اندیشه

انقلاب آزادگی

جامعه ی انساني تا قبل از ظهور خاتم پيامبران ومقتداي مصلحان(ص)،در منجلاب بردگي غرق شده بود؛ازاين رو فرستاده ی خدا،انقلابي خشمناك عليه اوضاع حاكم اعلام كرد،انقلابي حكيمانه،منظم ومملوء از رشادت ها ،انقلاب علیه شرابخواري،ربا و ستم در حق زنا ،انقلاب علیه تمام مفاسد و رذائل موروثی حاکم بر جوامع آن روزگار، قوانین ديرينه ی يونان باستان،روم و…دروازه ی برده داري را گشاده بود چنانكه قاتل،به خانواده ی مقتول تحویل داده می شد، بدهکار هنگامی که از پرداخت بدهی اش عاجز می ماند،به بردگی طلبکار در می آمد و سارق،برده ی صاحب مال مي گشت ، در داستان حضرت يوسف(ع)نيز آمده است:« قَالُواْ جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ(75)» [يوسف] « (برادران يوسف)گفتند:سزاي آن(كسي كه دزدي كرده باشد،اين است كه)هركس آن پيمانه در بارش يافته شود،خودش (بنده وگروگان به)سزاي آن گردد (آري)ما اين چنين ستمكاران را كيفر مي دهيم».

سرپرست خانواده،صاحب قدرت مطلق بود واين سلطه به وي اجازه مي داد هريك از افراد تحت کفالتش را که بخواهد،بفروشد و يا بكشد.

يوغ بندگي تا هرزمان كه ارباب اراده مي كرد، بر گردن بردگان مي ماند و کسی نبود آنها را از این وضعیت برهاند ، بازار تجارت بردگان چون گوري دهان گشاده مي ماند كه راهي برای خروج نداشت ، طاعون بردگی وبال زندگی مردم بود و به سان آتشي همگان را درخود فرو مي كشيد ، آتشي كه شعله هايش ممکن نبود با یک پف خاموش شود ، نور خورشيد اسلام دميد تا پیکر سوخته وويران شده ي انسانيت به دست استبداد را نجات داده و تيمار بخشد

 پس قانوني صادر ودر آن به بردگي كشاندن آزادگان را منع نمود ودر حالي كه خود از هرسو آماج تهديدها بود،سايه سار امن آزادگي را بنياد نهاد و مسلمانان را اين گونه ندا داد كه: نه ، به قتل ودزدي و زورگيري ننگ ، نه ، به خريد وفروش انسان ها ، نه ، به حكمراني استبدادگران، نه ، به نامهربانی سرپرست خانواده و نه ، به فقر و ناتوانی درپرداخت وام ها!

پس از ظهور اسلام،توجیهی برای به بندگی کشاندن انسان ها نماند . اسلام تمام راهکارهای لازم را برای رهایی بندگان از قید بردگی،به کار گرفت؛ ازجمله،منع ازدواج با کنیزان – جز در شرایط اضطراری – گامی مؤثر در راستای بیمه کردن نسل جدید از این پدیده ی شوم بود و اين بهترین حجت است بر اینکه آیین حیات بخش اسلام،با وضع شرایعی،علاوه بر درمان بردگی و قبل از آن، درصدد پيشگيري اين درد كشنده برآمده است.
اگر در آيات قرآن كريم بينديشيم،مشاهده مي كنيم كه اسلام،به آزادی اُسرا امر کرده است ؛ خواه آزادي با معاوضه باشد يا بلامعاوض.

« فَإِمَّا مَنًّاً بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً (4) »[محمّد].« يا بر آنها منت مي گذاريد(و بدون عوض آزادشان مي كنيد)ويا(در برابرآزادي از آنان)فديه مي گيريد(خواه با معاوضه اُسرا وخواه بادريافت اموال)»
– اسلام قائل به کشته شدن هیچ اسیری نیست ؛ مگر کسی که مرتکب جنایات جنگی شده باشد ؛ البته اين نه قاعده اي عام وبلكه از استثناءات است كه درلغت معاصر،از آن تحت عنوان «مجازات مجرمان جنگي» نام برده مي شود.

-در منطق اسلام، «آزادی» و «زندگی» یکسان اند؛کما اینکه به برده گرفتن شخصی به منزله ی قتل بیرحمانه ی وی می باشد؛ از همين روست كه آزاد كردن عبد را كفاره قتل غيرعمد قرارداده و زندگي را با زندگي جبران نموده است.

از دیدگاه اسلام،آزاد کردن برده،یعنی دمیدن روح زندگانی به حیات بی جان او و برگرداندن دوباره اش به آغوش جامعه!
-به بردگی گرفتن اُسرا ، با روح و اهداف شریعت اسلامی کاملاً ناسازگار است و چنانچه روزگاری اسلام،در جنگی با دشمنان،بنا به ضرورت یا مقابله با خطرات و تهدیداتی که امنیت مسلمانان را به مخاطره انداخته است،دست به چنین اقدامی زده باشد،اجرایی موقت و نقشه ای انتقالی بوده تا سرانجام به راه حلی رضایت بخش که آزادی کامل اسیر است – و اسلام مصرانه بر آن پای می فشارد- منتهی گردد.
-اسلام،دروازه هاي وسيع آزادي را به روي بردگان و زيردستان گشوده و استشمام بوی آزادی را به آنها هدیه کرده است ؛

* نخستين كليد اين درها،كليد دل هاي مؤمنان است ، دين راستي وسعادت، مردم را با هر وسيله وامكاناتي به آزادكردن بردگان سوق داده و در اين راه همواره آنان را تشويق وترغيب نموده است.

خداوند در قرآن کریم مي فرمايد:« فَلا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (11) وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ (12) فَكُّ رَقَبَةٍ(13) »[بلد].« (ما كه دو راه پيش پاي انسان نهاده ايم،آنكس كه ناسپاس است) او خويشتن را به گردنه ي (رهايي از شقاوت ورسيدن به سعادت)نمي زند(وآن را پشت سر نمي گذارد).* تو چه ميداني آن گردنه چيست؟* آزاد كردن برده وبنده است.». -ابوهريره(رض) نيز از پيامبر(ص) روايت مي كند كه فرمودند:« مَن أعتق رقبةً مسلمةً، أعتق الله بكل عضو منه عضواً من النار، حتى فرجه بفرجه». « هر کس که بنده ی مسلمانی را آزاد کند،خداوند به ازای هر عضوی از بدن بنده،عضوی از جسم او را از آتش دوزخ حفظ می کند»
*كليد دوم،كليد خزائن دولت اسلامي است كه سالانه،سهم معيني را براي نجات اُسرا و آزادي بردگان اختصاص داده است.خداوند مي فرمايد:« إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (60)»[التوبة]. «زكات مخصوص مستمندان،بيچارگان،گردآورندگان آن،كسانيكه جلب محبتشان (براي پذيرش اسلام وسودگرفتن از خدمت و ياريشان به اسلام چشم داشته)مي شود،(آزادي)بندگان،(پرداخت بدهي)بدهكاران،(صرف)درراه(تقويت آيين) خدا،و واماندگان در راه(ومسافران درمانده و دورافتاده از مال ومنال وخانه وكاشانه) مي باشد.اين يك فريضه مهم الهي است(كه جهت مصلحت بندگان خدا مقررشده است)وخدا دانا(به مصالح آفريدگان)و حكيم(دروضع قوانين)است.»

*كليد سوم،قانون كفاره هاست ، قوانيني كه آزاد كردن بردگان را کفاره ی اعمالی چون شكستن سوگند،قتل غيرعمد و روزه خوردن قرار داده است.

*علاوه بر این موارد، بی حرمتی،بی عدالتی و ضرب و شتم برده،یکی دیگر از بهانه هایی است که اسلام برای آزادی او به کار گرفته است.در اين مورد اشاره به اين فرموده ی پيامبر(ص) كافي است که :«مَن لطم مملوكه أو ضربه فكفّـارته أن يُعتـقه».«هر كس به برده اش لطمه بزند يا اورا مورد ضرب وشتم قرار دهد،كفاره اش اين است كه او را آزاد كند.».

در روايتي ديگر ابو مسعود(رض) چنين مي گويد:« درحال زدن غلامم از پشت سر صدايي شنيدم كه گفت:«آگاه باش اي ابامسعود!توانایی پروردگار بر تو بیشتر است تا توانایی تو بر او ».فهميدم ايشان رسول خدا(ص) هستند وگفتم:يا رسول الله(ص) ،- در ازای این کار زشتم – او را در راه خدا آزاد كردم.ايشان فرمودند:«اگر اين كار را نمي كردي،در آتش دوزخ مي سوختي.»

– بسياري از ائمه ی اسلام بر اين باورند كه هر کسی در اثر ضرب باعث جراحت برده شود و یا وی را مجبور به انجام کارهای سنگین کند،موظّف است آن برده را آزاد گرداند؛ زیرا این اقدام،حق تملّک را از ارباب سلب می کند.
-ازجمله شرایط دیگری که اسلام برای آزادی بندگان تبیین و تعیین کرده است، می توان به موارد زیر اشاره نمود :

* آزادی والدین ، هرگاه فرزند قصد تملّک هردو یا یکی از آنها را داشته باشد.

*آزاد شدن کنیزه در صورت بچّه دار شدن

*و همچنین عقد قرارداد که برده می تواند در قبال وجهی ، خود را باز خرید نماید.
– در سطرهاي گذشته به خدمات اسلام در راستای گشودن دروازه های آزادی و بستن درهای بردگی اشاره شد ،  لكن بين اين دوسمت،گروهي از بردگان قرارگرفته اند كه در تكاپوي رهايي از اين وضعيت و به دنبال شكافي براي استنشاق هواي آزادي اند.

-اسلام براي اين دسته نیز امكاناتي فراهم آورده است كه بتوانند طعم آزادی را بچشند،  تبعيض هاي طبقاتي را احساس نكنند و چون انساني آزاد زندگي كنند ؛ در همین راستا ، سرپرستان را موظّف کرده است كه اسلوب زندگي خادمانشان را با سطحي كه خود در آن به سرمي برند،متعادل گردانند.
– معرور روايت مي كند كه:ابوذر را در ربذه (نام روستایی است) ديدم ، او لباسي برتن داشت كه غلامش نيز از همان لباس پوشيده بود ، سبب را از او جويا شدم ، ابوذر گفت:من به مردي از خادمانم دشنام دادم و اورا به واسطه ی مادرش تحقيركردم ، پيامبر(ص)به من گفت: «يا أباذر، أعيّـرته بأمّـه؟ إنك امرؤ فيك جاهليّـة، إخوانكم خَولـكم، جعلهم الله تحت أيديكم، فمن كان أخوه تحت يديه، فليُطعمه مما يأكل، وليُلْبسُـه مما يَلبْس، ولا تُكَـلِّـفُوهم ما يغلبهم، فإن كلّـفتُموهمُ فأعينُوهم».

«اي ابوذر!اين شخص را بواسطه مادرش تحقير مي كني؟مردي هستي كه هنوز حالت جاهليت در تو باقيست ، خدمتگزاران شما برادرانتان هستند كه خداوند آنان را زيردستتان قرار داده است ،بنابر اين كسي كه برادرش زيردستش باشد،بايد از غذاي خود به او بدهد واز لباس خود اورا بپوشاند و نبايد اورا به كارهايي ملزم نماييد كه از قدرتش خارج است ، اگر كارهاي سخت را به ايشان محول كرديد،بايد كمكشان كنيد»

* در ترجمه ی آیات قرآن کریم از «تفسیر نور» اثر «دکتر مصطفی خرمدل» استفاده شده است.

دكتر سعد مرصفي
ترجمه: اقبال جهانگيري

نمایش بیشتر

اقبال جهانگیری

آذربایجان غربی - اشنویه فعال اجتماعی دانشجوی دکتری

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا