اصول

زندان و حقوق زندانی در اسلام

زندانی کردن از دیدگاه اسلام
بی گمان پدیده زندانی کردن مردم بی گناه و شکنجه دادن آن ها قبل از اینکه به عنوان یک پدیده جهانی و یا اجتماعی مطرح باشد، می توان آن را به عنوان شاخه و ویژگی ای از ویژگی های انسان های بیمار دل پنداشت.
در اسلام ؛ زندان به عنوان مدرسه ای برای تادیب جنایتکاران و مجرمان در جامعه ایجاد شده است با مطالعه و مقایسه زندان های آن زمان با عصر حاضر برای ما مشخص می شود که در آن زمان تا آن اندازه که مسجد جایگاه رشد و شکوفایی مردم بوده است می بینیم که ده برابر آن زندان محل اصلاح و درست کردن و هدایت مردم بوده است.

اما در این زمانه نه تنها زندان باعث اصلاح و تنبیه افراد گناهکار نشده است بلکه اغلب افراد خلافکار را پرورده کرده است؛ زیرا از بس که زندانیان را مورد تنبیه بدنی قرار داده اند که هیچ فرصتی را برای فکر کردن و هوشیار شدن او باقی نگذاشته اند تا به فکر اصلاح و تغییر خودش باشد.

اینجاست که بر خود لازم می دانم که با توضیحات بیشتری و به شیوه ای ریشه ایی مسئله زندان را در اسلام روشن کنم تا رحمت و بزرگی این اسلام برای ما آشکار شود و در مقابل این را ثابت کنم که آنچه مایه ی از بین رفتن و تباه شدن شخصیت ها شده است اسلام نیست .

شناسه زندان
زندان(سجن) یعنی: محل زندانی کردن .

زندانی، یعنی آن کسی که زندانی شده است
تعداد اندکیاز علما درباره (زندان) سخنگفته اند، از جمله آنها می توان به (ابن تیمیه) و(الکسائی) و …. اشاره نمود.

(شیخ الاسلام ابن تیمیه) (رحمه الله علیه) در تعریف زندان می فرماید: زندانی نمودن انسان ها به این معنی است که آزادی های او محدود شود و از رفتار آزادانه او ممانعت به عمل آید؛ حال چه این ممانعت با بستن آن شخص به یک درخت باشد، یا حبس کردن او در یک منزل و یا جای دیگر باشد.
بنابراین زندان الزاما به معنای مکان یا تالاری برای نگهداری آدم ها نیست آنگونه که امروزه رایج است.
مشروعیت زندانی نمودن 
جملگی علما بر شرعی بودن زندان اتفاق نظر دارند و و می گویند زندان جایگاهی است که مردم در آنجا تنبیه و آگاه می شوند و از جرم و جنایت هایشان آگاه و پشیمان می شوند.[نیل الاوطار]
همچنین علما بر این باورند که نباید در امر زندانی نمودن انسان ها از خطوط قرمز خدا تجاوز شود و جایز نیست که مجازات جرم ها بی دلیل به تأخیر بیفتد بویژه زمانی که شخص جنایتکار با این تعلل جسورتر و گستاخ تر شود[التشریع…]

دلایل مشروع بودن زندان
۱-خداوند تبارک و تعالی می فرماید: …(نساء آیه ۱۵) وَاللَّاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَهَ مِن نِّسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَهً مِّنکُمْ ۖ فَإِن شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّىٰ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّـهُ لَهُنَّ سَبِیلًا و مرد و زنی که از شما زنا می‌کنند (و متزوّج نمی‌باشند) آنان را بیازارید (و بعد از شهادت چهار نفر مرد عادل، توبیخشان نمائید). ولی اگر توبه کردند (و از کرده‌ی خود پشیمان شدند) و به اصلاح (حال و تغییر احوال خود) پرداختند، دست از آنان بدارید (و نه با گفتار و نه با کردار، ایشان را به دنبال عقوبت لازم نیازارید و گذشته را به یادشان نیارید؛ چرا که) بیگمان خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.
زندانی کردن کسی در منزل نیز به اجبار شیوه ای از شیوه های زندانی کردن آن زمان علی الاخص برای زنانی بوده که دچار بی آبرویی می شده اند[احکام القرآن…]
۲- فرموه ی [ الدار قطنی] که می فرماید:اگر شخصی شخص دیگری را گرفت و یکی دیگر هم او را کشت در این صورت فرد قاتل کشته می شود و شخصی که او را گرفته نیز زندانی خواهد شد.
هدف از زندان از دیدگاه اسلام

زندان برای این بنیاد نهاده نشده که اشخاص در آنجا بی آبرو و یا بی حرمت شوند و البته برای این نیز ایجاد نشده است که از آدم ها انتقام گرفته شود و یا در گوشه زندان به فراموشی سپرده شوند ؛ بلکه زندان برای این بوده که در آن افراد به خود آیند و اصلاح شوند و به شیوه ای که خدا و پیغمبر(ص) می خواهد پرورش و تربیت شوند.
همچنین علما می گویند: زندان مدرسه است ؛ بله زندان در اسلام برای این بوده که افراد گناهکار در این مدت درس اخلاق و رفتار اسلامی را بیاموزند.

لذا می بینیم که عمربن خطاب در زمان خلافت خویش هر گاه آدم خلافکاری را پیش او می آوردند یک روش اصلاحی را نسبت به او به کار می برد و دستور می داد که: [احسبه حتی أعلم منه التوبه او را زندانی کنید تا توبه و پشیمانی او برایتان آشکار شود.تفسیر قرطبی -۱۵
توبه مد نظر آن خلیفه عادل هم در اینجا به معنای اصلاح اشتباه ها و تغییر روش می باشد و برای کسی که به امر انسان نادم هم به کسی گفته می شود که راه نیکی و خیر و حقیقت را در پیش گیرد .

مکان های زندانی نمودن آدم ها در عصر پیامبر(ص):

در زمان پیامبر(ص) که زندگی بسیار ساده و بی آلایش بوده هرگز جای ویژه و مخصوصی برای زندان تعیین نشده بود و زندان بر مکان هایی اطلاق می شد که گاهی اوقات مردم در آنجا زندانی می شوند از جمله این مکان ها می توان به مواردزیر اشاره نمود:
۱-چادر(الخیمه): آن زندان هایی که در جنگ بین ایمان و کفر احداث می شده است و حداکثر زمانی که در آن خیمه ها آدم ها زندانی می شدند سه روز بود علاوه بر اینکه آن امکانات لازم برای زندانی ها فراهم می شد اعم از آب و هوا و نورخورشید و تندرستی و سلامتی و …
از نمونه های زنده در آن زمان، می بینیم که پیامبر(ص) دستگیرشدگان جنگ بدر را به مدت سه روز در خیمه ها حبس کرد سپس آنها را به مدینه فرستاد.[البدایه و نهایه…]
ما همچنین می بینیم که[عباس بن عبدالمطلب] در شب فتح مکه ابوسفیان را اسیر گرفته بود و تا چند شب او را در خیمه خود زندانی و نگهداری کرد. [المصحف عبدالرزن…]
یا به همان شیوه اسیران را دز زیر خیمه ها زندانی می کردند.[التراتیب الادارایه الکتنی۲۱/۳]
۲-خانه ها: گاهی اوقات آن افرادی که زندانی می شدند یا به اسیری گرفته می شدند در خانه نگهداری می شدند. البته در آن جا همه امکانات زندگی فراهم بود زیرا آنجا خانه ها و منزل مسلمانان بود یعنی مسلمانان برای استراحت خودشان آن خانه ها را درست کرده بودند نه برای آزار و شکنجه.

همچنان که می بینیم پیامبر خدا(ص) بعد از جنگ بدر (سهیل بن عمر) را اسیر کرد و او را در یکی از خانه های خود زندانی و نگهداری کرد.
همچنین یکی از یهودیان بنی قریظه را گرفت و در خانه(نصیبه ی دختر حارث) که از بنی(النجار) بود زندانی کرد که این خانه خیلی بزرگ بود…
زیرا شمار زندانیان نزدیک به ۲۰۰نفر بود [الخراج ]
و می بینیم که دو نماینده مسلیمه کذاب ؛ یعنی ابن ثنعاف الحنقی و ابن النواحه،کسانی که از اسلام برگشته بودند وقتی توسط پیامبر به اسارت درآمدند ؛ آن حضرت آن ها را در منزل یکی از دوستانش زندانی کرده بود و سپس آزادشان کرد.
۳-مسجد پیامبر(ص): روشن است که مسجد در زمان پیامبر(ص) از خشت ساخته شده بود و پشت بام آن هم ، به وسیله برگ درخت خرما پوشانده شده بود و ستون هایش هم از درخت خرما بود ، و طول مسجد هم ۶متر، وعرض آن ۴۵متر بود .
این مسجد با این وضعیت برای زندانی کردن آدم های جنایتکار به کار برده می شد.
همچنین مسجد پیامبر(ص) مکانی برای گردهم آمدن ، و محل دیدار مؤمنان بود، در همین مساجد بود که مسلمانان از لحاظ فکری وعقیدتی ، تغذیه می شدند. گاهی اوقات در گوشه ای از مسجد آنهایی که در جنگ اسیر می شدند در آنجا زندانی می شدند برای مثال پیامبر(ص) فردی به نام (ثمامه بن اثال الحنفی) راکه ، به اسیر گرفته بودند به مدت سه روز در گوشه ای از مسجد زندانی کرد. البته هدف از زندانی کردن (ثمامه) در مسجد از جانب پیامبر(ص) ، این را برای ما ثابت می کند که استفاده از مسجدبه عنوان زندان ، تاکتیکی برای اصلاح و پرورده کردن افراد بود. درست معادل ،( پرورشگاههای امروزه)، که افراد را در آن تربیت می نمایند ، زیرا ثمامه بزرگ قوم خود بود، با مسلمان شدن او تمام قومش مسلمان شدند، در مدت سه روزی که ثمامه زندانی بود پیامبر(ص) به نزد او می رفت و او را با اسلام آشنا می کرد و عقیده والای اسلامی را برای او تبین کرد . تا این که ثمامه مسلمان شد و اسلام را پذیرفت ، پیامبر(ص) درمسجد را ، بر روی او باز کرد و او را آزاد نمود (رواه الشیخان)
همچنین پیامبر(ص) [ابولبابه رفاعه بن عبدالمنذر] را در مسجد به اتهام آشکار کردن اسرار پیامبر(ص) که خودش از سربازان پیامبر (ص) بود.
از(عبدالرزاق و ابن هشام ابن کثیر) روایت شده است که پیامبر (ص) فرمود : بعد از اینکه یهودیان قوم بنی(قریظه) به پیامبر(ص) خیانت کردند و پیمان خود را شکستند و با کافران مکه بر ضد پیامبر هم پیمان شدند و به آنها پیوستند، پیامبر (ص) هم فرمان داد که آنان از مدینه بیرون برانند ، هنگامی که جنگجویان اسلام آنها را محاصره کردند چاره ای جز تسلیم شدن نداشتند. اما گفتند ما قضاوت(ابولبایه) را قبول داریم و باید در بین ما قضاوت کند. زمانی که پیامبر(ص) ابولبایه را به میان آنها فرستاد جمعی از یهودیان به پیشواز او رفتند و اهل و عیال آنها نیز به دور او جمع شدند و از او درخواست کردند که ما تو را به عنوان قاضی قبول داریم که میان ما قضاوت کنی، محمد با ما چکار می کند؟ گفت که محمد می خواهد سرتان را از بدن جدا کند. [ابولبایه] گفت : به خدا قسم من از جای خود تکان نخورده بودم که، احساس کردم به خدا و پیامبرش خیانت نمودم، به سرعت به مسجد پیامبر(ص) رفت و خود را به ستون مسجد بست، گفت: کسی مرا باز نکند مگر اینکه خداوند از روی کرم و فضل خویش از گناه من چشم پوشی کند و مرا ببخشد بیست شبانه روز به این شیوه گذشت ، این بود که خداوند فرمود :
(وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا عَسَى اللَّـهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ )مردمان دیگری هم هستند که (نه از پیشگامان نخستین، و نه از منافقین بشمارند و) به گناهان خود اعتراف می‌کنند، و کار خوبی را با کار بدی می‌آمیزند (و گاهی به حسنات و زمانی به سیّئات دست می‌یازند) امید است که خداوند توبه‌ی آنان را بپذیرد (و احساس شرمندگی چنین کسانی از گناه، و هراس آنان از عقاب و عذاب، و تصمیم ایشان بر این که به سوی گناه نروند، سبب گردد که دیگر دچار معصیت نشوند و مشمول مغفرت و مرحمت خدا شوند. چرا که) بیگمان خداوند دارای مغفرت فراوان و رحمت بیکران است.د تبارک و تعالی این آیه را نازل کرد (التوبه ۱۰۲)
این بود که پیامبر خدا(ص) بعد از رفتن به نماز صبح او را آزاد نمود.
البته این هم تنها یک بار در عصر پیامبر (ص) اتفاق افتاد.
بعد از پیامبر( ص) ودر زمان حضرت عمر (رض) به علت رو آوردن مردم به گناه وتباهی وخلاف لازم بود زندانی برای مجرمان مشخص شود. لذا عمر بن خطاب(رض) دستور داد به(صفوان بن امیه) (رضی الله عنه) که منزلی در مکه به همین منظور خریداری کند، این شد که او هم خانه ای در پشت[دارالندوه] خریداری کرد این اولین زندانی بود که در صدر اسلام در آن زمان بنا شد. [فتح البخاری](ابن حجر) ۵-۷۶ و الطرق الحکمیه(ابن النعیم) ص ۱۰۲-۱۰۳
برای اولین بار، مکانی مخصوص برای زندان تعیین گردید . در اکثر نقاط دیگر هم از این شیوه زندانی کردن عمر بن خطاب تقلید کردند. به خصوص در کشورهای عراق و شام و … علی بن ابی طالب(رض) در کوفه تصمیم گرفت مکانی را برای زندانی کردن ، زندانیان درست کند که بعدها در بصره این کار را انجام داد. [جواهر الأخبار الصعودی ۱۳۹۵-التراقیب الادرایه ۲۹۹۱]
این نیز نباید فراموش شود که بین زندانی مدنی و زندانی سربازی تفاوت وجود داشت.

اگربه کتابهای فقهی مراجعه کنیم، پی می بریم که

سه نوع زندان داریم .
۱- زندان مجرمان:که زیر نظر ولی امرمی باشد .
۲- زندان محکومین: این هم مربوط به حکمی است که مستقیم از طرف قاضی ،و گاهی هم قوه ی مجریه و قوۀ قضائیه صادر می شود.
۳- زندان سربازی: توسط فرمانده نظامی اداره می شود .
معامله با زندانیان: خداوند می فرماید : ( وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا) و خوراک می‌دادند به بینوا و یتیم و اسیر ، به خاطر دوست داشت خدا . ‏ سوره انسان آیه ۸

همچنین پیامبر(ص) به یارانش دستور داد که با اسیران جنگ مهربان باشند حتی پیامبر(ص) خودشان چندین بار به اسیران خوردن ونوشیدنی دادند [فتح الباری ۸-۸۸ و سیره ابن مثام][۲-۳۳۰و ۴-۲۸۷]

و همچنین دستور دادند که لباسهای که در جنگ بدر به چنگ آوردند در بین اسیران تقسیم نمایند(فتح الباری ۶-۴۴)
و درباره اسیران بنی قریظه فرمودند: رفتار خوبی با آنها داشته باشید و زیر آفتاب نگه شان ندارید و در بین آنها خرما بگذارید، اگر گرسنه شوند از آن بخورند[اسیر الکبیر للشیبانی ۲-۵۹۱ و امتاع الاسماع للمفَریزی۱-۲]
در باره شیوه رفتار با زندانی از جناب شیخ محمد المنجد سوال کردند ایشان در جواب فرمودند: بی گمان در اسلام توجه ویژه ای به حال و وضع زندانی شده است، جمهور علماء بر این باورند که زندان وزندانیان از لحاظ بهداشتی وغذا وپوشاک باید مورد توجه ویژه قرار گیرند.
۱-زندانی کردن افراد بیمار: آیا ولی امر می تواند افراد بیمار را زندانی کند؟ تشخیص این کار برعهده قاضی می باشد اگربیمارنمی توانست داخل زندان ، بیماری را تحمل کند نباید زندانی شود ، بلکه باید تحت درمان قرار گیرد وزمانی که سلامتی خود را به دست آورد حکم زندانی کردنش، دوباره صادر می شود.
۲-اگر یک نفرزندانی در زندان بیمار شد باید همان جا در زندان مداوا شود ، و اگردر زندان امکانات تداوی وجود نداشت باید در بیرون از زندان درمان شود ، بعد از به دست آوردن سلامتی اش دوباره به زندان فرستاده می شود. و به هیچ وجه نباید از مراقبتهای پزشکی و مراجعه دم به دم ، پزشک به زندانیانی که نیازمند پزشک هستند جلوگیری شود. لذا می بینیم که روزی پیامبر(ص) از کنار یک اسیر جنگی گذشت، که پیامبر (ص) را صدا زد و گفت: یا محمد! یا محمد! پیامبر(ص) هم که صدایش را شنید پیشش رفت و فرمود: چه شده؟ اسیر گفت: که تشنه و گرسنه هستم پیامبر(ص) هم دستور داد وی را آب ونان دهند.(رواه مسلم ۱۲۶۳/۳)
بی گمان در اینجا هم، علما و کارشناسان دینی هیچ تفاوتی میان بیماریهای جسمی و روانی قائل نشده اند(به این شرط که بیماریهای درونی این فرد ساختگی و به دروغ نباشد) لذا شماری از علما به خاطر حال و وضع زندانیان این را صلاح می دانند که در زندان باز باشد(به این شرط که از فرار نکردن زندانیان مطمئن باشند یا توان فرار نداشته باشد) همچنین ناپسند دانسته اند که زندانها تاریک و تنگ و مایه ناراحتی زندانیان باشد و نباید از ملاقات زندانی با خانواده اش جلوگیری شود زیرا این در روح و روان زندانی تأثیر می گذارد. زیرا باید بدانیم که اصل فلسفه زندان برای اصلاح و رشد و تغییر مجرمان است. اگر قرار باشد تمام شخصیت زندانی از بین برود و در پایان مدت حکم او به عنوان فردی خرابکار در جامعه معرفی شود و نتواند خودش را نشان دهد و توانایی مقابله با حالتهای درونی اش نباشد.
۳- مسئولان زندان موظفند تمام امکانات پزشکی را در زندان فراهم کنند.
۴- لازم است که حتماً زندانیان با همسران خود ملاقات داشته باشند و اگر لازم باشد کنار آنها بمانند، برای این کار باید مکانی اختصاصی برای آنها مهیا شود.
۵-جمهور علماء اتفاق نظر دارند بر این که باید مکانی برای وضو گرفتن و نماز خواندن برای آنها وجود داشته باشد.
برای این هدف باید مکانی مخصوص و بزرگ و از لحاظ بهداشتی پاک وجود داشته باشد و حتماً هواکش در آنجا وجود داشته باشد. و جایی باشد که به خوبی نور خورشید به آنجا راه داشته باشد همراه با مهیا کردن مکانی برای دستشویی، حمام کردن باید به صورتی باشد که این مکان بیرون از زندان باشد.
اصلاً درست نیست که جمع زیادی از زندانیان در مکانی کوچک و تاریک نگه داشته شوند، که جایی برای نشستن و دراز کشیدن وجود نداشته باشد.
استفاده از ابزار شکنجه ،جهت گرفتن اقرار واعتراف از زندانیان ، جایز نیست و علماء آن را حرام و غیر قانونی دانسته اند پیامبر (ص) در همین باره می فرمایند:
نباید برای تنبیه کردن زندانی اعضای بدن او را شکست یا زخمی یا مثله کرد [رواه مسلم ۱۳۵۷/۳]
۶- به سرو صورت زدن زندانی یا اهانت کردن به وی و از بین بردن شخصیت و کرامت ایشان جایز نمی باشد و همچنین دست و پا ی وی را نباید به زنجیر بست ، و به گوشه ای انداخت .
۷- با آتش سوزاندن یا غرق کردن و سر زندانیان را به درون آب فرو بردن نیز جایز نمی باشد، مگر اینکه برای انتقام گرفتن باشد مثلا اگر یک زندانی بخاطر این در زندان باشد که شخصی را سوزانده است در این صورت به همان شیوه سوزانده می شود.
۸- لباس پاره کردن و برهنه کردن زندانی به هیچ صورتی درست نیست که کارباعث آبروریزی وی میشودو زندانی دچار بیماریهای روانی شود.
۹- نباید مانع رفتن زندانی به دستشویی و وضو گرفتن او شد. زیرا این کارسبب ترک نماز و وضعیف شدن ایمان زندانی می شود .
نمونه های از توجه نمودن مسلمانان به زندان:
خلیفه اسلام (علی بن ابوطالب) (رض) در زمان خلافت خود به میان زندانی ها می رفت و به حال آنها رسیدگی می کرد. عمر بن عبدالعزیز به نگهبانان فرمان دادکه به حال زندانیان نظارت کنند و بیماری های آنان را درمان کنند.
خلیفه عباسی(المقتدر) بودجه قابل توجهی را برای رفع نیازهای زندانیان و درمان بیماریهای آنان در نظر گرفته بود.
زمانی که خلیفه عباسی [المقتدر) یکی از مشاوران خودش را زندانی کرد. متوجه شد که حال او در زندان خراب است او به دنبال بهترین پزشک آن زمان فرستاد، برای اینکه او را درمان کند.
زمانی که دکتر آمد، دید که خلیفه با دست خودش غذا و خوراک را به بیمار می دهد و با او با مهربانی رفتار می کند .

نویسنده :هیمن عبدالعزیز
ترجمه : مهناز حیدری

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا