گفتگو

گوشه هایی از زندگی هنرمند نامی کورد ماموستا«قانع»

ماموستا قانع

 موحەممەد کابولی، متخلص به قانع و مشهور به ماموستا قانع ، شاعر معاصر کورد، در سال ۱۲۷۷ خورشیدی درروستای دولاش، از توابع شهر مریوان به دنیا آمد. او در خرد سالی والدین خود را از دست داد ، وی بیشتر ایام کودکی ونوجوانی اش را تحت سرپرستی آقا سیدحسین چوری درروستای چور مریوان سپری نمود. سرانجام در سال ۱۳۴۳ شمسی بر اثر بیماری آسم درگذشت

شیخ محمد فرزند عبدالقادر که لوس فرزند شیخ سعید فرزند شیخ محمد دولاش از سادات کهنه پوشی شاخه ای ازآن به نام کابلی است که در سال ۱۳۱۸ ه ق در آبادی ریشین (له نگه دی) از دهات شهرزورو پینجوین متولد و ۴۰ روزه بود که پدرش را از دست داد  و در چهار سالگی مادرش را نیز از دست داد. آنگاه مرحوم سید حسین چوری او را تحت سرپرستی  خود قرار داد و به تربیت او همت گماشته و به مکتبش فرستاده است.

قانع در ۱۲ سالگی دنبال تحصیل را گرفته و بعد از مدتی گشت و گذار در شهرهای سردشت(بیتوش) ، سلیمانیه ، سنندج ، سقز ، کوی ، کرکوک و بعد به سلیمانیه برگشت و چندی نزد علامه ابن القره داغی تلمذ کرده است ؛ اما به علت گرفتاری های خانوادگی ترک تحصیل نموده و مدتی به شغل امامت و مکتب داری و متناوباٌ در دهاتی چند مشغول شده است.

قانع در همان ایامی که در سنندج درس می خوانده بر اثر ذوق و استعداد فطری به گفتن شعر پرداخته است پدر و اجداد قانع هم اغلب شاعر بوده اند مادرش نیز دارای ذوق شاعری بوده و همچنین سه فرزندش به نام های «خنجر» «کتک» «وریا» داشته است.

قانع مخالف بسیاری از ویژگی های منفی و اخلاقی دوران خود است و در شعر هایش به آنها می تازد او به چا پلوسی، نوکری بیگانکان، خود کم بینی، خدمت به حکام و اربابان آن زمان که مردم را استثمار می کردند حمله می کند  ومخالف سوء استفاده از قدرت و اعتقادات مردم است. بیشتر شعرهای قانع فریاد دردمندی است که درد را با گوشت و استخوان لمس کرده و آن را فریاد می کشد.قانع در میان کردها به شاعر چه وساوه کان (یعنی شاعر مستضعفان مشهور است) دیوان این شاعر کرد زبان مملو از شعر هایست که نشان دهنده عزت نفس بالا،بزرگ منشی ودرد درونی قانع از اینکه احساس می کند مردمان سرزمینش از احساس حقارت وخودکم بینی تاریخی که بر آنها تحمیل شدهرنج می برند است وگویا او درمان همه ناکامی های ملتش را در کسب عزت نفس می داند.

ویژگی‌های شعر قانع و …..

درون مایه بیشتر اشعار وی ستایش آزادی، وطن و پرداختن به مشکلات مردم مستمند است، از این رو وی را شاعر مستضعفان کورد لقب داده‌اند. اشعار او وزن دار و بیشتر تحت تأثیر شاعرهای کلاسیک کورد چون نالی، کوردی، سالم (شاعر) و حاجی قادر کویی است.

 قانع به زبان‌های کوردی، عربی و فارسی شعر سروده؛ ولی بیشتر شهرت او به خاطر اشعار ساده و روان کوردی‌اش است.

قانع به فارسی و کردی شعرمی گفته و بیشتر اشعارش در شکایت از اوضاع روزگار و انتقاد از وضع نابسامان محیط زندگی خود او است . چه او با داشتن معلومات کافی و ذوق ادبی و قدرت اندیشه و بیان خوب جز بدبختی و در بدری  بهره ای از زندگی نداشته است و همیشه با دیو رنج و حرمان در نبرد بوده و همین امر، او را نسبت به جهان و جهانیان بدبین ساخته است  با این حال  وی عزت نفس داشته و همیشه سعی  کرده است  از دسترنج خود لقمه نانی فراهم  کند به همین دلیل در طول حیات به مشاغلی چون نویسندگی، مکتب داری ، باغبانی ، کشاورزی ، خرده فروشی (بزازی) ، آسیابانی ،هیزم فروشی و هیزم شکنی  و حتی کارگری دست یازیده است. قانع در سال ۱۳۴۲ با پسرش (وریا) در زندان قصر تهران و هر کدام در یک سلول جداگانه زندانی شده است.

آثار قانع:

گولا له ی مریوان

باخچه کردستان

چوار باخی پینجوین شاخی هه ورامان

ده شتی گه رمیان

که همگی کوردی سورانی می باشند و از اشعار فارسی وی تاکنون  چاپ نشده است.

 

*این هم یکی از اشعار قانع خطاب به دخترش

کچــم رولـه ى کزوله ى به رده بـاریم

چراى روناکی بى ده ستى و هه ژاریم 

کچم پارچه ى نه ژاکــاوى زه مانـه م

نه تیجه ى ئیهتــیمامى خویـــنده واریم 

وه ره گوى را گــره بو په ندى دایکت

فه ره ح به خشى ده رونى بى قه راریم

 کچم هوشى حه یا و ناموسى خوت بى

نه که ى کارى زیاد که ى ده ردى کاریم

 نه خوى هه رگیز فریوى ساده روویان

 نه بیته هوى زیــادى شین و زاریـم

 کچم هوشیارى خوت به تاکو مردن

وه کوو من به به زرنگى و هوشیاریم

 کچم وه للا هه مووى داخى کچــانه

 نه خــوشین و کــزى و بى ئیختــیاریم

 نه ته نــیا وه ســیه تم بو تویه روله

فـیـــداکارى کچـانى کــورده واریـم

 

** شعر عزت نفس

له سایه ی عیززه تی نفسم له پاشا مه رحه با ناکه م

له ئه ربابی که ره م دورم،به که س خوم ئاشنا نا که م

کراسی چه رمی خوم ئه درم ، سوالی سه رکه وا ناکه م

ئه گه رچی له حظه یه ک ده ردو خه م وقه هرم به باناده م

ئیلاهی زورشوکور،ئومیدی نانی من له شا نا که م

له توزی ئا ش دا غه رقم، له ته وقی سه ر هه تا ئه ژنوم

 نه ترسی ئه مری ما فه وق و نه مه حکومی به راتی توم

له سایه ی زه حمه تی قاچ و سه رو شان و ده س و ئه ستوم

له به ر که س چاو له به رنیم و خه یالی ریی ریا نا که م

چ خوشه، تا ژیانت بی، له لای که س که چ نه که ی گه ردن

عه ره ق برژی له ناو چاوت ، له ریگه ی کاسبی کردن

به شه رتی سه ر به سه ر به ستی ، له مه یدانا به ده ر بردن

به شالی خاکه که م رازیم و ئه یپوشم هه تا مردن

له فاسون و گه به ردین،تا ئه به د سه لته و که وا ناکه م

 

** شعر زندان( قانع این شعر راوقتی با پسرش وریا در زندان قزل حصار بودند سرود)

ئاخرین مالی ژیانم کونجی به ندیخانه یه

ئه م که له بچه مه ر هه می زامی دلی دیوانه یه

زور ده میکه چاوروانی زرزره ی زه نجیر ئه کم

سه یری ئه م زنجیره که ن وه ک زیوه ری شا ها نه یه

بوکی ئازادیم ئه وی  ، خوینم خه نه س بو ده ست و پی

ئه لقه ئه لقه ی پیوه نم، وه ک  پلپله و له ر زانه یه

گه رچی دوژ من وائه زانی من به دیلی لال ئه بم

باش بزانی! کونجی زیندانم قوتابی خانه یه

بیری ئازادیم له زیندا فراوان تر ئه بی

قور به سه ر ئه و دوژ منه ی هیوای به به ند یخانه یه

گه ر به ئا  زادی نه ژیم مردن خه لاته به و له شم

نوکه ری و سه ردانه واندن کاری نا مردانه یه

چاوه روانی شورشیکم عاله می رزگار بکا

میلله تم به و ئه م مه به سته کرده وه ی شیرانه یه

چه کی شورشگیری من نوسین و بیروباوره

راپه رینه هه لمه ته ،پر نه عره ته ی کوردانه یه

قانع م  ئه مرو له زیندانا به ئا زادی ئه ژیم

سه د هه زار لحنه ت له وه ی وا نوکه ری بگانه یه

تهیه و تنظیم : سه وزه حیدری – مهاباد

برچسب ها
نمایش بیشتر

سه وزه حیدری

@ مترجم وشاعر @ آذزبایجان غربی - مهاباد ☑ دانشجوی روان شناسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن