شخصیت هاگفتگو

مصاحبه اختصاصی(سۆزی میحراب) با مامۆستا محمدرسول چراغی – بوکان

پیش گفتار

سۆزی میحراب ، کانالی است برای پیدا کردن و شکوفا نمودن استعدادها ، راهی است آسان، برای آنان که می خواهند و می توانند بدرخشند ، آنان که از استعدادی خداوندی بهرمند بوده اما متاسفانه گمنام مانده اند و …

بی گمان یکی از رسالت های (سۆزی میحراب) شناسایی چنین نخبگان و عزیزانی است ، لذا بنا بر مسئولیتی که به نسبت سایت وزین (سۆزی میحراب) بر دوش خود احساس می کنم و با وجود تلکیفی که یکی از مدیران خوش نام و عزیرسایت بر شانه هایم نهاد بود ، روزی برای انجام مراسم فاتحه خوانی یکی از خویشاوندان و تسلیت گویی به بازماندگان آن مرحوم – در مسجد حضرت یوسف واقع در شهرستان بوکان – از روستای محل زندگی خود راهی آنجا شدم … بنده مدت هاست با امام جماعت و پیش نماز مسجد نامبرده ، جناب ماموستا محمد رسول چراغی آشنایی داشته و دارم و از علم و دیانت و دلسوزی ایشان آگاهم ؛ لذا در راه تصمیم گرفتم ، وقتی به خدمت ماموستا رسیدم ، سایت را به ایشان معرفی نموده و از رسالت آن، مطلعشان گردانم ، خوشبختانه دیدار حاصل شد و بنده خدمت ماموستای بزرگوار در آن مجلس ، شرفیاب شدم
بعد از معرفی سایت ، ایشان با کمال تواضع و اشتیاق به درخواست بنده جهت انجام مصاحبه پاسخ مثبت دادند …

حال حاصل چنین مصاحبه ای را که در ذیل انجام گرفته به شما دوستان و علاقه مندان سایت گرانسنگ (سۆزی میحراب) تقدیم می کنم . امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید

یونس سلیمان زاده

سۆزی میحراب :
خدمت شما استاد بزرگوار عرض سلام دارم . از سایت (سۆزی میحراب) خدمت رسیده ایم ، ممنون می شویم خودتان را به علاقمندان این سایت معرفی نموده و بیوگرافی مختصری از خودتان (تاریخ ،مکان تولد ، تحصیلات ، ازدواج، تعداد فرزندان و …) ارائە بفرمائید .

مامۆستا چراغی :
بنده محمد رسول چراغی متخلص به “چیا” فرزند فیض الله در روز هشتم ماه اسفند سال ۱۳۵۱ شمسی در روستای خولینه از توابع شهرستان شاهیندژ -استان آذربایجان غربی- پا به عرصه گیتی گذاشتم. در سال ۱۳۶۴ شمسی دروس دینی و عربی را شروع نمودە و در سال ۱۳۷۱ شمسی به خدمت سربازی در ارتش جمهوری اسلامی ایران لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه تیپ ۳ گردان ۱۴۳ گروهان یک رفتم و در سال ۱۳۷۳ شمسی خدمت سربازی به پایان رسید.

بعد از آن به روستای قلندر از توابع شهرستان سقز استان کردستان رفتە و در خدمت ماموستا ملا شیخ صالح محمودی به ادامه دروس عربی و دینی پرداختم. سپس به روستای حاج آباد سیمینه منطقه چۆمی مجید خان رفته و در محضر ماموستا ملا نجم الدین شریعت پناه مدتی به تحصیل اشتعال داشتم. در تاریخ سوم آبان ماه سال ۱۳۷۳ شمسی با خانم طیبه غلامی ازدواج نمودم. حاصل این ازدواج مبارک یک فرزند پسر بنام رێبوار و یک دختر بنام رۆژین می باشد.

پسرم رێبوار در حالی که دانشجوی پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه ارومیه است جوانترین مترجم کتاب هری پوتیر از انگلسی به کوردی و یکی از طراحان گرافیک در بوکان و معلم زبان کوردی نیز می باشد و دخترم رۆژین کلاس دوازدهم تجربی است.

بنده در شهرستان بوکان نزد ماموستایان ملا عبدالله جوهری و ملا حسین مجیدی و ملا حسین عزیزی و ملا ابوبکر رسول زاده و ملا علی عالمی و ملا محمد صالح باستانی و ملا سید عبدالرحمن کریمی و ملا عبدالرحن ناصری و ملا سید حسن حسینی ملا محمد صاحب یوسفی و ملا محمد صدیق علایی و ملا عزیز قادری سال ها به تحصیل پرداختم. در مهاباد نزد ماموستا ملا عبدالله احمدیان و ماموستا ملا شفیع برهانی مدتی کسب فیض و علم نمودم.

بنده پنج مرحله موفق به دریافت اجازه نامه شده ام. اساتید مجیز بنده عبارتند از ملا عبدالله جوهری و ملا حسین مجیدی و ملا حسین عزیزی و ملا عبدالرحن ناصری و ملا محمد صدیق علایی و در آخر ماموستا ملا شیخ عبدالقادر زاهدی امام جماعت و مدرس مسجد دارالاسلام و امام جمعه شهرستان سقز .

در سال ۱۳۷۹شمسی اینجانب به ااتفاق مردم خیـّر منطقه جاده سد، مسجد حضرت یوسف را ساختیم و تاکنون در آنجا به وظیفه امامت جماعت و تدریس مشغول می باشم . مدت نه سال در سمت رئیس شعبه ۴ شورای حل اختلاف بوکان خدمت می کنم و در حال حاضر نیز رئیس شعبه ۳ شورای حل اختلاف بوکان هستم. مدت ۶ سال هم امام جماعت اداره مخابرات بوکان بوده ام . دو مرحله به حج عمره مفرده مشرف شده ام.

کتاب هایی به زبان های عربی و کوردی و فارسی نوشته ام که توسط پسرم رێبوار ویراستاری و توسط دخترم رۆژین بازخوانی شده اند. کتاب های حوزوی از ابتدایی و متوسطه و عالی را بارها تدریس نموده ام و در کانال تلگرامی شخصی ام جهت استفاده طلاب عزیز بارگذاری شده است .


بندە همچنین موفق به دریافت مدرک ۳ مرکز بزرگ اسلامی- که معادل لیسانس است- شده ام . شرح حال بنده بصورت مفصل در دو هفته نامه بهاران و مجله مهاباد شماره ۲۰۸ سال ۱۳۹۸ شمسی صفحه ۳۷ بیان شده است
.

سۆزی میحراب :
چی شد که راهی حجره شدید ؟ قبل از شروع به تحصیل و طلبگی ، مشغول چه کارهایی بودید ؟
دوران تحصیل را چگونه طی نموده و نزد کدام اساتید و در چه شهرها و روستاهایی تلمذ نموده اید؟

مامۆستا چراغی :
در عمر سیزده سالگی ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و علی آله وسلم) و شخصی به اسم سید محمد حیدری چراغبدال که حافظ کل قرآن و صحیح بخاری و منهاج امام نووی بود را در خواب دیدم ؛ امری که سبب شد بنده سر از حجره و علوم دینی درآورده و مفتخر به شغل طلبگی شوم. قبل از شروع به دروس دینی در تابستان درو کرده و در بهار و پاییز گاو و گوسفندان خودمان را در صحرا و مزرعه می چراندم و در زمستان نیز قالیبافی می کردم .

از سال ۱۳۷۳ شمسی که ازدواج نمودم برای تامین مایحتاج خود در نانوایی شماره ۱۹۲ در بوکان کار می کردم ، گاهی شاطر و گاهی کارهای دیگر را انجام می دادم. ساعت ۳ صبح کار شروع می شد و ساعت ۳ بعد از ظهر و گاه دیرتر به پایان می رسید ؛ با این حال بعد از ظهر و شب ها نزد اساتید رفته و درس می خواندم. روزی بر اثر خستگی زیاد در خدمت استادم حاج ماموستا ملا محمد صالح باستانی گلایه های از زندگی و شیوه ی کار خود کرده، ایشان بعد از نصیحت و توصیه های زیاد شعری از امام علی (رض) برایم خواندند که :

“لنقل الصخره من قلل الجبال احب الیّ من منن الرجال

یقول الناس فی الکسب عار و لکن العار فی ظل السوال”

سۆزی میحراب :
دوران طلبگی اتان را به یاد دارید ؟ از آداب و رسوم طلبگی آن زمان بگوئید و تفاوت آن را با شیوه ی تدریس و یادگیری و تحصیل در این مقطع زمانی را بیان بفرمائید.

مامۆستا چراغی :
در زمان ما مردم به ملا و مسجد و عبادت، عشق زیادی داشتند و اکثر مساجد طلبه داشتند ، بعضی از مساجد ۳ طلبه و بعضی ده طلبه و کم تر و بیشتر ، تمام هزینه های آن بر دوش مردم بود . در بعضی از مساجد طلبه جهت راتبه به در خانه ی مردم می رفتند و در بعضی از مساجد دیگر ، خیّرین کمک نقدی می نمودند و یکی از طلبه ها مسئولیت کار خرج حجره را بر عهده داشت ، که این کار در نوع خود شیوه ای مناسب بود .

روش درس خواندن در زمان ما چنین بود ؛ که طلبه ، درس علم را در صبح ها و دروس شرع و حدیث و تفسیر را بعد از ظهرها می خواندند. طلبه های مبتدی – سوخته ها- پیش طلاب قدیمی تر – مستعد – و مستعدها نیز پیش ماموستای مدرس ، درس می خواندند. شب های سه شنبه هر بار به حجره ای رفته و به همدیگر سرمی زدیم و گاه سٶالاتی از همدیگر می پرسیدیم و خلاصه ، فضایی مملو از صمیمیت و پر از ایمان ، بر آن حاکم بود . روزهای سه شنبه و جمعه تعطیل بود . طلبه ها دروس گذشته را مرور می کردند و حجره را نظافت می نمودند و به دیدار دوستان و آشنایان می رفتند.

سۆزی میحراب :
چه مواد درسی را می خواندید و پیش چه عالمانی مشغول تحصیل بوده و برنامه ی درسی اتان چند ساله بود؟

مامۆستا چراغی :
مواد درسی آن وقت عبارت بود از : صرف، نحو ، لغت ، وضع، استعاره، منطق، فلسفه، کلام، بلاغت ( معانی و بیان و بدیع) اصول الفقه ، فقه، حدیث، تفسیر، علوم القرآن، علوم الحدیث، فقه السیره، ادبیات عرب مثل معلقات سبع، ادبیات فارسی مثل گلستان و بوستان .

بنده سال ۱۳۶۴ شمسی شروع به طلبگی و تحصیل علوم شرعی نموده و در سال ۱۳۸۱ هجری شمسی ، برای آخرین بار موفق به دریافت اجازه نامه شدم. در مجموع مدت ۱۵ سال کامل مشغول تحصیل بوده و تمام علوم معقول و منقول را مجددا بعد از پایان تحصیلات بوسیله سماع از کامپیوتر ، نزد اساتید کورد ، مانند : ماموستا ملا محمد بداقی و ماموستا ملا سید محمد نورالدین واژی و کاک فاروق و کاک ناصر سبحانی و اساتید فارس زبان مثل استاد مدرس افعانی و امین شیرازی و آدینه وند و اساتید عرب زبان مثل استاد محمد بن صالح العثیمین ، باز خوانی کردم .

سۆزی میحراب :
آیا شیوه ی درسی قدیم بهتر بود یا روشی که برخی از عالمان و مدرسین و طلاب ، اکنون در پیش گرفته اند؟

مامۆستا چراغی :
اگر شیوه ی جدید توسط متخصصین و افرادی دلسوز ، طراحی شود و طبق علوم روز باشد، بهتر است و شیوه ی قدیم هم در جای خود عالی بود ؛ زیرا کسانی مانند بدیع الزمان کوردستانی و استاد احمد ترجانی زاده و صدها نفر دیگر از اساتید و عالمان مشهور به وسیله ی شیوه قدیم به درجاتی از علم رسیده اند ، که هنوز جایشان خالی است و کسی به گرد پایشان نمی رسد .

سۆزی میحراب :
میزان اهتمام طلاب و مدرسین آن زمان به یادگیری تفسیر قرآن و حدیث و … چقدر بود ؟

مامۆستا چراغی :
بستگی به استاد و علاقه شاگرد داشت استادانی دلسوز و اسلام شناس مانند ماموستا ملا محمد صاحب یوسفی و ماموستا ملا عبدالرحمن ناصری و ماموستا ملا سید حسن حسینی هم به تفسیر قرآن و هم به حدیث و فقه اهمیت می داند و آن بزرگواران ، شاگردان را دلسوزانه به این سه مورد یعنی تفسیر قرآن و حدیث و فقه تشویق می نمودند.

سۆزی میحراب :
توجه به عبادت و انجام نماز جماعت و روزه ی سنت و … در میان طلاب و عالمان و مدرسان آن دوران چگونه بود؟

مامۆستا چراغی :
توجه به عبادات بستگی به روحیه ی ایمانی اشخاص داشت ، در
بین ماموستاهای خودم کسی را مانند ماموستا ملا نجم الدین شریعت پناه ندیده ام که در عبادت این قدر مخلص بوده باشد ، نماز واجب و سنت، روزه واجب و سنت، غسل سنت، قیلوله، اعتکاف بخصوص در ماه مبارک رمضان و …را کاملا انجام می دادند. در میان طلاب هم افرادی زاهد و متقی داشتیم از جمله ملا محمد قاریان متخلص به کویستانی شاعر و نویسنده و ملا عمر مستور زاده و … لازم است گفته شود کسی که روحانی باشد و در لباس پیامبر(ص) مشغول خدمت ، بدون شک نسبت به دیگران در عبادت بهتر عمل می کند .
البته عبادت علما و طلاب و مردم زمان طلبگی و تحصیلات ما اکثرا خالصانه برای پروردگار بود نه برای احزاب و فرقه و گروه و دسته ها !!

سۆزی میحراب :
عالم و مدرس نامی کورد در زمان تحصیل شما چه کسی بود ؟ اگر ممکن است در مورد شخصیت ایشان توضیحاتی بفرمائید .

مامۆستا چراغی :
عالم و مدرس نامی و مشهور در زمان ما در بوکان زیاد بودند از جمله: ماموستا سید حسن حسینی و ماموستا عبدالله محمدی قلندر و ماموستا محمد صالح باستانی و ماموستا عبدالرحمن ناصری و ماموستا محمد بیادار و ماموستا عبدالهادی افخم زاده و…

در مهاباد ماموستا عبدالله احمدیان و ماموستا شفیع برهانی و ماموستا ابوبکر محمد کریمی و …

در سقز ماموستا عبدالله محمدی و ماموستا حسن ادیب و ماموستا عبدالقادر فائض و ماموستا محمد امامی و ماموستا شیخ عبدالقادر زاهدی و…

در بانه و اطراف آن ماموستا محمد عزیزی برده ره شی و ماموستا احمد دافعی و …

در پیرانشهر ماموستا محمد بوداقی و ماموستا محمد عزیزی و ماموستا سید محمد نورالدین واژی و …

در اشنویه ماموستا قاضی محمد خضری و ماموستا حسین شیخانی و ماموستا رشید برهانی مشهور به ملا رشید قایر و… وجود داشتند .

ضمنا بنده در کتابی تحت عنوان دانشنامه ی مشاهیر کورد شرح حال علمای کوردستان از چهارپارچه کردستان را آورده ام که در دست چاپ می باشد .

سۆزی میحراب :
شروع کار شما در سمت پیشنمازی چگونه و در چه زمانی و کجا بود؟

مامۆستا چراغی:
شروع کار پیشنمازی بنده برای اولین بار در سال ۱۳۷۵ شمسی در اداره مخابرات بوکان بوده و در سال ۱۳۷۹ شمسی با خیرین منطقه جاده سد که اکثرا از خویشان و آشنایان خودم هستند مسجد حضرت یوسف را تاسیس نمودیم و از آن تاریخ تا بحال در آن مسجد به کار امامت جماعت و تدریس مشغول می باشم.

سۆزی میحراب :
رابطه ی شما با قشر جوان چگونه بوده و در حال حاضر چگونه است ؟

مامۆستا چراغی :
رابطه ی بنده با قشر جوان خوب و صادقانه بوده و هست و ان شاالله خواهد بود، همیشه در مسجد کلاس قرآن داشته ایم و کتابخانه ای مناسب نیز در مسجد برای مردم بخصوص جوانان – علیرغم مخالفت جمعی از اسلام ستیزان و حتی بعضی از ماموستایان – دایر نموده ایم .

در طول هفته یک بار قبل از نماز مغرب ، در روزهای پنج شنبه سخنرانی مناسب داریم .در مجالس ترحیم ، هنگام ختم جلسه و گاه در وقت مناسب ، مطابی چند به سمع و نظر مردم می رسانیم و گاه از ماموستاهای خبره و سخنور تقاضا می کنیم ، آنان نیز موعظه و سخنانی مناسب و در خور آن مجلس ، بیان فرمایند .

سۆزی میحراب :
آیا ماموستایان توانسته اند با قشر جوان ، بخصوص آن دسته از جوانانی که علاقمند به رفت و آمد مسجد بوده و اهتمام بیشتری به انجام عبادات و … می دهند ، تعامل سازنده داشته باشند؟ با دیگر جوانان چگونه تعاملی دارید؟

مامۆستا چراغی :
ماموستایان در طول خدمت خود با جوان و پیر ، با متدین و غیره ، همیشه تعامل خوبی داشته و – ان شاالله – خواهند داشت . آنچه معلوم و مشهود است این است که بعد از رحلت پیامبر (ص) دین مبین اسلام و آموزهای دینی تنها توسط علما، بخصوص عالمان کرد زبان ، با وجود همه ی مشکلات و ناهمواری هایی که بوده و هست، دست به دست به ما رسانده اند و این اثبات می کند که علما با علم و عقل و سیاست خویش توانسته اند دین را همچنان حفظ نمایند و اگر گاه و بیگاه با جمعی از جوانان یا غیره کدورتی پیش آید ، امری طبیعی بوده ، زیرا آن دسته از جوانان یا کسانی دیگر که تازه به حوزه ی دین وارد می شوند گاها عامیانه و به عبارتی دیگر جاهلانه با مردم و با امام جماعت برخورد کرده و بدون منطق علمی و عقلی با سایر مسلمانان و بخصوص عالمان و امام جماعت مساجد برخورد می کنند و حاضر نیستند که با امام جماعت بنشیند و حرف ایشان را گوش داده و بشنوند . چه بسا گاهی توسط دشمنان ، امام جماعت را به عنوان مشرک یا بدعت گذار و دشمن دین ، قلمداد نموده و با ایشان از در ناسازگاری درآمده و جرقه ی اختلاف و چند دستگی را ایجاد می کنند ، متاسفانه شخص تازه وارد به مسجد از چنین عقل و درایتی برخوردار نیست در نتیجه همچنان که عرض کردم گاهی مشکلاتی به وجود می آید ، هر چند با سعه ی صدر توانسته ایم از مشکلات بکاهیم . ضمنا باید بدانیم ، بدون شک وظیفه ی امام جماعت تبلیغ دین و راهنمایی

مردم بخصوص قشر جوان است و عالم یا امام جماعت همیشه و در همه ی احوال خود را خادم و دلسوز مردم و جوانان دانسته و می داند.

سۆزی میحراب :
همچنانکه مستحضرید این روزها طلبگی و تحصیل علوم شرعی خیلی کم رنگ شده و در برخی مناطق به خاموشی گرایده است ، دلایل آن را چگونه می بینید و در این خطای نابخشودنی مقصر اصلی را چه کسی می دانید ، والدین ، ماموستایان یا طرف ثالث ؟

مامۆستا چراغی :
شکی نیست که علوم دینی کم رنگ شده و در حدیث آمده که در آخر الزمان به علت فوت علمای واقعی و دلسوز دین ،علم دینی کم رنگ می شود و اگر با دیدی آسیب شناسانه بدان بنگریم ، عواملی چند در کم رنگ شدن چنین علمی دست دارند از جمله:

(۱) تبلیغات کافران و اسلام ستیزان.
(۲) اختلاف مسلمانان با همدیگر
(۳) دلبستگی به دنیا و تجملات و تزئینات آن
(۴) وجود افرادی در لباس روحانی که علم کافی نداشته و همچنین خود را ملزم به رعایت اخلاق اسلامی و شیوه ای پسندیده در رفتار و تعامل با مردم نمی دانند.

باید گفت : در این مورد افراد زیادی مقصر بوده از جمله ؛ در درجه ی اول والدین ، بعد ماموستایان و مردم خیر و ثروتمند و کسانی دیگر ، که هر کدام به نوبه ی خود دستی در گم رنگ شدن و عدم اشتیاق برای طلب علوم شرعی دارند .

سۆزی میحراب :
آیا در حال حاضر طلبه و شاگردی دارید که در خدمتتان مشغول تحصیل علم باشد ؟

مامۆستا چراغی :
در حال حاضر بصورت متفرقه کسانی به عنوان طلبه جهت فراگرفتن علوم اسلامی تشریف می آورند و بنده در خدمتشان هستم.

سۆزی میحراب :
آیا برای فعالیت فضای مجازی برنامه و زمان خاصی دارید ؟ وجود چنین فضایی را چگونه ارزیابی می کنید؟

مامۆستا چراغی :
از فضای مجازی به اندازه ی نیاز خود استفاده می کنم . همچنین یک کانال تلگرامی دایر نموده ام تا هر کتابی را که تدریس می کنم در آن قرار داده ؛ بلکه طلبه ها و کسانی علاقه مند بتوانند از آن استفاده نمایند.

به نظر بنده فضای مجازی مثل یک چاقو عمل می کند ، اگر در دست اهلش باشد با آن میوه می خورد و برای دیگران نیز میوه پاک می کند ،اما متاسفانه اگر بدست نا اهلش بیفتد یا خود را با آن می کشد و یا دیگران را به وسیله آن به هلاکت و نابودی می کشاند.

سۆزی میحراب :
شما چند کتاب تالیف نموده اید و بیشتر در چه موضوعاتی تالیف نموده اید ؟

مامۆستا چراغی :
کتاب هایی در زمینه ی ، صرف و نحو و خطابه و فتوای جدید و اصول الفقه و مسائل متفرقه به زبان های عربی ، کوردی ، فارسی نگاشته ام ..

انگیزه من برای نوشتن و تالیف آن ها این بوده که : هنگامی در بعضی افراد، ضعف علمی مشاهده شده ، تجزیه و ترکیب و مسائل صرف و نحو را نوشته ام.

وقتی بعضی از فتوای ناسنجیده و مخالف با شرع را شنیده و یا مشاهده نمودم به تالیف کتاب مکتوبات پرداختم و همینطور برای هر کتابی انگیزه ای داشته ام..

سۆزی میحراب:
گویا شما به سرودن شعر علاقمند هستید .. آیا کتاب یا نوشته ای در این مورد دارید؟

مامۆستا چراغی :
قطعا به سرودن شعر علاقه دارم زیرا حسان بن ثابت و امام شافعی و ابوبکر صدیق و ..‌ شعر سروده اند اما بدون شک آن بزرگواران از سرودن شعری که مخالف با قرآن و سنت باشد دوری نموده اند .

بله ، بنده یک دیوان شعر کردی دارم که هنوز به چاپ نرسیده است و امیدوارم در آینده ای نزدیک چاپ شود

سۆزی میحراب :
چرا ماموستایانی خدمتگزار همچون شما پس از چندین سال تدریس و تحقیق و خدمت به مردم و دین ، بعد از مرگشان فراموش خواهند شد ، در این باره مقصر کیست؟

مامۆستا چراغی:
البته بنده و امثال بنده چنان شهرت و جایگاهی نداریم و چنان خدمتی نکرده ایم که شایسته باشد فراموش نشویم بلکه بنده و امثال بنده چه بهتر که فراموش شوند!

اما علت فراموشی بزرگان دین عدم فرهنگ سازی و جهل مردم به نسبت دین و جایگاه پیشوایان دینی است.

سۆزی میحراب :
نقش خانواده و همسرتان را در پیشرفت علمی و میزان موفقیت خود در کار دعوت و تدریس ، را چگونه ارزیابی می کنید؟

مامۆستا چراغی :
نقش خانواده ام صد در صد مثبت بوده ، هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی ، … خلاصه از هر نظر بنده را همکاری و یاری نموده اند ، جا دارد از همسر عزیز و فرزندانم کمال تشکر را داشته باشم .

سۆزی میحراب :
برای ماموستایان جوان و تازه کار چه توصیه و پیشنهادی دارید ؟ لطفا بیان فرمائید.

مامۆستا رسول چراغی:
برای ماموستایان جوان و تازه کار موارد زیر را توصیه می کنم :

۱) از روی عشق و علاقه به دین و خدمت به مردم فعالیت کنند
۲) با اسلحه علم و دانش روز ، به میدان بیایند
۳)علوم حوزی دنیای کنونی را کاملا تحصیل نمایند

۴)وابسته به احزاب و فرقه های مختلف نباشد
۵)پیوسته قرآن کریم و تفسیر قرآن و تفسیر آیات احکام و شرح احادیث احکام و سیره رسول الله و تاریخ صحیح اسلام را مطالعه نماید.
۶)با ماموستاهای که عالم و فاضل هستند و در عین حال وابسته به هیچ فرقه ای نیستند
و متدین و مخلص هستند رابطه صمیمی برقرار نموده و از ایشان کسب فیض و علم نمایند واز فتوا دادن پرهیز کند بخصوص در مساله علم میراث و نکاح و طلاق جدا بپرهیزند و مساله را به بزرگان دین و علما واگذار نماید.

۷) مردم عوام را تکفیر نکنند بلکه سعی و تلاش کند تا اتحاد و برادری در بین مردم ایجاد نماید.
۸) زهد و تقوا و اخلاص را از صوفی ها و سیاست و درایت را از اخوانی ها یاد بگیرد.

۹) با هیچ یک از احزاب اسلامی ستیز و دشمنی نکنند بلکه همه آنان را مثل شاخه های یک درخت ،که به اصل و ریشه ی خود درخت وابسته اند، بنگرند. زیرا همه آنها دم از کتاب و سنت می زنند، هر چند آرزو دارم روزی بیاید که تنها نامی که بدان منتسب هستند ، اسلام ومسلمان ، بوده و باشد و همگی زیر چتر درخت اسلام،برادرانه بیارامند و صوفیگری، اخوانی، سلفی، مکتبی، شیعه و سنی را بهانه ی آماج حملات نسبت به همدیگر قرار نداده و آن را وسیله ای برای تفرق نگردانند.

۱۰) بدعت بعد از پیامبر(ص) ۱۴۴۰ سال است که پیوسته به دین افزوده می شود پس یک مرحله برداشته نمی شود نیاز به علمای واقعی و زمان و مکان مناسب دارد پس حکیمانه و عالمانه و عاقلانه باید برخورد شود.

سۆزی میحراب :
توصیه ی شما به پدران و مادرانی که فرزندان مستعد و باهوشی دارند ، چیست؟

مامۆستا چراغی :
پدران و مادران وظیفه دارند در همان دوران کودکی قرآن و سنت و احکام اسلامی و محبت خدا و پیامبر(ص) را به فرزندانشان یاد دهند،اگر به مدرسه رفتند و به مقطع راهنمایی رسیدند آنان را نزد یک عالم دینی مخلص و دلسوز برده تا علوم دینی را نزد ایشان فراگیرند چون اگر به مقطع دبیرستان یا بالاتر برسند و تا آن موقع کاری در این زمینه انجام ندهند، از دین فاصله می گیرند.

همچنین پدر و مادر خودشان باید در منزل رفتاری اسلامی داشته،تا این گونه رفتارها در کودکانشان شکل گرفته و کودکان بتوانند از والدین الگو برداری نمایند .

سۆزی میحراب :
میزان همدلی و اتحاد میان عالمان و دعوتگران مسلمان را چگونه می سنجید؟

مامۆستا چراغی:
ان شاالله خیره اما به نظر می رسد ضعیف باشد ، متاسفانه یکی از نقاط ضعف ما ناهماهنگی و عدم همدلی کامل دعوتگران با عالمان دینی بوده و هست .

سۆزی میحراب :
لطفا خوش ترین خاطره ی دوران تحصیل و ماموستایه تی را برای ما تشریح بفرمائید .

مامۆستاچراغی:
البته خاطره خوش و تلخ دوران طلبگی یا دوران ماموستایه تی زیاد است کتابی مانند چێشتی مجێور نیاز است تا در آن نوشته شود ؛
اما خوش ترین خاطره دوران طلبگی بنده با مرحوم ماموستا نجم الدین شریعت پناه است …

این است که یک روز لباس بسیار زیبای پوشیده بودم و کتاب انموزج در علم نحو را بدست گرفته و در خیابان انقلاب بوکان از جلو کتاب فروشی اسماعیل زاده رد می شدم ناگهان شخصی را با لباسی ساده و بسیار کهنه و با جامدانه ( آقا بانو) کهنه که به سرش بسته بود و یک کیسه پر از تبر و داس و قند شکن و غیر… بدوش ، مشاهده کردم، از کنارش که گذشتم تنه ای به من زد، از ایشان ناراحت شده و گفتم : درست راه برو مرد!! گفت: چشم ناراحت نباش فقه جان ،این کتاب چیست که در دست دارید؟ گفتم: شما نمی دانید، مربوط به طلبه ها است شما از آن حالی نمی شوید!! گفت: نشانم بده ببینم، همینکه نگاه کرد گفت : ها انوزج است، اگر مردی بگو ببینم انوزج چه صیغه ای است؟! فهمیدم که عالم است ، پرسیدم شما ؟ گفت: عجب ! آیا نمی دانی ؟ بنده علامه ی زمان، مدرس مشهور کردستان ،حضرت ماموستا ملا نجم الدین شریعت پناه هستم . همینطور به شوخی کردن ادامه داد سپس گفت: این کیسه را از دوش من بردار و بر دوش خودت بگذار تا آن را نزد مغازه آهنگری ببریم که برایمان درست کنند. کیسه را بر دوشم گذاشت و گفت: اسمت چیه؟ گفتم: محمد رسول. گفت: شهرت؟ گفتم: چراغی گفت: چراغی شب چل چراغی چرا غم بود ؟ چرا غم تو باشی چراغی جان چرا غم بود؟

سۆزی میحراب :
تلخ ترین خاطره ی دوران زندگی خودتان را بیان بفرمائید .

مامۆستا چراغی :
دو سال در ارتش جمهوری اسلامی ایران لشکر ۸۱ زرهی خدمت کردم بدلیل بی پولی در طول بیست و چهار ماه دو بارمرخصی گرفتم یک بار که به مرخصی آمدم از قصر شیرین راه افتادم به کرمانشاه رسیدم شب بود و فصل زمستان ، هوا خیلی سرد بود، پول نداشتم به مسافرخانه بروم !! ناچار به کوچه ای پناه برده و خود را کنار دیوار ها قرار می دادم تا از سرما محفوظ بمانم و منتظر بودم صبح فرا برسد. ناگهان جمعی معتاد دورم حلقه زدند خیلی ترسیدم، فرار را بر قرار ترجیح دادم، به فلکه ای رسیدم ، یک مسافر خانه آنجا بود به داخل مسافرخانه رفتم و گفتم : اگر ممکن است تا صبح در این راه پله بمانم ! گفت : نه
سرانجام با وجود سرمای شدید به طرف ایست و بازرسی به امید این که ماشین های نفت کش مسیر بوکان ، میاندوآب بیایند و توسط دژبان با التماس ، بنده را با خود به بوکان ببرند، راه افتادم ، سرانجام با وجود تمام سختی های آن شب ، شکر خدا موفق شدم سوار ماشینی شده و به
دیدار خانواده ی خود نایل شوم .

سۆزی میحراب :
پیشنهاد شما به دست اندرکاران سایت (سۆزی میحراب) چیست ؟ با گوش جان می شنویم .

مامۆستا چراغی :
از زحمات تمام دست اندرکاران سایت سوزی میحراب کمال تشکر و قدردانی را دارم و توصیه بنده این است خالصانه برای خدا خدمت کنند.

سۆزی میحراب :
در پایان از اینکه وقت گرانبهای خودتان را در اختیار ما قرار دادید بی نهایت سپاسگزاریم و طول عمر باعزت و عاقبت بخیری را برای شما و همه ی دعوتگران مسلمان از خداوند متعال خواهانیم .

مصاحبه کننده : یونس سلیمان زاده / روستای قەڵاجۆغە

از طريق
یونس سلیمان زاده
منبع
sozimihrab
برچسب ها

یونس سلیمان زاده

استان آذربایجان غربی- بوکان نویسنده و مترجم فعال و دعوتگر دینی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود

همچنین ببینید

بستن
بستن