نقاشی شده و این فساد گسترش داشته باشد، به شرایط صلح و آشتی نرسیده و نخواهیم رسید.
جوامعی که از آزادی زیادی برخوردار باشند، خصلتها و استعدادهای بزرگ شکوفا و رشد می‌کنند و این پشتیبانی انسانی بسیار مهمی برای پیامهای بزرگ و تمدنی مفید خواهد بود و جامعه را به سوی خوشبختی سوق می‌دهد.
بدین جهت خداوند پیامبر را در میان اعراب برگزید، زیرا جامعه عرب در ایام بعثت پیامبر به جهت داشتن آزادی کامل از خوشبختی و سعادت برخوردار بودند، در حالی که جوامع روم و فارس از مجموعه اشخاصی زیردست که برای حکام و فرمانروایان سجده کنان کار می‌کردند، تشکیل شده بود ولی جامعه عرب به عکس آنها خود فرمانروای بدون تاج خود بودند.
اعتماد و عزت نفس کفار عرب‌ تا جایی بود که به خاطر افراد قبیله خود که ایمان می‌آوردند، با دشمنان دست به گریبان شده و جان خود را در دفاع از آنها فدا می‌کردند؛ چرا که آزادی بیان همانند نان و آب در جامعه عرب رایج و مرسوم بود.
در همین راستا و با وجود گرفتاری‌ها و مشکلات عدیده، باز اسلام، در آن جامعه قد علم و انتشار یافت و از همین سرشت پاک و آزادگی عرب‌ها بود که مردم از قید حکام و فرمانروایان ستمگر رهایی یافته و سرزمین خویشتن را از آنها پاک کردند که چنین چیزی زیر سلطه حاکمان ستمگر دشوار و حتی محال بود و در نتیجه پدید آمدن آن نسل روشنفکر و اصلاح گر هم امکان نداشت.

به گفته عنتره آنگاه که پدرش شداد از ایشان درخواست دفاع از قبیله خود می‌کند، توجه کنید که می‌گوید: زیبنده مرد نیست که در هنگام هجوم، عقب نشینی و فرار کند بلکه زینده آن بود که در این اوقات جانانه مرد میدان بوده و غرش کنان یورش ببرد. پدرش گفت: هجوم ببر که از آزادگانید. عنتره هم که زیر سایه آزادی، دین خویش را اداء کرد گفت: کسی که به هلاکت افراد قبیله اهتمامی به خرج نمی‌دهد، مقام و جایگاه خود از دست می‌دهد.
یکی از کارهای زشت استبداد، اهانت به اشخاص و مدیران آگاه و دانا است که افراد فرومایه و بی مدیریت را جایگزین آنان نموده و آنان را از سِمت خود دور و به چنین افراد نالایقی اعتماد می‌کنند. در واقع اهل اعتماد چنین اشخاصی، افراد چابلوس و دروغگو می‌باشند که تشنه قدرت وثروت بوده و اکنون این اشخاص فرومایه، چاپلوس و دروغگو بر اریکه قدرت نشسته‌اند و متاسفانه به عنوان افراد مصلح و خدمتگذار از آنها تعریف و تمجید می‌شود.
اما نیک بدانیم که این بزرگواری اهل اندیشه است که سرانجام به سود جامعه تمام شده و کفنِ خواری و ذلت را برای حکام و فرمانروایان ستگمر دوخته و بلاخره روزی همه آنها را زیر خاک نموده و پرچم باشکوه آزادی دینی را در سراسر گیتی بر می‌افروزند. واویلا برای مردمانی که فرومایگان صدرنشین و اهل اندیشه و فکر در زندان و پای چوبه دار باشند.

ترجمه: احمد حسن زاده
ویراستار: سوزی میحراب

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن