عقایدوعبادات

چرا تمام پیامبران در خاورمیانه مبعوث شده اند؟

 

نخست باید دانست که یکی از مهم ترین وظایف پیامبران، به ویژه پیامبران اولواالعزم، هدایت و داوری میان مردمی است که به دلیل شکل گیری نظام اجتماعی و تزاحم منافع، با همدیگر اختلاف پیدا کرده بودند؛ زیرا انسان ها در ابتدا به صورت گروه های کوچک و به طور اشتراکی، زندگی می کردند؛ اما رفته رفته، با پیدایش آتش و فلز و گسترش امکانات، برخی بر برخی سلطه پیدا کردند و بسیاری از آنان از هدایت الهی، دور شدند و آن یکپارچگی اولیه را از دست دادند. این مسئله در سرزمین های دارای تمدن کهن که به طور عموم در منطقه خاورمیانه بودند، شکل گرفت؛ زیرا آدم و حوا در این منطقه هبوط یافتند؛ «وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً؛ از آن دو نفر، مردان و زنان فراوانی گسترش پیدا کردند۲». ازاین رو، بیشتر پیامبران و به ویژه پیامبران اولواالعزم، در این مناطق، مبعوث شدند.
در قرآن مجید چنین می خوانیم: «کانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَی اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ مردم امتی یگانه بودند؛ پس خداوند، پیامبران را نوید آور و بیم دهنده برانگیخت و با آنان، کتاب [خود] را به حق فرو فرستاد؛ تا میان مردم در آن چه با هم اختلاف داشتند، داوری کند و جز کسانی که [کتاب] به آنان داده شد -پس از آن که دلایل روشن برای آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدی] که میانشان بود [هیچ کس]، در آن اختلاف نکرد؛ پس خداوند، آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آن چه که در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست، هدایت می کند۳».
یکی از لوازم نبوت عامه، این است که هیچ مردمی بدون راهنما نباشند و ممکن نیست خداوند ملتی را بدون راهنما، رها کند؛ زیرا خدا، مربی و مدبر انسان است و انسان، مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته، عوالمی پیش روی دارد و انسان، بدون راهنمایی وحی، نمی داند از کجا آمده است و به کجا می رود. قرآن کریم در این مورد می فرماید: هیچ امتی، بدون بیم دهنده نخواهد بود؛«إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاَّ خَلا فِیها نَذِیرٌ»۴٫
انفکاک بشریت و نبوت، ممکن نیست یا خود پیغمبر در یک جامعه معین به سر می برد و یا نماینده و جانشین او و یا کتاب و تعالیمش.
اهمیت استراتژیک خاورمیانه
علت این که بیشتر پیامبرانی که در قرآن نام آنها آمده، از منطقه خاورمیانه می باشند، این است که خاورمیانه، محل تلاقی سه قاره بزرگ آسیا، اروپا و آفریقا و مشتمل بر قلمروها و آب راه هایی است که در زمره پراهمیت ترین مناطق استراتژیک جهان می باشد. خاورمیانه به لحاظ مجاورت با دو اقیانوس اطلس و هند و وجود دریاهایی مانند دریای مدیترانه، دریای احمر، دریای خزر، دریای سیاه و همچنین خلیج فارس، از مهم ترین مناطق کره زمین است. علاوه بر این، وجود کانال ها و تنگه های استراتژیکی چون تنگه هرمز (محل اتصال خلیج فارس و دریای عمان)، تنگه های بسفر و داردانل (در شمال غرب ترکیه)، تنگه باب المندب (محل اتصال دریای سرخ به خلیج عدن در جنوب غربی عربستان)، تنگه جبل الطارق (محل اتصال دریای مدیترانه با اقیانوس اطلس)، نقش برجسته خاورمیانه را دو چندان کرده است و به همین جهت، خاورمیانه از نخستین خاستگاه های تمدن جهان بوده است. بسیاری از باورها و آیین های جهان، از این جا برخاسته اند و این منطقه، زادگاه ادیان مهمی چون یهودیت، مسیحیت و اسلام بوده است و مکان های مقدس و متبرک این سه دین نیز در این منطقه قرار دارند.
آدم و حوا در این منطقه (حجاز) هبوط نمودند و نسل بشر در آن جا رشد کرد و در نتیجه، نیاز به پیامبر و رهنما داشتند و بعد از گذشت سالیان طولانی، نسل آدم از این منطقه به مناطق دیگر کره زمین مهاجرت نمودند و چه بسا این مهاجرت وقتی اتفاق افتاد که ادیان الهی، شکل گرفته بودند و مردم، پیامبران اولواالعزم را می شناختند.
آیا پیامبری ظهور کرده است؟
باید گفت ممکن است در غرب جمعیتی نبود و یا اگر بوده است، ما دلیلی نداریم که خداوند برای آنها انبیایی نفرستاده است؛ چون انبیایی که آمار و نامشان در قرآن و کتاب های روایی هست، معدود هستند و نام همگی آنان در دسترس ما نیست.
خدای سبحان می فرماید: «مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ؛ ما پیش از تو، رسولانی فرستادیم؛ سرگذشت گروهی از آنان را برای تو باز گفته و گروهی را برای تو بازگو نکرده ایم۵». ازاین رو، شاید در غرب نیز انبیایی بوده اند که در قرآن، سرگذشت آنان نیامده است و علت عدم ذکر نام و سرگذشت آنها، بیان سرگذشت پیامبران بزرگ و تمدن ساز بوده، به طوری که نیازی به طرح داستان دیگر پیامبران، نبوده است۶٫
استاد جوادی آملی می گوید: «گروهی از عارفان و حکیمان به استناد برخی از تواریخ، حضرت ادریس را همان هرمس پنداشته اند؛ هم چنان که حضرت شیث را همان آغاثاذیمون دانسته اند و عده ای شاید بر اثر همین مطلب، هرمس و آغاثاذیمون و فیثاغورس و ارسطو را از انبیا می دانند۷».
البته به طور قطع می توان گفت که خداوند متعال، هیچ گروه و امتی را عذاب نخواهد کرد؛ مگر این که پیام وحی برای آنان قابل دسترسی باشد؛ چنان که در قرآن مجید می خوانیم: «وَ ما کانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُری حَتَّی یَبْعَثَ فِی أُمِّها رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا وَ ما کُنَّا مُهْلِکِی الْقُری إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ؛ و پروردگار تو [هرگز] ویران گر شهرها نبوده است؛ تا [پیشتر] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر ایشان بخواند و ما شهرها را -تا مردمشان ستم گر نباشند- ویران کننده نبوده ایم۸» و همچنین آیه «ما کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولاً؛ ما هرگز عذاب نمی کنیم؛ مگر این که رسولی را بفرستیم۹».
اگر افرادی به جهت سلطه سران شرک و کفر، از وحی الهی محروم باشند، از مستضعفان به شمار خواهند آمد و در قیامت، مشمول رحمت الهی قرار خواهند گرفت؛ چنان که در قرآن مجید می خوانیم: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً؛ مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره جویی نتوانند و راهی نیابند۱۰».
تعداد پیامبران الهی بنا بر قول مشهور، یک صد و بیست و چهارهزار نفر است؛ ولی نام های تعداد کمی از آنان در قرآن آمده است؛ زیرا بیشتر پیامبران، صاحب شریعت مستقل نبوده اند؛ بلکه دعوت کننده به شریعت پیامبر اولواالعزم دیگر بوده اند که به آنها پیامبران تبلیغی گفته می شود و بسیاری از پیامبران، بر یک شهر یا روستا و یا حتی برخی بر یک خانواده مبعوث بوده اند.
اسامی پیامبرانی که در قرآن آمده، عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، الیسع، ذوالکفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسی، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زکریا، یحیی، اسماعیل صادق الوعد، عیسی و محمد. برخی هم پیامبری شان محل بحث است که عبارتند از: ذی القرنین، عمران پدر مریم و عُزیر.
در برخی آیات هم اوصاف پیامبرانی ذکر شده، امّا اسم آن پیامبر نیامده؛ مثل آیه ۲۴۳ و ۲۴۶ بقره که به ترتیب در مورد حزقیل و اشموئیل می باشند و آیه ۲۵۹ بقره که در مورد ارمیا یا عُزیر می باشد. همچنین آیه ۶۵ که در مورد خضر می باشد؛ اگر چه پیامبری جناب خضر، محل بحث است۱۱٫ در روایات نیز نام برخی انبیا آمده است؛ همچون شعیا؛ حیقوق یا حبقوق، دانیال، جرجیس، حنظله و خالد۱۲٫
پی نوشت:
۱٫ قصص، آیه ۵۹٫
۲٫ نساء، آیه ۱٫
۳٫ بقره، آیه ۲۱۳٫
۴٫ فاطر، آیه ۲۴٫
۵٫ غافر، آیه ۷۸٫
۶٫ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ج ۲٫
۷٫ جوادی آملی، سیره پیامبران در قرآن، ص ۲۳۶٫
۸٫ قصص، آیه ۵۹٫
۹٫ اسراء، آیه ۱۵٫
۱۰٫ نساء، آیه ۹۸٫
۱۱٫ المیزان، ج ۲، ص ۱۴۰٫
۱۲٫ ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۲ و ۱۴ ؛ مفاتیح الجنان، دعای عمل ام داود.

ادیان و مذاهب

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن