اندیشه

بهشت ، پاداش دعوت و دعوتگران ربانی

    بهشت از آن شماست  

  نویسنده: شیخ ابو سعدالعاملی 

 مترجم: ابو محمد الکردی

پیامبر اسلام (صلی الله وعلیه و سلم) دعوت خود را به سوی خدا از مکه شروع کرد آن هم در حالی که حتی پول برای مصرف روزانه اش را نیز نداشت ؛ چه برسد به شأن و مقام و ثروت و قدرت که بتواند به وسیله آن پیروان و ایمان داران را به سوی پیام خود فراخواند!

طبیعت این دین و نیروی آن چنان است که ایمان دار را به پروردگارش وصل می کند ؛ نه ثروتی او را از راه متمایل و منحرف می کند و نه هیچ قدرت و نیرویی او را به هراس انداخته و از ایمان باز می دارد ؛ چرا که تنها تکیه گاهش خدای بزرگ بوده و ایمانش دچار سستی نمی شود و از دینش روی بر نمی گرداند.

لازم است دعوتگران نیز همانند او عمل کنند، هیچ چشم داشت و درخواست منفعتی از پیروان و نداشته و بلکه باید آنها را با خالقشان پیوند بزنند{لَا نُرِیدُ مِنکُم جُزآءً وَ لَا شُکُوراً} (الانسان/ما از شما بابت وصل کردنتان به الله هیچ پاداش و تشکری نمی خواهیم

دعوتگر راستین سپس به شیوه ای مطلوب و نیکو آنها را به سوی توحید و خدا پرستی و فدا کردن جان در راه پیروزی دین راهنمایی می کند.

بنابراین ایمان دار زمانی می خواهد مسئولیت رسالت این دین بزرگ را به عهده بگیرد، دیگر به هیچ چیز جز رضایت پروردگارش فکر نمی کند که آن هم با انجام آنچه خداوند بر او واجب کرده است تحقق می یابد، آنگاه می بینی که هر آنچه در اختیار دارد در راه خدا فدا می کند.

 … إِنَّ اللهَ اشتَرَی مِنَ المُؤمِنِینَ أَنفُسَهُم وَ أَموَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ فَیَقتُلُونَ وَ یُقتَلُونَ «     )۱۱۱(التوبه/ خداوند از مؤمنان، جان ها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد در راه خدا پیکار می کنند و می کشند و کشته می شوند.

ای ایمان دار قراردادی که میان تو و پروردگارت است این است که خود و اموالت را تقدیم کنی و در راه خدا جهت پیروزی دین خدا جهاد کنی و در مقابل به بهشت دست یابی.     قراردادی روشن و واضح اما دارای مسئولیت و سرانجامی سنگین است، کسی هم به آن دست نمی یابد مگر آن کس که خداوند جهت مقاومت در برابر سختی ها و ناملایمات این دعوت توفیقش دهد که برای آن کسی که دارای اراده ای قوی و همتی والا و دلسوزی نایاب است، آن سختی ها به بخشش و احساسی که همانند ندارد تبدیل می شود و به شدت او را تشویق می کند که به این قرارداد بی نظیر بپیوندد و همچنین او را تشویق می کند که به دلخواه و بدون هیچ شکی و با اطمینان و با رضایت خاطر و بدون خشم بهای آن را پرداخته و بدون عقب نشینی به جلو رفته و پیشرفت کند و بهشت برای شماست آنگاه که مردم را به صف این دین دعوت می کنید؛ نخستین کاری که مسلمان انجام می دهد هنگامی که به حقیقت این آیین پی می برد و شریعت و اصول آن در درونش جایی می گیرد، این است که جهت گسترش و انتشار آنچه به آن ایمان آورده است به سوی جهان بیرونی گام برمی دارد و به خاطر لذتی که خودش احساس کرده است تلاش می کند مردم را نیز به سوی دینش دعوت کند و لازم می داند که به عنوان ایثار و محبت به دیگران، مردم را نیز در خوشی و لذت خود سهیم و شریک گرداند.

 در راه دعوت چاره ای نیست و دعوتگر با مشکلات و موانع بسیاری برخورد می کند، که اولین آن این است که مردم او را دروغگو می پندارد و به او و دعوتش اهانت می کنند. اما او با یقین و آرام گرفتن بر دینش، با آن موانع مقابله می کند.

 هنگامی که دعوتگر دعوتش را برای مردم روشن می کند در مرحله نخست بر او لازم است که دعوت شوندگان را با پروردگارشان پیوند دهد و آنچه را که خداوند در کتابش وعده داده است به آنها وعده دهد و به آن ها بگوید که پاداش آنها بهشت پهناور و رضایت پروردگار است و نباید امورو مسایل دنیایی و لذت ها و مناسک آن را به همان کاری که مدعیان مادی گرایی و دیگر احزاب سیاسی انجام می دهند به عنوان پاداش در نظر ایمانداران بیاراید و بهشت از آن شماست هنگام ابتلا و آزمایش و مشکلات؛ راه دعوت مملوء است از انواع مصیبت ها و مشکلات، این سنت الهی است در این دین برای آنکه پاک را از ناپاک متمایز سازد؛ ناپاک از جامعه مسلمین جدا شده و راستگوی پر هیبت نیز باقی بماند و جهت پیروزی دین خدای بزرگ همچنان مشغول ایثار و بخشش و هر کس باورش به راهی غیر از آن باشد، بداند که در خواب و خیالی است که راهی باطل و بیراهه را در پیش گرفته و به زودی او را به سرابی تهی می رساند.

به همین خاطر بر دعوتگر دلسوز و مسئول ربانی لازم است که پیروان و سربازانش را با سرانجام این راه آشنا کند، برای آنکه هر لحظه برای قبول کردن انتخاب راه کامل آماده باشند  و با تمام وجود راضی بوده و خداوند را سپاسگزار باشند از اینکه آنها را سربازان خود قرار داده است.

نخستین امتحانی که دعوتگر با آن روبرو می شود اهانت دشمنان به مطیعان حق و تلاش جهت کوچک شمردن اهدافش و به هم زدن منهجشان است، همه اینها به خاطر به کنار کشاندن دعوتگر از دعوت مردم و کم کردن شمار پشتیبانان از حق است.

 در مقابل دعوتگر نظاره گر تعداد زیادی غافلان از حق است که به سرعت گمراه شده و به لبه پرتگاه در حرکتند ؛ در حالی که می بیند که اهل حق کم شمار بوده و بیشترشان در مقابل دینشان به آنها رشک می ورزند و سرانجام به جز اقلیتی کم، کسی در خانه قربانی شدن و فدا شدن نمی ماند، خدا یاری دهنده و پشتیبان بنده های صالحش می باشد.

و از مهم ترین مراحل امتحان و مصیبت، مدت زیر نظر بودن است، زمانی که دعوتگر مجاهد در شرایطی زیر نظارت و مجبور به مخفی شدنی شدید قرار می گیرد، دچار چندین فشار درونی شدید می شود، که هدف از آن پایین آوردن و شکست اراده دعوتگر و متوقف کردن مسیر جهاد و تسلیم و مطیع دشمن شدن می باشد و یا پشت کردن به تمام تأثیرات جهادی و دعوتگرانه اش و وارد زندگی عادی و عامیانه شدن است تا اینکه دشمن از او در امان باشد، یا اینکه به یکی از پشتیبانان دشمن تبدیل شده و خدمات خود را تقدیم آنها کند و بدین صورت طاغوت ها همه اتهامات گذشته اش را نادیده بگیرند و حتی به خاطر تغییر منهج و راهبردش مقداری قدرت مادی و معنوی به عنوان پاداش به وی اعطا کنند.

 اما وقتی فرد ایماندار آن پاداش اخروی را که چشم انتظارش است، تجسم می کند، که آن پاداش هم بهشتی است پر از نعمت های جاویدان و فراوانی که حتی به ذهن انسان نیز خطور نمی کند زمانی که این اهداف بزرگ با آن پاداش برایش روشن می شود همه این سختی ها و مشکلات برایش کوچک و بی اهمیت می شود و حتی در حالت زیر نظر بودن و فرار و مخفی شدن نیز لذتی شگفت احساس می کند مثل اینکه شب دامادیش باشد یا در سالن انتظار است برای رسیدن به خوشی و لذتی بزرگ.

در اوقات سخت زندان که به حکمت خدای خبیر و حکیم که بر آن اراده کرده است، مجاهد اسیر دست دشمن می شود. از حکمت های اسیری این است که خدای بزرگ خواسته است که بنده اش کمی از میدان کار و خستگی و بخشش و فداکاری و ایثار دور باشد و خود را در محراب زندان به پرستش و مناجات خدای بزرگ مشغول کرده و با گوشه گیری و دور از فتنه و داد و بیداد دنیا مشغول عبادت و پرستش باشد یا اینکه خدای بزرگ خواسته است که بنده اش را از برخی فتنه هایی که تاب تحمل آنها را ندارد، دور کند ؛ فتنه هایی که اگر خارج از زندان باشد باعث ضعف ایمانش می شوند و مقام او را نزد خداوند بزرگ پایین می آورد، و این اسرار و حکمت های نهایی زندان را به وفور دیده ایم و بعد از مدتی برایمان آشکار شده است، در این موقع است که به مهر و محبت خداوند نسبت به بنده های صادقش پی برده و می فهمیم که آنچه خدای بزرگ و مهربان می داند و ما نمی دانیم و آنچه او می بیند و ما نمی بینیم و اینکه خدای مهربان تنها صلاح بندگانش را می خواهد.

 یا اینکه او را از بعضی مصیبت ها دور می کند که گرفتار نفس و مالش می شد، ایماندار دائم در حال امتحان و آزمایش است:۱۱۱البقره/ »وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشَیٍ مِّنَ الخَوفِ وَالجُوعِ وَنَقصٍ مِّنَ الأَموَالِ وَالأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ قطعاً همه شما را با چیزی از ترس ، گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش می کنیم؛ و بشارت ده به استقامت کنندگان!

 و همان اندازه که ایماندار ایمانش قوی می شود امتحان کردنش نیز در حد ایمانش خواهد بود ؛ اما اگر ایمانش سست گردد؛ خدای بزرگ به خاطر رحم و مهربانی که دارد امتحان کردنش را نیز به اندازه ی ایمان و میزان آرامی و صبرش آسان می کند ؛ به همین خاطر زندان یکی از عوامل ربّانی برای قوی کردن بنده اش و دور کردن از عوامل سخت تر امتحان وی می شود تا اینکه کاملا قدرت یافته و آماده ی دریافت هرگونه امتحان الهی می شود زندان فرصتی برای آماده سازی نفس و رشد ایمان ایماندار است جهت مقابله با امتحانات بزرگ تر و سخت تر.

 یا اینکه زندان به مرحله آمادگی روحی و جسمی برای آن بنده تبدیل می شود که اگر خارج از زندان می بود برایش میسر نبود؛ چون انسان به حقیقت نفس خویش و توانایی بر تحمل سرانجام دعوت و جهاد علم ندارد و چون خود را جزء کسانی به شمار می آورد که در مقابل سختی ها صبر و شکیبایی کرده و در مقابل سنگدلی و بی رحمی دشمن آرام می گیرند، به همین خاطر به سرعت از اهدافش منصرف شده و از راه دعوت و جهاد منحرف می شود. از رحمت های خدای بزرگ این است که قبل از آنکه بنده اش را وارد آن امتحان و ابتلا کند او را می سنجد، به همین خاطر است که خدای بزرگ او را به زندان می اندازد تا اینکه قوی و نیرومند شود و نفس خود را برای روزهای غیر منتظره کاملا آماده کند.

 در مقابل سختی زندان، فرد ایماندار به فکر پاداش روز قیامت است که چشم انتظارش است. درهای بهشت بسی باز است برای آن بنده های صبور خدای بزرگ که در موقعیت های سخت و هنگام مصیبت ها و مشکلات شکیبایی کرده اند. به همین خاطر این مشکلات و سختی ها در مقابلش کوچک می شود و آنچه نزد خداوند است را در اولویت قرار می دهد ، آنگاه همه سنگینی ها برایش سبک شده و تمام دردها برایش شیرین می شود و بهشت از آن شماست در موقع تلاش برای جذب و الحاق: آنگاه که ایماندار مراحل ابتلا و آزمایش را با موفقیت پشت سر می گذارد، حال چه در زندان باشد یا خارج از زندان. دشمن به عواملی دیگر روی آورده تا اهدافش تحقق یابد، آنهم روش جذب و الحاق است. این روشی قدیمی است که قدرتمندان و زمامداران تا اینکه در طرف مقابل تنزل ایجاد شود. یا اینکه حداقل طرف ،مقابل مخالفانشان از آن استفاده می کردند مخالف رضایت داشته باشد و حتی اگر تسلیم و فرمانبردار رژیم حاکم نیز نباشد، مخالفت خود را نگه دارد. هر دو اظهار نظر به سود طرف حاکم بوده و طرف مخالف رضایت خود را تنها و بی صدا و بی طرف از شرایط نشان می دهد.

 آنگاه که مشرکان قریش، بعد از آنکه مسلمانان اشتیاق و قدرت خود را بر اوضاع نابسامان و صبر بی  پیشنهاد مادی و معنوی را به پیامبر (صل الله و علیه و سلم) در ، مانندشان بر عقیده و باور به نمایش گذاشتند مکه دادند. با وجود سختی و شدت محاصره و اهانت و اشکنجه؛ باز هم هنگامی که آن پیشنهادهای مادی را به پیامبر (صل الله و علیه و سلم) دادند که تنها هدفشان این بود که پیامبر از بدی گفتن و اهانت خدایان آنها درست  که آن هم نشانه ای از موضعی بی طرفانه و پرهیز از اینکه دینشان مورد ، بردارد و خواب هایشان را باطل نگرداند هدف قرار نگیرد و عقیده باطلشان برملا نشود و این هم خود به خود نوعی پیروزی برای آنها محسوب می شد، چون همچنان فرصت فریب دادن مردم و دعوت برای دین باطلشان وجود خواهد داشت.

در حالی که مسلمان ممکن است دچار لغزش شده و در مقابل آن موضع بی طرفانه (باگل) خواستار آن غنیمت های مادی باشد، به ویژه زمانی که هیچ تنزلی از مبدأش برملا نمی کند، یا اینکه حتی تنزلاتی نیز در عمل انجام می دهد که در مقابل بتواند برخی از آن منابع و پیشنادهای دنیایی را به دست آورد.

آنگاه که فرد ایماندار آن پاداشی را که نزد خداوند چشم انتطارش است از یاد می برد، و خواهش های دنیایی او را به سوی آن پیشنهادها و اموال فریبنده دنیایی سوق می دهد، و در آینده در دام همکاری با دشمن می افتد  و رضایت الهی را از دست می دهد ، اگر بیاید رضایت مردم را نیز به دست آورد؛ رضایت مردم به حسرت و پشیمانی براش تبدیل می شود، چراکه از آنچه خداوند به بنده های مخلص و دلسوزش وعده داده است محروم می شود.  وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدخِلُهُم جَنَّاتٍ تَجرِی مِن تَحتِهَا الأَنهَارُ خَالِدِینَ فِیهَآ أَبَداً وَعدَ اللهِ حَقَّاً وَ مَن « )۱۱۱(النّساء/ »أَصدَقُ مِنَ اللهِ قَلِیلاً

و کسانی که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند، بزودی آن را در باغ هایی از بهشت وارد می «    کنیم که نهر ها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که  »در گفتار و وعده هایش، از خدا صادق تر باشد؟!    بهشت از آن شماست آنگاه که دنبال پیروزی هستید؛ در مرحله دعوتگری بر دعوتگران لازم است که نحوه کار خود را جهت جذب بیشتر و بهتر برای مردم شرح داده و روشن کنند و همچنین بر مجاهدان و دعوتگران لازم است خود را برای جماعت و جریانهای دینی و راستگوی دیگر شرح داده و در میدان دعوت با همیاری و همکاری مجاهدان دیگر و وحدت دعوتگران جهت روبه رو شدن با پروژه های دشمنان خدا و پیامبر تلاش کنند. که بسیار اتفاق می افتد که برخی یا همه گروه های دیگر، پیروزی آن جماعت را رد کرده و چند شرط اساسی و بنیادی را قرار می دهند که عکس آن اهدافی است که ما برایش برخاسته ایم؛ مثل آنکه شرط بگذارد که مالک جامعه دعوتگران باشد و نقش اول و رأس آن را برعهده داشته باشد، یا غیر آن شروطی که مخالف ضوابط شرعی خواسته شده باشند.

حال در این باره بر گروه اجتهادی لازم است که آن شروط نادرست را جهت محافظت از بهره های جهاد رد کرده و از اینکه در آینده در باتلاق نادانی بیفتند و او را از اهداف اولیه که به خاطرش تاسیس شده است دور کند، حذف نماید. یا اینکه کاری کند که در مقابل وارد شدن به صف این جماعت ها، از منهج خود تنزل نماید و همین باعث می شود که بدون آنکه خود احساس کند، از حق دور شده و کم کم به آغوش دشمنان در آید. در مقابل این واکنش ها جامعه اجتهادی هیچ چاره ای ندارند به جز توکل به خدا و دست گرفتن به وعده های  پاداشی که در مقابل تنزل نکردن از مبدأها و ، خداوند برای آنها که رسیدن به پیروزی و پشتیبانی خداوند است به پای آرزوی مردم راه نرفتن بدست می آورند .چون آنچه نزد خداوند است بهتر و ماندگارتر است، و صبر و شکیبایی بر منهج و تلاش در راه خدا، تنها دو عامل برای رسیدن به پیروزی و به قدرت رساندن بنده های خدا است اگر بدانند.

بعد باید به کمی پشتیبانان و ترس مردم از شکست حق قبل از رسیدن به پیروزی کامل عادت کنند. خدای بزرگ در آیاتی از قرآن کریم به این حقیقت اشاره می کند:

 )۱و۱(النصر/ » إِذَا جَآءَ نَصرُاللهِ وَالفَتحُ * وَ رَأَیتَ النَّاسَ یَدخُلُونَ فِی دِینِ اللهِ أَفوَاجَاً «     »هنگامی که یاری خدا و پیروزی فرا رسد * و ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا می شوند«وارد شدن مردم به دین خدا تنها بعد از رسیدن به پیروزی و قدرتمند شدن است، اما قبل از آن تنها عده ای از ایماندارن به خدا و پیامبر(صل الله و علیه و سلم) بر سر مردن در راه خدا بیعت می دهند و چون مرگشان در راه خدا است به چیزی دیگر اهمیت نمی دهند.

به آنهایی که چند عامل ضعیف کننده را بر سر راهتان می گمارند یا غنیمتی ناچیز ماددی را به حساب منهجتان در مقابل پیروزیتان قرار می دهند، بگویید که به حقیقت خداوند بر پیروزیمان توانمند است گرچه  شما هم با ما نباشید، در حقیقت شما بیشتر به افراد واقعی و جهادگر دلسوز نیاز دارید که از این بند و زنجیرهایی که شما را به بند کشیده است نجاتتان دهند، و این دلسوزی دعوتگران است که در آخر آنها را به بهشت می رساند ان شا الله.

و بهشت برای شماست در میدان جهاد؛ جهاد رأس این دین و نوک نیزه ی آن است، به همین خاطر طبیعی است که جهاد برای نفس سنگین و سخت باشد، عموما برای نفس های ضعیف و هوسران و به ویژه برای منافقان. به همین دلیل خداوند بر این حقیقت اراده می کند آنگاه که در کتاب بزرگ و مبارکش می فرماید:  )۱۱۲(البقره/ »…کُتِبَ عَلَیکُمُ القِتَالُ وَ هُوَ کُرهٌ لَکُم «     » جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است … «اما ناخوشایندی مردم از جنگ خود حکمت و منفعتی دارد که کسی آن را درک نمی کند جز آنهایی که مورد لطف خداوند قرار گرفته اند و به وعده خداوند یقین دارند.   » وَ عَسیَ أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم وَ عَسیَ أَن تُحِبُّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌ لَّکُم وَاللهُ یَعلَمُ وَ أَنتُم لَا تَعلَمُونَ « )۱۱۲(البقره/

چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید؛ «»حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می داند و شما نمی دانید. مرحله امتحان و آزمایش و پاک کردن نفس است که خداوند آشکار کند که چه کسی در پیروزی ،چون جهاد دینش تلاش می کند و چه کسی نمی کند. و همچنین برای اینکه مسلمان بر حقیقت باورش و میزان وفایش به بیعتی که تا مرگ با پروردگارش بسته است، پایدار باشد. إِنَّ اللهَ اشتَرَی مِنَ المُؤمِنِینَ أَنفُسَهُم وَ أَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ فَیَقتُلُونَ وَعداً عَلَیهِ حَقَّاً فِی «     » التَّورَاهِ وَالإِنجِیلِ وَ القُرآنِ وَ مَن أَوفَی بِعَهدِهِ مِنَ اللهِ فَاستَبشِرُوا بِبَیعِکُمُ الَّذِی بَایَعتُم بِهِ وَ ذَالِکَ هُوَ الفَوزُ العَظِیمُ )۱۱۱(التوبه/ خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛ (به این «    گونه که:) در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند؛ این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و  » ستدی که با خدا کرده اید؛ و این است پیروزی بزرگ!  دشمنانمان در تلاشند که اهداف و مناسک جهاد را در جان مسلمانان خاموش کرده و پریشان ،    در مقابل سازند، که رژیمهای مرتد این کار زشت و نامبارک را با نابودی و حذف فقه جهاد و تمام برنامه های آموزشی و تربیتی مرتبط به جهاد به اتمام میرسانند؛ به گونه ای که چند تن از علمای بد سیرت را به عنوان سرباز خود  اهداف آن را بهم بزنند و نام آن را تغییر دهند. همانند (وه لا و ، انتخاب کرده تا اینکه مردم را از جهاد دور کنند به لا) که آتش جهاد را در نفس زنده می کند، و در مقابل قبول کردن طرف مقابل آن را انتشار می دهد تا اینکه مخاطبش اگر دشمن سرزمینمان و بدکار هم باشد، دشمن را مورد عفو و بخشش قرار داده و او را به دین و روشن فکری دعوت می کند.     در مقابل این حرکتهای تند و گسترده ی جهاد و اهداف آن، لازم است که مجاهدان یقین و ایمانشان را قوی  در دل و نفس مسلمانان دوباره زنده شده و به گونه ای نباشد ،کنند و لازم است که این فریضه ی فراموش شده

که بیراهه هایی را که دشمانان اسلام آن را مزین می کنند آنها را فریب داده و منحرف کنند، مانند دموکراسی و گفت و گوها و همزیستی با دشمنان خدا. 

و آنگه که گروه مجاهدان به مرتبه ای از قدرت و حاکمیت رسیدند که دشمن نمی تواند جلودارشان باشد یا اینکه قدرت نفوذ در آنها را داشته و بتواند جذب خودشان کند، دشمن به تقدیم کردن تعهد و پیمان یا آتش بس پناه می برد تا اینکه از این طریق فرصت یابد که قدرتشان را تصاغب کرده و صف مجاهدان را از هم بپاشد تا اینکه بین صفوف مجاهدان اختلاف ایجاد کرده و شأن و شکوهشان را ضعیف کند و همانند دو طرف ترازو، در میدان نبرد طرف آنها (دشمن) سنگین شود.

و بهترین نمونه ی این حالت در واقعیت امروزی این است که در خاک افغانستان مجاهد اتفاق می افتد. خدای بزرگ مجاهدان را در اماره افغانستان اسلامی و قاعده به پیروزی رسانید برای اینکه هیبت و وجود خودشان را بر بیشتر خاک افغانستان بگسترانند و توان و قدرت و شکوه داشته باشند برای به انجام رسانیدن اهدافشان بر دشمن و به فضل و قدرت خدای بزرگ بیش از دو کمان نمانده که به پیروزی نهایی و همه گیر  نزدیک شوند.     ما چنان دشمنان خدا را می بینیم که دست صلح دروغین دراز می کنند به امید آنکه قدرتشان را با امارت اسلامی تقسیم کرده و در حکومت میهنی شرکی مشترک از آن استفاده کنند، همانگونه خواستار آن هستند. اینها تنها چندین پیشنهاد خنده دار است که باعث می شود دلت به حال این مرتدهای خیانتکار بسوزد. اما آنها هیچ ارزشی ندارند جز پیکار با آنها. چون گناه آنها از آن بزرگ تر و بیشتر است که مجاهدان به پیشنهادهای ناامیدانه آنها فکر کنند یا اینکه دین خدا مقابل اینها رحم و مهربانی داشته باشد.     جنایتکاران در دنیا سزایشان کشتن و در قیامت نیز آتش جهنم است. چگونه می توان به کسی اعتماد کرد که دین و خاک و ناموس و سرزمین خود را به استعمارگران صلیب پرست فروخته اند؟! و ضد مجاهدان صادق و راستگو جنگیده اند و زنانشان را بیوه کرده اند و بچه هایشان را کشته اند و مردانشان را شکنجه داده اند؟ چگونه می توان با آنها زیر یک سقف ایستاد در حالی که از آن به دموکراسی شرکی نام می برند تا اینکه بر طبق مراد آنها به وطن خدمت کنیم؟     و نمونه روشن تر و آماده تر در این باره عبارت است از آنچه در سرزمین سومالی مبارک اتفاق می افتد، آنگاه که پیشرفت جنبش جوانان و کنترل بیشتر خاک آن منطقه توسط آنها را مشاهده کردیم؛ و رژیم مرتد و به

کار گرفته شده به رهبری شیخ مرتد نتوانست که وزیران و حتی اعضای به ظاهر مجلسشان را جمع کند و نتوانست در داخل کاخ و قصرش در مقابل حملات پی در پی مجاهدان از خود محافظت کند و این حالت به امید خدا به درازا نمی کشد. من آن روزی را که این مرتد پا به فرار می گذارد خیلی زود می بینم. اما قبل از آن این رژیم مرتد تلاش می کند که چند راه حل بی سرانجام را جلو مجاهدان بگذارد و خود را با نمایش آتش  بخشنده نشان دهد. همان چیزی که به ، بس یا توافق و صلح با هدف متوقف کردن ریختن بیشتر خون بی گناهان آن دعوت می کند. و این مرد یادش رفته است اوست که به ترحم مجاهدان نیاز دارد – بعد از مدتی- و در مقابل اراده و قدرت مجاهدان هیچ پیشنهادی سودی به او نمی رساند.     و در همه حالت ها بر مجاهدان لازم است که در همه جا بر ضد این رژیم های مرتد به جهاد خود ادامه دهند تا اینکه مردم و سرزمینشان را از دست آنها نجات دهند و همه امورات و کارهای اداری در همه بخشها به آنها سپرده می شود و ابتدا و انتهای کارها برای خدا می باشد.     آنچه در نزد خداست بهتر و ماندگارتر است و هرگز همه جهان نمی تواند آنچه را که خداوند در بهشت و در زیر نهر ها و در مکانهای شکوهمند و بلند و در نزدیکی مالک حاکم و قدرتمند به ما وعده داده است را به ما بدهد.  )۲(الروم/ » وَعدَاللهِ لَا یُخلِفُ اللهُ وَعدَهُ وَلَکِنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لَا یَعلَمُونَ «     »این وعده ای است که خدا کرده؛ و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمی کند، ولی بیشتر مردم نمی دانند«     )۱۱۱التوبه/( » وَ مَن أَوفَی بِعَهدِهِ مِنَ اللهِ فَاستَبشِرُوا بِبَیعِکُمُ الَّذِی بَایَعتُم بِهِ وَ ذَلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظِمُ …«    و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده  …«     »اید؛ و این است آن پیروزی بزرگ!  هـ۱۳۹۱ –    رجب الحرام    شبکه شموخ الإسلامی

نمایش بیشتر

کلثوم حسن زاده

@@نویسنده و مترجم و شاعر ایران - آذربایجان غربی - سردشت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا