اندیشه

انسان از دیدگاه قرآن(۲-۱)

انسان چه معتقد و مؤمن یا غیر مؤمن، در خطاب قرآنی دارای جایگاه وسیعی است.

در این گفتار سعی می شود که اشاره ای هر چند کوتاه به ماهیت و شکل های متنوع انسان مومن و غیر مومن در خطاب و دیدگاه قرآن داشته باشیم، در جامعه ی باز مدینه همه ی اشکال انسان وجود داشت.

در حکومت مدینه(سال یکم تا یانزده هجری قمری)هدف و فلسفه ی خلقت و وجود انسان در رسالت پیامبر (ص) و شخصیت ایشان بازتاب می یابد.

در مدینه ارتباط عمیق روحی و معنوی بین ایشان (ص) با شخصیت های برجسته ی اطرافش به وجود آمده بود.

شاعر و عارف معروف کرد، محوی،عمیقا به وجود این ارتباط معنوی پی برده بود به همین علت می گوید:

خداوند بر سر همه ی اصحاب و اهل بیت و دوستدارانش*در هر زمانی باران رحمتش را بباراند.

 نور و روشنایی پیامبر (ص) بر یار و اصحاب ایشان چنان اثر کرده بود*که شخص بیگانه و تازه از راه رسیده گمان می کرد که در این سرزمین همگی پیغمبرند ( دیوان محوی ص۴۴۰).

این نوع انعکاس و تأثیرات پیامبر (ص) بر اطرافیانش که دکتر عادل نیز از آن بحث می کند؛ بسیار نزدیک به مفاهیم قرآنی آن است.

انسان، صرف نظر از ایمان و عقیده اش، در دیدگاه قرآن با همه ی وجود و اجزاء این قرآن, جایگاه بسیار وسیعی را به خود اختصاص داده است؛ چنانکه قرآن موضوع انسان را نقطه ی شروع و پایان مباحث خود قرار داده است.

دکتر عثمان حلبچه ای در یکی از خطبه های جمعه ی خود در سال ۲۰۱۵ اشاره به این موضوع می کند که قرآن با ” الحمد لله رب العالمین” شروع می شود و با کلمه ی “الناس” پایان می یابد.

مسأله ی آزادی انسان در انتخاب عقیده اش در سوره ی ( الکهف) حل و فصل شده است به این صورت که: انسان آزاد است کافر بودن، کمونیست بودن و غیره را انتخاب کند و برای مسلمان شدن مورد اجبار قرار نمی گیرد؛ اما به او اجازه داده نمی شود که در سرزمین مسلمانان، آزادی و شخصیت انسان مسلمان را بر هم زده و مورد تعرض قرار دهد همانند کاری که سلمان رشدی و تسلیمه نسرین و ابو زید‌ و مریوان حلبچه ای انجام دادند.

این خط قرمز در اسلام به ” امنیت دینی و شخصی” از آن یاد می شود که در اروپا نیز به ” امنیت سرزمینی” و در شرق نیز به ” امنیت قومی” از آن تعبیر می شود.

این مرزبندی انسان بودن را به وجود می آورد. شهرستانی در عصر یکی از روزهای رمضان سال ۲۰۱۵ گفت:” داخل شدن به اسلام همانند راننده شدن است؛ کسی شما را وادار به راننده شدن نمی کند اما هنگامی که راننده شدی باید دستورات راهنمایی و رانندگی را رعایت نمایی؛ چرا که در صو ت هر نوع تخلف از این دستورات فاجعه ای رخ می دهد که این هم نوعی ظلم و تجاوز به حقوق دیگران است به زیان خود و سایرین، بنابراین جریمه دارد”.

بسیاری از کلمات قرآن وجود دارند که بدون توجه به نوع دیدگاه وعقیده ی انسان،به بیان مفهوم انسان می پردازند. از مجموع این کلمات تنها به پنج کلمه در اشکال مختلفش اشاره می نماییم: الانسان ۲٫ الناس ۳٫ بنی آدم   ۴٫ البشر   ۵٫عبد   ۶٫ النفس

نسبت به این شش کلمه نه صرف تفسیر و تأویلات برداشت شده از قرآن بلکه به طور مستقیم آیات مختلفی با مفاهیم قرآنی و موضوعات زبان شناسی و جغرافیایی وجود دارند.

اولین کلمه، الانسان است.. االانسان لفظی است که از«الانس» مشتق شده است به معنای انس گرفتن و البته به معنای نسیان و فراموشی هم آمده است.

در فرهنگ ، لغات مختلف نیز در مقابل این کلمه معانی مختلفی از جمله، انسان، بشر، آدمی زاد و مردم ذکر کرده اند( فرهنگ لغت المنجد کردی‌, ص۹۳; فرهنگ لغت سپی ریز, ص۴۰۷; ته فسیری ئاسان, ص۲۹۱).

این کلمه شامل معانی مختلفی در خود قرآن است از جمله معنای انسان و بشر در آیه ی” لیس للانسان الا ما سعی…”

اما معنای دیگر انسان، شخصیتی است که بسیار به ظن و گمان و پرسش می پردازد.

این پرسش ها و ظن و گمان های او, چیزی مستدل و مستند به دلایل خاصی در ذهن او نیست بلکه نتیجه ی اندیشه و تجمع اثرات ناشی از شرایط اطراف انسان است.

این انسان کسی است که هر زمانی متمایل به کافر بودن است.

در آیات ( ۸۸ و ۱۰۰ سوره ی الاسراء) از انسان به عنوان ( الانس) و ( الانسان) نام برده شده است. به عنوان مثال در این آیه که می فرماید( لئن اجتمعت الانس والجن) یعنی: اگر همه ی انسان ها و جن ها گرد هم آیند(آیه ی ۸۸). و آیه ی( کان الانسان قتورا) یعنی: انسان پست و خسیس است…(آیه ی ۱۰۰).

بنابراین کلمه ی انسان در قرآن شامل هر دو معنای انسان عادی و انسان دارای ظن و گمان فراوان است. از جمله در این آیات:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿٢۶ الحجر﴾خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَهٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ﴿۴ النحل﴾،

همچنین آیات ۶۷مریم، ۱۲ المؤمنون…

“وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا ﴿١١ الإسراء﴾ وَکَانَ الْإِنْسَانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا ﴿۵۴ الکهف﴾ووَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ﴿٧٢ الأحزاب﴾

معنی و مفهوم این کلمه در قرآن

در سراسر متن قرآن، هر دو مفهوم لغوی و غیر لغوی انسان وجود دارد تا در آینه‌ی آن هم انسان مؤمن و هم انسان غیر مؤمن خود را به عنوان شخصی که به آخرت برمی‌گردد ببیند. اما آنچه قرآن بر آن تأکید می‌ورزد هر دو معنای انسان در یک حال است. در مرحله‌ی تطبیق عملی دستورات و مفاهیم قرآن ( ۱- ۱۱ه‍)، [از طرف حکومت اسلامی آن دوره] دستور ترور یا شکنجه و تهدید هیچ انسانی به علت عقیده و باورش صادر نشده است.

از جهت دیگر خداوند متعال انسان را در هر دو معنای آن با یک لفظ واحد بیان نموده است. افراد به عنوان اعضای تشکیل دهنده‌ی جامعه، هر دو مفهوم و معنای انسان را در خود دارند:

اولی، انسان ظالم و جاهل(سوره‌ی الاحزاب)، و دوم، انسانی که از دعای خیر و نیکی و مناجات خسته نمی‌شود( سوره‌ فصلت).

 دوم/ کلمه‌ الناس

در بیشتر فرهنگ لغات کردی در مقابل کلمه‌ی الناس کلمات( مردم، رعیت، خلق) ذکر شده است. کلمه‌ی الناس از جمله کلماتی است که این قابلیت را دارد که آن را از جمله مسائل داخل در عقیده و باور به شمار آورد. در واقع کلمه‌ی الناس به اندازه‌ای اهمیت دارد که آخرین سوره‌ی قرآن کریم با آن خاتمه می‌یابد.

کلمه‌ی الناس در قرآن

 قرآن به عنوان متونی الهی بر مفهومی دیگر از کلمه‌ی الناس تأکید می‌نماید، مفهومی خارج از حیطه‌ی ایدئولوژی و عقیده که نه در تمدن اروپایی و نه در برنامه و تفکر تندروانه این مفهوم از انسان وجود ندارد. علت عدم شناخت واقعی از انسانیت و اختلاف بر آن به خود انسان‌ها برمی‌گردد به ویژه انسان‌هایی که تفکر و ایدئولوژی خاصی آ‌نها را به جهتی سوق می‌دهد. اما در حقیقت خداوند مبرا از این کشمکش‌ها و مشکلات است زیرا نه وابسته به مسلمان بودن مسلمانان و نه وابسته به کافربودن غیر مسلمانان است[ و او الصمد و بی نیاز مطلق است]، بر همین اساس کلمه‌ی الناس در بیشتر آیات سوره‌ی الحج، شامل مسلمان و غیر مسلمان می‌شود. چنانکه در همین سوره در آیه‌ی ۵ خداوند متعال نسبت به بعضی از انسان‌ها می‌فرماید: ” ای انسان‌ها اگر شما در شک و گمان هستید نسبت به زنده شدن….”. یا آیه‌ی ۸ همان سوره که می‌فرماید: ” در میان مردم کسانی وجود دارند که بدون هیچ گونه دلیل و علم و آگاهی نسبت به ذات خداوند مجادله می‌کنند…. این چنین انسانی حق( یعنی پیام الهی) را دریافت نمی‌نماید”.

در آیه‌ی ۱۸ سوره‌ی حج خداوند می‌فرماید: ” در میان مخلوقات خداوند انسانهای زیادی نیز هستند که برای خداوند سجده می‌برند…”.

خداوند در آیه‌ی ۱۷ سوره‌ی حج به وجود گروهی از انسانهای مؤمن در میان دینهای مختلف اشاره می‌کند. به عنوان نمونه در دو آیه‌ی سوره‌ی کهف این انسانها و دیگران را آزاد نموده است که به خداوند ایمان بیاورند یا نه. همچنین طبق این دستور و برنامه در این دنیا نیز مورد اجبار و فشار قرار نمی‌گیرند، زیرا دینداری با زور و اجبار قابل عملی کردن نیست.

تمییز و جدا نمودن کسانی که خداوند را چنانکه هست به عنوان خدای واحد می‌پرستند از کسانی که برای خداوند شریک قرار می‌دهند، تنها در روز قیامت صورت می‌گیرد نه در دنیا با زور و اجبار. چنانکه خداوند متعال در سوره‌ی حج بسیار واضح و روشن می‌فرماید این دو گروه در روز قیامت از همدیگر جدا ساخته می‌شوند نه در دنیا: ” از نسل آدم کسانی از دین اسلام و یهودی و ستاره پرست و فرشته پرست و مجوس و آتش پرست و زرتشت و شریک قرار دهندگان وجود دارند که تنها به ظاهر برای خداوند سجده می‌برند، خدواند در روز قیامت آنها را [کسانی از اهل همه‌ی این ادیان که خدا را بدون شریک قراردان می‌پرستند و کسانی که برای او شریک قرار داده‌اند] از همدیگر جدا می‌کند”.

لفظ (الناس) نیز همانند کلمه‌ی (الانسان) هر دو مفهوم باوردار و بی باور را در خود دارد. حتی  جنبه‌ی مفهومی بی باوری در آن بیشتر نیز می‌باشد.

همچنانکه از این متون قرآنی برداشت می‌شود:

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَکِنْ لَا یَعْلَمُونَ (۱۳ /بقره).

یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ (۲۱ /بقره).

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ (۴۴/بقره).

وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ (۱۶۴/بقره).

وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ (۲۱۳/بقره).

همچنین تنها در سوره‌ی (الناس) پنج بار کلمه‌ی (الناس) ذکر شده و خداوند در این سوره “پروردگارِ پادشاهِ خداوندِ مردم” معرفی شده است.

ترجمه : محمد احمدیان – اشنویه

ادامه دارد

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا