تاریخ

فرزندان پیامبر (ص) را بشناسیم

بیوگرافی مختصری از فرزندان پیامبر{ص}

خداوند به پیامبر ما هفت دختر و پسر بخشید و آن حضرت از یکی ازدخترانش نوه دختر و پسرداشت ؛ کما اینکه از همسرانش نیز اولاد داشت.

 اینک زندگی نامه مختصری از آن ها

دختران پیامبر اسلام عبارت بودند از:

 زینب ورقیه و ام کلثوم و فاطمه که همگی در حیات آن حضرت فوت کردند به جز فاطمه که شش ماه بعد از فوت پدر عزیزش فوت کرد.

* پسران آن حضرت نیز عبارت بودند از 

تعداد آنها سه

*قاسم

او بزرگ ترین فرزند پیامبر بود و آن حضرت به قاسم کنیه دار بود { ابوالقاسم}

-ازابن عباس روایت شده که قاسم اولین فرزند پیامبر بود ، در مکه و قبل از بعثت متولد شد و پیامبر نیز به همان اسم کنیه دار شد.

گفته می شود که قاسم تقریباً دو سال عُمر کرد و تا وقتی که راه رفتن را یاد گرفت زنده ماند ، او در مکه فوت کرد.

*عبدالله

او اولین فرزند پیامبر بود که بعد از بعثت به دنیا آمد ، به او گفته می شد {طیب و طاهر}

عبدالله در مکه فوت کرد و بعد از فوت او تا مدت زیادی پیامبر از هیچ کدام از همسرانش بچه دار نشد.

در همین اثنا بود که عاص بن وائل سهمی در باره پیامبر شایع کرده بود که محمد دیگر بچه دار نمی شود و او دیگر مقطوع النسل شده و ابتر یعنی نازا است.

خداوند در پاسخ به این شایعه های بی اساس سوره کوثر را نازل کرد.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ (۱) فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ (۲) إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الآبْتَرُ (۳)

 

به نام خداوند بخشنده مهربان ما تو را (چشمه)‌ کوثر عطا کردیم.۲٫ پس برای پرودگارت نماز گذار و قربانی کن دشمن تو قطعا بریده نسل خواهد بود

*ابراهیم

ابراهیم درماه ذی الحجه هشتم سال هجری و در مدینه متولد شد. پیامیر یک گوسفند را در روز هفتم تولد او سر برید و موی سر ابراهیم را تراشید و آن مقدار مو را با نقره وزن کرد و نقره را در بین مستمندان پخش کرد و همچنین دستور داد که موها را زیر خاک دفن کنند.

روایت شده {سلمه} مامان عبداالله پس از تولد این نوزاد پیش همسرش ابو رافع رفت و به او خبر داد که رسول خدا صاحب پسر شده است ؛ پس او نیز نزد پیامبر رفت و خبر متولد شدن پسرش را به وی داد که پیامبر به عنوان مژدگانی یک برده به او بخشید و بدین گونه خوشحالی خود از به دنیا آمدن فرزندش ابراهیم را اعلام نمود .

از عبدالله ابن عبدالرحمن ابن ابی صعصعه روایت شده: وقتی ابراهیم به دنیا آمد هرکدام از زنان انصار خواستار این بودند که به ابراهیم شیر بدهند و بدین خاطر عجب همهمه و مسابقه ای در میانشان حاصل شده بود که در نهایت پیامبر تصمیم گرفت فرزندش ابراهیم را به ام برده دختر منذر تحویل دهد و شیر دهی اش را به او بسپارد ..هروقت که پیامبر اکرم نزد ام برده تشریف می برد تا فرزند نوزادش را ببیند او إبراهیم را برایش می آود.

 وقتی که ابراهیم فوت کرد پیامبر ناراحت و اندوهگین شد و مسلمانان نیز محزون و دردمند شدند.

از عبدالرحمن پسر حسان بن ثابت روایت شده که مادرش گفت: قبل از مُردن ابراهیم هرگاه من و خواهرم جیغ می کشیدیم و صدایمان را بلند می کردیم پیامبر ما را از این کار نهی می کرد ولی وقتی ابراهیم فوت کرد هرچند با صدای بلند بر فراقش گریه نمودیم ولی آن حضرت ما را از این کار نهی نکرد.

 فضیل پسر عباس جسد بی جان ابراهیم را شست و رسول الله و عباس نشسته بودند در کنار او؛ سپس او را به گورستان حمل کردند ؛ پیامبربر لبه ی قبر او و عباس نیز کنارش نشسته بود. فضل بن عباس و اسامه بن زید به داخل قبر ابراهیم رفتند ومن در کنار قبر گریه می کردم و پیامبر کسی را از گریه بر فراق ابراهیم منع نفرمود!

از قضا در همان روز خورشید گرفتگی رُخ داد مردم گفتند: که کسوف به خاطر فوت ابراهیم پسر رسول الله است که پیامبر در واکنش به این شایعه فرمود: خورشید گرفتگی نه به خاطر مرگ کسی و نه به خاطر متولد شدن کسی حاصل می شود .

و این حادثه  در دهم ماه ربیع الاول سال دهم هجری بود.

ترجمه : فایق رسولی سالاره – سردشت

 

——————————————————————————–

[۱]الطبقات الکبرى لابن سعد ( ۱ / ۱۳۳ )

[۲]السیره النبویه لابن کثیر ( ۴ / ۶۰۸ )

[۳]الطبقات الکبرى لابن سعد ( ۱/ ۱۳۳ )

[۴]الطبقات الکبرى  لابن سعد ( ۱ / ۱۳۳ )

[۵]السیره النبویه لابن کثیر ( ۴ / ۶۰۷  )

[۶]الطبقات الکبرى لابن سعد ( ۱ / ۱۳۵ )

[۷]الطبقات الکبرى لابن سعد ( ۱ / ۱۳۶ )

[۸]سبل الهدى والرشاد ( ۱۱ / ۲۴ )

[۹]الطبقات الکبرى لابن سعد ( ۱ / ۱۴۴ )

 

نمایش بیشتر

فایق رسولی سالاره

استان آذربایجان غربی - سردشت طلبه و دانشجو مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا