تاریخ

آيا از محمد (ص)جادو شده بود؟!

 

 ذيل «باب السحر» امام بخاري، خبر واحدی را از طريق سند به حضرت عائشه منسوب مي كنند که: «سَحَرَ رَسُولَ اللَّهِ رَجُلٌ مِنْ بَنِي زُرَيْقٍ يُقَالُ لَهُ لَبِيدُ بْنُ الْأَعْصَمِ حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ أَنَّهُ كَانَ يَفْعَلُ الشَّيْءَ وَمَا فَعَلَهُ حَتَّى إِذَا كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ أَوْ ذَاتَ لَيْلَةٍ وَهُوَ عِنْدِي لَكِنَّهُ دَعَا وَدَعَا ثُمَّ قَالَ يَا عَائِشَةُ أَشَعَرْتِ أَنَّ اللَّهَ أَفْتَانِي فِيمَا اسْتَفْتَيْتُهُ فِيهِ أَتَانِي رَجُلَانِ فَقَعَدَ أَحَدُهُمَا عِنْدَ رَأْسِي وَالْآخَرُ عِنْدَ رِجْلَيَّ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ مَا وَجَعُ الرَّجُلِ فَقَالَ مَطْبُوبٌ قَالَ مَنْ طَبَّهُ قَالَ لَبِيدُ بْنُ الْأَعْصَمِ قَالَ فِي أَيِّ شَيْءٍ قَالَ فِي مُشْطٍ وَمُشَاطَةٍ وَجُفِّ طَلْعِ نَخْلَةٍ ذَكَرٍ قَالَ وَأَيْنَ هُوَ قَالَ فِي بِئْرِ ذَرْوَانَ فَأَتَاهَا رَسُولُ اللَّهِ فِي نَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَجَاءَ فَقَالَ يَا عَائِشَةُ كَأَنَّ مَاءَهَا نُقَاعَةُ الْحِنَّاءِ أَوْ كَأَنَّ رُءُوسَ نَخْلِهَا رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَفَلَا اسْتَخْرَجْتَهُ قَالَ قَدْ عَافَانِي اللَّهُ فَكَرِهْتُ أَنْ أُثَوِّرَ عَلَى النَّاسِ فِيهِ شَرًّا فَأَمَرَ بِهَا فَدُفِنَتْ.

مردي از «بني زريق» به نام لبيد بن اعصم، رسول الله(ص) را جادو كرد طوري كه رسول الله تصور مي كرد كاري را انجام داده در حالي كه انجام نداده بود تا اينكه روزي و يا شبي كه او [پيامبر] نزد من بود[1]، دعا كرد و دوباره دعا كرد آنگاه گفت: اي عائشة آيا احساس نمي كني كه خداوند درخواست مرا اجابت نمود -در مورد علت اين سحر- ؟؟ دو نفر به نزد من آمدند يكي از آنها كنار سَرَم و ديگري كنار پاهايم نشست. يكي از آنها به ديگري گفت: چه چيزي اين مرد را آزار مي دهد؟ -آن يكي -جواب داد: مسحور شدن و جادو شدن.  گفت: چه كسي او را جادو كرده است؟ جواب داد: لَبيد بن اعصَم ؛ گفت: جادويش را در چه چيزي طلسم كرده است؟ جواب داد: در شانه و مويي كه به آن چسبيده است و در غلاف شكوفه خرما ؛ گفت: و اين طلسم كجاست؟ جواب داد: در چاه ذروان. سپس پيامبر به همراه گروهي از اصحابش به آنجا رفت و برگشت و گفت: اي عائشة انگار كه در آب آن -چاه- حنا حل كرده بودند و انگار سرشاخه هاي آن نخل سر شياطين بودند.

عایشه می گوید : گفتم: يا رسول الله آيا آن -طلسم – را خارج كرديد؟ فرمود: خداوند بلا را از من دور كرد ؛ اما ترسيدم كه – از ناحيه اين طلسم – به مردم اثر بدي برسد.

راوي مي گويد: پس – رسول خدا – امر كرد تا آن -طلسم – را دفن كنند »( بخاري5430)

– در روايتي ديگر از همين ماجرا، امام بخاري توهماتجنسي و آمیزشی را هم اضافه مي كند: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ سُحِرَ حَتَّى كَانَ يَرَى أَنَّهُ يَأْتِي النِّسَاءَ وَلَا يَأْتِيهِنَّ قَالَ سُفْيَانُ وَهَذَا أَشَدُّ  مَا يَكُونُ مِنْ السِّحْر..:

ترجمه : پيامبر جادو شده بود تا جايي كه فكر مي كرد با همسرانش مجامعت می کند در حالي كه چنين نبود.

سفيان مي گويد:  اين شديدترين وضعيت در سحر و جادوست.. » (بخاري5432)

روايت اين حديث تا بدانجا مي رسد كه عائشة (رض) مي گويد: «أَفَلَا تَنَشَّرْتَ ؟

آيا تو نُشرَه كردي؟» 2 (آیا آن را ابطال ننمودی؟)

توجه شما عزیزان را به بررسی این حدیث امام بخاری جلب می کنم

اتهام سحر به پيامبر(ص) و يا اتهام جادو شدن ايشان، بدون شک به معناي تشكيك در رسالت و طعن در دين مبین اسلام است.

 اين اخبار آحاد درست به مانند سخنان مشركيني است كه پيامبر عليه السلام را متهم مي كردند و می گفتند : «وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا*أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا:

و گفتند اين چه پيامبرى است كه غذا مى ‏خورد و در بازارها راه مى ‏رود چرا فرشته ‏اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد يا گنجى به طرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از  آن بخورد ؟و ستمكاران گفتند:  -مردم- جز مردى افسون ‏شده را دنبال نمى ‏كنيد» (الفرقان7،8)

البته  سخن حق و قاطع قرآن در مردود شمردن چنين اتهامي آشکارا آمده است: «انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا: بنگر چگونه براى تو مثل ها زدند و گمراه شدند در نتيجه نمى‏ توانند راهى بيابند» (الفرقان9)

قرآن كريم همين عبارات و اتهامات مشرکان به رسول خدا را در سوره «الإسراء» تكرار كرده ومي فرمايد :  «نحنأَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلًا مَّسْحُورًا:

هنگامى كه به سوى تو گوش فرا مى ‏دارند ما بهتر مى ‏دانيم به چه -منظور – گوش مى‏ دهند و[نيز آنگاه كه به نجوا مى ‏پردازند وقتى كه ستم گران گويند جز مردى افسون‏ شده را پيروى نمى ‏كنيد»(الاسراء47)

 پاسخ قرآن كريم به چنين اتهامي نيز، مجددا تكرار مي شود: «انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلًا:

ببين چگونه براى تو مثل ها زدند و گمراه شدند در نتيجه راه به جايى نمى ‏توانند ببرند»(الاسراء48)

تكرار سخن خداوند در پاسخ اتهام جادو شدن خاتم النبیین علیه السلام توسط مشركين، بي حكمت و دلیل نيست .

 ما معتقديم كه اين تكرار به منظور رد اتهام جادو شدن به ايشان بعد از وفات آن حضرت بوده كه متأسفانه اين اتهام شيطاني در قالب اخبار آحاد همچنان ادامه داشته است.

خداوند حافظ رسول الله(ص) بود تا اينكه رسالتش را كامل انجام دهد: «..وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ:

و خدا تو را از-گزند- مردم نگاه مى‏ دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏ كند»(المائدة67)

بايد از اهل حديث پرسيد چگونه خداوند حافظ نبي اسلام از گزند مردم بوده در حالي كه شخصي يهودي به راحتی می توانسته ايشان را سحر  كند؟!

 

 

پاورقی 

[1] در اينجا راوي مشكوك است كه آيا شب بوده يا روز. در حالي كه بخاري همين حديث را با همين سند در جاي ديگر(حديث3095) با لفظ قطعي «حتى كان ذات يوم» روايت مي كند. يعني بخاري يك حديث را با همان سند با دو لفظ مختلف نقل كرده است و اين خود مؤيد سخن كساني است كه در حافظه بخاري اشكال كرده اند(مثل حافظ ابن عقدة). ابن حجر عسقلاني هم متوجه چنين اشكالي بوده و درصدد توجيه آن برمي آيد. او نهايتا مي نويسد: «وَهَذَا مِنْ نَوَادِرِ مَا وَقَعَ فِي الْبُخَارِيِّ أَنْ يَخْرُجَ الْحَدِيثُ تَامًّا بِإِسْنَادٍ وَاحِدٍ بِلَفْظَيْنِ: اين از وقايع نادري است كه بخاري مرتكب شده. او اين حديث را به صورت كامل و با سند واحد، با دو لفظ نقل كرده است»(فتح الباري شرح «باب السحر» صحيح بخاري)

 

[2]نُشرَة يا مصدر تَنَشُّر، اشاره به نوعي خنثي كردن طلسم جادو دارد. ابن حجر در شرح حديث5432 بخاري، مفصلا در اين باب سخن گفته و خواسته كه تعارض بين اين حديث و حديث «النُّشْرَةُ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ» را رفع كند. او از قول ابن الجوزي مي نويسد: «قَالَ ابْنُ الْجَوْزِيِّ: النُّشْرَةُ حَلُّ السِّحْرِ عَنِ الْمَسْحُورِ، وَلَا يَكَادُ يَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلَّا مَنْ يَعْرِفُ السِّحْرَ: ابن جوزي گفته كه نشرة، دفع جادو از شخص جادوشده است و به هيچ وجه كسي نمي تواند چنين كاري كند الا اينكه با جادو آشنا باشد

 د. احمد صبحی منصور

بخش تحقیق  سوزی میحراب

نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا