اصولقرآن

قرآن کلام پروردگار است یا پیامبر؟

آیا قران از جانب خداوند نازل شده است یا پیامبر آن را تألیف کرده است؟

خداوند سبحان و بلند مرتبه –که داناتر به مصالح بندگانش است– خواستند که دین اسلام را پایان بخش ادیان آسمانی و قانون اسلام را که همانا قرآن است، پایان بخش کتب آسمانی و همچنین پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه وسلم) را پایان بخش سلسله پیامبران و انبیاء که بهترین درودها بر آنها باد، قرار دهد.

با وجود این بسیاری از کسانی که تاکنون راه اسلام را نشناخته اند و در تاریکی جهل و گمراهی غوطه ور و سرگردانند، به آنها می‌گوییم: اینها تاکنون امتناع دارند که به حقیقت اسلام، قرآن و حقیقت رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) اعتراف نمایند. به این هم بسنده نمی کنند، بلکه آنها گاهی اوقات تلاش می کنند در دین و پیرامون آن شبهه ایجاد کنند، تا بتوانند از این طریق مانعی برای مؤمنان و کسانی که هدایت یافته اند و حق را از گمراهی تشخیص داده اند، بشوند.

دین اسلام به طور عموم و قرآن کریم و پیامبر اسلام خصوصاً با بسیاری از شبهات و سخنان باطل مواجه گشته اند -که بعد از تحقیق و تفحص- پوچی آن شبهات و سخنان باطل روشن شده است و دین اسلام با گذشت تاریخ و ایام مورد تأیید الهی قرار گرفته و خداوند آن را حفظ کرده است. خداوند در تأیید این مهم می فرماید: «ویأبى الله إلا أن یتم نوره ولو کره الکافرون» [التوبه:۳۲] یعنی: «و خداوند نمی پذیرد مگر آنکه نورش را کامل کند، اگر چه کافران دوست نداشته باشند».

یکی از شبهه های قدیمی که پیرامون این دین مطرح شده است، شبهه ی نسبت دادن قرآن به پیامبر اسلام است و اینکه می گویند: پیامبر خود واضع قرآن است و مُنزّل از جانب خدا و وحیانی نیست. اهل مکه از همان اوایل فجر اسلام، چنین شبهه ای را به میان آوردند و قرآن از زبان آنان نقل می کند: «وقالوا أساطیر الأولین اکتتبها فهی تملى علیه بکره وأصیلا» [الفرقان:۵] یعنی: «و گفتند افسانه های پیشینیان است که آن را باز نوشته است و آن صبح و شام بر او املا می شود». در حالیکه به صورت تواتر و ضرورت اثبات شده است که پیامبر اسلام در زمان حیات خویش، چه در اوایل عمر و چه در اواخر عمر مبارکش، چیزی ننوشته اند و از هنگام تولدش تا زمان بعثت در متن و بطن جامعه وقت بوده و آنان به همه خصوصیات آن بزرگوار، صداقت و خوبیهایش، پاکی و امانتش و همچنین سایر ویژگی‌های اخلاقی آن حضرت اطلاع و اشراف داشتند و حتی مشرکین و جامعه وقت، با توجه به ویژگی‌های اخلاقی که پیامبر داشتند، ایشان را “محمد امین” نامیده بودند. پس چگونه می شود او را متهم به این شبهه نمود! قرآن کریم ادعای مشرکین و شبهه افکنان را به طور قاطع و صریح رد کرده است و می فرماید: «قل أنزله الذی یعلم السر فی السماوات والأرض» [الفرقان:۶] یعنی: «بگو این قرآن را کسی نازل کرده است که به نهان آسمان ها و زمین آگاه است.» البته این ویژگی را در هیچ یک از آفریده ها نمی توان یافت.

یکی از مسلمات علمای لغت و بیان این است که فرد اسلوب ذاتی خود را دارد و نمی توان به راحتی اسلوب ذاتی را از کسی گرفت و یا آن را تغییر داد و به اقتضای این و با مقارنه ای که می توان در بین اسلوب قرآن و سنت نبوی انجام داد، واضح و مبرهن خواهد شد. اسلوب ها با هم فرق دارند و هیچ شخص باانصافی به تساوی آنها قایل نیست، بنابراین چگونه می توان ادعا کرد که این قرآن از تألیفات پیامبر است! همچنانکه بعضی از مشرکین قدیم و جدیدی که برخوردار از اخلاق و انصاف نیستند، چنین ادعایی دارند؛ عجیب است!!

همچنین گفته می‌شود: اگر این قرآن از تألیفات پیامبر(صلی الله علیه وسلم) می بود، برای کسانی که هم معاصر پیامبر اسلام بودند و در بیان، بلاغت و لغت شاهکار و حماسه می آفریدند، این امکان داشت که به مانند قرآن، آیاتی بیاورند؛ اما در واقع نتوانسته اند به آن راه یابند و اگر همه ی آنکه در زمین و آسمان ها هست، ائتلاف و اجتماع نمایند، نخواهند توانست به مانند قرآن بیاورند. آنچه این شبهه را منتفی و در اساس آن را نقض می کند، حدیثی است که در “صحیحین” از عایشه و أنس رضای خدا بر آنها باد روایت شده که گفته اند: «اگر محمد(صلی الله علیه وسلم) چیزی را از آنچه بر او نازل می شد، پنهان می کرد، این آیه را پنهان می کرد: «وإذ تقول للذی أنعم الله علیه وأنعمت علیه أمسک علیک زوجک واتق الله وتخفی فی نفسک ما الله مبدیه» [الأحزاب:۳۷] یعنی: «و به یاد آور چون به کسی که خداوند بر او انعام نموده و تو نیز بر او انعام کرده ای، می گفتی همسرت را برای خود نگاه دار و از خداوند پروا کن و در دل خود، آنچه را که خداوند پدیدارکننده اش است، نهان می ساختی». دلیل استدلال به این حدیث این است که اگر قرآن از تألیفات پیامبر بود، عقلاً و منطقاً درست نبود که این آیه در قرآن باشد، زیرا با طبیعت و عادت انسان سازگار نیست چیزی را بیان نماید که دوست نداشته باشد سایر مردم بر آن اطلاع داشته باشند و این دلیل بر این است که این قرآن را پیامبر تألیف ننموده است، بلکه قرآن وحی الهی است و حضرت جبرئیل امین، آن را بر قلب نازنین رسول خدا نازل کرده است و آیات بیشماری در این رابطه وجود دارند .

ما در تأیید این موضوع تنها به این آیه بسنده می کنیم: «قل إنما أنا بشر مثلکم یوحى إلی أنما إلهکم إله واحد» [الکهف:۱۱۰] یعنی: «بگو من فقط بشری مانند شما هستم که به من وحی شده است که معبودتان معبودی یکتاست». باتوجه به آنچه گذشت، واضح و روشن است که قرآن وحی الهی بوده و خداوند آن را بر بنده و پیامبرش فرو فرستاده و در هیچ حالت و مقیاسی نمی توان گفت که قرآن از تألیفات و آورده‌ی پیامبر است، زیرا دلایل و واقعیات این ادعا را به شدت رد و نفی می نمایند. خداوند در تأیید این مسئله می فرمایند: «وإنه لتنزیل رب العالمین * نزل به الروح الأمین * على قلبک لتکون من المنذرین» [الشعراء:۱۹۲-۱۹۴] یعنی: «وآن [قرآن] فرو فرستاده ی پروردگار جهانیان است، روح الامین آن را فرود آورده است بر دل تو، تا از هشداردهندگان باشی»

منبع: اسلام ویب
ترجمه: رحمان مام رش
سوزی میحراب

از طريق
رحمان مام رش
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها

رحمان مام رش

@ استان آذربایجان غربی- پیرانسهر @@ دبیر - نویسنده و مترجم

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن