اخلاق و تزکیهعبادات

توبه و بازگشت بسوی خداوند 2-2

فتیق رسولی

همه ما انسان هستیم، دچار خطا و اشتباه می شویم، لغزش داریم، سردی و گرمی روزگار تا احساس کرده ایم، زمین می خوریم و بلند می شویم، اما لازم است تا خطاها و لغزش های خود را نیز تصحیح کنیم تا از مسیر و راه درست به فروع راه پیدا نکنیم.

با اصرار بر گناهان، انسان راه خود را برای جهنم هموار می کند. عن ابی هریرة قال: قال رسول الله(صلی الله علیه وسلم): ان العبد اذا أذنب ذنبا کانت نکتة سوداء فی قلبه فإن تاب منها صقل قلبه فإن زاد، زادت.
حضرت ابی هریره(رضی الله عنه) می فرماید: پیامبر(صلی الله علیه وسلم) فرمودند: هنگامی که انسان دچار گناهی می شود، نقطه ی سیاهی در قلبش ایجاد می شود، اگر توبه کرد و بسوی الله متعال بازگشت، قلبش صاف و پاک می شود، اما اگر بر گناهان خویش اصرار ورزید، سیاهی قلبش نیز بیشتر می شود.
همچنین پروردگار متعال در سوره ی مبارکه ی مطففین آیه ی ۱۴ می فرماید: «كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ» یعنی: «نه‌ چنين‌ است» كلا: تنبيه‌، هشدار و تكذيبی است‌ بر اين‌ تجاوزگران‌ گناهكار، از گفتن‌ چنين‌ سخنان‌ باطلی «بلكه‌ آنچه‌ مرتكب‌ می شدند بر دلهايشان‌ زنگار بسته ‌است» يعی: گناهان‌ و نافرمانی هايشان‌ بسيار گشته‌ و دلهايشان‌ را فراگرفته‌ است‌، پس‌ اين‌ گناهان‌ زنگاری است‌ كه‌ دلهايشان‌ را در خود پوشانده‌ است‌، از اين‌ رو حق‌ را انكار می كنند. حسن‌ می گويد: «رين: زنگار» گناه‌ بر بالای ‌گناه‌ است‌، تا بدانجا كه‌ بسياری گناهان‌ دل‌ را نابينا و آن‌ را سياه‌ می گرداند، اما «طبع‌» اين‌ است‌ كه‌ بر دلهايشان‌ مهر گذاشته‌ شود كه‌ اين‌ سخت‌تر از زنگار است‌.

خطا و اشتباه، از سرشت و طبیعت انسان است، اما توبه و بازگشت از گناه لازمه ی آن است. چون توبه از گناه، گناهان را به کلی محو می گرداند و کسی که از گناهان خویش توبه ی خالص نماید و بازگردد، همانند کسی است که هیچ گاه دچار گناه نشده باشد، چون تمامی گناهانش (حق الله) محو می شوند.

«عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَنَّ رَجُلًا قَتَلَ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ نَفْسًا، فَجَعَلَ يَسْأَلُ: هَلْ لَهُ مِنْ تَوْبَةٍ؟ فَأَتَى رَاهِبًا فَسَأَلَهُ، فَقَالَ: لَيْسَتْ لَكَ تَوْبَةٌ. فَقَتَلَ الرَّاهِبَ، ثُمَّ جَعَلَ يَسْأَلُ، ثُمَّ خَرَجَ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَى قَرْيَةٍ فِيهَا قَوْمٌ صَالِحُونَ، فَلَمَّا كَانَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ أَدْرَكَهُ الْمَوْتُ، فَنَأَى بِصَدْرِهِ ، ثُمَّ مَاتَ، فَاخْتَصَمَتْ فِيهِ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَمَلَائِكَةُ الْعَذَابِ، فَكَانَ إِلَى الْقَرْيَةِ الصَّالِحَةِ أَقْرَبَ مِنْهَا بِشِبْرٍ، فَجُعِلَ مِنْ أَهْلِهَا. یعنی: ابی سعید خدری(رضی الله عنه) از پیامبر(صلی الله علیه وسلم) روایت می کنند که در امت های پیشین، شخصی وجود داشت که نود و نه نفر را کشته بود، سپس در مورد عالم ترین شخص روی زمین پرسید، مردم یکی از راهبان را به او معرفی کردند. پیش آن راهب رفت و گفت: من نودونه نفر را کشته ام، آیا برای من توبه وجود دارد؟ راهب گفت خیر . پس او را هم کشت و با کشتن او صد نفر کامل شد و همچنان در مورد عالمترین شخص روی زمین پرسید، این بار عالمی حکیم و فرهیخته را به او معرفی کردند، نزد او رفت و گفت: من صد نفر را کشته ام، آیا راه توبه برای من وجود دارد؟ عالم گفت: بله، چه کسی می تواند میان شما و توبه فاصله ای ایجاد کند؟ به فلان سرزمین برو، چون در آن انسان های عابدی زندگی می کنند. تو هم با آن ها به عبادت الله بپرداز و به سرزمین خودت برنگرد، زیرا که سرزمین بدی است. آن مرد به راه افتاد و نصف راه را پیمود که مرگ به سراغش آمد، اینجا بود که فرشتگان رحمت و عذاب در مورد او دچار اخلاف شدند، فرشتگان رحمت گفتند: این شخص در حالی که توبه کرده و قلبش متوجه خدا بوده، به اینجا آمده است و فرشتگان عذاب گفتند: او هرگز عمل خوبی انجام نداده است، در این هنگام فرشته ای به شکل انسان نزد آن ها آمد. فرشتگان رحمت و عذاب او را قاضی و داور قرار دادند؛ داور گفت: فاصله این مرد را با هر دو سرزمین (خوب و بد) اندازه بگیرید، به هر یک از آن‌ها که نزدیک تر بود، به همان سرزمین تعلق می گیرد، در نتیجه فاصله هر دو سرزمین را اندازه گرفتند و او به سرزمین مقصد نزدیک تر بود و فرشتگان رحمت او را تحویل گرفتند. (صحيح مسلم ۲۷۶۶)

پروردگار متعال می فرماید: «يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (نساء:۲۶) یعنی: خداوند می خواهد احكام‌ خويش‌ را برای شما بيان‌ كند و آنچه‌ را كه‌ از اعمال‌ نيك‌ و مصالح‌ شما بر شما پنهان‌ است‌، برايتان‌ روشن‌ سازد و شما را به ‌سيره‌ و سنت‌ پيشينيان‌ يعنی: انبيای گذشته‌ و پيروان‌ صالح‌ ايشان‌ راهبر شود تا به‌ سنتهای حسنه‌ آنان‌ اقتدا كنيد و نيز می خواهد تا از شما در گذرد، يعنی بر شما به‌ رحمت‌ بازگردد و به‌ شما توفيق‌ عطا فرمايد تا از آن‌ مخالفت‌هایی كه ‌داشتيد، توبه‌ كنيد و از همين‌ روست‌ كه‌ به‌ شما در ازدواج‌ با كنيزان‌ رخصت‌ داد و الله دانای حكيم‌ است‌، داناست‌ به‌ مصالح‌ بندگان‌ خويش‌، صاحب‌ حكمت ‌است‌ در آنچه‌ كه‌ برايشان‌ مشروع‌ گردانيده‌ است‌.

«وَاللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا» (نساء:۲۷) یعنی: و خدا می خواهد كه‌ بر شما به‌ رحمت‌ بازگردد و از شما درگذرد. اين‌ تأكيدی ‌است‌ بر (ويتوب‌ عليكم) در آيه‌ قبل‌ و تكرار آن‌ به‌ سبب‌ ذكر كسانی است‌ كه‌ در مقابل‌ اين‌ توبه‌ قرار دارند: «و آنان‌ كه‌ پيروی شهوات‌ را می كنند» كه‌ عبارتند از: زناكاران‌ از كفار و فجار می خواهند كه‌ ميل‌ كنيد به ‌سوی راه‌ و روش‌ فسادآلود آنان‌ و ميل‌ كنيد از راه‌ ميانه‌ به‌ سوی راه‌ ستم‌، از حق‌ به‌ سوی باطل‌ و كجروی پيشه ‌كنيد، به‌ كجروی بزرگ‌ يعنی: می خواهند كه‌ بدون‌ در نظر داشت‌ هيچ‌ قيد و بند شرعی، بدكاريهای آنان‌ را انجام‌ دهيد، زيرا زناكاران‌ فقط به‌ فكر شهوت‌رانی خود هستند، بی آن‌ كه‌ در عواقب‌ امور، يا در حلال‌ و حرام‌ خداوند جلّ جلاله بنگرند.

مراد از شهوات‌ در اينجا: فقط آن‌ خواهشهایی است‌ كه‌ شرع‌ شريف‌ آنها را حرام‌ نموده‌، نه‌ آنچه‌ كه‌ در شريعت‌ حلال‌ است‌. «يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ ۚ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا» (نساء:۲۸) یعنی: «خداوند می خواهد كه‌ سبك‌ كند از شما» بار شما را در امر قوانين‌ و اوامر و نواهی خود، به‌ همين‌ جهت‌ برای شما نكاح‌ كنيزان‌ و غيرآن‌ از آسان‌ گيری های ديگر را رخصت‌ داده‌ است‌ «و انسان‌ ضعيف‌ آفريده‌ شده‌ است‌» در برابر شهوات‌، پس ‌ناتوان‌ است‌ از اين‌ كه‌ بر نفس‌ خويش‌ چيره‌ شده‌ و بر شهوت‌ سركش‌ خويش‌ مهار بزند و در برابر آن‌ مقاومت‌ كند، از همين‌ روست‌ كه‌ خداوند جلّ جلاله خواسته‌ است‌ تا بر اين‌ موجود ضعيف‌ آسان‌ گرفته‌ و بسياری از امور را بر او مباح‌ گرداند، چنان‌كه‌ در اين‌ آيات‌ روشن‌ ساخته‌ است‌.

سياق‌ آيه‌ كريمه‌ می رساند كه‌ اين‌ ضعف‌، ناظر بر ضعف‌ انسان‌ در برابر زنان ‌است‌، به‌ همين‌ جهت‌، حق‌ تعالی دايره‌ را برای وی در امر زنان‌ فراخ‌ گردانيد. وكيع‌ می گوید: «در امر زنان‌، عقل‌ مرد از سر وی می پرد».

از گناهان دست بکشید، گناهان کبیره را ترک کنید و توبه کنید که درهای رحمت الله همیشه به روی توبه‌ کنندگان باز است. از پیامبر(صلی الله علیه وسلم) روایت شده است که فرمودند: الا أنبئکم بأکبرالکبائر؟ ثلاثا، فقالو بلی یا رسول الله، قال: (الاشراک بالله و عقوق الوالدین و جلس و کان متکئا فقال: الا و قول الزور) یعنی: آیا شما را از بعضی از گناهان کبیره مطلع کنم، سه بار آن را تکرار نمود، صحابه ها گفتند: بله ای پیامبر خدا، ایشان فرموند: شریک قرار دادن برای خداوند، بی احترامی و اذیت و آزار والدین. سپس در حالی که نشسته بود و بر چیزی تکیه داده بود، فرمودند یکی دیگر از گناهان کبیره شهادت دروغ است. (صحیح بخار ٢٦٥٤)

«إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا» (نساء:٣١) یعنی: «اگر از كبائر منهيات‌ پرهيز كنيد» يعنی: اگر از گناهان‌ كبيره‌ای كه‌ حق‌ تعالی شما را از آنها نهی كرده‌ است‌، دوری كنيد «از شما سيئات‌ شما را» يعنی: گناهان ‌صغيره‌ شما را «نابود می سازيم‌ و شما را به‌ جايگاهی ارجمند درمی آوريم‌» يعنی: به‌ جايگاهی شايسته‌، نيكو و دلخواه‌، كه‌ بهشت‌ برين‌ است‌. خاطرنشان‌ می شود كه ‌احاديث‌ در باب‌ گناهان‌ كبيره‌ بسيار است‌، كه‌ بعضی از اين‌ احاديث‌ آنها را به ‌هفت‌ گناه‌ و بعضی به‌ كمتر از آن‌ محدود ساخته‌ اند.

در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌بخاری و مسلم‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «از هفت‌ چيز هلاك‌ كننده‌ بپرهيزيد»، در اين‌ اثنا از ايشان‌ سؤال‌ شد كه‌ اين‌ هفت‌ چيز هلاك‌ كننده‌ چيست‌؟ فرمودند: «الشرك‌ بالله، وقتل‌ النفس ‌التي‌ حرم‌ الله إلا بالحق‌، والسحر، وأكل ‌الربا، وأكل ‌مال‌ اليتيم‌، والتولي‌ يوم‌ الزحف‌، وقذف‌ المحصنات‌ الغافلات‌ المؤمنات‌» یعنی: اين‌ هفت‌ چيز عبارتند از: شرك‌ به‌ خدا جلّ جلاله، كشتن‌ نفسی كه‌ خداوند متعال‌ كشتن‌ آن‌ را حرام ‌گردانيده‌ است‌ ـ جز به‌ حق‌ ـ خوردن‌ ربا، خوردن‌ مال‌ يتيم‌، پشت‌ كردن‌ در روز جنگ‌ و تهمت‌ زدن‌ به‌ زنان‌ پاكدامن‌ مؤمنی كه‌ از آن‌ اتهام‌ به‌ دور و بی خبرند». ليكن‌ ابن‌عباس‌ رضی الله عنه می گويد: «گناهان‌ كبيره‌ از هفت‌ به‌ هفتاد نزديكتر است».

هم ‌او می گويد: «گناه‌ كبيره‌ هر گناهی است‌ كه‌ خداوند جلّ جلاله آن‌ را به‌ آتش‌، يا غضب‌، يا لعنت‌، يا عذاب‌ خويش‌ ختم‌ كرده‌ باشد». امام‌ شمس‌الدين‌ ذهبی نيز در باب‌ كبائر كتابی نوشته‌ و در آن‌ هفتاد گناه‌ كبيره‌ را بر شمرده‌ است‌.

قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (سوره اعراف 33) یعنی: «بگو» ای پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) «جزاين‌ نيست‌ كه‌ پروردگارم‌ فواحش‌ را حرام ‌كرده ‌است» فواحش‌: گناهان‌ بسيار زشت‌ و ناشايست‌ است‌، «آنچه‌ آشكار باشد از آن ‌و آنچه‌ پوشيده‌ باشد» يعني‌: چه‌ اين‌ فواحش‌ به‌گونه‌ علنی انجام‌ بگيرد و چه‌ به‌طور پنهانی «و گناه‌ را حرام‌ كرده ‌است» و اين‌ معنی، شامل‌ هرگونه‌ معصيتی است‌ كه‌ سبب‌ عذاب‌ الهی گردد «و» حرام‌ كرده‌است‌ «تعدی ناحق‌ را» يعنی: ستم‌ و كبر و گردنكشی ای بر مردم‌ را كه‌ از حد و حق‌ متجاوز است‌ «و اين‌ كه‌ چيزی را با خدا شريك‌ مقرر كنيد كه‌ او هيچ‌ دليلی بر حقانيت‌ آن‌ نازل‌ نكرده ‌است» البته‌ روشن‌ است‌ كه‌ خدای سبحان‌ بر اين‌ امر كه‌ ديگری با او شريك‌ گردانيده‌ شود؛ هرگز حجت‌ و برهانی نازل‌ نمی كند پس‌ اين‌ تعبير، به‌ منظور رد پندار مشركانی به‌كار گرفته‌ شده ‌كه‌ ادعا كردند؛ به‌ فرمان‌ خدا جلّ جلاله شرك‌ آورده‌اند «و» حرام‌ كرده ‌است‌ بر شما «اين‌ كه‌ چيزی را كه‌ نمی دانيد» حقيقت‌ آن‌ را و اين‌ كه‌ خداوند جلّ جلاله آن‌ را گفته ‌باشد؛ «به‌ خدا نسبت‌ دهيد» مانند حلالها و حرامهایی كه‌ مشركان‌ به‌ خدای سبحان‌ نسبت‌ می دادند در حالی كه‌ خداوند جلّ جلاله هرگز بدانها فرمان‌ نداده‌ است‌.

بازگشت همه بسوی الله است چه زیباست با قلبی آکنده از محبت به الله و خالص و تصفیه شده از گناه بسوی او برگردیم.

ترجمه از کتاب لنبن منظموتنا الاخلاقیه با اندکی تصرف و اضافات

فایق رسولی سالاره
سوزی میحراب

نمایش بیشتر

فایق رسولی سالاره

استان آذربایجان غربی - سردشت طلبه و دانشجو مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا